|
زنازاده چه گناهي داردكه حرام زاده شده وازيك سري مزايامحرومه؟
|
|
۱۴:۴۰, ۱۰/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۲ ۱۴:۴۴ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اشاره به برخی روایات مربوطه امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «عَلَامَاتُ وَلَدِ الزِّنَا ثَلَاثٌ سُوءُ الْمَحْضَرِ وَ الْحَنِينُ إِلَى الزِّنَا وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْت. ــــــ ولد الزنا سه نشانه دارد بد اخلاقى با حاضران و اشتياق به زنا و دشمنى ما اهل بیت . » (امالى شيخ صدوق ،ص 338) رسول الله (ص) فرمودند: « مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى أَوَّلِ النِّعَمِ قِيلَ وَ مَا أَوَّلُ النِّعَمِ قَالَ طِيبُ الْوِلَادَةِ وَ لَا يُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَتْ وِلَادَتُهُ . ـــــ هر که ما اهل بیت را دوست دارد باید بر نعمت نخستین ، خدا را حمد گوید. گفته شد نعمت نخستین چیست؟ فرمودند: حلال زاده بودن ؛ که همانا ما را دوست نمی دارد مگر آنکه ولادتش پاک باشد.» (بحار الأنوار، ج27،ص146) ،«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا طَيِّبُ الْمَوْلِدِ .ـــــ داخل بهشت نمی شود مگر آنکه ولادتش پاک باشد.» ( بحار الأنوار ، ج27 ،ص147) امام صادق عليه السّلام فرمودند: « لَوْ كَانَ أَحَدٌ مِنْ وَلَدِ الزِّنَاءِ نَجَا نَجَا سَائِحُ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَقِيلَ لَهُ وَ مَا سَائِحُ بَنِي إِسْرَائِيلَ قَالَ كَانَ عَابِداً فَقِيلَ لَهُ إِنَّ وَلَدَ الزِّنَاءِ لَا يَطِيبُ أَبَداً وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ عَمَلًا قَالَ فَخَرَجَ يَسِيحُ بَيْنَ الْجِبَالِ وَ يَقُولُ مَا ذَنْبِي. ــــــ اگر بنا بود يكى از كسانى كه از راه زنا به دنيا آمده است، رهايى يابد، گردشگر بنى اسرائيل نجات می يافت. از حضرت پرسيدند: گردشگر بنى اسرائيل كيست؟! فرمودند: عابدى بود (زنا زاده) که به او گفته بودند: زنا زاده هرگز پاك نمی شود و عبادتهاى او پذيرفته نیست.او چون اين مطلب را شنيد از شهر بيرون رفت و سر به كوه و بيابان گذاشت و مرتباً تكرار میكرد: گناه من چيست؟!» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،ص264)، «عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْإِيمَانِ قَالَ قَوْلُهُ تَعَالَى وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ذَلِكَ الَّذِي يُفَارِقُه. ــــــــ عبد اللَّه بن بكير گفت: از امام محمد باقر عليه السّلام معنى اين سخن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را جويا شدم که:«هر گاه مردى زنا كند، روح ايمان از او كناره میگيرد»، حضرت فرمودند: خدا فرمود:«آنان را به وسيله ی روحى از جانب خود تأييد كرده است»، اين همان روحى است كه از زناکار جدا مىشود. » (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ،ص 263) طبق روایات بسیار زیادی ـــ که به برخی از آنها اشاره شد و فراوانی آنها