(۴/اسفند/۹۲ ۱۶:۵۶)عالم مقدس ملکوت نوشته است: [ -> ]و اما جناب farshid200200
ما بسان نوکران و بخت برگشتگانی که عقل و شعور خود را به دست دیگری سپرده اند نیستیم لذا افتخار داریم که ارباب ما عقل ما تعقل و تفکر و اندیشه صحیح و منطقی ماست نه ان چه در ذهن ما فرو برده اند و متعصب بدان شده ایم !
اینکه تصور میکنید تعریف شیعه ان چیزی هست که تو ذهن کوچک و بسته شما هست سخت در اشتباه هستید ! شیعه را منطق صحیح تعریف میکند نه یک اندیشه بسته تحمیلی ! مرحوم دکتر شریعتی رضوان الله تعالی علیه هم یک شیعه بودند با اون تفکرات عالی و شما هم تفکر خود را دارید و دیگری هم تفکر خود را دارد و تا وقتی که وصایت بر حق علی و اولاد علی علیهم السلام را در حق ایشان کتمان نکرده باشید خارج از اصل تشیع نخواهید شد
اولا : اینکه بنده سوال از ملاک بودن یک راوی میکنم ایا فرار کردن هست ؟؟!!!!! یعنی علم رجال و توقف در مورد اشخاصی که حدیث از ان ها نقل شده فرار محسوب میشود ؟؟؟!!!!! من عرض نکردم که زید بن ارقم عادل هست یا خیر ! و در عقیده ما شیعیان همه صحابه عدالت محض ندارند ! عرض کردم سخن او چه قدر ملاک هست در ایجاد یک عقیده مبنی بر عدم دخول امهات المومنین علیهن السلام در دایره اهل البیت ؟؟؟؟؟ خب اگر جناب زید چنین فرموده در حدیث دیگری هم که ما در صفحه اول همین تایپک درج کردیم از او نقل شده است که امهات المومنین علیهن السلام جزو اهل البیت هستند !
ثانیا : خب اگر به اون حدیث اهل السنت استناد میکنید چرا این حدیث را در نظر نگرفتید ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
ثالثا : اگر از تعارض احادیث فرضا چشم پوشی کنیم و فقه الحدیث این حدیث را بچسبیم شما عرض بفرمایید ملاک سخن جناب زید در حدیث فوق چیست ؟؟؟؟ هر حدیثی علت و معلولی دارد ... ایشان میگوید دلیل عدم دخول امهات المومنین علیهن السلام بر دایره اهل البیت علیهم السلام این است که ممکن است طلاق داده شوند و از اهل بیت بودن جدا شوند ! حالا که ثابت است عده ای از همسران رسول خدا تا اخر عمر بر ازدواج رسول خدا بودند و بلکه رسول خدا ترجیه داد در حجره ان ها دنیا را ترک بفرماید ! بنابراین وقتی علت رفت بنا بر چه حجتی معلول باقی خواهند ماند ؟؟؟؟؟؟؟
شما به جای جواب همش داد و بیداد میکنید ولی این را از منطق ثابت کنید وقتی علت رفت چگونه است معلول باقی بماند ؟؟؟؟؟
برادر متخاصم من ! نیازی به اوردن احادیث نیست زیرا احادیث متعارض در این باب فراوان است و اهل البیت علیهم السلام فرموده اند : هرگاه احادیث مختلف در اسلام وجود داشت و مورد اختلاف بود بر شما باد به کلام الله رجوع کنید و ملاک را کلام الله قرار دهید ....
حال هر انسان منصفی که قصد خود فریبی نداشته باشد به کلام الله رجوع کند به خوبی درک میکند که زنان اول مصداق اهل البیت علیهم السلام هستند که مورد خطاب ایات روشن قران کریم قرار گرفتند پس از انکه به ایشان تذکراتی میدهد ....
و برای رفع شک هم ایات دیگر عرض کردم که خداوند زنان را جزو اهل البیت پیامبران دانسته ولی جنابعالی سکوت کرده و جز خاموشی جوابی نداشتی !
در پایان عرض میکنم این قدر سعی نکنید مرا سنی و حنفی تلقی کنید و نیش و کنایه بزنید تا اتش خشم خود را سرد کنید ! میدونم براتون سخته حقایق واضحه را از یک طلبه شیعه بشنوید و بر افکار غل و زنجیر شده شما گران می اید ولی ما دل به وعده خداوند خوش کردیم که فرمود :
الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَی بِاللَّهِ حَسِیبًا [/b]
کسانی که رسالت های خدا را می رسانند و فقط از او می ترسند و از هیچ کس جز خدا نمی ترسند و خدا برای حسابرسی کافی است .......
سوره الاحزاب ایه ۳۹
ما بقی افاضات حضرتعالی ! که ام المومنین بودن را جزو فضیلت به شمار نیاوردید را به بعد موکول میکنیم زیرا بیش از بیش این سخن شما نزد هر عوامی قبیح است
بسم الله الرحمن الرحیم
[/b]با عرض سلام خدمت شما برادر اهل سنت محترم!
همانطور که انتظار داشتم باز هم از پاسخ فرار نمودید و به جای بحث در زمبینه ی حدیثی و علمی به توجیه های پوسیده و قدیمی چنگ زدید!
اولا:
سخن از
دکتر شریعتی به میان آوردید حال آنکه اگر بعضی از مسائل را می دانستید چنین چیزی را نمی گفتید!!!همین دکتر شریعتی که شما برای این اندیشمند بزرگ (
و نه اسلام شناس و عالم) طلب غفران و رضوان الهی کرده اید در کتاب " علی حقیقتی بر گونه ی اساطیر " خلیفه ی دوم و همراهانش را به حیواناتی تشبیه می کند که بنده از شرح بیشتر آن به دلیل حفظ وحدت معذورم.آیا باز هم می خواهید به دکتر شریعتی استناد کنید؟؟؟ اگر می خواهید به ایشان استناد کنید پس باید این حرف ایشان را هم بپذیرید!(بنده مایل نبودم این مطلب را باز کنم و بیان کنم ولی تعصب و عناد برخی با حقیقت نمیگذارد!)
به علاوه دکتر شریعتی عالم دین و حدیث شناس و اسلام شناس نیستند و حتی خود ایشان گفته اند من سه جلد کتاب اسلام شناسی نوشته ام که آن ها را قبول ندارم!(این را چند سال بعد از نشر این کتب و پس از انتقادهای شدید و درست علماء گفتند).پس در این زمینه ها به دکتر شریعتی استناد نکنید که به هیچ وجه درست نیست و به علاوه برای خلیفه ی دوم و شما هم بد می شود!
ثانیا:
شما به جای اینکه به ما تشیع را آموزش بدهید،بهتر است همان سنت خلفاء خودتان را بیشتر در موردش تحقیق کنید و ببینید که فکر چه کسی بسته است؟ اگر بخواهید بدون دلیل ادامه دهید به حول و قوه ی الهی چنان فتاوای شنیعی از علمای متاخر و متقدم شما قرار خواهم داد که بیش از پیش شرمگین شوید.(منتها ما چندان اهل مجادله نیستیم و اهل ادله ایم.)به جای مجادله به تحدی های ما و به دلایل ما پاسخ دهید!
ثالثا:
در مورد اینکه در پوشش شیعه هستید و در واقع اهل سنت هستید هم این رو خدمتتون عرض کنم که این مطلب بنده رو یاد بعضی ها میندازه!!! یکی یاد بنی صدر که با چادر چاقچول از ایران فرار کرد و یکی هم یادحجت الاسلام رادمهر!!!!!!!(و حجت الاسلام رادمهرها ...) که اصولا وجود خارجی ندارند!
مرد باشید و با همان مذهب و عقیده ی واقعیتان که اعتقاد به مکتب خلفاست بیایید و بحث کنید!
رابعا:
در مورد حدیث
صحیح مسلم که از
زید بن ارقم نقل شده است:
هر انسان عاقل و منصفی که آن را بخواند متوجه می شود که زنان پیامبر داخل در اهل بیت نیستند و در اینجا زید بن ارقم دلیلش را منحصر در طلاق نمی کند بلکه می گوید زن جزء اهل بیت یک شخص نیست و یک دلیلی که می آورد این است که اگر طلاق بگیرد به پدرش ملحق می شود.
به علاوه حدیث با سند معتبر در کتب اهل سنت داریم که : رسول الله در دامان
حضرت علی علیه السلام(و به قول شما کرم الله وجهه) به شهادت رسیدند و اصلا ام المومنین عائشة(رض) هم خبر نداشته اند و این را خود
ام المومنین عائشة(رض) نقل کرده اند.(اگر خواستید یا دوستان خواستند حدیث را خواهم آورد). پس لطفا نفرمایید که در حجره ی آن ها و .... که سخت می کنید کار را بر خودتان.یه علاوه باز هم بنده رو مجبور می کنید اسنادی رو از کتب خود شما براتون نقل کنم که شدیدا برای خودتان بد می شود و از جمله ی آن ها ازدواج کردن
ام المومنین عائشة(رض) بعد از شهادت پیامبر است(همانطور که ایشان قبل از پیامبر هم ازدواج کرده بوده اند بر اساس کتب اهل سنت) که در کتب خودتان نقل شده و این را هم اگر دوستان خواستند حدیثش را قرار خواهم داد گر چه چندان مایل نیستم چون ممکن است باعث خدشه دار شدن وحدت شود ولی این عناد و تعصبات بیجای شماست که باعث می شود تا چنین بحث هایی مطرح شود!
باز هم می گویم که
زید بن ارقم نگفته اگر همسر پیامبر یا هر شخصی طلاق بگیره از اهل بیت بودن خارج میشه بلکه میگه کلا همسر هر شخصی جزء اهل بیت او نیست!(لطفا دقت کنید به متن حدیث و تعصب رو کنار بذارید)
خامسا:
شما نتوانستید و نخواهید توانست هرگز از زنان پیامبر حدیثی بیاورید ولو با سند ضعیف که ادعای چنین چیزی را کرده باشند حتی در مواقعی که از خودشان می گفته اند یا دفاع می کرده اند و این خود یکی از دلایل بسیار زیبا و متقن است در اینکه زنان پیامبر جزء اهل بیت او نیستند.
سادسا:
خود ام المومنین عائشة(رض) در صحیح بخاری گفته که هیچ آیه ای به جز افک در حق ما نازل نشده(البته شیعه این را هم قبول ندارد که بحثش جداست) حال شما و یا دیگران کاسه ی داغ تر از آش شده اید و فضیلت تراشی می کنید؟؟؟ چرا ام المومنین عائشة در مواقع مهم و حیاتی که از خود دفاع می کرد یا به در کنار پیامبر بودنش اشاره می کرد،هیچ گاه نگفت من از اهل بیت پیامبرم؟؟؟!!!
این سوال دقیقا در مقابل همان شبهه ای است که اهل سنت مطرح می کنند که چرا امیرالمومنین به غدیر اشاره نکرد و استناد نکرد پس از غصب خلافت؟ منتها ما شیعیان جواب های متقن و محکم داریم از کتب فریقین که امیرالمومنین در روز پس از سقیفه و در دوره ی هر سه حلیفه استناد کرده ولی اهل سنت در برابر این شبهه تا قیام قیامت و تا ابد پاسخی نخواهند داشت! قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین!
سابعا:
در بحث برخورد حدیثی و تناقض احادیث با یکدیگر(مثل قضیه ی وضو در کتب اهل سنت) شما وقتی می توانید بگویید احادیث با هم تناقض دارند که همه ی احادیث در آن موضوع را جمع آوری کنید و بررسی سندی کنید و پس از آن قدرت احادیث صحیح در دو طرف یکسان باشد اما در قضیه ی اهل بیت اصلا اینطور نیست و جالب است بدانید حتی به برخی علمای اهل سنت افترا زده شده که ان ها قائل به داخل بودن زنان پیامبر در اهل بیت بوده اند در حالی که وقتی به کتابشان مراجعه می کنید می بینید اتفاقا اصلا چنین اعتقادی ندارند.(در سلسله مطالب و پژوهش های این حقیر در آیه ی تطهیر که بر اساس کتب اهل سنت + کتب شیعه + سخنرانی های علمای شیعه هستش به این موارد اشاره کرده ام که ان شاء الله همانطوری که گفته ام در اینده ی نزدیک قرار خواهد گرفت.)
ثامنا:
شما دوباره از قرآن سخن گفتید حال آن که به ابتدائیات سبک شناسی و سیاق شناسی و لحن شناسی آشنا نیستید که هر کس دقیق این مطالب را بداند بی درنگ یقین می کند که منظور از اهل البیت در آیه ی شریفه ی تطهیر،کسانی غیر از زنان پیامبر هستند و اصلا زنان پیامبر بیوت داشته اند و نه بیت و ال هم بر سر بیت آمده و ادامه ی قضیه که من نمیخواهم وارد بحث های تخصصی لغت در اینجا بشوم (در سلسله مطابم کاملا اشاره خواهم نمود ان شاء الله).
به علاوه آیات این سوره اصلا در یک زمان نازل نشده اند که شما بخواهید بگویید سبک و سیاق آن ها یکی است!!! آیه ی تطهیر مدت ها بعد از آیات مربوط به زنان پیامبر نازل شده و خود پیامبر بنا بر مصالح متعددی آن را در این قسمت قرار داده است و شما وقتی می توانید اثبات کنید سبک و سیاق هر قسمت از قرآن یکی است که اول اثبات کنید آن تعداد از آیات در یک زمان نازل شده اند (مثلا مثل سوره ی کوثر) ولی هرگز نخواهید توانست در این مورد هم اثبات کنید!
تاسعا:
بنده نمیگم که ام المومنین بودن مقام و فضیلت نیست بلکه خود ام المومنین عائشة(رض) و علمای بزرگ شما در کتب معتبر با اسانید معتبر زحمتش رو قبل از ما کشیده اند و چنین مطلبی رو گفته اند!

به علاوه اینجا هم یکی از مطالبیه که اگر بخواید بیشتر اصرار کنید تا مطلب باز بشه خیلی برای شما + ام المومنین عائشة + جناب طلحة(رض) بد خواهد شد!!(اهل فن میدونن چرا!!) پس اصرار نکنید تا این مطلب باز بشه!! که اگر باز بشه بستنش با خداست!
عاشرا:
اهل سنت بودن شما بر هیچ انسان عاقلی پوشیده نیست و حضور شما در سایت های متعدد جهت صرفا شبهه افکنی هم بر کسی پوشیده نیست! این روش شما مثل جناب آقای عبدالله (اسم مستعار ایشان) و جناب اقای {...} فرزند مولوی {...} است که خود را شیعه ی سنی شده از قم معرفی می کرد و مدام به شبکه ی ولایت تماس میگرفت و میخواست با این کارش جو روانی ایجاد کند ولی یک بار جناب حجت الاسلام یزدانی چنان ایشان را مفتضح و رسوا کرد که فکر کنم خودش رو شرم کنه این ادم در آینه هم نگاه کنه!!!(ویدئوی این مطلب در سطح اینترنت هستش)
به علاوه علمای شما مثل
جناب مولوی عبدالمجید مرادزهی خاشی(که ایشون البته وهابی هستند و نه اهل سنت) و جناب مولوی عبدالحمید رو امثال من حقیر بی علم و دانش کافی هستیم تا باهاشون بحث کنیم ولی همین آقای مولوی عبدالمجید مرادزهی خاشی هم از بحث با بنده در یک مقطع و هم از با بحث جناب آقای اکبر بیرامی در چندین مقطع فرار کرده اند و حتی در صفحه ی شخصی شان به دلیل این که بنده یک روایت را که ایشان قرار داده بودند با تکیه بر منابع رجالی اهل سنت تضعیف کردم و از ایشان پاسخش را خواستم بلوک کردند!!!!!(حال بگذریم که آن روایت را به دلایلی که نمی شود گفت تقطیع هم کرده بودند!!!)
به هر حال به اهل سنت و احناف عزیز خواف و زاهدان سلام برسانید![/b]
نکته ای هم که بایستی زودتر به آن اشاره می کردم این است که شما از طرفی به دروغ خود را طلبه ی شیعه می خوانید و از طرفی از منابع اهل سنت استدلال می آورید!!!! خنده دار نیست کارتان؟؟!!! کودک و نوزاد دو ساله هم از این روش بحث شما به خنده می آید!!!!
یا از پوشش دروغ خودتان دربیایید و بگویید که اهل سنت هستید و از منابع خودتان بحث کنید و یا اگر خود را شیعه می دانید فقط و فقط از منابع شیعی بحث کنید.
(یادتون نره سلام مولوی عبدالمجید مرادزهی خاشی رو برسونید!
)