۷/اسفند/۹۲, ۱۴:۳۵
غرب گرایی در نقاشی با آغاز دوره ی دوم حکومت پهلوی، جریان های جدید سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پدید آمد که نقاشی ایران نیز متأثر از همین جریان ها بود.
اولین هنر جویان فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا برای آشنایی و درک بیشتر آثار هنری مدرن به اروپا اعزام شدند و به فراگیری پرداختند و دربازگشت به وطن، به ترویج برداشت های خود از هنر مدرن اقدام کردند و بر اندیشه های خود پافشاری می کردند. آشنایی با آثار هنر مدرن، فکر رهاشدن از قیود سنتی را در میان نقاشان نسل جدید پدیدار کرد. و بدین ترتیب به نفی قالب های هنر رسمی پرداختند. و اولین جدال جدی میان هنرمندان سنتی – نگارگران سنتی و مکتب کمال الملکی- و هنرمندان مدرن در محافل و مجالس هنری در گرفت.[۶-ص۲۰۲] توجه و نظر دانشجویان اعزامی به اروپا، به مکتب های کوبیسم (Cubism) و اکسپرسیونیسم (Expressionism) جلب شد. اما این تأثیرپذیری از هنر غرب درظاهر، قالب و تکنیک آثار بود و نه در محتوا و مضمون و اندیشه آنان، بنابراین آثار هنرمندان از اروپا بازگشته، در ظاهر تقلیدی از قالب و شکل مکتب غربی بود و در محتوا، ذهن گرایی هنر ایرانی را با خود داشت. به عبارت دیگر، هنرمند نوگرای ایرانی از یک سو با جذب شدن به جدیدترین پدیده های هنر غرب ضرورت پیوستن به دنیای مدرن را توجیه می کرد، که این امر حاصل یک روند تاریخی و معمول تجربیات تاریخی هنرمند نبود بلکه نتیجه مشاهداتی بود که با آسان یابی می خواست به هر صورت ممکن معاصر زمان خود باشد. و از سویی دیگر برای نمایش دادن هویت و تشخص فرهنگی – ملی خود، به عناصر سنتی و تجربه های ذهنی نیز متوسل شد.
![[تصویر: 10298959265579432997.jpg]](http://www.uploadax.com/images/10298959265579432997.jpg)
![[تصویر: 18862866210971669049.gif]](http://upload7.ir/imgs/2014-02/18862866210971669049.gif)