کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ღღღღღ اشرف مخلوقات ღღღღღ
۳:۱۸, ۱۷/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۲ ۱۹:۰۹ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ســـــــــــــــــــــــــــلام به همه دوستان عزيزم.Smile

بدون مقدمه ميرم سر موضوع اصلي تاپيك.همونطوري كه از اسم تاپيك هم مشخصه ميخوام درباره اشرف مخلوقات كه انسان هست صحبت كنيم.

ميخوايم از ديد دينمون بنويسيم،نه نظرات شخصي خودمون.ببينيم نظرات ما چقد با نظرات دينمون مشابه هست.يا شايدم دين رو گلچين كرديمو فقط ي سري چيزارو قبول داريم.Angel

انسان يعني زن و مرد.و خدا در انسانيت هيچ فرقي نذاشته.

من اول سعي ميكنم تو اين تاپيك از زن براتون بنويسم.(چون خانمها اكثرا تصورمون اينه كه در دين به جنسيت ما ظلم و توهين شدهWinklSmile

حالا من در حد مطالب و كتابهايي كه دارم براتون مطلب ميذارم.اميدوارم بتونم قانعتون كنم.Blush




پ ن:دوستان عزيز با عرض معذرت ي پيشنهاد دارم.فعلا تبادل نظر نكنيم تا اول ببينيم دينمون چي ميگه.بعد ان شاالله در اين باره نظر هم ميديم.
ممنون Smile

امضای ترنم
آب را گل نكنید . . .
شاید از دور علمدار حسین،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
می رسد تا كه از این آب روان،
پر كند مشك تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .
آب را گل نكنید . . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مرهم ، آیلار ، وحید110 ، لبخند خدا ، مجید املشی ، Aryha ، رضوانه ، یاســین ، ضحی ، soshiant ، zahra11 ، سدرة المنتهی ، امیرخان ، حسن.س. ، السا ، help me ، حسن عزتي ، Bahar ، soheyl68 ، Fatemeee ، سید ابراهیم ، قلب ، آیات ، 135 ، Lancelot
۱۳:۲۴, ۱۷/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام.

ارسال اول رو با يه آيه قرآني شروع ميكنم.دوستان عزيز هر سوال و انتقادي داريد پيام خصوصي بديد من در خدمتم.Smile


بسم الله الرحمن الرحيم
آيه 35 سوره احزاب

۞ إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکرِینَ اللّهَ کثِیراً وَ الذّاکراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً ۞

ترجمه

به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن، و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است.

شان نزول

جمعى از مفسران گفته اند: هنگامى که «اسماء بنت عمیس» همسر «جعفر بن ابیطالب» با شوهرش از «حبشه» بازگشت، به دیدن همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد، یکى از نخستین سؤالاتى که مطرح کرد، این بود: آیا چیزى از آیات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه!
«اسماء» به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده عرض کرد: «اى رسول خدا، جنس زن گرفتار خسران و زیان است»!، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «چرا»؟
عرض کرد: «به خاطر این که در اسلام و قرآن فضیلتى درباره آنها همانند مردان نیامده است».
اینجا بود که آیه فوق نازل شد (و به آنها اطمینان داد که زن و مرد در پیشگاه خدا از نظر قرب و منزلت یکسانند، مهم آنست که از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامى واجد فضیلت باشند)

ادامه دارد............
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رضوانه ، ضحی ، مجید املشی ، soshiant ، zahra11 ، سدرة المنتهی ، امیرخان ، عبدالرحمن ، حسن.س. ، السا ، help me ، یاســین ، حسن عزتي ، Bahar ، soheyl68 ، سید ابراهیم ، بیداری12
۱۴:۰۸, ۱۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
مساوات مرد و زن در پیشگاه خدا:

گاه، بعضى چنین تصور مى کنند که: اسلام کفه سنگین شخصیت را براى مردان قرار داده، و زنان در برنامه اسلام، چندان جائى ندارند، شاید منشأ اشتباه آنها پاره اى از تفاوتهاى حقوقى است که هر کدام دلیل و فلسفه خاصى دارد. ولى، بدون شک قطع نظر از این گونه تفاوتها که ارتباط با موقعیت اجتماعى و شرائط طبیعى آنها دارد هیچگونه فرقى از نظر جنبه هاى انسانى و مقامات معنوى میان زن و مرد در برنامه هاى اسلام وجود ندارد. آیه فوق، دلیل روشنى براى این واقعیت است زیرا به هنگام بیان ویژگیهاى مؤمنان، و اساسى ترین مسائل اعتقادى، و اخلاقى، و عملى، زن و مرد را در کنار یکدیگر، همچون دو کفه یک ترازو، قرار مى دهد، و براى هر دو پاداشى یکسان، بدون کمترین تفاوت قائل مى شود.

به تعبیر دیگر، تفاوت جسمى مرد و زن را همچون تفاوت روحى آنها نمى توان انکار کرد، و بدیهى است که این تفاوت، براى ادامه نظام جامعه انسانى ضرورى است و آثار و پیامدهائى در بعضى از قوانین حقوقى زن و مرد ایجاد مى کند، ولى اسلام هرگز شخصیت انسانى زن را ـ همچون جمعى از روحانیین مسیحى در قرون پیشین ـ زیر سؤال نمى برد، که آیا زن واقعاً انسان است و آیا روح انسانى دارد یا نه؟!، نه تنها زیر سؤال نمى برد بلکه هیچگونه تفاوتى از نظر روح انسانى در میان این دو قائل نیست،

لذا در سوره «نحل» آیه 97 مى خوانیم: ۞مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکر أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً وَ لَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یعْمَلُونَ: «هر کس عمل صالح کند، خواه مرد باشد، خواه زن، در حالى که ایمان داشته باشد، ما او را زنده مى کنیم و حیات پاکیزه اى به او مى بخشیم و پاداش وى را به بهترین اعمالى که انجام مى داده، مى دهیم».۞
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، حسن.س. ، السا ، help me ، یاســین ، حسن عزتي ، ضحی ، مجید املشی ، Bahar ، soheyl68 ، امیرخان ، zahra11
۲۰:۵۴, ۱۹/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #4
آواتار
تفاوت های زن و مرد


زن و مرد به عنوان دو موجود از مخلوقات خداوند، هر دو در داشتن انسانیت مشترک هستند امّا در عین حال تفاوت هایی نیز دارند. به طور کلی این تفاوت ها را می توان به دو بخش عمده تقسیم نمود: تفاوت های زن و مرد از لحاظ جسمی و از لحاظ روحی.

تفاوت های زن و مرد از لحاظ جسمی

دختر و پسر از همان آغاز تولد و حتی قبل از آن، از نظر جسمی باهم تفاوت دارند. جنین پسر در رحم مادر رشد سریع تری نسبت به جنین دختر دارد[1]

در آغاز تولد پسرها از نظر وزن و قد از دختران پیش افتاده ترند.[2]

پسر بچه ها از همان ابتدای زندگی ماهیچه های قوی تری نسبت به دختران دارند و پس از آن نیز مردها از لحاظ قوای بدنی قوی تر از زن ها هستند.[3]

شش ها و قلب پسران بزرگ تر از دختران می باشد.[4]

دورة استراحت قلب در هر ضربان در پسرها کوتاه تر از دختران است. [5]

در دوران نوجوانی دختران اندکی در رشد قد و وزن پیش می افتند و پس از آن دوباره نوبت رشد بیشتر پسران است.[6]

در سنین 13ـ10 سالگی فشار خون در دختران بیشتر از پسران است ولی پس از آن فشار خون در پسران بیشتر از دختران می شود. [7]

حس شنوایی زنان در همة دوران زندگی آنها بهتر از مردان است در عوض مردان از بینایی بهتری برخوردار هستند[8]

در دوران جنینی پسران بیشتر سقط می شوند و آمار مرگ و میر آنان بیشتر از دختران است.[9]

به طور کلی مردان در تمام طول زندگی خود برای مبتلا شدن به سکتة مغزی، عفونت های ویروسی، زخم معده و اثنی عشر، لخته شدن خون در عروق و بعضی از انواع بیماری های روانی آمادگی بیشتری دارند.[10]

در حقیقت زنان قدرت مقاومت بدنی و روحی بیشتری در مقابل بیماری ها نسبت به مردان دارند.[11]




[1] . حمزه گنجی، روان شناسی تفاوت های فردی، چاپ هفتم، (تهران، مؤسسه انتشارات بعثت، 1375)، ص 193.
[2] . دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، روان شناسی رشد، ج1، چاپ اول، (تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها، 1374)، ص 371؛ سوسن سیف و دیگران، روان شناسی رشد، ج 1، چاپ نهم، (تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها، 1378)، ص 225.
[3] . حمزه گنجی، پیشین، ص 193؛ علی اکبر شعاری نژاد، روان شناسی رشد، چاپ دوازدهم، (تهران، انتشارات اطلاعات، 1374)، ص 201؛ شکوه نوابی نژاد، پیشین، ص 87.
[4] . ای میوس هترینگتون، روان شناسی کودک از دیدگاه معاصر، ج2، ترجمه جواد طهوریان و دیگران ، چاپ اول، (مشهد، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی، 1373)، ص 317؛ علی اکبر شعاری نژاد پیشین، ص 281.
[5] . حمزه گنجی، پیشین، ص 193.
[6] .دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، روان شناسی رشد، پیشین، ص 371.
[7] . همان، ص 389.
[8] . حمزه گنجی، پیشین، ص 194.
[9] . حمزه گنجی، پیشین، ص 188.
[10] . مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ بیست و ششم ، (تهران، انتشارات صدرا، 1378)، ص 164.
[11] . حسین لطف آبادی، روان شناسی رشد، ج2، چاپ اول، (تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگا ه ها، 1378)، ص 249.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، help me ، السا ، Bahar ، soheyl68 ، ضحی ، امیرخان
۱۵:۲۲, ۲۰/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
تفاوتهاي زن و مرد از لحاظ روحي

از نظر روانی دختران نسبت به پسران رشد هیجانی سریع تری دارند. تقریباً رشد عاطفی دختران 12 ساله به میزان پسران 14 ساله می باشد و به طور کلی زنان بیشتر از مردان رفتارهای عاطفی دارند و بیشتر تحت تأثیر عواطف می باشند.[14]حتی نوع عواطف زن و مرد نیز باهم متفاوت است.

«احساسات مرد نیاز آمیز و احساسات زن ناز خیز است. احساسات مرد طالبانه و احساسات زن مطلوبانه است».[15]
پسران غالب اوقات پرخاشگرترند.[16] آمار بزهکاران و جنایتکاران در سراسر جهان نشان می دهد که همیشه تعداد مردها از تعداد زن ها بیشتر بوده است. زنان بیشتر پرخاشگری کلامی دارند و حال آن که مردان به برخورد فیزیکی متوسل می شوند. [17]


دختران در برابر هم بازی های پسر یا دختر خود تسلیم پذیرترند در حالی که پسران تسلیم پذیری کم تری از خود نشان می دهند. [18] نوع دوستی، توجه به دیگران، صمیمیت و حمایت از دیگران از خصوصیات زن ها است.[19]

علاقه به زیبایی، توجه به مسائل دینی و اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است در حالی که مردها معمولاً به جنبه های سیاسی و تئوری علاقه دارند.[20] زنان بیشتر از مردان نفوذ پذیرند و خیلی آسان تر از مردان تحت تأثیر قرار گرفته و تغییر عقیده می دهند.[21]

زنان در دوستی علاقه مندتر می شوند و عاطفی تر برخورد می کنند در حالی که دوستی مردان قوی تر و عمیق تر است.[22] زنان بیشتر از مردان از کلمات و عباراتی که زمینه و محتوای احساسی و عاطفی دارند استفاده می کنند.[23]
دختران نوجوان در مقایسه با پسران نوجوان عزت نفس ضعیف تر و انتظارهای زندگی پایین تری دارند و از نظر اعتماد به نفس و اعتماد به توانایی های خود نیز در سطح پایین تری قرار دارند.{24}

در هوش و سایر استعدادها نیز تفاوت بنیادین دارند، رشد هوشی دختران معمولاً از طریق زبان آموزی شروع می شود در صورتی که رشد هوشی پسران از طریق مهارت های عملی صورت می گیرد.[25] دختر بچه ها بیشتر در آزمون های کلامی موفق می شوند، حال آن که موفقیت پسران بیشتر در زمینه های عملی است.[26]

در استعدادهای ریاضی پسرها بهتر از دختران هستند، امّا در کارهای دستی مخصوصاً کارهایی که نیاز به چالاکی انگشتان دارد دختران بهترند. دختران دانشجو یا دانش آموز نمراتی اخذ می کنند که پراکندگی کمتری دارد؛ در عوض نمرات پسران از پراکندگی زیادی برخوردار است؛ به عبارت دیگر، دختران معمولاً در حد وسط قرار دارند امّا صاحبان بدترین و بهترین نمرات معمولاً پسرها هستند.[27]

~.~~.~~.~~.~~.~~.~~.~~.~~.~

[14] . دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، پیشین، ص 442.
[15] . مرتضی مطهری، پیشین، ص 170.
[16] . شکوه نوابی نژاد، روان شناسی زن، چاپ دوم، (بی جا، انتشارات جامعه ایرانیان، 1378)، ص 103؛ ای میوس هترینگتون، پیشین، ص 318؛ سوسن سیف و دیگران، پیشین، ص343.
[17] . حمزه گنجی، پیشین، ص 302.
[18] . ای میوس هترینگتون، پیشین، ص 318.
[19] . حمزه گنجی، پیشین، ص 304.
[20] . همان.
[21] . شکوه نوابی نژاد، پیشین، ص 106.
[22] . همان، ص 100.
[23] . همان، ص 92.
[24] . جمیز دبلیووند رزندن، روان شناسی رشد، ترجمه حمزه گنجی، چاپ اول، (تهران، مؤسسه انتشارات بعثت، 1376)، ص 247.
[25] . حمزه گنجی، پیشین، ص 201.
[26] . همان، ص 208؛ حسین لطف آبادی، پیشین، ص 201.
[27] . حمزه گنجی، پیشین، ص 201
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، ضحی ، مجید املشی ، امیرخان ، zahra11 ، السا ، سید ابراهیم ، حسن.س.
۳:۲۷, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
آثار تفاوت و تأثیر آن بر حقوق

تفاوت زن و مرد در دو بعد جسم و روح غیر قابل انکار و اغماض است. امّا این تفاوت ها هرگز به معنی کم ارزش بودن یکی و برتری دیگری نمی باشد.

خداوند حکیم کاری را بدون هدف و غرض انجام نمی دهد و آفرینش هر موجودی برای هدف خاصی است.[28] برای این که هر کدام از دو جنس زن و مرد به هدف خود که رسیدن به کمال است دست یابند، برای هرکدام از این دو جنس وظایف و حقوقی خاص مشخص شده است.

از ایة 32 سورة زخرف[29] در رابطه با علت تفاوت موجودات چنین استفاده می شود که: اولاً باید زندگی به احسن وجه اداره شود و ثانیاً تا تسخیر متقابل بین موجودات محقق نشود و هماهنگی بین آحاد و طبقات متفاوت ایجاد نگردد نظام به احسن وجه اداره نمی شود[30

راز تفاوت بین زن و مرد نیز از این قاعده مستثنی نیست. از آن جا که استحکام و دوام خانواده از مهم ترین اهداف عالیة اسلام است، تفاوت بین زن و مرد باعث رونق یافتن زندگی مشترک و جاذبة طرفینی بین آن دو است.


«اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود محال بود بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و مرد را شیفتة وصال خود نماید و اگر مرد همان صفات جسمی و روانی زن را می داشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالی ترین هنر خود را تسخیر قلب او به حساب آورد».[31]

این همان مودّت و رحمت است که قرآن کریم از آن یاد نموده است:

«وَ مِنْ ایاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛[32] و از نشانه های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و محبت قرار داد».

خانواده کانون محبت و دوستی است و این امر جز با عمل کردن هر یک از دو جنس زن و مرد به وظایف خود، که بر خاسته از طبیعت آن ها است محقق نمی شود
.
اسلام حقوق همة انسان ها را، از هر نژاد و رنگ و جنسی باشند، در نیازهای مشترک یکسان قرار داده است؛ امّا از آن جا که حقوق در اسلام بر اساس مصالح و مفاسد و چگونگی طبیعت و خلقت انسانی است، تنوع در حقوق نیز مشاهده می گردد. حقوق زن و مرد نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ زن و مرد از آن جهت که با هم شباهت دارند حقوق مشابه و یکسانی دارند، امّا از آن جهت که در جسم و روحیات باهم تفاوت طبیعی دارند ( که به مقتضای آن طبیعت نیز وظایف متفاوتی بر عهده ی آن ها گذاشته است)، حقوق مختلف متناسبی نیز برای آن ها قرار داده شده است.

بنابراین، علت تمام تفاوت های حقوقی این دو جنس را باید در همین تفاوت های طبیعی و فطری و تفاوت وظایف، جستجو کرد. [33]

باید به این نکته نیز توجه کرد که تفاوت و تنوع در حقوق همیشه ملازم با بی عدالتی نیست و ممکن است حقوق های مختلف و متنوع و در عین حال متعادلی وجود داشته باشد؛ یعنی در عین این که حقوق افراد ظاهرش باهم متفاوت است امّا با توجه به مجموعة حقوق و وظایف و کسر و انکسار آنها برابری حاصل شود.[34]

پس می توان نتیجه گرفت که طبیعت مهم ترین عامل اختلاف حقوق است.[35]



[28] . أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً.... سورةمؤمنون (23)، ایة115.
[29] . أَ هُمْ یقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَینَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُونَ.
ترجمه: ایا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند به ما معیشت آن ها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم. تا یکدیگر را مسخّر کرده (و باهم تعاون نمایند) و رحمت پروردگارت از تمام آن چه جمع آوری می کنند بهتر است.
[30] . عبدالله جوادی آملی، زن در آئینةجلال و جمال، چاپ دوم، (قم، مرکز نشر اسراء، 1376)، ص 391.
[31] . مرتضی مطهری، پیشین، ص 168.
[32] . سورةروم (30)، ایة21.
[33] . دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر حقوق اسلامی، چاپ اول، (تهران سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، 1368)، ص 390 .
[34] . همان، ص 390.
[35] . زهرا گواهی، سیمای زن در آئینةفقه شیعه، چاپ دوم، (تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1372)، ص 20.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: امیرخان ، مجید املشی ، ضحی ، zahra11 ، السا ، سید ابراهیم ، حسن.س.
۱۷:۳۵, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
تساوی حقوق زن و مرد

تساوی حقوق زن و مرد یکی از موضوعاتی است که از گذشته تا کنون بحث های زیادی درباره ی آن صورت گرفته است و نظرات مختلفی در رابطه با آن ارائه گردیده است.

اسلام دین مساوات و برابری است. این دین مبین زمانی ظهور کرد که در شبه جزیرة عربستان و دیگر نقاط جهان، نه تنها بین زن و مرد بلکه بین انسان ها اثری از مساوات نبود.

حتی در آن زمان اگر فردی صاحب فرزند دختر می شد یا او را زنده به گور می کرد و یا باید تا آخر عمر ننگ دختر داشتن را تحمّل می نمود.[36] در چنین شرایطی خداوند از زن و مرد در کنار هم یاد کرده است و مبدأ خلقت هر دوی آن ها را «نفس واحده» معرفی می کند:

«یا ایهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثِیراً وَ نِساءً ؛[37]
ای مردم از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید؛ همان کسی که همة شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد و از آن دو مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت».


علاوه بر خلقت مساوی، زن و مرد در ارزش ها و کسب کمالات والای انسانی، برابر هستند.[38]در تمامی ایات قرآن هر کجا که سخن از ارزش و کمال است به زن و مرد به صورت یکسان خطاب شده است[39] و با لفظ « یا ایهَا النَّاسُ و یا ایهَا الَّذِینَ آمَنُوا» زن و مرد هر دو، مورد خطاب قرار گرفته اند.

و ملاک برتری در پیشگاه خداوند فقط تقوا معرفی شده است.[40] در ایة 35 و 36 سورة احزاب خداوند می فرماید:

«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً * وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یکُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِیناً».

در این ایه مسلمان بودن، ایمان داشتن، عبادت کردن و مطیع فرمان خدا بودن، صدق و راستی، صبر و شکیبایی، خشوع و تواضع، انفاق و صدقه دادن، روزه گرفتن، عفت و پاکدامنی، ذکر و یاد خدا همه به عنوان ارزش مطرح شده است و در مقابل نافرمانی خدا و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، عصیان معرفی شده است.

تأکید خداوند در این ایه برای آوردن لفظ مؤنث در کنار مذکر، خود بیانگر یکسان بودن زن و مرد در پیشگاه خداوند است؛ از طرفی با این تأکید، تمام تفکراتی که فضایل و شرافت انسانی را مختص مردها می دانست و زن را از رسیدن به این فضائل ناتوان می شمرد مردود اعلام کرد.[41]

امّا با این وجود آن جا که بحث حقوق و تکالیف مطرح می شود. برای هر یک حقوقی خاص با توجه به ویژگی ها و وظایف آنها در نظر گرفته است. تفاوت در حقوق زن و مرد گاهی به سود زن یا مرد و گاهی بر علیه او و به نفع دیگری است؛ امّا اگر مجموع حقوق و تکالیف هر یک دیده شود می توان رعایت عدالت را در تمام موارد دید؛ مثلاً اگر درسهم الارث، سهم زن نصف سهم مرد[42] قرار داده شده در مقابل نفقه و مهریه را بر عهدة مرد گذارده اس[43] و در بقیه موارد، زن و مرد را مالک اموالی می داند که با رنج و کوشش خود بدست آورده اند. [44] هم چنین اگر ریاست و ولایت خانواده را از شئون مرد می داند[45] در مقابل توصیه ها و تأکیدات فراوانی بر حسن معاشرت مرد با همسر خود می کند. [46]

لازم به ذکر است که تساوی حقوق به آن معنی که در غرب مطرح شده است؛ یعنی تشابه کامل در تمامی موارد حقوقی بین زن و مرد، در نظام دینی اسلام معنایی ندارد؛

بلکه تساوی به معنی برابری، مهم و قابل تایید است.([47]) البته زن و مرد از آن جهاتی که باهم شبیه هستند از حقوقی مشابه نیز برخوردارند امّا از آن جهاتی که باهم تفاوت دارند بالطبع از حقوقی متفاوت برخوردار می شوند و این هرگز به معنی کم ارزش بودن یک جنس و برتری جنس دیگر نیست.


==============================================================
[37] . سورةنساء (4)، ایة1.
[38] . مهدی مهریزی، «حقوق زن» در دانشنامةامام علی علیه السلام، ج 5، چاپ اول، (تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1380)، ص 110؛ مرجان روانگردان «زنان، آفرینش، معنویت و عقل» کتاب نقد، شماره 12، پاییز 1378، ص 4ـ3؛ مؤسسةآموزشی و پژوهشی امام خمینی، فلسفةحقوق، چاپ سوم، (قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1378)، ص 143ـ140.
[39] . مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً؛ سورة نحل (16)، ایة 97.
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ سورة توبه (9)، ایة 70.
لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ سورة آل عمران (3)، ایة 195.
[40] . إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛ سورة اسراء (17)، ایة 70.
[41] . عبدالله جوادی آملی، زن در آئینه جلال و جمال، پیشین، ص 101.
[42] .البته همیشه سهم الارث زن، نصف مرد نمی باشد بلکه گاهی مساوی باهم و یا حتی بیشتر از مرد از ارث برخوردار می شود. در این باره نگاه کنید: سید حسین حسینی، سراج نگاهی گذرا به شبهات حقوقی پیرامون مسائل زنان، قم، مرکز، پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1380، ص 139.
[43] . سید احمد میر خلیلی، «زن در حقوق خانواده (ارث ـ طلاق ـ حضانت)»، کتاب نقد، شمارة 12، پاییز 1378، ص 112.
[44] . سورة نساء(4)، ایة 32.
[45] . الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ...؛ سورة نساء (4)، ایة 34؛ قانون مدنی، مادة 05 11 «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است».
[46] . تکتم رضایی، «جانبداری افزون بر حقوق» کتاب نقد، شمارة 12، پاییز 78، ص 17 به بعد.
[47] . مرتضی مطهری، پیشین، ص 123.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، السا ، سید ابراهیم ، حسن.س.
۱۶:۵۵, ۱۹/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
Heartقرآن: زن مظهر عشق، كوثرHeart

بيان قرآن در آفرينش زن بازتاب اصل توحيد است: زن و مرد از يك گوهرند و در آفرينش نابرابرى ندارند. همسر آدم از نفس آدم آفريده مى‏شود تا زوج زن و مرد بيكديگر كمال بجويند.

زن براى برآوردن نيازهاى مادى مرد آفريده نشده است. مظهر شهوت نيست. آرامش بخش و مظهر عشق و دوستى است(1):
«و از آيات او اينكه از نفس شما جفت شما را بيافريد تا بدو آرامش جوييد و ميان شما بنا را بر دوستى و رحمت قرار داد. همانا در اينكار آيه هاست براى مردم انديشمند»
زن و مرد متقلابلاً دوست و ولى يكديگرند(2):
«مردان و زنان مؤمن ولى يكديگرند. امر مى‏كنند به معروف نهى مى‏كنند از منكر و...»
هر يك از زن و مرد را فضلى است (3) و در دوستى و عشق، فضل هاشان در فضلى جامعه تكامل مى‏جويند. اين دو، لباس يكديگرند (4) كنايه از اينكه دو فضلى هستند كه بيكديگر كمال مى‏جويند. پاكيشان به داد و عشقى است كه بنا بر فطرت اساس زناشويى شان است. زن فروغ چشمان مرد با تقوى است (5).
و نيز در آفرينش زن و مرد برابرند (6).
«شما را از مرد و زن آفريديم و قبيله و ملت قرار داديم تا از يكديگر شناخته گرديد. گرامى‏ترين شما نزد خدا با تقوى‏ترين شما است»

1- قرآن سوره روم آيه 21 / 2- قرآن سوره توبه آيه 71 / 3- قرآن سوره نساء ايه 32
4- قرآن سوره بقره آيه 187 / 5- قرآن سوره فرقان آيه 74 / 6- قرآن سوره حجرات آيه 13
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، یاســین ، السا ، سید ابراهیم
۲۲:۳۷, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #9
آواتار

Heartبه نام خدا
Heart
نه تنها بدنيا آوردن دختر دليل بى مهرى خدا به هيچ پدر و مادرى نيست (7)، بلكه گاه دليل كمال لطف اوست (8).

«همسر عمران به خدا گفت خدايا نذر مى‏كنم فرزندى را كه در شكم دارم در راه تو آزاد كنم از من بپذير. همانا تو شنوا و دانايى. چون فرزند را بدنيا آورد، گفت: خدايا دختر بدنيا آوردم و خدايا تو داناترى كه چرا دختر بدنيا آوردم و دختر مثل پسر نيست. من او را مريم نام نهادم او و فرزندانش را از شر شيطان رانده، به تو سپردم. خدا از او به نيكوتر پذيرشى، پذيرفت و ذكريا را كفيل مريم كرد. هر بار كه ذكريا به نزديك مريم مى‏رفت، پيش روى او روزى مى‏يافت. از مريم مى‏پرسيد اين روزى از كجا براى تو رسيد؟ مريم پاسخ مى‏داد از نزد خدا: «همانا خدا به كسى كه مى‏خواهد روزى مى‏رساند بيحساب..»

و خدا مريم را مظهر پاكى زنان جهانيان گردانيد (9):
«آنگاه فرشتگان به مريم گفتند خدا تو را برگزيده زنان جهانيان و پاكى بخشيد».

زن و مرد در آفرينش برابرى مى‏يابند. زن از غيريت مى‏آسايد. مظهر عشق، مادر پيامبرى و آب حيات، كوثر، مى‏گردد (10).

اشراف جامعه عرب كه در آن دوران انحطاط عمومى بشريت، در آن دوران انحطاط زن در موقع و منزلهايش، دختران را زنده بگور مى‏كنند، در مقام تحقير خداى محمد مى‏گويند:

ما فرزندان پسر داريم و خداى محمد فرزندان دختر دارد (11). قرآن به آنها هشدار مى‏دهد كه از دختران زنده بگور پرسيده خواهد شد كه به كدامين گناه كشته شدند (12). خدا را فرزندى نيست كه نه دختر و نه پسر (13).

زادن پسر بر دختر مزيتى ندارد چرا كه هر دو آفريده آفريدگارند (14).



7- قرآن سوره شورى آيه 49 / 8- قرآن سوره آل عمران آيه‏هاى 37-35 / 9- قرآن سوره آل عمران آيه 42 / 10- قرآن سوره كوثر آيه 1 / 11- قرآن سوره نجم آيه‏هاى 22-21 / 12- قرآن سوره تكوير آيه‏هاى 9-8 / 13- قرآن سوره اخلاص ايه 3 و... / 14- قرآن سوره شورى آيه 49
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، سید ابراهیم ، مجید املشی ، حسن.س.
۱۲:۵۳, ۱۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #10
آواتار
جايگاه انسان
براي انسان جايگاه و ويژگي هاي زيادي در قرآن و روايات بيان شده است. ما در حد اختصار و به اقتضاي اين مقاله به آن مي پردازيم.

1. هستي براي انسان:
خداوند تمام هستي و موجودات و زمين و آسمان را براي انسان مي داند و مي فرمايد:«هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً.[3] خداوند تمام چيزهايي كه در زمين وجود دارد را براي انسان خلق نموده است؛ «وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ؛[4] زمين را براي مردم قرار داد.؛ وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً؛[5] و اسبان و استران و خران را آفريد تا بر آنها سوار شويد و زينت و تجمّلي براي شماست.»
ابر و باد و مه خورشيد و فلك در كارند
تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري

2. انسان و خليفه الهي:
«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً؛[6] (به خاطر بياور) هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روي زمين، جانشيني (نماينده اي) قرار خواهم داد.»

3. بالاترين ظرفيت پذيرش معلومات در ميان مخلوقات:
«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ؛[7] سپس علم اسماء را همگي به حضرت آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مي گوييد، اسماء اينها را به من خبر دهيد.»

4. انسان و فطرت خداگرايي:
«إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ...[8]؛
(حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ فرمود: همانا من با فطرت دروني خودم، رو به سوي خدا آوردم؛ همان خدايي كه آفريننده زمين و آسمان است...»

5. انسان دو بعدي(جسم، روح):
«فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي؛[9] هنگامي كه كار او را به پايان رساندم و در او از روح خود دميدم ....»




ادامه دارد........................

[1] . ابن فارس، مقاييس اللغه، مكتبة العلوم الاسلامي، 1404 هـ .ق، قم، ذيل ماده«انس».
[2] . جوهري، صحاح اللغه، قاهره، چاپ اول، 1376 هـ ، دارالعلم ملايين، ذيل ماده«انس».
[3] . بقره/ 29.
[4] . الرحمن/ 10.
[5] . نحل/ 8.
[6] . بقره/ 30.
[7] . بقره/ 31.
[8] . انعام/ 79، ر.ك: اعراف/ 172.
[9] . حجر/ 29.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، سیمرغ ، مجید املشی ، حسن.س. ، السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا