تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فضایل محور عالم "
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

[/b]

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را


بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا


بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را
[تصویر: emam_ali2.jpg]
• هفتاد فضیلت(بخش سوم)


مکحول از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب [b]علیه السلام نقل می­ کند که حضرت فرمودند:
«به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، می‌دانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند».
گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده.
فرمود:
...
« و امّا یازدهم، از پیامبر خدا شنیدم که می‏ فرمود:" ای علی! تو برادر منی و من برادر توام. دست تو در دست من است تا به بهشت درآیی ".
و امّا دوازدهم، از پیامبر خدا شنیدم که می ‏فرمود:" ای علی! مَثَل تو در بین امّت من، چون مَثَل کشتی نوح است. آن که به کشتی درآمد، رستگار شد و آن که از آن جا مانْد، غرق شد ".
و امّا سیزدهم، پیامبر خدا به دست خود، دستارش را بر سرم نهاد و برایم دعای پیروزی بر دشمنان خدا خوانْد و من به اذن خدا عزوجل، آنان را شکست دادم.
و امّا چهاردهم، پیامبر خدا به من فرمان داد که دست بر پستان گوسفندی که شیرش خشک شده بود، بکشم. گفتم:ای پیامبر خدا! تو دست بکش. فرمود:" ای علی! کار تو کار من است " و من، دست بر آن کشیدم. شیرش به راه افتاد. با آن، پیامبر خدا را نوشاندم. پیرزنی از راه رسید و از تشنگی نالید، او را هم سیراب ساختم. پیامبر خدا فرمود:" من از خدای عزوجل درخواست کردم که دست تو را مبارک سازد و ساخت ".
و امّا پانزدهم، پیامبر خدا به من وصیت کرد و فرمود:" ای علی! جز تو کسی مرا غسل ندهد. به وی گفتم:ای پیامبر خدا! چگونه تو را بچرخانم؟ فرمود:" تو یاری می‏ شوی ". سوگند به خدا! تصمیم به چرخاندن هیچ عضوی نگرفتم، جز آن که چرخانده شد.»[sup][1][/sup]

------------------
[1] الخصال:1:572.
قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : خیر من یمشی علی الارض بعدی علی بن ابی طالب(علیه السلام) .

رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:بهترین کسی که پس از من بر روی زمین راه می رود علی بن ابی طالب است .



***************************************


گفتم كه علي، گفت بگو سِرُّ الله
گفتم كه علي، گفت بگو عين الله


گفتم كه به وصفش چه بگويم گفتا
لا حول و لا قوه إلّا بالله
• هفتاد فضیلت(بخش چهارم)

مکحول از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند
«به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، می ‏دانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند».
گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده.
فرمود:...
« و امّا هفدهم، خداوند عزوجل، فاطمه ‏علیها السلام را به همسری من درآورد، در حالیکه ابوبکر و عمر، از او خواستگاری کرده بودند؛ ولی خداوند، از برِ هفت آسمان، او را به همسری من درآورد و پیامبر خدا فرمود:
" مبارک تو باشد، ای علی! خداوند عزوجل، فاطمه، سرور زنان بهشتی را به همسری تو درآورد و او، جگر گوشه من است ".
گفتم:ای پیامبر خدا! آیا من از تو نیستم؟ فرمود:
" چرا، ای علی! تو از منی و من از توام. من نسبت به تو همچون سمت راست، نسبت به سمت چپم و در دنیا و آخرت، از تو بی‏ نیاز نیستم ".
و امّا هجدهم، پیامبر خدا به من فرمود:" ای علی! تو صاحب بیرق حمد (درفش ستایش) در روز واپسینی. و تو در روز رستاخیز، نزدیک‏ترین هم‏نشین من از بین خلایقی. تو دست به سوی من دراز می‏ کنی و من، دست به سویت دراز می‏ کنم. من در گروه پیامبران خواهم بود و تو در گروه وصیان. بر سرِ تو تاج نور و افسر کرامت نهاده خواهد شد و اطراف تو را هفتاد هزار فرشته خواهند گرفت تا خداوند عزوجل از حسابرسی خلایق، فارغ شود ".
[/font]
[font=Arial]و امّا نوزدهم، پیامبر خدا فرمود:" تو با پیمان‏ شکنان (ناکثین)، ستمکاران (قاسطین) و از دین به در روندگان (مارقین)، مبارزه خواهی کرد و به شمار هر کدام از آنان که با تو بجنگند، یکصد هزار از پیروانت را شفاعت خواهی کرد ". گفتم:ای پیامبر خدا! پیمان‏ شکنان چه کسانی‏ اند؟ فرمود:" طلحه و زبیرند. با تو در حجاز، بیعت خواهند کرد و در عراق، پیمان‏ شکنی خواهند نمود. اگر چنین کردند، با آنان بجنگ؛ چون جنگ با آنان، پاکی برای اهل زمین است ". گفتم:ستمکاران کیان‏ اند؟ فرمود:" معاویه و یاوران او ". گفتم:از دین به‏ در روندگان، چه کسانی ‏اند؟ فرمود:" پیروان ذو ثُدیه.[sup][1][/sup] آنان از دین، همچون تیر از تیرانداز می‏ گریزند آنان را بکش؛ چون در کشتن آنان، گشایشی برای مردم و شکنجه زودرسی برای آنان و ذخیره ‏ای برای تو در روز قیامت در پیشگاه خدا خواهد بود ".
و امّا بیستم، از پیامبر خدا شنیدم که به من می‏ فرمود:" مَثَل تو در بین امّتم، همچون دروازه آمرزش، بین بنی‌اسرائیل است. آن که در ولایت تو درآید، وارد دروازه شده، آن گونه که خدا فرمان داده است ".»[sup][2][/sup]
-------------------
[1] حرقوص بن زهير ، مشهور به ذو ثُديَه ، از سران خوارج است كه به سبب ناقص بودن دستش به وى «مُخدج» مى گفتند و در جنگ نهروان به دست امیرالمومنین علیه‌السلام كشته شد.
[2] الخصال:1:572.

سلام
بهتر از این از من بر نمیاد ویرایشش کنم
ان شاءالله بزودی ویرارش و با فونت درشت تر ثبت می شود
موفق باشید
یا علی علیه السلام
مثنوي جالب
خواستگاري امير المؤنين(علیه السلام)
از حضرت زهرا(سلام الله علیها)!


علي مرتضي آمد به خانه
لباس پاك پوشيد آن يگانه

به سوي مصطفي آن شاه رو كرد
به هر جانب نبي را جستجو كرد

بگفتندش كه آن شاه وفا كيش
نشسته در فلانه منزل خويش

سوي آن خانه، رو شير خدا كرد
به دستش حلقه بر در آشنا كرد

زني مي خواست گويد پشت در كيست
محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت جاي اين سخن نيست

ببــــايد زود در را بـــاز كــــردن
كه او باشد علي ابن عم من

به روي مرتضي در باز كرد او
نبي را با علي دمساز كرد او

به پشت پرده ي عصمت نهان شد
علي داخل به خانه بعد از ان شد

به پيش مصطفي جا ساخت حيدر
ز خجلت سر به زير انداخت حيدر

نبودش از ادب يــاراي گـــفتار
محمد گفتش اي پاكيزه كردار

به سويم آمدي چون بهر حاجت
بگو حاجت كه خواهد شد اجابت

چو هر حرف تو پيش من قبول است
چرا قلبت پريشان و ملول است

بگو از من چرا شرمنده اي تو؟
چرا سر را به زير افكنده اي تو؟

به نزد من مثال جان عزيزي
دريغ از تو ندارم هيچ چيزي

مكن از مطلبت خود داري اي دوست
بگو هر مطلبي را داري اي دوست

علي گفتش كه اي محبوب داور
مرا هستي تو به از باب و مادر

دو ساله از پدر كردي جدايم
به دست پاك خود دادي غذايم

مرا در منزل خود جاي دادي
مرا تاج شرف بر سر نهادي

مرا بودي تو هم بابا هم استاد
مرا دادي بسي علم و ادب ياد

شدم ده سال چوپانت شب و روز
چراندم گوسفندانت شب و روز

چو قرآن بر تو از حق گشت نازل
شدم با شوق در اسلام داخل

چو طفلانت به ره دادند آزار
شكسته دست و سر زان قوم بسيار

بكردم شرشان دور از جنابت
بخفتم شب ميان رختخوابت

به جايت در شب هجرت بخفتم
به راهت ترك جان خويش گفتم

شكستم شوكت اهل ضلالت
چو آوردم برت اهل و عيالت

كنون هم چون غلام آماده هستم
به هر خدمت به جان استاده هستم

به هر جانب كه فرمايي شتابم
در اتش گر فرستي يا در آبم

توقع دارم اي ختم رسولان
كه سازي باز بر من تازه احسان

مرا داني غلام و چاكر خود
به من تزويج سازي دختر خود.
منبع:ديوان اشعار(محمد تقي نظام الديني مشهور به بهلول گنابادي)
(صفحه 58)

حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به من فرمود:
نخستين كسى كه وارد بهشت مى شود، تو هستى
گفتم: يا رسول الله، من قبل از شما وارد بهشت مى شوم؟
فـرمود: آرى، چرا كه تو پرچمدار من در قيامت هستى، همان گونه كه در دنيا پرچمدار من بوده اى، و پرچمدار مقدّم و جلوتر از همه حركت مى كند.
سـپس فرمود: اى على! گويا هم اكنون تو را مى بينم كه در بهشت هستى و لواء (پرچم) من در دست تو است و آن (لواء الحمد) است كه تو به كف گرفته اى و آدم و همه فرزندان او در پناه آن گرد آمده اند.
بحارالانوار، ج 8، ص 6.
از ابتدای صبح ازل مقتدا علیست

تا انتهای شام ابد رهنما علیست

حبل المتین محکم و برهان قاطع است

لوح و قلم علیست قدر تا قضا علیست[/b]
عن عایشه : ان رسو الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قال : الحق مع علی و علی مع الحق لن یفترقا حتی یردا علی الحوض .

عایشه گوید : رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : حق با علی و علی با حق است پس هیچ گاه این دو از هم جدا نمی شوند تا اینکه در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند .

مناقب ابن مردویه \115


********************************



حقّا كه حقيقتاً علي حق باشد
حق است علي ز حق كه بر حق باشد


ديديم خطي به دفتر لم يزلي
حق با علي و علي مع الحق باشد
ناد علياً مظهر العجائب
تجده عوناً لك في النوائب

كل همٍّ و غمٍّ سينجلي
بولايتك يا علي يا علي ياعلي!




قالت فاطمه عليها السلام:

...ما الذى نقموا من ابى حسن؟!

نقموا-و الله-منه شدة و طاته و نكال وقعته و نكير سيفه-و قلة مبالاته لحتفه-و تبحره فى كتاب الله و تنمره فى ذات الله.
دلائل الامامة:125،الاحتجاج 1/147

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

اينان-كارگردانان سقيفه-چه عيبى از ابو الحسن گرفتند؟!كه او را براى رهبرى جامعه اسلامى صالح نديدند!-

بخدا سوگند عيب او را بر خورد سخت-و بدون مسامحه و سهل انگارى در برابر حق- و مرگبار بودن رويارويى با او و شمشير بران و بى‏ اعتنايى به مرگ و آگاهى گسترده نسبت‏ به كتاب خدا و گردن فرازى در راه خدا دانسته‏اند.

• هفتاد فضیلت(بخش پنجم)

مکحول از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نقل می ­کند که حضرت فرمودند:
«به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، می‏ دانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند».
گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده.
فرمود:
...
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcT0_R-n_SstlMabIy3_U3k...lADKnrHp6A]« و امّا بیست و یکم، از پیامبر خدا شنیدم که می‏ فرمود:" من شهر دانشم و علی، دروازه آن است و هرگز به شهر، جز از دروازه آن، داخل نمی‏ شوند ". آن‏گاه فرمود:" ای علی! تو ذمّه (عهده) مرا پاس می‏ داری، بر سنّت من می ‏جنگی و امّت من با تو مخالفت می‏ کنند ".
و امّا بیست و دوم، از پیامبر خدا شنیدم که می‏ فرمود:" خداوند - تبارک و تعالی - پسرانم حسن و حسین را از نوری آفرید که به تو و فاطمه افکنْد. آن دو چون دو گوشواره آویخته بر گوش، در شور و حرکت ‏اند و نور آن دو، هفتاد هزار بار بر نور شهیدان فزونی دارد. ای علی! خداوند عزوجل به من وعده داده که آن دو را چنان بزرگ دارد که هیچ کس را جز پیامبران و رسولان، چنین بزرگ نداشته است ".
و امّا بیست و سوم، پیامبر خدا در زمان حیاتش، در حالی‏که همه یارانش حضور داشتند و عمویم عبّاس نیز حضور داشت، انگشترش، زرهش و کمربندش را به من داد و شمشیرش را بر گردنم حمایل کرد و خداوند عزوجل، از بین آنان، مرا به این امر، ویژه ساخت.
و امّا بیست و چهارم، خداوند عزوجل بر پیامبرش این آیه را فرود آورد:
" یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا نَجَیتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُواْ بَینَ یدَی نَجْوَلکُمْ صَدَقَةً؛ [sup][1][/sup]
ای کسانی که ایمان آورده‏ اید! هرگاه با پیامبر [خدا] گفتگوی محرمانه می‏ کنید، پیش از گفتگوی محرمانه، صدقه ‏ای تقدیم دارید "
و من، یک دینار داشتم که آن را به ده درهم فروختم و هرگاه با پیامبر خدا گفتگو می‏ کردم، پیش از آن، یک درهم صدقه می ‏دادم و سوگند به خدا که پیش از من و پس از من، هیچ یک از اصحاب، چنین نکرد تا آن که خداوند عزوجل این آیه را فرو فرستاد:
" ءَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُواْ بَینَ یدَی نَجْوَلکُمْ صَدَقَتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُواْ وَ تَابَ اللَّهُ عَلَیکُمْ؛ [sup][2][/sup]
آیا ترسیدید که پیش از گفتگوی محرمانه خود، صدقه‏ هایی تقدیم دارید؟ و چون نکردید، و خدا [هم] بر شما بخشید"
و آیا بخشش، جز به خاطر گناهی است که انجام یافته است؟!
و امّا بیست و پنجم، از پیامبر خدا شنیدم که می‏ فرمود:" بهشت، بر پیامبران، حرام است تا من در آن درآیم، و بهشت بر اوصیا حرام است تا تو در آن درآیی. ای علی! خداوند درخصوص تو بشارتی به من داد که پیش از من به هیچ پیامبری چنین بشارت نداد. به من بشارت داد که تو سرور اوصیایی و دو پسرت حسن و حسین، در روز واپسین، سرورِ جوانان بهشت‏ اند ".»[sup][3][/sup]
-----------------
[1] مجادله، آیه 12.
[2] مجادله، آیه 13.
[3] الخصال:1:572.
• هفتاد فضیلت(بخش ششم)

یکی از یاران از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام نقل می‌کند که حضرت فرمودند:
«به یاد دارندگان از یاران پیامبر، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، می‌دانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند».
گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده.
فرمود:
...
[تصویر: Imam_Ali_2.jpeg]« و امّا بیست و ششم، جعفر، برادر من است که در بهشت با فرشتگان با دو بال تزیین شده به درّ و یاقوت و زِبَرجَد[sup][1][/sup]، پرواز می‏کند.
و امّا بیست و هفتم، عمویم حمزه، سرور شهیدان در بهشت است.
و امّا بیست و هشتم، پیامبر خدا
فرمود:"خداوند - تبارک و تعالی - در خصوص تو وعده‌ای به من داد که هرگز از آن تخلّف نکرد. مرا پیامبر و تو را وصی قرار داد و به زودی پس از من از امّت من چیزهایی خواهی دید که موسی ‏علیه السلام از فرعون دید. پس بردبار باش و به‏ حساب خدا بگذار تا مرا ملاقات کنی. پس با هر که تو را دوست داشت، دوستی می‌ورزم و هر که تو را دشمن دارد، دشمنش می‌دارم ".
و امّا بیست و نهم، از پیامبر خدا شنیدم که می‌فرمود:"ای علی! تو صاحب حوضی و جز تو کسی مالک آن نشود و مردمی پیش تو خواهند آمد و درخواست آب خواهند کرد و خواهی گفت:نه، حتی به مقدار یک ذرّه [ نمی‌دهم] و در حالیکه چهره‌شان سیاه شده، برخواهند گشت و پیروان من و پیروان تو خواهند آمد، خواهی گفت:خوب سیرابشان کنید، و آنان، در حالیکه چهره‌شان سفید است، سیراب می‌شوند".[تصویر: 1a87964346752081982394ab08305efa_L.jpg]
و امّا سی‌ام، از پیامبر خدا شنیدم که می‌فرمود:" روز قیامت، امّت من با پنج پرچم، محشور خواهند شد. اوّلین پرچمی که پیش من می‌آید، پرچم فرعون این امّت، معاویه خواهد بود. دوم، پرچم عمرو عاص، سامری این امّت است. سوم، پرچم ابو موسی اشعری، جاثلیق این امّت است. پرچم چهارم، پرچم ابوالأعور سلمی است. پرچم پنجم، ای علی! با توست که مؤمنان، زیر آن گِرد می‌آیند و تو پیشوای ایشانی. آن‏گاه، خداوند - تبارک و تعالی - به آن چهارتا می‏ گوید:
"ارْجِعُواْ وَرَآءَکُمْ فَالْتَمِسُواْ نُورًا فَضُرِبَ بَینَهُم بِسُورٍ لَّهُ‏و بَابُ‏م بَاطِنُهُ‏ فِیهِ الرَّحْمَةُ؛ [sup][2][/sup]
بازپس برگردید و نوری درخواست کنید. آن‏گاه میان آنان، دیواری زده می‏ شود که آن را دروازه‏ ای است که درونش رحمت است."
آن [درِ رحمت]، پیروان من و کسانی‌اند که مرا دوست می‌دارند و با من، علیه گروه سرکش و از صراط افتادگان، جنگ می‌کنند و باب رحمت، همان پیروان من‌اند. آنان (دوزخیان)، فریاد برمی‌آورند:
"أَلَمْ نَکُن مَّعَکُمْ قَالُواْ بَلَی وَ لَکِنَّکُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَکُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْکُمُ الْأَمَانِی حَتَّی جَآءَ أَمْرُ اللَّهِ وَ غَرَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ فَالْیوْمَ لَا یؤْخَذُ مِنکُمْ فِدْیةٌ وَ لَا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مَأْوَاکُمُ النَّارُ هِی مَوْلَاکُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ؛ [sup][3][/sup]
آیا ما با شما نبودیم؟ می‏ گویند:چرا؛ ولی شما خودتان را در بلا افکندید و امروز و فردا کردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غرّه کرد تا فرمان خدا آمد و [ شیطان] مغرور کننده، شما را درباره خدا بفریفت. پس امروز، نه از شما و نه از کسانی که کافر شدند، عوضی پذیرفته نمی‌شود؛ جایگاهتان آتش است و آن، سزاوار شماست و چه بد سرانجامی است ".
آن‏گاه، امّت من و پیروان من وارد می‏ شوند و از حوض محمّد می‌نوشند، و در دست من، عصایی از چوب خولان خواهد بود که دشمنان خودم را همچون شتر غریبه، از آن دور می‏ سازم.»[sup][4][/sup]
-------------------
[1] نام سنگی قیمتی است.
[2] حدید، آیه 13.
[3] حدید، آیه 15 - 14.
[4] الخصال:1:572.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع