|
این گناه با عبادات تمام انبیاء هم بخشوده نمیشود!
|
|
۲۳:۱۱, ۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
این گناه با عبادات تمام انبیاء هم بخشوده نمیشود! قدس آنلاین- آمنه مستقیمی: بر پایه حدیثی قدسی، خدا فرمود:
به عزت و جلال و شانم سوگند اگر عاق والدین عبادت همه پیامبران (علیه السلام) را انجام دهد از او نمیپذیرم. به گزارش قدس آنلاین، احسان و نیکی به والدین در درجهای از مرتبه قرار دارد که خداوند در قرآن آن را بعد از توحید و یکتاپرستی بیان میکند: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً»، (نساء، 36) «أَلاَّ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» (انعام، 151) با چنین درجهای از اهمیت اگر انسان به پدر و مادر خود احترام نگذارد و یا پیوند خود با آنان را قطع کند دچار عقوبت میشود که به برخی از آنها اشاره میشود. خدا گسستن پیوند با والدین را نکوهیده و درباره آن تهدید کرده است. کسانی که پدر و مادر خود را تحقیر و به آنان اهانت میکنند به سرانجامی بد گرفتار میشوند. در قرآن کریم آمده است: و آن کس که به پدر و مادر خود، آنگاه که او را به پذیرش رستاخیز فرا خواندند، گفت: اف بر شما... اینان کسانیاند که آن سخن (وعده عذاب) درباره آنان به حقیقت پیوست، در حالی که در میان امتهایی از جنیان و آدمیان هستند که پیش از آنان درگذشتند. قطعا اینان زیانکاراند. (احقاف، آیات 17 و 18) این آیه تنها درباره فرزندان کفرپیشه نیست، بلکه محور آن نکوهش اهانت و تحقیر والدین است، چنان که خدا در آیهای دیگر، این کار را نکوهیده و فرموده است: و... به آنان کلمهای ناخوشایند مگوی و با آنان پرخاشگری مکن. (سوره اسراء، آیه 23) خداوند کسی را که مورد غضب پدر و مادر واقع شده است هر چند هم هر طاعتی هم انجام بدهد، نمیبخشد و میگوید: هر کاری میخواهی بکن که من تو را نمیبخشم. (میزان الحکمه، ج10، ص716) موسی (علیه السلام) به خدا عرض کرد: «پروردگارا فلان دوست شهیدم کجاست؟ خداوند فرمود: در جهنم است! موسی (علیه السلام) عرض کرد خدایا! مگر خودت وعده ندادهای که شهدا را به بهشت ببری؟ خداوند فرمود: بله، ولی این شخص مصرّ عقوق والدین بود و من هیچ عملی را از عاق والدین قبول نمیکنم.» امام صادق (علیه السلام) فرمودند: پایینترین مرحله عاق والدین شدن، اف گفتن است. اگر خدا چیزی کمتر از اف گفتن نشان میداشت، از آن نهی میکرد، همچنین فرمودند: هر کس به والدین خود در حالی که به او ستم کردهاند با خشم بنگرد خدا نمازش را نمیپذیرد. (الکافی، ج 2، ص 349) شدیدترین مرحله در عاق والدین شدن، کشتن آنان است. پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: بالاتر از هر عقوقی (ستم به والدین) ستمی هست تا اینکه کسی یکی از والدین خود را بکشد و هرگاه چنین کرد عقوقی بدتر از آن نیست. (الکافی، ج 2، ص 348) پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: از عاق والدین پرهیز کنید، زیرا بوی بهشت از مسیری هزار ساله استشمام میشود، ولی عاق والدین آن را استشمام نمیکند. (بحارالانوار، ج71، ص62) بیحرمتی به والدین و عاق آنان شدن عواقب سوء دنیوی نیز دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: کوتاهی عمر یکی از این عواقب است؛ در داستان خضر و موسی علیهماالسلام در آنجا که آن نوجوان را میکشد، علت کشتن نوجوان را اینگونه بیان میکند: «و اما الغلام فکان ابواه مؤمنین فخشینا ان یرهقهما طغینا و کفرا.» (کهف، 80) «و اما آن نوجوان پدر و مادرش با ایمان بودند، ما نخواستم او آنها را به طغیان و کفر وادارد.» از این آیه معلوم میشود جایی که فرزند بخاطر آنکه در آینده پدر و مادر خویش را آزار میدهد و در برابر آنها طغیان و کفران میکند و یا آنها را از راه الهی به در میبرد، مستحق مرگ است. امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «خداوند عقوق والدین را حرام کرده، زیرا عاق والدین باعث میشود که توفیق اطاعت الهی از او سلب شود.» بر پایه حدیثی قدسی، خدا فرمود: به عزت و جلال و شانم سوگند اگر عاق والدین عبادت همه پیامبران (علیه السلام) را انجام دهد از او نمیپذیرم. (جامع السعادات، ج2، ص 271) وَالَّذِی قَالَ لِوَالِدَیْهِ أُفٍّ لَّکُمَا أَتَعِدَانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِی وَهُمَا یَسْتَغِیثَانِ اللَّهَ وَیْلَکَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَیَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ؛ و آن کس که به پدر و مادر خود گوید اف بر شما آیا به من وعده مىدهید که زنده خواهم شد و حال آنکه پیش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند و آن دو به [درگاه] خدا زارى مىکنند واى بر تو ایمان بیاور وعده [و تهدید] خدا حق است و [لى پسر] پاسخ مىدهد اینها جز افسانههاى گذشتگان نیست. (احقاف، 17) از این آیه معلوم میشود این فرزند کاملا به پدر و مادر بیاحترامی کرده و به حرف پدر و مادر گوش نداده بلکه حتی آنها را مسخره هم کرده است سرانجام کار چنین افرادی را در آیه بعد روشن میکند و میفرماید أُوْلَئِکَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ کَانُوا خَاسِرِینَ؛ آنان کسانىاند که گفتار [خدا] علیه ایشان همراه با امتهایى از جنیان و آدمیان که پیش از آنان روزگار به سر بردند به حقیقت پیوست بىگمان آنان زیانکار بودند. (احقاف، 18) بنابر آنچه بیان شد، هیچ احسانی بالاتر از احسان به والدین نیست و هیچ گناهی بالاتر از عاق آنان شدن نیست به گونهای که نه تنها در دنیا عقوبت سخت به دنبال دارد بلکه در آخرت نیز حتی عبادات تمامی انبیای الهی این گناه را نبخشیده و آدمی را حتی از شمیم بهشت محروم میکند. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۲۸, ۸/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۲ ۱:۱۰ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۸/بهمن/۹۲ ۲۰:۰۱)درست پسند نوشته است: سلام من و دودمانم به فداي امام رئوف علي بن موسي الرضا عليه السلام در درستي يا نادرستي حديث ارساليتان حرفي ندارم . چون سوادش را ندارم بايد اساتيد نظر دهند اما من بي دست و پا چطور مي توانم بدونم راهنمايي معلم و استاد فقط از قرآن هدايت شوم بايد امام و راهنمايي برايم تبيين نمايد و راهنمايي ام كند . حقير يقين دارم اگر بدون داشتن معلم به سراغ اين ثقل سفارش شده رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بروم در ژرفاي آن غرق خواهم شد درست همانطور كه هم اكنون افرادي در آن غرق و گمراه شده اند . چرا شما بزرگوار منظور ايشون را مي فرماييد . تو مدت يكي و دو ماه اخير بارها مطالبي ارسال و مطرح نمودند كه منظورشان چيز ديگري بوده و بعضاً اهانت هايي هم به ديگر عزيزان داشته . الان فقط توجه به اين ارسال ايشون نكنيد . زيرا حناي ايشون ديگر رنگي برايمان ندارد . اثر ارسال ايشون رو خود را حس نمي كنيد - به قسمت آخر مطلبتون خوب دقت كنيد از اساتيد محترم تالار درخواست دارم چنانچه حقير اشتباه نمودم حتماً بهم اخطار و تذكر دهند موفق و سلامت باشيد يا علي عليه السلام (۸/بهمن/۹۲ ۲۱:۰۵)عالم مقدس ملکوت نوشته است: بسم الله و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی اله الاطهارمتاسفانه این فضا که به ظاهر اسم بیداری اندیشه را بر خود گذاشته از بیان هر اندیشه ای جلوگیری کرده و به صورت کاملا دیکتاتوری فقط یک سری اندیشه های تکراری بسته ای که امروزه جامعه ایران را از خود زده کرده است را میپذیرند و حتی طاقت شنیدن اندیشه های دیگران را هم ندارند ! كاملاً عرايضتون غلط مي باشد - اتفاقاً در اين تالار همه آزادند انديشه هاي خود را براي ديگر دوستان كاربران بيان كنند بطور آزادانه فقط تنها شرطش بدور از فريب و ريا و دورنگي ( خود را شيعه جا بزني و افكار وهابي القاء نمايي ) در همين تالار ما دوستان سني و شيعه مسيحي كليمي و زرتشتي و... زيدي داريم كه بصورت آزاد دارند از انديشه ي هم استفاده مي برند بنده را بدون هیچ دلیل موجهی در این سایت محدود کردند و نمیگذارند نظرات من به نمایش گذاشته شود ! چرا ؟؟ اگر مدعیان به ظاهر شیعه عزیز خود و مبانی خود را بر حق میدانند از چه ترس دارند که اندیشه های دیگران را بشنوند ؟؟؟ با اين كه فكر نكنم چنين چيزي صحت داشته باشد . ولي حق تان است - زيرا تا كنون غير از ارسال چند آيه كلام الله مجيد و ايجاد شبهه و اتهام زني به شيعيان و بعضاً بي احترامي از شما چيزي ديده نشده .... چرا تا کسی ایه ای از قران کریم میاورد فورا او را متهم به وهابی بودن میکنند ؟؟؟؟ ایا الله تعالی هم یک وهابی هست و افکار و مشی الهی سلفی گری است ؟؟؟ ایا از بیان ایات روشن الهی واهمه دارید ؟؟؟ چرا مثل وهابي ها صحبت و عمل مي كنيد ؟؟؟؟؟؟؟؟نعوذ بالله از الله شيعه - الله شما را نمي دانم ؟ كمي بيشتر از الله تان بگوييد تا معرفت پيدا كنيم .به هيچ وجه ! برعكس قلبمان آرام مي گيرد با ذكر آيات الله - فقط مي ترسيم بدون داشتن معلم و راهنما در ژرفاي اين اقيانوس بيكران شنا كنيم اگر شما از اعتقادات خود مطمئن هستید از چه ترس دارید ؟ بگذارید دیگران هم بیایند و اندیشه های خود را بگویند شاید که اشتباه میکردند و شما ان ها را هدایت کنید ! خوب چرا از اول درست و حسابي و شمرده انديشه هاي خود را نمي گوييد تا دوستان درباره انديشه تان نظر دهند و درستي و نادرستي انديشه تان مورد بررسي قرار بگيرد . شما جاي ديگر دوستان باشيد چگونه برخورد مي نماييد يك بار به ميخ و يك بار به نعل - دم خروس و قسم عباس - وووو متاسفانه شیعه نمایان امروزی که اکثر عوام الناس هستند ان قدر از کلام الله درو شدند که طاقت حتی شنیدن یک ایه قران را ندارند و به بهانه اینکه جزو افراد حسبنا کتاب الله نباشند ! میخواهند از فرامین قران کریم که ثقل اکبر و اصل و مجرای دین اسلام است شانه خالی کنند تا مباد بعض از افکار غلط ان ها روشن گردد .... متاسفانه چنین افرادی مصداق کبکانی هستند که سر خود را زیر برف کرده باشند ! باز اتهامي ديگر - توهيني ديگر - با اين طرز بيان مي شود انديشه خود را به ديگران فهماند ؟؟؟؟؟؟؟چطور افكار خود را درست و افكار ديگران را غلط مي پنداريد - كمي انديشه نماييد و دست از دشمني عوامانه با شيعه و محب برداريد و خود را حتي سر سوزني از عوام الناس بيشتر ندانيد كه از مصداق شرك يكيش همين است . گرچه امروزه دیگر بیشتر اقشار روشن فکر و دانشجویان عزیز مستبصر شده اند و فهمیده اند اصل دین کجاست ! و اعتقادات القایی را بدون تحقیق و تفکر و تعمق نمیپذیرند ولی این عزیزان ذهن بسته همچنان خواهان جو دیکتاتوری در اعتقادات هستند ولی متاسفانه این سیره باطل در حال خاموشی است .... زهي خيال باطل - يعني به نظر شما الان روشنفكران عزيزتان با تحقيق و تفكر و تعمق به اين نتيجه رسيده اند كه پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و 13 معصوم عليهم السلام ديگر اشتباه مي كردند . شيعه و محب هرگز نه طالب جو ديكتاتوري بوده و نه تحمل اين گونه جو را داشته و اين را به جهانيان ثابت نموده كه با توكل به خدا و توسل به ائمه معصومين عليهم السلام و تحقيق و تلاش و مجاهدت درجات و پله هاي ترقي چه در عرصه ديني و مذهبي و علوم ديگر را بالا مي روند . و ان شاءالله با ظهور حضرت مهدي (علیه السلام) به اوج خواهند رسيد . اللهم عجل للولیک الفرج اللهم عجل لوليك الفرج
|
|||
|
|
۱:۴۱, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
دوستان این با این سربازایی که من میبینم یک متر مربع هم نمیشه گرفت چه برسه به کل دنیا وقلوب مردمش
چند ماه که تو این سایت ثبت نام کردم واز از مطالب مفیدشم استفاده کردم ولی بسیاری از اوقات مثل الان یهو سر هیچی دعوا میشه و دوستان به جون هم می افتند بابا این بنده خدا فقط از یک آیه استفاده کرد ولی یهو مثل قوم ..... ریختین سرش بعد هم برچسب وهابی بودن زدین و... بعدم میگین چرا آقا ظهور نمی کنن با این طرز فکر اگه ظهورم کنن یه عده ای میگن نعوذبالله این فرد از طرف فراماسون هاواسرائیل و... است ومی خواد ما رو گول بزنه بیان از این فتنه جلوگیری کنیم وبعدشم خودتون میدونین دست بردارین از این افکارتون زشته واقعا خواهشا ادامه ندین و بنده رو هم مثل ایشون به وهابی ها ولندن وسیا و .... نچسبونین |
|||
|
|
۲:۴۴, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
شما تشریف ببرید مطالب قبلی ایشون و مطالب خارج از تالار ایشون رو بخونید ...
به هر حال سوال کردیم عزیز دل برادر . انچه پیداست رو ما از این یک ایه نفهمیدیم . التماس دعا |
|||
|
|
۷:۴۰, ۹/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۲ ۸:۴۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۸/بهمن/۹۲ ۲۰:۳۲)وحید110 نوشته است: اقای درست پسند شما به یک مبحث کلی نگاه نمیکینید . خوردش میکنید . یه خوردش رو رد میکنید . کلش رو رد شده میبینید . ![]() متوجه صحبت بنده نشدید شما. ![]() مسلماً اشکال از توضیح دادن بنده بوده. ![]() برای توضیح بهتر به چند شکل گفتهام، و قسمتهای دارای معنای یکسان رو همرنگ کردهام. البته بخشی از حرفهام بدیهیات بود، ولی منظوری که از اونها داشتم دقیقاً چیزی هست که شما در عین اینکه حرفهام رو بدیهی میدونید، خلافش رو میفرمایید! منظورم این نبود که توضیح بدم قرآن حق هست. منظورم این بود که باید منتظر بشیم تا یه سخن اشتباه بیان بشه، بعد اشکال کنیم. پیش از اون، اولاً امکان نداره که از سخن درست مطلب نادرستی منتج بشه، و ثانیاً امکان نداره که اشکال کردن به یک سخن درست باعث برهم خوردن منطق و فاصله گرفتن از نتیجهگیری درست نشه. (۸/بهمن/۹۲ ۲۰:۰۱)درست پسند نوشته است: برای اینکه بتونیم باطل رو نابود کنیم، حق و تنها حق کافیه. یعنی اولاً لازم نیست نگرانی داشته باشیم از اینکه براساس حق گمراه بشیم، و ثانیاً برعکس، اگر مسئلهی حقی مطرح بشه و نپذیریم، به این معنی هست که از حق گذشتهایم، و نباید امید داشته باشیم که بتونیم موضع(هرچند حق) خودمون رو به اثبات برسونیم. بله! ممکنه شخصی که کاری انجام میده منظور خاصی داشته باشه! بله! قطعاً آدم عاقل هم از سؤالی که در مورد اون کار میپرسه منظوری داره! اما این دو نفر برای اثبات کردن منظورهاشون به همدیگر - اگر قرار است چنین کاری بکنن و قرار نیست بحثی بیهوده داشته باشن - باید بر پایهی آنچه از حقیقت که دستگیر هرکدوم شده پیش برن. شاید بشه گفت این بیانی هست از وجوب پیش رفتن بر پایهی مشترکات(که البته فایدهاش رو خودتون بهتر از بنده بلدید). اگر یک سخن که مطلقاً حق هست رو پیش از آمیخته شدنش به باطل(مثلاً میدونیم که حتی آیهی قرآن هم ممکنه تفسیر به ظاهر بشه، یا در جایی غیر از جای خودش استفاده بشه) مورد اشکال قرار بدیم، فارغ از اینکه از انجام ندادنش ضرری پیدا نمیشد، داریم از نتیجه گرفتن دور میشیم و دشوارترش میکنیم. پس منظورم اینه که اصلاً با این کار نداریم که شما از طرف بحثتون چیزی میدونید یا نه. اصلاً بر فرض که بدونید کاملاً ناحقه. باز هم تا زمانی که اثری از ناحقی در کلام نیست، برای اینکه بتونیم طوری به نقطهی جدال برسیم که مشترکات یکسانی وجود داشته باشه و جدال بصورت نیکو انجام بشه و حق بر طرف بحث روشن بشه، باید براساس همون حقی که مطرح میشه پیش بریم. امیدوارم متوجه منظورم شده باشید. البته که خودتون اینها رو بلدید، و ببخشید هم که بنده افاضات(!) داشتم! (۸/بهمن/۹۲ ۲۳:۲۸)aboutorab نوشته است: سلامسلام ![]() (۸/بهمن/۹۲ ۲۳:۲۸)aboutorab نوشته است: من و دودمانم به فداي امام رئوف علي بن موسي الرضا عليه السلاماشکال از بنده هست که مطلب رو ناقص عرض کردم. کاملترش رو قبلاً در یک تاپیک نوشته بودم: جایگاه احادیث در دین اسلام چیست؟ سوره نحل، آیه 89: وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَـؤُلاء وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ روزى كه در هر امتى گواهى از خودشان بر آنها برانگيزيم و تو را هم بر اين امت گواه آوريم، و اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتى است. سوره اعراف، آیه 52: وَ لَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ و به راستى ما براى آنان كتابى آورديم كه آن را بر اساس علم تفصيل داديم تا براى قومى كه ايمان میآورند هدايت و رحمتى باشد. یعنی ابتدا محکمات قرآن هستن که حقیقت دین رو مشخص میکنن، و سپس در تفسیر آیات قرآن، احادیثی که با قرآن و عقل اثباتگرا مخالفت ندارن و سندیت محکمی دارن مورد استفاده قرار میگیرن. به عبارت دیگه، ابتدا این احادیث هستن که با محکمات قرآن تفسیر میشن! اگه معنایی مخالف محکمات قرآن از اونها برداشت بشه، پس یا برداشت غلطه، یا حدیث مردوده. محکمترین سندیت هم نمیتونه این قضیه رو متفاوت کنه. امام رضا (علیه السلام)میفرمایند: لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرِالقُرآنِ فَتَضِلّوا هدایت را جز از قرآن مجویید که گمراه خواهید شد. امالی صدوق /438 سخن خداوند در آیهی مورد نظر کاملاً واضح و غیرقابلانکار هست، پس جزء محکمات هست. اما این رو هم الآن دقت کردم که نمیشه گفت که حدیث با آیه در تضاد هست، چون خداوند در آیه فرموده «برای هرکه بخواهد میبخشد» و بنابراین از نظر منطقی ممکن هست که خداوند نخواهد تمام کسانی که عاق شدهاند رو ببخشد. (۸/بهمن/۹۲ ۲۳:۲۸)aboutorab نوشته است: چرا شما بزرگوار منظور ايشون را مي فرماييد . تو مدت يكي و دو ماه اخير بارها مطالبي ارسال و مطرح نمودند كه منظورشان چيز ديگري بوده و بعضاً اهانت هايي هم به ديگر عزيزان داشته . الان فقط توجه به اين ارسال ايشون نكنيد . زيرا حناي ايشون ديگر رنگي برايمان ندارد .لطفاً توضیحات بنده در این باره رو در ابتدای همین ارسال که برای جناب وحید 110 نوشتهام بخونید. |
|||
|
|
۱۰:۲۴, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
خیلی جالبه که بعضی دوستان دیگران رو به برچسب زنی و قضاوت زود هنگام متهم میکنند اما دقیقا خودشون هم همین کار رو انجام میدن
یعنی امکان نداره اقا وحید یه چیزی بدونه که شما ندونین و بر اساس اون اتفاق خواسته نقشه یه عده رو بهم بریزه و اگه اون یه عده به حقانیت خودش مطمئنه که دیگه جای مظلوم نمایی نداره از شما هم اقای درست پسند بعید بود ،حالا اقای ادم ،جدیدالورود هستند شما که اقا وحید رو میشناسین ،نه واقعا سعی میکنم در مورد این کارتون قضاوت نکنم چون فقط میتونم بگم دو مرد در تاپیکی نگنجند. ده درویش در گلیمی بخسبند دوستان گاهی اوقات، شاید فقط شاید طرف یه چیزی صلاح میدونسته یه چیزی گفته،گاهی اوقات بد نیست سکوت کنیم،فقط گاهی |
|||
|
|
۱۱:۵۹, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
یه سوال اگه یه پدری پسرش رو از یه کار حلال منع کنه از سر لجبازی و پسر مجبور باشه اون کار رو انجام بده برای ادامه زندگیش پدر با حمایت نکردن و کارشکنی موجب سرشکستگی پسرش بشه و بعد از مدتها باز پسر برای معذرت خواهی مراجعه کنه و پدر تحت هیچ عنوانی بخاطر غرور و باز هم لجبازی قبول نکنه پسرش رو ببخشه آیا اون پسر مقصره؟؟ باید چیکار کنه دیگه؟
این عادلانه است اصلا>؟ بخاطر اینکه یک پدر لجباز گیر این شخص افتاده اون هرگز رنگ بهشت رو نبینه؟ پدری که مثلا هیچ کاری براش نکرد در حالی که دستش بود برای پسرش کار جور نکرد هزینه ازدواج و خونه و هیچی رو کلا برعهده نگرفت در حالی که خونه 3 طبقه داشت و میتونست یه واحد رو بده به پسرش نداد( حتی تو دوران مثلا خوبی) اونوقت یه پسری مث برادر خودم بابام تمام خرج مربوط به تحصیل و عروسیش رو داده خونه براش خریده تا چند وقت پیش که وسیله نقلیه نداشت ماشینش زیر پای پسرش بود نه یه بار بلکه چندین بار کار براش جور کرد و برادرم یه کارایی کرد که اگه بخوام بگم دهنتون باز میمونه میگین چطور پدرت بخشیده اکثر پدرا اصلا اینطوری هستن که من دور و بر خودم دیدم من این مسئله رو با عدالت خدا سازگار نمیبینم یکی بخاطر اینکه تو خانواده متفاوت با شرایط یکسان بدنیا اومدن اما یکی عاق میشه یکی هر چی بیشتر خطا میکنه بیشتر عزیز میشه کلا هر دوتاشون رو میشناسم اولی بچه نماز خون با دین و ایمون با وجدان زحمت کش دومی هم که داداش خودمه معلوم الحال!!!! |
|||
|
|
۱۲:۳۶, ۹/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۳۷ توسط arnh.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بهتر نیست بجای اینکه نعوذباالله جای خدا بشینیم و بگیم می بخشه یا نمی بخشه.
در مورد آفات ناراحتی پدر و مادر از فرزندان صحبت کنیم؟ اصلاً چرا این همه توصیه شده به احترام به پدر و مادر؟ من خودم پدر هستم. هیچ وقت دلم نمیاد فرزندم رو عاق کنم. (البته هنوز خردسال هستند) پدری که فرزندش رو عاق می کنه چطور آدمی می تونه باشه؟! البته یکی از دوستان مطلب طنزی رو پرسید : اگر ابوجهل فرزندش رو عاق کنه چه اتفاقی می افته! |
|||
|
|
۱۲:۵۱, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۹/بهمن/۹۲ ۱۱:۵۹)M912 نوشته است: یه سوال اگه یه پدری پسرش رو از یه کار حلال منع کنه از سر لجبازی و پسر مجبور باشه اون کار رو انجام بده برای ادامه زندگیش پدر با حمایت نکردن و کارشکنی موجب سرشکستگی پسرش بشه و بعد از مدتها باز پسر برای معذرت خواهی مراجعه کنه و پدر تحت هیچ عنوانی بخاطر غرور و باز هم لجبازی قبول نکنه پسرش رو ببخشه آیا اون پسر مقصره؟؟ باید چیکار کنه دیگه؟ سلام مطلب تون رو خوندم - نمی خوام به سوال اصلی تون پاسخ بدم چون در حدش نیستم فقط می خوام نظر خودمو بگم تا شاید تاثیری داشته باشه . فرمودید باید چکار کنه ؟ باید دست و پای پدر را ببوسه و همیشه و در همه حال به پدر احترام کنه ولی اطاعت در همه موارد نه . و آنجایی که فرمودید : «عادلانه هست ؟ یا اینکه با عدالت خدا سازگار نمی بینید » عرض کنم در عدالت خداوند لاشریک له هرگز شک نکنید بزرگوار - شاید که نه حتماً از امتحانات الهی باشه که این فرزند در آن واقع شده . موارد بدتر این را هم من دیده و شنیده ام که فرزندان در آن قرار گرفته اند - حالا برخی مواقع پدر و مادر ها مقصر بوده اند و برخی مواقع فرزندان . و این موضوعات ذره ای نمی تواند به عدالت خداوند خدشه ای وارد نماید . یه روایتی داریم از معصوم علیه السلام بد نیست که اینجا بنویسم ابتدا عرض کنم نه سندش رو دارم و نه متن کامل و درستش را یاد دارم و ان شاءالله اساتید و بزرگواران تالار یه طوری بدادم میرسند و مطلب را اصلاح می کنند . خداوند فرموده اگر بندگان مومن من ظرفیت داشتند دستمالی برای کافران می فرستادم تا در تمام عمر خود حتی یک لحظه احساس درد و ناراحتی نداشته باشند و بر عکس بر بندگان مومن و با ایمانم آنقدر بلا و مصیبت نازل می کنم تا .... در هر صورت احترام احترام احترام به پدر و مادر هر هر شرایطی واجب ولی اطاعت نه موفق و سلامت باشید زیر سایه پدر و مادران گرامیتان بابی انت و امی یا امیرالمومنین یا ابالحسن روحی فداک |
|||
|
|
۱۳:۰۷, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۹/بهمن/۹۲ ۱۲:۵۱)aboutorab نوشته است: سلامسلام ممنون از توضیحتون ولی این خودش کلی سوال برام بوجود آورده احترام احترام واجب ولی اطاعت نه و اکثر موقع ها همین اطاعت نکردن یعنی احترام نگذاشتن اون شخص رو که میشناختم بی احترامی نکرده فقط اطاعت نکرده چون اگر قرار بود اطاعت باشه کار به طلاق میکشید و بلاخره همسر رسمیش رو باید بخاطر پدرش طلاق میدادالان خود من مامانم یجوریه هر چی میگه وحی منزله اگه اطاعت نکنی باهات قهر میکنه (عاق و این چیزا نه ها زود آشتی کنون میشه ) ولی بحث اینه اطاعت نکردن نوعی از بی احترامی حساب میشه
|
|||
|
|
۱۳:۲۵, ۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۹/بهمن/۹۲ ۱۳:۰۷)M912 نوشته است: سلام ممنون از توضیحتون علیک السلام می فهمم چی می فرمایید . باور کنین اگر فرزندان یه کمی از حقوق شون رو بزنند یعنی نه که اطاعت کنندها نه- در نهایت احترام و به خاک افتادن پیش پدر و مادر و اطاعت نکردن چنین مواردی نتیجه خوبی میده هم در دنیا و هم در آخرت . ولی اطاعت نکردن همراه با جبهه گیری و احیاناً بی احترامی نه - زیرا آنها سالها از من و ما بزرگترند و حساس و لطیف و زودرنج - این چیزی رو که دارم میگم شاید هنوز نفهمم و خوب درک نکنم . کی می فهمم . زمانی که خودم جای اونا باشم و از روی ندانم کاری و اشتباه چنین توقع ای از فرزندانم داشته باشم . در هر صورت اعتقادم اینه « امن ترین نقطه ی دنیا برای فرزندان برای مصون ماندن از بلایای دنیایی وا ُخروی آغوش گرم پدر و مادر و مخصوصاً زیر پای مادران هست » زنده و سلامت باشند همه پدر و مادران شیعه و محب ان شاءالله یا علی علیه السلام |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |














