۱۰/اسفند/۹۲, ۱۴:۴۰
اشاره به برخی روایات مربوطه
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «عَلَامَاتُ وَلَدِ الزِّنَا ثَلَاثٌ سُوءُ الْمَحْضَرِ وَ الْحَنِينُ إِلَى الزِّنَا وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْت. ــــــ ولد الزنا سه نشانه دارد بد اخلاقى با حاضران و اشتياق به زنا و دشمنى ما اهل بیت . » (امالى شيخ صدوق ،ص 338)
رسول الله (ص) فرمودند: « مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى أَوَّلِ النِّعَمِ قِيلَ وَ مَا أَوَّلُ النِّعَمِ قَالَ طِيبُ الْوِلَادَةِ وَ لَا يُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَتْ وِلَادَتُهُ . ـــــ هر که ما اهل بیت را دوست دارد باید بر نعمت نخستین ، خدا را حمد گوید. گفته شد نعمت نخستین چیست؟ فرمودند: حلال زاده بودن ؛ که همانا ما را دوست نمی دارد مگر آنکه ولادتش پاک باشد.» (بحار الأنوار، ج27،ص146) ،«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا طَيِّبُ الْمَوْلِدِ .ـــــ داخل بهشت نمی شود مگر آنکه ولادتش پاک باشد.»
رسول الله (ص) فرمودند: « مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى أَوَّلِ النِّعَمِ قِيلَ وَ مَا أَوَّلُ النِّعَمِ قَالَ طِيبُ الْوِلَادَةِ وَ لَا يُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَتْ وِلَادَتُهُ . ـــــ هر که ما اهل بیت را دوست دارد باید بر نعمت نخستین ، خدا را حمد گوید. گفته شد نعمت نخستین چیست؟ فرمودند: حلال زاده بودن ؛ که همانا ما را دوست نمی دارد مگر آنکه ولادتش پاک باشد.» (بحار الأنوار، ج27،ص146) ،«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا طَيِّبُ الْمَوْلِدِ .ـــــ داخل بهشت نمی شود مگر آنکه ولادتش پاک باشد.»
( بحار الأنوار ، ج27 ،ص147)
امام صادق عليه السّلام فرمودند:
« لَوْ كَانَ أَحَدٌ مِنْ وَلَدِ الزِّنَاءِ نَجَا نَجَا سَائِحُ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَقِيلَ لَهُ وَ مَا سَائِحُ بَنِي إِسْرَائِيلَ قَالَ كَانَ عَابِداً فَقِيلَ لَهُ إِنَّ وَلَدَ الزِّنَاءِ لَا يَطِيبُ أَبَداً وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ عَمَلًا قَالَ فَخَرَجَ يَسِيحُ بَيْنَ الْجِبَالِ وَ يَقُولُ مَا ذَنْبِي. ــــــ اگر بنا بود يكى از كسانى كه از راه زنا به دنيا آمده است، رهايى يابد، گردشگر بنى اسرائيل نجات می يافت. از حضرت پرسيدند: گردشگر بنى اسرائيل كيست؟! فرمودند: عابدى بود (زنا زاده) که به او گفته بودند: زنا زاده هرگز پاك نمی شود و عبادتهاى او پذيرفته نیست.او چون اين مطلب را شنيد از شهر بيرون رفت و سر به كوه و بيابان گذاشت و مرتباً تكرار میكرد: گناه من چيست؟!»
(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،ص264)،
«عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْإِيمَانِ قَالَ قَوْلُهُ تَعَالَى وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ذَلِكَ الَّذِي يُفَارِقُه. ــــــــ عبد اللَّه بن بكير گفت: از امام محمد باقر عليه السّلام معنى اين سخن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را جويا شدم که:«هر گاه مردى زنا كند، روح ايمان از او كناره میگيرد»، حضرت فرمودند: خدا فرمود:«آنان را به وسيله ی روحى از جانب خود تأييد كرده است»، اين همان روحى است كه از زناکار جدا مىشود. »
(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ،ص 263)
طبق روایات بسیار زیادی ـــ که به برخی از آنها اشاره شد و فراوانی آنها مفادّشان را یقینی می کند ـــ زنازاده از طینت و نطفه ی غیر مومن بوده و هیچگاه وارد بهشت اهل ایمان نمی شود و در دنیا نیز میل او به سمت معصیت بیشتر و به سمت حسنات کمتر است. از اینرو در جامعه ی انسانی مومنین نیز نمی تواند برخی مناصب اجتماعی مثل قضاوت ، امامت جماعت ، مرجعیّت دینی و امثال آن را تصدّی نماید. چرا که اوّلاً دادن مناصب مهمّ به چنین کسی تأیید ضمنی زنا و منع او از مناصب مهمّ اجتماعی نوعی مبارزه ی با پدیده ی شوم زنا است. ثانیاً چنین کسی اغلب به خاطر خبث نطفه و نداشتن پدر شرعی که موجب بی هویّتی اجتماعی است ، تربیت و تعهّد درستی نداشته برای مناصب پر اهمیّت مناسب نیست. کما اینکه در جوامع انسانی افراد لاابالی و سابقه دار و امثال این افراد را به ارکان مهمّ اجتماعی راه نمی دهند.
امّا اینکه زنازاده از نظر وجودی دچار کمبود و میل او به معصیت افزونتر می باشد ناشی از نظام علّی و معلولی عالم است.
یعنی ساختار و قوانین تکوینی عالم به گونه ای است که موجب می شود فرزند حاصل از پیوند نامشروع از کمال وجودی و روحی پایین تری نسبت به انسانهای عادی برخوردار باشد. لذا تولّد چنین نوزادی نتیجه ی بی توجّهی برخی افراد به قوانین تغییرناپذیر عالم است. « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ. ـــــــ فساد، در خشكى و دريا آشكار شد به سبب آنچه دست مردم حاصل نمود ؛ تا بچشانیم به آنها بعضی از نتایج عملکردشان ؛ باشد که بازگردند.» (الروم:41)
بر این اساس ، اینکه خداوند متعال زنا یا هر عمل حرام دیگری را توسّط انبیاء و کتب آسمانی منع نموده صرفاً قراردادی نیست ؛ بلکه این احکام بر اساس قوانین حاکم بر نظام خلقت تنظیم شده و پشتوانه ی تکوینی دارند. پس همانگونه که در نظام خلقت ، آتش علّت سوزاندن و سمّ موجب هلاکت است ، زنا هم موجب پدید آمدن بشری است با روح ضعیف و متمایل به گناه . معصوم (ع) فرمود: زن و مرد هنگام همبستری حرف نزنند چون ممکن است فرزندشان لال شود ، یا فرمودند: زیر نور ماه همبستر نشوید که احتمال جنون در فرزند افزون خواهد بود. اینگونه احکام صرفاً حکم دینی نیستند بلکه بیانگر حقیقتی عینی و قانونی تکوینی می باشند. حکم تحریم زنا نیز دقیقاً از همین سنخ است ؛ یعنی زنا نیز موجب می شود نقصی روحی در فرزند حاصل شود و فرزند به دنیا آمده دارای کششهای حیوانی و شیطانی قویتری باشد. لذا زنا زاده اوّلاً کمتر ممکن است میل به دین داشته باشد. ثانیاً اگر هم بر تمایلات حیوانی و شیطانی خود غالب گشته مومن و متّقی گردد باز رتبه ی وجودی او به حدّ مومنین حلال زاده نخواهد رسید ؛ همان گونه که افراد عقب مانده ی ذهنی یا معلولین مادرزاد هر اندازه هم که خود را توانا نمایند باز از جهت جسمانی با یک شخص سالم برابری نخواهند داشت. لذا زنازاده ـ هر چند مومن باشد ـ باز هیچگاه وارد بهشت انسانهای مومن حلال زاده نمی شود ، ولی این بدان معنا نیست که حتماً وارد جهنّم شود ؛ بلکه اگر زنا زاده به اختیار خود عامل به احکام دین بوده و اهل عبادت باشد ، طبق آیات متعدّد و روایات فراوان شکّی در این نیست که وارد جهنّم نمی شود ؛ چون جهنّم نتیجه ی اعتقاد و عمل خلاف حقّ است ؛ امّا لازمه ی عدم ورود در جهنّم ، دخول در بهشت انسانهای حلال زاده ی مومن نیست بلکه خدا می تواند زنازادگان مطیع را در جایگاه دیگری از نتیجه ی اعمالشان برخوردار نماید ؛ کما اینکه خدا حیوانات مطیع را در جایگاه ویژه ای نعمت می بخشد مانند سگ اصحاب کهف یا الاغ بلعم باعور یا هدهد حضرت سلیمان که حیواناتی مطیع فرمان حقّ بودند ولی به هر حال حیوان بودند نه انسان. پس زنازادگان مومن نیز به جای بهشت معروف ، جایگاه خاصّ خود را خواهند داشت ؛ که این جایگاه طبق برخی روایات ، بالاتر از جهنّم و پایین تر از بهشت حلال زادگان مومن است.
بر این اساس ، اینکه خداوند متعال زنا یا هر عمل حرام دیگری را توسّط انبیاء و کتب آسمانی منع نموده صرفاً قراردادی نیست ؛ بلکه این احکام بر اساس قوانین حاکم بر نظام خلقت تنظیم شده و پشتوانه ی تکوینی دارند. پس همانگونه که در نظام خلقت ، آتش علّت سوزاندن و سمّ موجب هلاکت است ، زنا هم موجب پدید آمدن بشری است با روح ضعیف و متمایل به گناه . معصوم (ع) فرمود: زن و مرد هنگام همبستری حرف نزنند چون ممکن است فرزندشان لال شود ، یا فرمودند: زیر نور ماه همبستر نشوید که احتمال جنون در فرزند افزون خواهد بود. اینگونه احکام صرفاً حکم دینی نیستند بلکه بیانگر حقیقتی عینی و قانونی تکوینی می باشند. حکم تحریم زنا نیز دقیقاً از همین سنخ است ؛ یعنی زنا نیز موجب می شود نقصی روحی در فرزند حاصل شود و فرزند به دنیا آمده دارای کششهای حیوانی و شیطانی قویتری باشد. لذا زنا زاده اوّلاً کمتر ممکن است میل به دین داشته باشد. ثانیاً اگر هم بر تمایلات حیوانی و شیطانی خود غالب گشته مومن و متّقی گردد باز رتبه ی وجودی او به حدّ مومنین حلال زاده نخواهد رسید ؛ همان گونه که افراد عقب مانده ی ذهنی یا معلولین مادرزاد هر اندازه هم که خود را توانا نمایند باز از جهت جسمانی با یک شخص سالم برابری نخواهند داشت. لذا زنازاده ـ هر چند مومن باشد ـ باز هیچگاه وارد بهشت انسانهای مومن حلال زاده نمی شود ، ولی این بدان معنا نیست که حتماً وارد جهنّم شود ؛ بلکه اگر زنا زاده به اختیار خود عامل به احکام دین بوده و اهل عبادت باشد ، طبق آیات متعدّد و روایات فراوان شکّی در این نیست که وارد جهنّم نمی شود ؛ چون جهنّم نتیجه ی اعتقاد و عمل خلاف حقّ است ؛ امّا لازمه ی عدم ورود در جهنّم ، دخول در بهشت انسانهای حلال زاده ی مومن نیست بلکه خدا می تواند زنازادگان مطیع را در جایگاه دیگری از نتیجه ی اعمالشان برخوردار نماید ؛ کما اینکه خدا حیوانات مطیع را در جایگاه ویژه ای نعمت می بخشد مانند سگ اصحاب کهف یا الاغ بلعم باعور یا هدهد حضرت سلیمان که حیواناتی مطیع فرمان حقّ بودند ولی به هر حال حیوان بودند نه انسان. پس زنازادگان مومن نیز به جای بهشت معروف ، جایگاه خاصّ خود را خواهند داشت ؛ که این جایگاه طبق برخی روایات ، بالاتر از جهنّم و پایین تر از بهشت حلال زادگان مومن است.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « إِنَّ وَلَدَ الزِّنَا يُسْتَعْمَلُ إِنْ عَمِلَ خَيْراً جُزِيَ بِهِ وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً جُزِيَ بِهِ . ــــــ زنازاده به كار گماشته میشود (مورد تكليف قرار میگيرد) ، پس اگر كار نيك انجام دهد پاداش می يابد و اگر كار بد كند كيفر می بيند.» (الكافي، ج8، ص: 238) .
حضرت زین العابدین (علیه السلام) نیز فرمودند: « لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ خَلَصَ مِنْ آدَمَ . ــــ داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خالص از بنی آدم باشد.» یعنی شیطان در تولّد او دخالت نکرده باشد.
«عَنْ أَبِي بَكْرٍ قَالَ كُنَّا عِنْدَهُ وَ مَعَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ مَعَنَا رَجُلٌ يَعْرِفُ مَا نَعْرِفُ وَ يُقَالُ إِنَّهُ وَلَدُ زِنَاءٍ فَقَالَ مَا تَقُولُ فَقُلْتُ إِنَّ ذَلِكَ لَيُقَالُ لَهُ فَقَالَ إِنْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ بُنِيَ لَهُ بَيْتٌ فِي النَّارِ مِنْ صَدْرٍ يَرُدُّ عَنْهُ وَهَجَ جَهَنَّمَ وَ يُؤْتَى بِرِزْقِهِ . ـــــ یکی از اصحاب امام صادق (ع) به نام ابوبکر گوید نزد امام بودیم و عبدالله بن عجلان نیز با ما بود ، وی عرض کرد: مردی با ماست (آشنا با ماست) که هر چه ما آن را حقّ می شناسیم او نیز آن را حقّ می داند (شیعه است) ؛ امّا گفته می شود که فرزند زناست. امام به من (ابوبکر) فرمود: تو چه می گویی؟ گفتم : درباره ی او چنین گفته می شود. پس امام فرمودند: اگر این شخص چنان باشد که گفتید در جهنّم خانه ای از صَدر برای او ساخته می شود که آتش جهنّم را از او بر می گرداند و روزی اش را به وی عطا می کنند.» (بحارالأنوار ج 5 ، ص 287)
علّامه مجلسی در توضیح این حدیث فرموده اند: مراد از « فِي النَّارِ مِنْ صَدْرٍ» این است که « خانه ای برای او در بالای جهنّم ساخته می شود» همچنین فرموده است: ظاهراً کلمه ی «صَدر» در اصل « صبَر» بوده به معنی برف که در نگارش اشتباه شده است ؛ در این صورت معنی روایت چنین می شود: « خانه ای در آتش برای او ساخته می شود از برف که ...». امّا به نظر می رسد که همان احتمال اوّل درست باشد ؛ یعنی « برای او خانه ای ساخته می شود در جهنّم از بالای آن که آتش را دفع می کند»
ادامه دارد...



