• هفتاد فضیلت-سیزدهم(سوره توحید)
موضوع: مقام ابوتراب
کلمات کليدي: توحید، اخلاص، آیه ولایت
انشاالله با دل و زبان شما را دوست داشته باشیم و با دست یاریاتان کنیم. یکی از یاران از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب
علیه السلام نقل میکند که حضرت فرمودند: «به یاد دارندگان از یاران پیامبر
، حضرت محمّد صلی الله علیه وآله، میدانند که در بینشان صاحب فضیلتی نیست، جز آن که من در آن فضیلت، سهیم و برترم و من، هفتاد فضیلت دارم که هیچ کدامشان در آنها شریک نیستند». گفتم:ای امیر مؤمنان! مرا از این فضایل، خبر ده. فرمود:
...
« و امّا شصت و یکم، از پیامبر خدا
شنیدم که میفرمود: "ای علی! مَثَل تو در بین امّتم، چون سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» است. کسی که به دل، تو را دوست بدارد، گویا یک سوم قرآن را خوانده است و آن که تو را به دلْ دوست بدارد و به زبانْ یاریات رسانَد، گویی دو سوم قرآن را خوانده و آن که به دل، دوستت بدارد و به زبان، یاریات کند و به دست، کمکت کند، گویی همه قرآن را خوانده است ". امّا شصت و دوم، من در همه جاها و جنگها با پیامبر خدا بودم و پرچمش با من بود. امّا شصت و سوم، من هیچگاه از جنگ نگریختم و هیچ کس به جنگ با من پیشقدم نشد، جز آن که زمین را از خونش سیراب ساختم.
و امّا شصت و چهارم، برای پیامبر خدا
، پرنده کباب شدهای از بهشت آوردند. از خداوند عزوجل خواست که محبوبترینِ خلق نزد خدا بر او درآید و خداوند به من توفیق داد تا بر او درآیم و آن پرنده را با او بخورم. و امّا شصت و پنجم، من در مسجد، نماز میخواندم که بینوایی درآمد و درخواست کرد و من در رکوع بودم که انگشترم را به او دادم. خداوند - تبارک و تعالی - درباره من این آیه را فرو فرستاد:
" إِنَّمَا وَلِیکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُو وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَیؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَهُمْ رَ کِعُونَ؛ [sup][1][/sup] ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردند؛ همان کسانی که نماز به پا میدارند و در حال رکوع، زکات میدهند "
[sup]
[2][/sup]
----------------------
[1] مائده، آیه 55.
[2] الخصال:1:572.
عن عمار بن یاسر قال : قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) من آمن بی و صدقنی فلیتول علی بن ابی طالب فان ولایة ولایتی و ولایة الله .
عمار بن یاسر گوید: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: هرکس که به من ایمان دارد و مرا تصدیق می کند پس ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را بپذیرد که ولایت او ولایت من و ولایت من ولایت خداست .
ترجمة الامام علی بن ابی طالب من تاریخ مدینة دمشق , 91\2
***************************************************
نه خدا، شيعه تو را می خواند
نه جدايت ز خدا می داند
يا علی چرخ زمان را شب و روز
گردش چشم تو می چرخاند
بنام خدا
پس از بناى مسجد النبى , یاران پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در اطراف مسجد براى خود خانه هایى ساخته بودند که یکى از درهاى آنها رو به مسجد باز مى شد. پیامبر گرامى به فرمان خدا دستور داد که تمام درهایى را که به مسجد باز مى شد ببندند,جزدر خانهء على بن ابى طالب را. این مطلب بر بسیارى از یاران رسول خدا گران آمد, از این رو پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)بر منبر رفت وچنین فرمود:
خداوند بزرگ به من دستور داده است که تمام درهایى را که به مسجد باز مى شود ببندم , جز درخانهء على را ; و من هرگز از پیش خود به بسته شدن درى و یا بازماندن آن دستور نمى دهم ; من در این مسایل پیرو فرمان خداهستم
آن روز تمام یاران رسول خدا این موضوع را فضیلت بزرگى براى حضرت على(علیه السلام)تلقى کردند تا آنجا که خلیفهء دوم بعدها مى گفت : اى کاش سه فضیلتى که نصیب على شد نصیب من شده بود, و آن سه فضیلت عبارتنداز:
1- پیامبر دختر خود را در عقد على درآورد.
2- تمام درهایى را که به مسجد باز مى شد بست , جز در خانهء على را.
3- در جنگ خبیر پیامبر پرچم را به دست على داد
تفاوتى که میان حضرت على(علیه السلام) و دیگران وجود داشت این بود که ارتباط او با مسجد هیچ وقت قطع نشده بود, اوخانه زاد خدا بود و در کعبه دیده به جهان گشوده بود, بنابراین مسجد از روز نخست خانهء او بود و این موقعیت , دیگرهرگز براى هیچ کس دست نداد. گذشته از این , حضرت على(علیه السلام) به طور قطع و در هر حال رعایت شئون مسجد رامى کرد ولى دیگران کمتر مى توانستند شئون مسجد را آن طور که باید رعایت کنند.
قال رسو الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) :ان لله تعالی اوحی الی فی علی ثلاثة اشیاء لیلة اسری بی انه سید المومنین و امام المتقین و قائد الغز المحجلین .
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : همانا خدا وند در باره ی علی در شب معراج سه مطلب را به من وحی فرستاده است : که او اقای مومنین و امام اهل تقوی و سرپرست پیشانی سفیدان است.
مجمع الزوائد9\121
*************************
بی ذکر علی صومعه و دیری نیست
کس را پـی درک ذات او سیری نیست
گویند که از غـیر علـی چشـم بپوش
هـر جـا نگـرم علـی بـود غیـری نیـست
بنام خدا
در ذیل بخشی از فضایل، مناقب و مقامات علی(علیه السلام) در منابع اهل سنت را از کتاب «پرتوی از فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام» تألیف آیتالله صافی گلپایگانی نقل میشود:
عبادت بیعلی علیه السلام معنا ندارد
قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله:
لَوْ أنَّ عَبْداً عَبَداللهَ مِثْلَ ما قامَ نُوحٌ فی قَوْمِهِ، وَکانَ لَهُ مِثْلُ اُحُدٍ ذَهَباً فَأنْفَقَهُ فی سَبیلِ اللهِ، وَ مُدَّ فی عُمْرِهِ حَتّی یَحُجَّ ألْفَ عام عَلی قَدَمَیْهِ، ثُمَّ قُتِلَ بَیْنَ الصّفا والْمَرْوَةِ مَظْلُوماً، ثمَّ لَمْ یُوالِکَ یا عَلِیٌ، لَمْ یَشُمَّ رائِحَةَ الجَنّةَ وَلَمْ یَدْخُلْها؛
هرگاه بندهای خدا را به مدت عمر نوح که در میان قومش قیام کرد [نهصد و پنجاه سال] به عبادت خدا بپردازد، و به مقدار کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند، و بر فرض به قدری عمر کند تا بتواند با پای پیاده هزار سال حج به جا آورد، و بعد (دربهترین مکان) بین صفا و مروه به ناحق کشته شود، اما ولایت تو را قبول نداشته باشد بوی بهشت به مشام او نمیرسد و داخل آن نمیشود.
* علی، علیهالسلام هادی امت عن ابن عباس: قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله: أنَا المُنْذِرُ وَعَلیٌّ هادِی ـ و أشارَ بِیَدِهِ إلی عَلِیٍّ وَ قالَ ـ : بِکَ یَهْتَدِی الْمُهْتَدُونَ؛
ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت کرده که آن سرور فرمود: من بیمدهندهام و علی هدایت کننده ـ و با دستش به علی علیهالسلام اشاره کرده، فرمودند: به واسطه تو هدایتشوندگان راه مییابند و هدایت میشوند.
* علی علیه السلام دو کفه ترازوی علم پیامبر(علیه السلام)عن ابن عباس: قال رسول الله صلیاللهعلیهوآله: أنَا مِیزانُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ کَفَّتاهُ، وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ خُیُوطُهُ، وَفاطِمَةُ عِلاقَتُهُ، وَالأئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی عَمُودُهُ، یُوزَنُ بِه أعْمالُ الْمُحِبّینَ لَنا وَ الْمُبْغِضینَ لَنا؛
ابنعباس از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روایتکرده استکه حضرت فرمود: من میزان علمم، و علی دو کفهاش، و حسن و حسین بندهایش و فاطمه آویزه (شاهینش)، و امامان بعدی دستگیره آن هستند، که در آن کارهای محبان و دشمنان ما وزن و سنجیده میشود.
تاعلی داریم هر دم ذکر ما یافاطمه ست
تاعلی داریم محشر شافع ما فاطمه ست
تاعلی داریم با سلمان برادر می شویم
بادعای زینبش مقداد وبوذر می شویم