تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فضائل الزهرا(سلام الله عليها)!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
در تاپيك ميخوام فضائل بي بي فاطمه زهرا(سلام الله عليها)رو بگيم!
ان شاء الله اگه خدا قسمت كنه قراره هر روز قسمتي از فضائل حضرت رو تا روز شهادت ايشان تو اين تاپيك بنويسم!
هركسي هم ميخواد بين پست هاي روزانه پستي بذاره لطفا پست هاي قبلي رو ببينه تا تكراري نباشه!



[تصویر: n00062500-b.jpg]

همطراز شرف کوثر تو زمزم نیست

خادم خانه تو کیست اگر مریم نیست
شرط پایان رسالت پدری تو بود
بی وجود تو پیمبر به خدا خاتم نیست

خاندانت همگی مظهر اسم اللهند
ولی اندازه تو هیچکسی اعظم نیست

همه دلخوشی حیدر کرار توئی
لحظه خنده تو در دل مولا غم نیست

همکلام دودم حیدری و حق داری
بهتر از نصفه سیب نبوی همدم نیست[sup] [/sup]

حیف نور تو که خرج در و همسایه شود
تو فقط وقف علی[sup].ع.[/sup] باش کسی محرم نیست

همه گفتند ولی قند مکرر باشد
هرکه دیوانه عشق تو نشد آدم نیست

من از آنروز که خلق تو شدم "گریه کنم"
از زمانیکه خودم هم به خدا یادم نیست

بعد از آنیکه پرت خورد به در فهمیدم
نفرت انگیزتر از میخ در این عالم نیست

1_ يكي از كنيه هاي حضرت زهرا اُمّ أسماء است.
اين كنيه بين اهل حديث قليل الاستعمال استليكن مرحوم مجلسي نقل فرموده از كتاب معرفة الصحابه:( و فيما تكني امّ أسماء)) و از اين عبارت معلوم است كه اين كنيه را در اوايل ولادت و قبل از هجرت بر آن مخدره مي خواندند.
يحتمل ائمه طاهرين(علیه السلام)به واسطه آنكه اسماي حسناي الهي بودند( و هستند و خواهند بود) فرمودند:نحن أسماء اللهِ الحسني(كافي/ج1/ص 144).
و آن مستوره كبري والده ماجده ايشان بود لهذا أم الأسماء خواندند با الف و لام.
(خصائص فاطميه/علامه شيخ محمد باقر كجوري مازندراني/ص 54)

12.00



((أشهد أن فاطمة الزّهرا بنت رسول اللّه ،عصمة اللّه الكبري و حجّة اللّه علي الحجج))
سلام
شیعیان! مادرمان انسیه ی حورائی بود
[تصویر: 14387808317350461829.jpg]
[/font]
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید /
نشناخته توصیف صفاتش نکنید /
هر کس که در او محبت زهرا نیست /
علامه اگر بود سلامش نکنید /
[font=Tahoma]
صلی الله علیکِ یا ام ابیها فاطمه الزهرا الصدیقه الشهیده

بحر طویل
حضرت زهرا سلام الله علیها
باز با دل ، دل مجنون دل محزون دل پر خون شده ، با خون جگر آه سحر پشت در خانه ی تو سر بگذارم ، ببین حال نزارم نه صبر و نه قرارم ...
نه جای دگرم هست روم در بزنم غیر در سوخته ی خانه ی تو ...
آه همان در که زده کینه ی مردم همان قوم همان لشگر هیزم ، به دلش آتش و در پشت همان در تو ای سوره ی کوثر ، تو ای یاس معطر، تو ای نور مطهر و ای بضعه ی بی مثل پیمبر عزیز دل حیدر ، تو ای مادر مضطر ، فقط سینه سپر کردی و گفتی که :
علی حق و علی حی و علی هوست...
باز دل، محشر کبراست چه غوغاست ، ببین غرق تمناست ، امیدم به شما حضرت زهراست (سلام الله علیها) که در روز قیامت پریشانم و گریانم و نالان ، و در نامه ی من نیست نه اعمالی و نه حالی ، نه راز و نیازی نه نمازی نه پرونده ی پاکی قسم بر پر آن چادر خاکی پناهم بده در سایه ی آن معجر و برگو که :
رهایش بنمایید ، خودم می خرم و می برم این عبد گنه کار و گرفتار ، که او نوکر مولاست دلش غرق تولاست ، بُوَد گریه کن تشنه لب من ، مصیبت زده ی زینب (سلام الله علیها) من ، سینه ی او سرخ بُوَد بر اثر سینه زدن در غم زهرا (سلام الله علیها) .......
[تصویر: madar.gif]
يا فاطمة الزهرا(سلام الله علیها)

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcSeMbJnrLZbzRhnFbMctSG...0w7LEABscu]
فاطمه آئينه ي زلالِ علي بود
عکس جماليّه يِ جلال علي بود
فاطمه نُه سالِ اول نفسش هم
مالِ پيمبر نبود مالِ علي بود

هيچ نيازي به قُربِ عرش ندارد
فاطمه ديدن خودش کمال علي بود

مثل پيمبر يکي دو مرتبه، نَه! نَه!
بوسه به دستش زدن روال علي بود

نيست تعجب اگر ذوالفقار را بفروشد
فاطمه شمشيري از جلال علي بود

شير خدا دست نزد به پختن غيري
سفره يِ زهرا فقط حلال علي بود

تار شد و کم نشد تلألوءِ نورش
فاطمه خورشيد لم يزال علي بود

خورد زمين و بلند کرد علي را
با پرو بال شکسته بال علي بود
گفت که بارم امانت است نیفتد
بسکه به فکر علی و آل علی بود
(علی اکبر لطیفیان
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:مادرمان انسیه ی حورائی بود
می دونید از ویژگی های حوری چیه؟
انقد لطیف که حتی اگه یه برگ روش بیفته, اثر و رد اون برگ بجا می مونه!!
حالا شما تصور کنید : سیلی رو !
صلي الله عليكِ يا اما
[تصویر: yazahra71.gif]
ز بی محلی همسایه های این کوچه
دلم گرفته شبیه هوای این کوچه

حسن بگو پسرم جای امن می بینی؟
کجا پناه بگیرم کجای این کوچه؟

بیا عزیز دلم تا به خانه راهی نیست
خدا کند برسیم انتهای این کوچه

از این مکان و از آن دست می شود فهمید
کبود می شوم از تنگنای این کوچه

رسید ، چشم خودت را ببند دلبندم
که پیر می شوی از ماجرای این کوچه

فباله ی فدکم را بده به من نامرد
نزن ، بترس کمی از خدای این کوچه

خدا کند که علی نشنود چه می گوئی
که آب می شود از ناسزای این کوچه
[تصویر: yazahra71.gif]
خدا لعنتت كنه حرومزاده، كه سيلي به مادرم زدي
2 _ يكي ديگر از كنيه هاي حضرت مادر أمّ الهناء است.
اين كنيه حضرت غير مشهور است. مرحوم شيخ حر عاملي (رحمة الله علیه) در منظومه اش فرموده است:

و قد روَوا كنيتها أمّ الهناءِ أمّ الأئمّةِ الهداة الأمناء
أمّ الحسينِ المُجتبي أمّ الحَسَن فاسمَع اِلي جَمع و تعدادٍ حَسَن
حديث نزول جام و آشاميدن خمسه طيبه(علیه السلام) از آن و خطاب خداوند سبحان:
هنيئاًمريئاً لكَ يا عليّ بن ابي طالب.(بحار/ج 43/ص 311)

و هر امري كه در او زحمت نباشد مي گويند هنيء است. و اين كنيه را از براي حضرت زهرا (سلام الله علیها) تفأل به خير زده بودند يعني هميشه زندگي و زندگاني اين خانم به روزگار گوارا باد!

حرف دل!
خودم : چه تفألي براي حضرت زدند و چه گوارا بادي به زندگاني ايشان! اوايل طفوليت كه با مشكلات شعب ابي طالب شروع شد و در اواخر اين چرخ روزگاري كه برخي آرزوي گوارا بودن آن را براي تنها دختر پيامبر مي كردند چگونه چرخيد كه ...!
اما به نظر بنده اگر فاطمه (سلام الله علیها) مادر زينبي(سلام الله علیها) است كه بعد آن همه ماجرا فرمود: ما رأيت إلا جميلاَ. آن روزهاي آخر گواراترين ايام زندگاني اش بود.چون بيشترين رنج را براي دفاع از حريم ولايت امامش، نه همسرش متحمل گشت!
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرموده اند:
و فی ابنةِ رسول الله لیَ اسوةٌ حسنةٌ؛ همانا دختر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای من الگویی شایسته است.(بحار الانوار/ج53/ص 178)
باشد كه ما هم مانند امام عصرمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضرت عصمة الله الكبري را الگوي عملي خويش قرار دهيم و با غيرت فاطمي از ولي فقيه مان امام خامنه اي دفاع كنيم!))

حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمود: تو را حلاوت و شيريني فرزندي است، و در حديث ديگر فرمود: اي دختر هميشه مرا پدر بخوان كه مرا در اين نسبت شرافت است.(مناقب ابن شهر آشوب/ج 3/ص 379).
و يك وقت از جهت امير المؤمنين بوده، و حضرت امير فرمود:
در اين مدت كه فاطمه زهرا به خانه من بود از او مكروهي نديدم و هرگز مرا به غضب نياورد.(بحار/ج43/ص134)
(خصائص فاطميه،علامه شيخ محمد باقر كجوري مازندراني/ص 55)

حرف دل!
و اين طور بود كه حضرت زهرا (سلام الله علیها) زندگاني را هم براي پدر و هم براي همسر خويش گوارا نمود!
و امان از آخرين باري كه خواست زندگاني را نه فقط براي علي(علیه السلام) بلكه براي تمام عالم گوارا كند!
براستي كه خداوند عالم فرمود:
لو اجتمع الناس كلهم علي ولاية عليًّ ما خلقت النار؛{ اگر همه مردم بر ولايت علي (عليه السلام) گرد مي آمدند، دوزخ را نمي آفريدم.}(كليات احاديث قدسي)
و فاطمه خواست تا مردم را بر ولايت علي (علیه السلام) جمع نمايد اما مزد او را با جسارت و بي ادبي دادند!
لعن الله قاتليك يا أمّ الأئمّه


((أشهد أن فاطمة الزّهرا بنت رسول اللّه ،عصمة اللّه الكبري و حجّة اللّه علي الحجج))

3 _ كنيه ديگر حضرت أمّ العلوم مي باشد.
اين كنيه مباركه حكايت از كثرت زيادتي علوم آن حضرت مي كند.و از سر تا پاي وجود فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دانش و دانايي تراوش مي كند.
و اين كنيه را صاحب جنات الخلود(جنات الخلود/ص 18) در شماره كنيه هاي آن مخدره ذكر نموده است و در اين مقام كفايت است حديث ((عيون المعجزات)) كه حضرت زهرا به امييرالمؤمنين (علیه السلام) فرمود:اگر بخواهم از علوم اولين و آخرين تو را خبر مي دهم... الخ

(خصائص فاطميه،علامه شيخ محمد باقر كجوري مازندراني/ص56)
[تصویر: n00040060-r-b-007.jpg]


لعن الله قاتليك يا أمّ الأئمّه


((أشهد أن فاطمة الزّهرا بنت رسول اللّه ،عصمة اللّه الكبري و حجّة اللّه علي الحجج))
[تصویر: fzvbypn716937p62gzd.png]
نخستین باری بود که چوبین درب خانه فاطمه را آنگونه کوفتند .
نخستین باری بود که فاطمه را فاطمه گفتند .
هیچ کس نگفت بنت پیامبر .
هیچ کس نگفت جگرگوشه محمد .
هیچ کس نگفت سیده النساء العالمین .
آری . آنجا نه گوشی بود که بشنود و نه چشمی بود که ببیند و نه عقلی که بفهمد .
آنجا هیچ کس نشنید ناله مظلومیت زهرا را .
هیچ کس ندید غربت و تنهایی آل خدا را .
و هیچ کس نفهمید حقانیت مرتضی را .
هیچ کس نبود که بگوید نامردمان ، می دانید به کدامین خانه یورش آورده اید ؟
می دانید بر کدامین خاک این گونه قدم گذاشته اید ؟
مگر نه این است که هرگاه پیامبر از این خانه می گذشتند سلام می دادند ؟
هیچ کس نبود که بگوید دشمنان خدا ، می دانید با که دشمنی می ورزید ؟
می دانید بر که ظلم روا می دارید ؟
مگر نه این است که علی برادر و خلیفه محمد است و معیار حق خداوند ؟
آری . هیچ کس نبود . هیچ کس .
و از همین بی یاری و بی کسی بود که آن لایعقل شیاد ، همان که سنگ سنگی اش را از دل او داشت ، به خود جرات داد و فریاد برآورد :
- علی ! بیرون بیا از این خانه .
و این بود که نوای نسیم وار فاطمه از روزن و شکاف درب خانه اش به بیرون نوازید ، اما نه بر غنچه ها ، تا واشکفند ، بلکه بر چوبک های خس گون خشک و خشن :
- ای عمر ! ما را با تو کاری نیست . رهایمان کن .
- چه شده است که علی مرهب کش و خیبرگشا خودش در خانه و پس پرده نشسته و زنی را برای پاسخ گویی به ما مقابل درب فرستاده ؟
خوب گوش کن . امروز یا علی با ابوبکر بیعت می کند یا آتش!!!
علی ! اگر خارج نشوی به خدا قسم خانه را به آتش می کشم .
هر که باشد . هرچه باشد .
و دوباره زهرا با صدای غمزده و پربغض خود گفت :
- یابن الخطاب ! اجئت لتحرق دارنا ؟
ای پسر خطاب ! آمده ای برای آتش ؟! آتش کشیدن خانه ما ؟!
- آری . مگر آنکه شما نیز گردن نهید به آنچه امت اسلام گردن نهاده . یعنی بیعت کنید با خلیفه مسلمین ، امیرالمومنین ، ابابکر .
- نمی ترسی عمر ؟ از خدای نمی ترسی ؟ از پدرم نشنیدی هر که مرا بیازارد او را آزرده و هر که او را بیازارد خدا را اذیت کرده ؟ نمی هراسی عمر از آزار دادن خدا ؟
و چه آزرده خاطر بود آنروز خدا.
نه از این که هیچ دلی نشکست با شنیدن صدای خسته و اندوهناک زهرا !
نه از این که هیچ اشکی نریخت با دیدن اهانت و بی احترامی به آل الله !
بل به خاطر آنکه هیچ کس نبود تا بگوید ای شیطان صفتان ، ای بدتر از ابلیسان ، می دانید به مخاصمه با چه کسانی پرداخته اید ؟
مگر نه این است خدا برای ایشان آفریده هر چه آفریده ؟!
و آن ریشه هر سیاهی و هر تباهی بی شرمانه عربده کشید :
- اه . بس کن دیگر این سخنان زنانه را فاطمه . برای آخرین بار می گویم . بگو علی بیرون بیاید و بیعت کند یا این خانه را خاکستر خواهم کرد .
و آن بی پایان غم و بی کران رنج که دیگر نه پای رفتنش بود نه نای گفتنش ، گفت :
- ما را از حزب شیطان می ترسانی ابن خطاب ؟ به خدا قسم که تو همان حزب شیطانی .
و وامصیبتا . که آتش فرمان آتش داد .
- هیزم بیاورید . هیزم بیاورید . خانه را آتش بزنید .
هیزم و آتش آوردند . و عمر در این معرکه آتش بیار بود و آتش ببار . بر در آتش انداختند . و در چه می فهمید ؟ بیچاره میسوخت و میسوزاند هر چه کنارش بود . هم چادر زهرا را هم دلش را .
و آتش منتظر بود . منتظر بود تا پیش چشم نمرودیان که خانه فخر ابراهیم را به آتش کشیده بودند ، فرمان سرد شدن بیاید . اما … !
همینجا بود که طاقت زهرا برید . و بالا گرفت ناله بابا بابایش .
- یا ابتاه ، یا رسول الله ، وا حبیباه ….
بکوفت . تنها با دست ؟ نه . بلکه با پای نیز هم .
و بشکست . تنها درب را ؟ نه . بلکه پهلو را نیز هم .
و افتاد . تنها زهرا ؟ نه . بلکه دردانه اش محسن نیز هم .
و اینجا نیز هیچ کس نبود تا بگوید محسن چه گناهی داشت ؟
هیچ کس نبود تا بگوید رسم انسانیت را شکستید ، بیعت با علی را شکستید ، دل زینب را شکستید ، درب را شکستید ، پهلوی مادر چرا ؟
محسن جان . نگران نباش ، غریبی نکن . تو تنها طفلی نیستی که این امت به ناحق می کشد .
محسن جان . بی تاب مباش ، گریه نکن . تو تنها طفلی نیستی که از روی بغض پدرت هلاکش می کنند .
صبر کن محسن . شکیبا باش . علی اصغری به پیشت خواهد آمد .
علی اصغری که معنای ظلم را به خوبی تو می داند . معنای بی رحمی و شقاوت و سنگدلی را می داند .
تو آتش بر درب خانه دیده ای ، او بر خیمه .
تو آتش بر چادر مادر دیده ای ، او بر دامان خواهر .
تو جدا شدن گوشواره از گوش دیده ای ، او هم دیده است .
تو سیلی و روی نیلی و تازیانه دیده ای ، او نیز دیده است .
دیگر حساب کار از دست همه دررفته بود جز خدا .
حساب گناه و معصیت و قساوت قلب از دست همه دررفته بود جز خدا .
حساب سیلی و تازیانه از دست همه دررفته بود جز خدا .
و دشمن وارد خانه شد و زهرا میان درب و دیوار گم گشت . لاله نبی و آلاله علی میان درب و دیوار گم شد . به دست و گردن علی ریسمانی بستند و کشیدند .
علی به سویی و عدو به سویی .
همان علی که چونان درب بود شهر دانش پیامبر را .
و همان عدو که چونان دیوار بود از بی حسی و نافهمی .
آری . اینجا نیز زهرا میان درب بود و دیوار .
اما دیگر دست به کلوخ در نیاویخته بود . دست به دامان علی انداخته بود .
و با سوز و ماتم می گفت :
- نمی گذارم . نه نمی گذارم . به کجا می بریدش ؟
وای از بی کسی . وای از بی یاری . که اگر علی یار داشت نه دری آتش میگرفت نه دلی می سوخت .
هیچ کس نبود که بگوید بی وفایان ، صبر کنید تا کفن پیامبر خشک شود بعد با جگرگوشه اش چنین کنید .
صبر کنید تا زخم دل زهرا خوب شود سپس بر سینه و بازوانش زخم بگذارید .
ابلیس را می شد آنجا دید . با لبخندی شوم بر گوشه لب . گویا خستگی غدیر از جانش به در رفته بود .
و نگاهی بود غریب میان زهرا و علی . نگاهی که حکایت از حزن و اندوه نداشت . حکایت از جدایی نداشت . حکایت از عشق داشت .
عشقی وصف ناپذیر .
و زهرا دامان علی را رها نمی کرد . و چه غم انگیز شیون هایش که :
- چگونه فریادت نزنم ؟ چرا ، چرا دم از یادت نزنم ؟
وا مصیبتا ، وا ویلتا ….
گردیده بود قنفذ ، همدست با مغیره
این با غلاف شمشیر ، او تازیانه می زد .
گاهی به پشت و پهلو ، گاهی به دست و بازو
گاهی به چشم و صورت ، گاهی به شانه می زد .
و این بود که دیگر دست هایش معذرتش را بخواستند . و از علی جدا شدند .
علی را بردند و زهرا ماند .
علی را بردند و تنها یارش ماند .
دلستان را بردند و دلداده ماند .
و دیری نپایید که زهرا رفت و علی ماند .
که زهرا رفت و علی ماند .
http://ahle-kesa.ir/?p=496#more-496
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا صدیقه الشهیده

یکی از بارزترین صفات ایشان شناخت اوضاع زمان و دشمنی با منافقین بود

عدم تقیه در مقابل دشمنان اسلام

تنها شیعه معصوم!!!!

راستی اگر منافقین را نشناسیم و به گوششان سیلی نزنیم باز هم سیلی میخوریم

بی بصیرتی تا کی!!!!!!!!!!؟

بی بصیرتی تا کی!!!!!!!!!!؟

بی بصیرتی تا کی!!!!!!!!!!؟

اللهم العن 310

با دشمنشان دشمنم و افتخار میکنم به این تبری

از دشمنان صدر اسلام تا همین الان
حركت جهادي حضرت زهرا(سلام الله علیها) يعني دفاع از حريم ولايت تا پاي جان!
و رو كردن دست دشمنان ولايت و منافقين امت!
بر همه سقيفه اي هاي زمانه لعنت!!!!!!!!!!!!!
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع