تساوی حقوق زن و مرد
تساوی حقوق زن و مرد یکی از موضوعاتی است که از گذشته تا کنون بحث های زیادی درباره ی آن صورت گرفته است و نظرات مختلفی در رابطه با آن ارائه گردیده است.
اسلام دین مساوات و برابری است. این دین مبین زمانی ظهور کرد که در شبه جزیرة عربستان و دیگر نقاط جهان، نه تنها بین زن و مرد بلکه بین انسان ها اثری از مساوات نبود.
حتی در آن زمان اگر فردی صاحب فرزند دختر می شد یا او را زنده به گور می کرد و یا باید تا آخر عمر ننگ دختر داشتن را تحمّل می نمود.
[36] در چنین شرایطی خداوند از زن و مرد در کنار هم یاد کرده است و مبدأ خلقت هر دوی آن ها را
«نفس واحده» معرفی می کند:
«یا ایهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً ؛[37]
ای مردم از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید؛ همان کسی که همة شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد و از آن دو مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت».
علاوه بر خلقت مساوی، زن و مرد در ارزش ها و کسب کمالات والای انسانی، برابر هستند.
[38]در تمامی ایات قرآن هر کجا که سخن از ارزش و کمال است به زن و مرد به صورت یکسان خطاب شده است
[39] و با لفظ « یا ایهَا النَّاسُ و یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا» زن و مرد هر دو، مورد خطاب قرار گرفته اند.
و ملاک برتری در پیشگاه خداوند
فقط تقوا معرفی شده است.
[40] در ایة 35 و 36 سورة احزاب خداوند می فرماید:
«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً * وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یکُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِیناً».
در این ایه مسلمان بودن، ایمان داشتن، عبادت کردن و مطیع فرمان خدا بودن، صدق و راستی، صبر و شکیبایی، خشوع و تواضع، انفاق و صدقه دادن، روزه گرفتن، عفت و پاکدامنی، ذکر و یاد خدا همه
به عنوان ارزش مطرح شده است و در مقابل نافرمانی خدا و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، عصیان معرفی شده است.
تأکید خداوند در این ایه برای آوردن لفظ مؤنث در کنار مذکر، خود بیانگر یکسان بودن زن و مرد در پیشگاه خداوند است؛ از طرفی با این تأکید، تمام تفکراتی که فضایل و شرافت انسانی را مختص مردها می دانست و زن را از رسیدن به این فضائل ناتوان می شمرد مردود اعلام کرد.
[41]
امّا با این وجود آن جا که بحث حقوق و تکالیف مطرح می شود. برای هر یک حقوقی خاص
با توجه به ویژگی ها و وظایف آنها در نظر گرفته است. تفاوت در حقوق زن و مرد گاهی به سود زن یا مرد و گاهی بر علیه او و به نفع دیگری است؛ امّا اگر مجموع حقوق و تکالیف هر یک دیده شود می توان رعایت عدالت را در تمام موارد دید؛ مثلاً اگر درسهم الارث، سهم زن نصف سهم مرد[
42] قرار داده شده در مقابل نفقه و مهریه را بر عهدة مرد گذارده اس
[43] و در بقیه موارد، زن و مرد را مالک اموالی می داند که با رنج و کوشش خود بدست آورده اند.
[44] هم چنین اگر ریاست و ولایت خانواده را از شئون مرد می داند
[45] در مقابل توصیه ها و تأکیدات فراوانی بر حسن معاشرت مرد با همسر خود می کند.
[46]
لازم به ذکر است که تساوی حقوق به آن معنی که در
غرب مطرح شده است؛ یعنی تشابه کامل در تمامی موارد حقوقی بین زن و مرد، در نظام دینی اسلام معنایی ندارد؛
بلکه تساوی به معنی برابری، مهم و قابل تایید است.([47]) البته زن و مرد از آن جهاتی که باهم شبیه هستند از حقوقی مشابه نیز برخوردارند امّا از آن جهاتی که باهم تفاوت دارند بالطبع از حقوقی متفاوت برخوردار می شوند و این هرگز به معنی کم ارزش بودن یک جنس و برتری جنس دیگر نیست.
==============================================================
[37] . سورةنساء (4)، ایة1.
[38] . مهدی مهریزی، «حقوق زن» در دانشنامةامام علی علیه السلام، ج 5، چاپ اول، (تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1380)، ص 110؛ مرجان روانگردان «زنان، آفرینش، معنویت و عقل» کتاب نقد، شماره 12، پاییز 1378، ص 4ـ3؛ مؤسسةآموزشی و پژوهشی امام خمینی، فلسفةحقوق، چاپ سوم، (قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1378)، ص 143ـ140.
[39] . مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً؛ سورة نحل (16)، ایة 97.
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ سورة توبه (9)، ایة 70.
لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ سورة آل عمران (3)، ایة 195.
[40] . إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛ سورة اسراء (17)، ایة 70.
[41] . عبدالله جوادی آملی، زن در آئینه جلال و جمال، پیشین، ص 101.
[42] .البته همیشه سهم الارث زن، نصف مرد نمی باشد بلکه گاهی مساوی باهم و یا حتی بیشتر از مرد از ارث برخوردار می شود. در این باره نگاه کنید: سید حسین حسینی، سراج نگاهی گذرا به شبهات حقوقی پیرامون مسائل زنان، قم، مرکز، پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1380، ص 139.
[43] . سید احمد میر خلیلی، «زن در حقوق خانواده (ارث ـ طلاق ـ حضانت)»، کتاب نقد، شمارة 12، پاییز 1378، ص 112.
[44] . سورة نساء(4)، ایة 32.
[45] . الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ...؛ سورة نساء (4)، ایة 34؛ قانون مدنی، مادة 05 11 «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است».
[46] . تکتم رضایی، «جانبداری افزون بر حقوق» کتاب نقد، شمارة 12، پاییز 78، ص 17 به بعد.
[47] . مرتضی مطهری، پیشین، ص 123.