۱۰/بهمن/۹۲, ۲:۴۶
امروز به سختی مریض شدم و چند ساعت بسیار بیتاب بودم، و باز هم دریافتم که دنیا عجب دنیای دروغی است و فقط نیکویی باقی میمونه. بنابراین اول اول باید عذرخواهی کنم اگر سخنم رو طوری که درک بشه مطرح نکردم و از اون جهت احتمالاً باعث ناراحتی شده باشم.

بنده اصلاً و ابداً بحث برچسبزنی و قضاوت زودهنگام رو مطرح نکردم! این چیزی هست که (ویرایش: صحت یا عدم صحتش رو) خود جناب وحید110 میدونن. البته جناب عالممقدسملکوت هم خلافش رو اظهار میکنن.
به هر حال من در این مورد هیچ صحبتی نداشتم، و واقعاً درک نمیکنم این رو از کجای صحبت بنده برداشت فرمودید.
بر این اساس بنده حدس میزنم دوستان معمولاً حوصلهی بادقت خوندن مطالب رو ندارن و با سرعت میخونن
شاید هم فقط در مورد مطالب بنده اینطور هست!

قضاوت در مورد ارسال بنده اگر با دقت به سخن بنده صورت بگیره، البته باعث هیچ مشکلی نخواهد بود.
یک مثال میزنم در توضیح بیشتر حرفم.
در این تالار(یا بیرون از تالار) زیاد پیش میاد که انتقاداتی از بعضی شرایط کشور بشنویم. بعضی افراد هستند که میدونیم از این انتقادات اینطور نتیجه میگیرن که مشکل از اینه که سیاست با دیانت آمیخته بشه و... . اما وقتی این انتقادها رو میشنویم، تا جایی که درست هستند رو میپذیریم و هرجا که وارد نمیدونستیم اشکال میگیریم.
یعنی تا جایی که یک سخن درست هست، نه تنها پذیرفتنش باعث مشکل نیست، بلکه تنها چارهمون پذیرفتنش هست تا بتونیم حرف حق خودمون رو براساس حق بیان کنیم.
(قرمز و آبی هممعنا با ارسال قبل هست.)
مسلم هست که رعایت شدنش واجب هست برای اینکه بتونیم طوری پیش بریم که امکانش باشه که به کسی که دنبال حق هست، نظر حقگرایانهی خودمون رو به اثبات برسونیم.
نه از لحاظ اثبات حسننیت - اثبات حسننیت هم درونش هست - بلکه از لحاظ پیش رفتن بحث به نقطهی جدال حق و باطل و فرصت معلوم گشتن حق.
امیدوارم این دفعه خوب توضیح داده باشم.

(۹/بهمن/۹۲ ۱۰:۲۴)nina نوشته است: [ -> ]خیلی جالبه که بعضی دوستان دیگران رو به برچسب زنی و قضاوت زود هنگام متهم میکنند اما دقیقا خودشون هم همین کار رو انجام میدنخانم محترم،

بنده اصلاً و ابداً بحث برچسبزنی و قضاوت زودهنگام رو مطرح نکردم! این چیزی هست که (ویرایش: صحت یا عدم صحتش رو) خود جناب وحید110 میدونن. البته جناب عالممقدسملکوت هم خلافش رو اظهار میکنن.
به هر حال من در این مورد هیچ صحبتی نداشتم، و واقعاً درک نمیکنم این رو از کجای صحبت بنده برداشت فرمودید.
(۹/بهمن/۹۲ ۱۰:۲۴)nina نوشته است: [ -> ]یعنی امکان نداره اقا وحید یه چیزی بدونه که شما ندونین و بر اساس اون اتفاق خواسته نقشه یه عده رو بهم بریزهروی این حتی بطور خاص تأکید کردم:
و اگه اون یه عده به حقانیت خودش مطمئنه که دیگه جای مظلوم نمایی نداره
نقل قول:پس منظورم اینه که اصلاً با این کار نداریم که شما از طرف بحثتون چیزی میدونید یا نه.بنابراین واقعاً درک نمیکنم که چرا در موردش براتون ابهام وجود داره.
اصلاً بر فرض که بدونید کاملاً ناحقه.
ادامهی توضیحات...
بر این اساس بنده حدس میزنم دوستان معمولاً حوصلهی بادقت خوندن مطالب رو ندارن و با سرعت میخونن
شاید هم فقط در مورد مطالب بنده اینطور هست!
(۹/بهمن/۹۲ ۱۰:۲۴)nina نوشته است: [ -> ]از شما هم اقای درست پسند بعید بود ،حالا اقای ادم ،جدیدالورود هستند شما که اقا وحید رو میشناسین ،نه واقعا سعی میکنم در مورد این کارتون قضاوت نکنم چون فقط میتونم بگم دو مرد در تاپیکی نگنجند. ده درویش در گلیمی بخسبندما با برادر بزرگمون حتی در یک ارسال هم میگنجیم، چه برسه به تاپیک!

قضاوت در مورد ارسال بنده اگر با دقت به سخن بنده صورت بگیره، البته باعث هیچ مشکلی نخواهد بود.

(۹/بهمن/۹۲ ۱۰:۲۴)nina نوشته است: [ -> ]دوستان گاهی اوقات، شاید فقط شاید طرف یه چیزی صلاح میدونسته یه چیزی گفته،گاهی اوقات بد نیست سکوت کنیم،فقط گاهیتمام حرف بنده هم همین بود که در بحثها در هر صورت ممکن صلاح در اون کار هست.
یک مثال میزنم در توضیح بیشتر حرفم.
در این تالار(یا بیرون از تالار) زیاد پیش میاد که انتقاداتی از بعضی شرایط کشور بشنویم. بعضی افراد هستند که میدونیم از این انتقادات اینطور نتیجه میگیرن که مشکل از اینه که سیاست با دیانت آمیخته بشه و... . اما وقتی این انتقادها رو میشنویم، تا جایی که درست هستند رو میپذیریم و هرجا که وارد نمیدونستیم اشکال میگیریم.
یعنی تا جایی که یک سخن درست هست، نه تنها پذیرفتنش باعث مشکل نیست، بلکه تنها چارهمون پذیرفتنش هست تا بتونیم حرف حق خودمون رو براساس حق بیان کنیم.
(قرمز و آبی هممعنا با ارسال قبل هست.)
مسلم هست که رعایت شدنش واجب هست برای اینکه بتونیم طوری پیش بریم که امکانش باشه که به کسی که دنبال حق هست، نظر حقگرایانهی خودمون رو به اثبات برسونیم.
نه از لحاظ اثبات حسننیت - اثبات حسننیت هم درونش هست - بلکه از لحاظ پیش رفتن بحث به نقطهی جدال حق و باطل و فرصت معلوم گشتن حق.
امیدوارم این دفعه خوب توضیح داده باشم.

(۹/بهمن/۹۲ ۱۱:۵۹)M912 نوشته است: [ -> ]یه سوال اگه یه پدری پسرش رو از یه کار حلال منع کنه از سر لجبازی و پسر مجبور باشه اون کار رو انجام بده برای ادامه زندگیش پدر با حمایت نکردن و کارشکنی موجب سرشکستگی پسرش بشه و بعد از مدتها باز پسر برای معذرت خواهی مراجعه کنه و پدر تحت هیچ عنوانی بخاطر غرور و باز هم لجبازی قبول نکنه پسرش رو ببخشه آیا اون پسر مقصره؟؟ باید چیکار کنه دیگه؟البته با یک جستجوی ساده در این مورد مطالب فراوانی هست، مثلاً اینجا، که بنده کپی نمیکنم.
این عادلانه است اصلا>؟ بخاطر اینکه یک پدر لجباز گیر این شخص افتاده اون هرگز رنگ بهشت رو نبینه؟ پدری که مثلا هیچ کاری براش نکرد در حالی که دستش بود برای پسرش کار جور نکرد هزینه ازدواج و خونه و هیچی رو کلا برعهده نگرفت در حالی که خونه 3 طبقه داشت و میتونست یه واحد رو بده به پسرش نداد( حتی تو دوران مثلا خوبی)
اونوقت یه پسری مث برادر خودم بابام تمام خرج مربوط به تحصیل و عروسیش رو داده خونه براش خریده تا چند وقت پیش که وسیله نقلیه نداشت ماشینش زیر پای پسرش بود نه یه بار بلکه چندین بار کار براش جور کرد و برادرم یه کارایی کرد که اگه بخوام بگم دهنتون باز میمونه میگین چطور پدرت بخشیده اکثر پدرا اصلا اینطوری هستن که من دور و بر خودم دیدم
من این مسئله رو با عدالت خدا سازگار نمیبینم یکی بخاطر اینکه تو خانواده متفاوت با شرایط یکسان بدنیا اومدن اما یکی عاق میشه یکی هر چی بیشتر خطا میکنه بیشتر عزیز میشه
کلا هر دوتاشون رو میشناسم اولی بچه نماز خون با دین و ایمون با وجدان زحمت کش دومی هم که داداش خودمه معلوم الحال!!!!

