تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اندر احوالاتــــ من و تالار ...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
[تصویر: 112.bmp]
من تا حالا اندیشه بیدار ندیده بودم تو تالارAngel
بیشترین حدش کاربر پیشرو بود که رویت شده بودSmile
یک روز زیبای تابستانی،وقتی بعد از سرکشی به تایپیک ها آخرین ارسال ها رو نگاه میکنم،با همچین صحنه ای مواجه میشم :

[تصویر: 2014_06_20_081504.jpg]

احساسی که من نسبت به خودم دارم :

[تصویر: IMG_08188_2_e1304239980345.jpg]

احساسی که کاربرا نسبت به من دارن :

[تصویر: 517623abee100.jpg]

چیزی که واقعا هستم :

[تصویر: speed_up.jpg]

Undecided
[تصویر: ssds.png]
یک موضوع جالب اینکه ..
من بعد از مدتها حضور در تالار و خوندن مطالب انتقادی آقای عبدالرحمن ، امروز به طور اتفاقی (با خوندن یک تاپیک که ارجاع میداد به یک تاپیک سال قبل) متوجه شدم که آقای عبدالرحمن همون آقای تلمیخا هستند ...

مدیونید اگر فکر کنید نام قدیم آقای
Justice Bringer

رو هم فراموش کردم و توی همون تاپیک متوجه شدم ...
Undecided
توی این چند روزی ها من و رضوانه و آلاله جان یک ملاقات و مذاکراتی در برج میلاد داشتیم!Cool
طبق برنامه , مذاکرات باید 9:30 شروع میشد ولی بدلیل تاخیر یکی از طرف های مذاکره کننده , زمانش به ساعت 10:15 تغییر کرد !!! .........مدیونید فکر کنید آلاله!Big Grin


اگر از صحنه های منکراتی موجود تا محل جلسه بگذریم!!!(خدا پدر برادران گشت ارشاد رو بیامرزهBlush )
و خود صحنه های منکراتی شربت خونه!Cool

http://s5.picofile.com/file/8127908942/IMG_4.jpg

, به جز گرمای هوا , اتفاق بد و خطرناک دیگه ای وجود نداشت, شربتخانه سنتی محل اصلی مذاکرات بود . ...CoolCoolCool

دور میز مخصوص کنار دیوار شیشه ای نشستیم . اونطرف مرزهای شیشه ای , کلبه چوبی قهوه خونه ست و قراره هرشب محل برگزاری رقص های سنتی باشه! Big Grin

اولین نکته قابل تامل در محل مذاکرات نبودن دیوار حائل برای جداسازی سالن و همچنین دستگاه تغییر صداهای " زیر " به صدایی شبیه به " اورگ ها " جهت جلوگیری از به گناه افتادن جوانان این مرزو بوم بوده, که در دستور جلسه قرار گرفت !Wink

کمبودهای زیادی داشت ! هرچند از لحاظ پذیرایی حرف نداشت ! Big GrinWink

http://s5.picofile.com/file/8127908692/IMG_1.jpg
http://s5.picofile.com/file/8127908750/IMG_2.jpg
http://s5.picofile.com/file/8127908918/IMG_3.jpg
http://s5.picofile.com/file/8127908968/IMG_5.jpg
http://s5.picofile.com/file/8127909034/IMG_6.jpg

نتایج مذاکرات کاملا مخفیانه ست اما درعوض سطح توافقات به هیچ عنوان قابل بیان نیست !

بعد از جلسه اولیه تصمیم گرفتیم بریم روی سکوی بازدید بالای برج !


انقدر مذاکرات سخت و فشرده روی اعضای گروه فشار آورد که یادمون نمیومد دقیقا منظور از سکو چی بوده !

حس مذاکرات هسته ای کشور انقدر برما حکمفرما بود تا جایی که یکی از بچه ها از لیدر ها پرسید:
ببخشید خانم, سکوی پرتاب کجاست !؟Big Grin......مدیونید فکر کنید رضوانه بود!Happy


خلاصه دنیای اسباب بازی گونه ی آدم ها از اون ارتفاع , از پشت خونه های کوچیک فنس های فلزی , کمی پایین تر از جایی که خدا نگاهمون میکنه , اونم همراه با دوستانی که تالار بهمون هدیه داده , تجربه جدید و بی نظیری بود ! Smile

خدا, تالار , برج میلاد ازتون متچکریمSmile

پ.ن : در آخر حواسمون نره که کم مصرف باشیم ......Wink

[تصویر: 2014_06_28_090155.jpg]
[تصویر: 2014_06_28_090206.jpg]
[تصویر: 2014_06_29_030450.jpg]
(۷/تیر/۹۳ ۱۴:۳۵)Ali#59 نوشته است: [ -> ]
[تصویر: 2014_06_29_030450.jpg]
گفتیم در ماه خدا ملت شاد بشوند Big Grin
دقت کنید اون هم بچه گربه نیست ها ...
بچه ی ببره ...Wink
نکته دارد ...
[تصویر: mhv5k7ahs016283qvwgc.jpg]
Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
سکته دانید چیست؟؟؟!
من از دیدن آواتار قبلی ایشون و نیز آواتار آقا محمد میترسیدم ! در حد سکته!
النور»»»» Ezra...Smile
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19
آدرس های مرجع