مفادّشان را یقینی می کند ـــ زنازاده از طینت و نطفه ی غیر مومن بوده و هیچگاه وارد بهشت اهل ایمان نمی شود و در دنیا نیز میل او به سمت معصیت بیشتر و به سمت حسنات کمتر است. از اینرو در جامعه ی انسانی مومنین نیز نمی تواند برخی مناصب اجتماعی مثل قضاوت ، امامت جماعت ، مرجعیّت دینی و امثال آن را تصدّی نماید. چرا که اوّلاً دادن مناصب مهمّ به چنین کسی تأیید ضمنی زنا و منع او از مناصب مهمّ اجتماعی نوعی مبارزه ی با پدیده ی شوم زنا است. ثانیاً چنین کسی اغلب به خاطر خبث نطفه و نداشتن پدر شرعی که موجب بی هویّتی اجتماعی است ، تربیت و تعهّد درستی نداشته برای مناصب پر اهمیّت مناسب نیست. کما اینکه در جوامع انسانی افراد لاابالی و سابقه دار و امثال این افراد را به ارکان مهمّ اجتماعی راه نمی دهند. امّا اینکه زنازاده از نظر وجودی دچار کمبود و میل او به معصیت افزونتر می باشد ناشی از نظام علّی و معلولی عالم است. یعنی ساختار و قوانین تکوینی عالم به گونه ای است که موجب می شود فرزند حاصل از پیوند نامشروع از کمال وجودی و روحی پایین تری نسبت به انسانهای عادی برخوردار باشد. لذا تولّد چنین نوزادی نتیجه ی بی توجّهی برخی افراد به قوانین تغییرناپذیر عالم است. « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ. ـــــــ فساد، در خشكى و دريا آشكار شد به سبب آنچه دست مردم حاصل نمود ؛ تا بچشانیم به آنها بعضی از نتایج عملکردشان ؛ باشد که بازگردند.» (الروم:41) بر این اساس ، اینکه خداوند متعال زنا یا هر عمل حرام دیگری را توسّط انبیاء و کتب آسمانی منع نموده صرفاً قراردادی نیست ؛ بلکه این احکام بر اساس قوانین حاکم بر نظام خلقت تنظیم شده و پشتوانه ی تکوینی دارند. پس همانگونه که در نظام خلقت ، آتش علّت سوزاندن و سمّ موجب هلاکت است ، زنا هم موجب پدید آمدن بشری است با روح ضعیف و متمایل به گناه . معصوم (ع) فرمود: زن و مرد هنگام همبستری حرف نزنند چون ممکن است فرزندشان لال شود ، یا فرمودند: زیر نور ماه همبستر نشوید که احتمال جنون در فرزند افزون خواهد بود. اینگونه احکام صرفاً حکم دینی نیستند بلکه بیانگر حقیقتی عینی و قانونی تکوینی می باشند. حکم تحریم زنا نیز دقیقاً از همین سنخ است ؛ یعنی زنا نیز موجب می شود نقصی روحی در فرزند حاصل شود و فرزند به دنیا آمده دارای کششهای حیوانی و شیطانی قویتری باشد. لذا زنا زاده اوّلاً کمتر ممکن است میل به دین داشته باشد. ثانیاً اگر هم بر تمایلات حیوانی و شیطانی خود غالب گشته مومن و متّقی گردد باز رتبه ی وجودی او به حدّ مومنین حلال زاده نخواهد رسید ؛ همان گونه که افراد عقب مانده ی ذهنی یا معلولین مادرزاد هر اندازه هم که خود را توانا نمایند باز از جهت جسمانی با یک شخص سالم برابری نخواهند داشت. لذا زنازاده ـ هر چند مومن باشد ـ باز هیچگاه وارد بهشت انسانهای مومن حلال زاده نمی شود ، ولی این بدان معنا نیست که حتماً وارد جهنّم شود ؛ بلکه اگر زنا زاده به اختیار خود عامل به احکام دین بوده و اهل عبادت باشد ، طبق آیات متعدّد و روایات فراوان شکّی در این نیست که وارد جهنّم نمی شود ؛ چون جهنّم نتیجه ی اعتقاد و عمل خلاف حقّ است ؛ امّا لازمه ی عدم ورود در جهنّم ، دخول در بهشت انسانهای حلال زاده ی مومن نیست بلکه خدا می تواند زنازادگان مطیع را در جایگاه دیگری از نتیجه ی اعمالشان برخوردار نماید ؛ کما اینکه خدا حیوانات مطیع را در جایگاه ویژه ای نعمت می بخشد مانند سگ اصحاب کهف یا الاغ بلعم باعور یا هدهد حضرت سلیمان که حیواناتی مطیع فرمان حقّ بودند ولی به هر حال حیوان بودند نه انسان. پس زنازادگان مومن نیز به جای بهشت معروف ، جایگاه خاصّ خود را خواهند داشت ؛ که این جایگاه طبق برخی روایات ، بالاتر از جهنّم و پایین تر از بهشت حلال زادگان مومن است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: « إِنَّ وَلَدَ الزِّنَا يُسْتَعْمَلُ إِنْ عَمِلَ خَيْراً جُزِيَ بِهِ وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً جُزِيَ بِهِ . ــــــ زنازاده به كار گماشته میشود (مورد تكليف قرار میگيرد) ، پس اگر كار نيك انجام دهد پاداش می يابد و اگر كار بد كند كيفر می بيند.» (الكافي، ج8، ص: 238) . حضرت زین العابدین (علیه السلام) نیز فرمودند: « لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ خَلَصَ مِنْ آدَمَ . ــــ داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خالص از بنی آدم باشد.» یعنی شیطان در تولّد او دخالت نکرده باشد. «عَنْ أَبِي بَكْرٍ قَالَ كُنَّا عِنْدَهُ وَ مَعَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ مَعَنَا رَجُلٌ يَعْرِفُ مَا نَعْرِفُ وَ يُقَالُ إِنَّهُ وَلَدُ زِنَاءٍ فَقَالَ مَا تَقُولُ فَقُلْتُ إِنَّ ذَلِكَ لَيُقَالُ لَهُ فَقَالَ إِنْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ بُنِيَ لَهُ بَيْتٌ فِي النَّارِ مِنْ صَدْرٍ يَرُدُّ عَنْهُ وَهَجَ جَهَنَّمَ وَ يُؤْتَى بِرِزْقِهِ . ـــــ یکی از اصحاب امام صادق (ع) به نام ابوبکر گوید نزد امام بودیم و عبدالله بن عجلان نیز با ما بود ، وی عرض کرد: مردی با ماست (آشنا با ماست) که هر چه ما آن را حقّ می شناسیم او نیز آن را حقّ می داند (شیعه است) ؛ امّا گفته می شود که فرزند زناست. امام به من (ابوبکر) فرمود: تو چه می گویی؟ گفتم : درباره ی او چنین گفته می شود. پس امام فرمودند: اگر این شخص چنان باشد که گفتید در جهنّم خانه ای از صَدر برای او ساخته می شود که آتش جهنّم را از او بر می گرداند و روزی اش را به وی عطا می کنند.» (بحارالأنوار ج 5 ، ص 287) علّامه مجلسی در توضیح این حدیث فرموده اند: مراد از « فِي النَّارِ مِنْ صَدْرٍ» این است که « خانه ای برای او در بالای جهنّم ساخته می شود» همچنین فرموده است: ظاهراً کلمه ی «صَدر» در اصل « صبَر» بوده به معنی برف که در نگارش اشتباه شده است ؛ در این صورت معنی روایت چنین می شود: « خانه ای در آتش برای او ساخته می شود از برف که ...». امّا به نظر می رسد که همان احتمال اوّل درست باشد ؛ یعنی « برای او خانه ای ساخته می شود در جهنّم از بالای آن که آتش را دفع می کند» ادامه دارد...
|
|||
|
|
۱۶:۲۶, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به این سادگی ها نیست اینکه چرا یکی سگ شد و یکی گربه چرا یکی سگ اصحاب کهف شد و یکی اسب سپاه عمر سعد و .... به عالم ذر برمی گردد بی حساب و کتاب نیست |
|||
|
|
۱۶:۴۷, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
|
۱۸:۱۰, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
اینکه کسی زنازاده میشه هم به عالم ذر برمی گرده؟ آخه کسی که زنازاده میشه خودش که نقشی در زنازاده شدن خودش نداشته ؟
چرا اینجوریه؟
|
|||
|
|
۱۸:۱۳, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
مگه کسیکه زنا زاده نمیشه، خودش نقشی در زنازاده نشدنش داره؟
البته این هم تکمیل سؤال بالا بود. جواب نبود ![]() منتظر پاسخ میمانیم. |
|||
|
|
۱۸:۵۸, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
(قبل از اینکه جد ما حضرت آدم(علیه السلام) آفریده شود و ما به خلقت جسمانی به این دنیا منتقل شویم، خداوند متعال ارواح همه ی انسان ها را آفریده و در آن عالم در حالی که همه ی ارواح حضور داشتند ، معرفت خویش را به همه ارزانی داشت و بربندگی خود از آنان میثاق گرفت. آنگاه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیرمومنان(علیه السلام) و دیگر پیشوایان معصوم و در پایان حضرت مهدی (علیه السلام) و غیبت و ظهور آن حضرت در آخر الزمان را بر همه ی ارواح ارزانی داشت و همگان را به پذیرش ولایت آنان آزمود در این آزمایش که در عالم قبل برگزار شد همچون آزمایش های بعدی آن در دنیا(غدیر ، سقیفه ، عاشورا و ...)همه ایمان نیاورده- با آنکه حجت تمام شده بود- برخی با آنان به مخالفت برخاسته به خاطر مخالفت با حکم خدا کافر قلمداد شدند...(کتاب آثار اعتقاد به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف))-ص 31)
آیا می توان گفت که تنزل درجه روحی و زنازاده شدن به آزمون عالم ذر مرتبط است؟
|
|||
|
|
۰:۱۶, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
این را بخوانید کامل توضیح داده شده (منبع)
آيا يك زنا زاده كه در تولدش نقشي نداشته است محكوم به جهنم است اگر آري پس نقش اختيار تفويضي و عدالت خدا كجا اجرا مي شود؟ درباره فرزند نامشروع (ولدالزنا) از دو ديدگاه سخن مى توان گفت: 1- ديدگاه كلامى: در اين ديدگاه به اين گونه مسائل پرداخته مىشود: الف) آيا ولدالزنا مىتواند مانند ديگران مراتب كمال انسانى را طى كند؟ يا اصلاً نمىتواند؟ و با طى مراتب كمال براى او ممكن ولى مشكلتراست؟ مشهور متكلمين وجه سوم را پاسخ مثبت مى دهند. ب ) آيا اين نقصان براى فرزند نامشروع ظلم از ناحيه خداوند به او نيست؟ پاسخ متكلمين مركب از دو جزء است: اولاً: ظلمى اگر هست از ناحيه زناكار است نه خداوند. ثانيا: ترازوى عدالت الهى براى هر كس به حسب افعال اختيارى او و استعدادهاى ذاتى او است و عمل نيك از او (كه طى مراحل كمال براى اومشكلتر است) چه بسا بيش از همان عمل از ديگران پذيرفته شود و گناه او نيز به همان دليل كمتر از ديگران عذاب داشته يا زودتر بخشيده مىشود. تولد از زنا درست مانند تولد ناقصالخلقه است. چگونه اگر فرزند با دست فلج متولد شود امكانات جسمى او كمتر از ديگران است ولى به هرحال مى تواند راه تكامل را طى كند و در فعاليتهاى مادى و معنوى به درجات قابل توجهى برسد كه حتى برخى از افراد سالم به دليل تنبلى ياسستى به آن نمىرسند، فرزند نامشروع نيز مى تواند با تلاش و پشتكار و امداد از خداوند متعال به كمال مادى و معنوى برسد. 2- ديدگاه حقوقى و احكام شرعى: در اين ديدگاه كه محل سؤال شماست، حقوق فرزند نامشروع بررسىمىشود. در اسلام مناصبى كه ولدالزنا از آن محروم است عبارتند از: 1- امامت جماعت، 2- شهادت در امور مهم، 3- قضاوت،4- افتاء (مرجع تقليد)، 5- ولايت فقيه. از مجموع مرجعيت، رهبرى و زعامت آنچه در اين باره وارد شده است مى توان دو نكته را برداشت كرد: 1- آن كه به طور معمول زمينه هاى لغزش و امكان خطا از چنين افرادى بيشتر است. 2- در چنين مناصبى (به جز مسأله شهادت در امور مهم كه فقط نكته اول را دارد) نوعى رهبرى و الگو قرار گرفتن نهفته است و رهبرى كسى كه نامشروع بودن ولادت او معلوم است هم مورد نفرت عرفى است و هم موجب اشاعه فحشا. ولدالزنا مىتواند عادل باشد و يا مجتهد شود و حتى اعلم از ديگران باشد اما شارع به همين نكته او را مرجع تقليدديگران يا ولى حكومت مسلمانان يا امام جماعت آنان نمى كند. قضاوت نيز در اسلام از شؤون حكومت است. قانونگذار اجتماعى كه بايد همواره مصالح عامه را لحاظ كند به دليل اين دو نكته اين مناصب را به فرزند نامشروع نسپرده است. در شهادت در امور مهم نكته اول دخيل است. در امور مهم كه بايد با شهادت شاهد يك تصميمگيرى مهم بشودشارع كه مصالح عامه را مد نظر دارد شرايط سخت ترى براى شاهد قرار مى دهد تا هر چه بيشتر قضاوت صحيح ترصورت گيرد. گرچه ممكن است در چند مورد حقى پايمال شود اما در مجموع قضاوتهاى امور مهم در طول تاريخ اين سخت ديگرى باعث صحت بيشتر قضاوت خواهد شد. در منصب قضاوت نيز شايد بتوان گفت هر دو نكته به صورت تقريبا يكسان دخيلاند. در امام جماعت و نيز افتاء وولايت گرچه نكته اول هم موجود است اما نكته دوم پررنگتر است. براى مطالعه روايات پيرامون فرزند نامشروع مىتوانيد رجوع كنيد: 1- وسائل الشيعه، ج 18، ص 275، باب 31 از ابواب الشهادات، حديث 1 و 3 2- وسائلالشيعه، ج 5، ص 397، باب 14 از ابواب صلاة الجماعة 3- وسائل الشيعه، ج 1، ص 165، باب 3 از ابواب الأسأر و ص 159، باب 11 از ابواب ماءالمضاف 4- وسائل الشيعه، ج 19، ص 164، باب 15 از ابواب ديات النفس 5- وسائل الشيعه، ج 15، ص 184، باب 75 از ابواب احكام الاولاد 6- بحارالانوار، ج 5، ص 281، باب 12 7- معارف اسلامى از ديدگاه دو مذهب، ترجمه دكتر جليل تجليل، نشر راى زن (ترجمه كتاب معالمالمدرستين، علامه سيد مرتضى عسگرى). مقصود از عدل قراردادن هر چيز در جاي مناسب آن است , چنان كه اميرمؤمنان فرموده است : »العدل يضع الامور مواضعها; عدالت امور را در جاي خود قرار مي دهد«, (نهج البلاغه , حكمت 437). براساس اين تعريف , عدل الهي يعني آن كه خداوند متعال به اقتضاي حكمت خود جهان را به گونه اي بيافريند كه بيشترين خير و كمال , بر آن مترتب گردد و موجودات مختلف را كه اجزاء همبسته آن را تشكيل مي دهند به گونه اي بيافريند كه متناسب با آن هدف نهايي باشد. از سوي ديگر به دليل مفاد عدل الهي , عوالم هستي به گونه اي خلق شده اند كه هر يك با مرتبه وجودي خود متناسب بوده و به دليل وضعيت هر يك از عوالم , قوانين و سنن متناسب با آن وجود دارد. در اين ميان عالم مادي يا ناسوت يا عالمي كه ما در آن زندگي مي كنيم به گونه اي آفريده شده كه متناسب با مرتبه وجودي آن بوده و ازاين رو نظام خاصي بر آن حاكم است اختلافات , تغيير و تحول , حركت اثرگذاري و اثرپذيري و... از خواص لاينفك اين عالم به شمار مي رود. يكي از سنن اين عالم اثرگذاري و اثرپذيري موجودات در يكديگر است ; يعني , علل و عواملي در شكل گيري يك موجود اثر گذاشته و آن موجود از آن علل و عوامل تأثير مي پذيرد. مانند آن كه گياه شدن يك دانه بر اثر خاك , نور و آب بوده و بسته به كيفيت و چگونگي اين سه عامل گياه نيز متغير مي گردد. مثلا" ويژگي هاي فيزيولوژيك يا بيولوژيك در وضعيت جسماني يك نوزاد اثر مستقيم دارد, چنان كه ويژگي هاي روحي و رواني والدين در جنين تأثير قابل توجهي دارد مانند همين مثالي كه شما ذكر كرديد به دليل وضعيت خاص انعقاد نطفه يك جنين از راه غيرمشروع و همچنين روحيه حاكم بر مادر نسبت به پديد آمدن چنين فرزندي , نوزاد متولد شده از راه گناه , گرايش هاي قوي تري نسبت به گناه دارد و اين به دليل سنن و قوانين متناسب بر عالم مادي است كه يك سلسله علل و عوامل در موجودي اثر گذاشته و آن موجود نيز از اين سلسله علل و عوامل اثر مي پذيرد. اما در عين حال , در ميان موجودات خاكي , انسان از ساختار و ويژگي خاصي برخوردار است و آن نيز به دليل تركيب حقيقت انساني است كه معجوني از اين سو جسم و آن سو يعني روح مي باشد. مكانيزم وجود آدمي به صورتي تعبيه شده است كه مي تواند در مقابل يك سلسله علل و عوامل در اين دنيا مقاومت كرده و از آنها متأثر نگردد بلكه جلوي روند تأثيرگذاري آنها را بگيرد. به دليل وجود آگاهي , انتخاب , آزادي و اراده در آدمي , وي مي تواند علي رغم قرار گرفتن در يك فشار مستقيم از علل و عوامل مادي و فرامادي , مقاومت كرده و روند اثرگذاري آنها را خنثي نمايد. يك فرد زنازاده مي تواند با تعميق آگاهي و انتخاب راه درست و عمل بر طبق آن برخلاف جرياني حركت نمايد كه والدين او, براي او به وجود آورده اند, بلكه مقابله با اين جريان طبيعي مقاومت زيادي مي خواهد و سختي هاي فراواني را فراروي انسان قرار مي دهد ولي خداوند متعال به دليل همين فشارها, اجر كسي را كه برخلاف روند عمومي خويش به سوي صلاح و اصلاح تغيير داده دوچندان خواهد كرد. اگر فرد زنازاده به دليل اثرگذاري گناه آلود والدين خويش جبرا" به سوي گناه فرومي غلطيد آيا مجازات او معني داشت ؟ كيفر الهي در جايي مطرح است كه در مقابل انسان راه خوب و بد وجود داشته و او توانايي بر انتخاب و عمل به يكي از دو طرف را داشته باشد تا بتواند مورد مؤاخذه قرار گيرد. پس همين كه نسبت به فرزند زنازاده بحث جزا و كيفر مطرح مي شود, دليل است بر اين حقيقت كه وي داراي اراده و اختيار بوده و مي توانسته مسير خويش را تغيير دهد. بنابراين , تولد نوزاد از راه غيرمشروع خلاف نظام عالم مادي نبوده و از اين رو برخلاف عدل الهي نيست , وجود آزادي و اراده و آگاهي در فرد زنازاده اي به اقتضاي سنن حاكم بر وجود آدمي است و اين خود از عدل الهي به شمار مي رود, كيفر فرد زناكاري كه علي رغم وجود اختيار و آگاهي مي توانسته راه خود را تغيير دهد و نداده است نيز در چارچوب عدل الهي است . |
|||
|
|
۱۵:۰۷, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() اي بابا!!!!!!! كلي جواب نوشتم همش پريد!در مجموع حرف برادر عبد الرحمن صحيحه! ولي بايد گفت كه عالم ذر خودش نياز به بحث تخصصي و عميقي داره!و در اينجا مجال برايش نيست! بايد در تاپيك جديدي در مورد عالم ذر مباحثه كنيم! |
|||
|
|
۲۱:۲۶, ۱۱/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اسفند/۹۲ ۲۱:۳۶ توسط mhvvhm.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
عالم ذر و احادیث درست است اما تمام مطلب نیست ببینید یه جایی مطالعه کردم متاسفانه الان نمی دونم منبع کجا بود که پدر و پسری خدمت حضرت علی (علیه السلام) رسیدن پسر کوچک فرد نسبت به حضرت بی میلی می کرد تا اینکه حضرت برگشتند گفتند زنت زمانی که خون حیض بسته بود باردار شده واسه همین این فرزندت به ما اهل بیت علاقه و کششی نداره(مانند حرامزاده) مرد بیچاره عجز ناله کرد حضرت هم واسه اینکه غم این قضیه رو از رو پدر برداره یه تصرف ولایی رو پسر می کنند , پسر کوچک میاد می پره بغل آقا! آقا می فرمایند ولایت ما هل بیت رو تو قلبش قرار دادیم و دیگه اون پسر قبلی نیست! این یعنی امکان داره به هرکسی لیاقت نشون بده حتی اگه خرامزاده باشه یه عنایتی بشه و از حالت حرامزادگی و اون تاریکی ذاتی خارج شه! خب اینم واسم سوال بود!!!آیا درسته؟؟؟ ![]() خواهشن با سند مدرک و دلیل جواب بدین سوال 2 اینه که فرزندان یک حرامزداه یا زن و مرد حرامزاده , حرامزاده است؟؟؟ واسم سوال شده یعنی ببخشیدا با عرض پوزش چون مساله بحث هست مطرح کردم بگم یعنی جد در جد ما تا آدم ابولبشر مرتکب زنا نشده که منو شما الان اینجاییم؟؟؟؟ یا مثلا کسانی که قبل اسلام بودن یا بعدش ایمان میارن فرزند زنا و حرامزاده نیستند؟؟؟؟ حرامزاده اهل بیت را دوست ندارد روزی شخصی به حضرت امیر (علیه السلام) عرض کرد :یا امیرالمومنین!من شما رو خیلی دوست دارم.حضرت فرمود:دروغ می گویی.آن شخص گفت:سبحان الله گویا تو می دانی که من چه در دل دارم.مرد دیگری آمد و گفت:یا علی!من تو را دوست دارم و اهل بیت تو را نیز دوست دارم و در بیان مناقب حضرت سعی زیادی کرذ و اظهار تشیع نمود. حضرت فرمود : دروغ می گویی , مخنث و دیوث و حرامزاده ما را دوست ندارند و کسی که مادرش در حال حیض باردار شده باشد, نیز اهل بیت پیامبر را دوست ندارد.آن مرد رفت تا روزی از طرف معاویه با اصحاب حضرت جنگ کرد و به درک واصل شد. یا علی |
|||
|
|
۲۲:۳۷, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۲ ۲۱:۲۶)mhvvhm نوشته است: سوال 2 اینه که فرزندان یک حرامزداه یا زن و مرد حرامزاده , حرامزاده است؟؟؟ با سلام فرزند شخص حرامزاده اگر بوسیله ازدواج شرعی به دنیا آمده باشد حرامزاده نیست با تشکر |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












