(۱۴/اسفند/۹۲ ۲۱:۰۳)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]سلام علیکم
منشأ این اختلافات چیست؟
نحوه نظر به وجود و تفسیر کثرات منشاء این اختلاف است.
اما منشأ همین منشأ هم حاصل عدم توجه مثلا مشاء به مسأله اصالت وجود و تبیین کثرات، و مثلا عدم توجه مرحله متوسط حکمت متعالیه به لوازم بحث از وجود ربطی که اگر وجود عین ربط باشه، ماهیت دوزیست نخواهیم داشت و ...
سلام علیکم
پس در واقع ما یک ماهیت داریم که بی توجهی نسبت به جوانب مختلف بعضی اشیاء باعث شده ماهیتهای مختلفی از ماهیت در ذهن افراد مختلف با مشرب های مختلف شکل بگیرد.
درست است؟
(۱۶/اسفند/۹۲ ۱۰:۰۹)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]سلام علیکم
پس در واقع ما یک ماهیت داریم که بی توجهی نسبت به جوانب مختلف بعضی اشیاء باعث شده ماهیتهای مختلفی از ماهیت در ذهن افراد مختلف با مشرب های مختلف شکل بگیرد.
درست است؟
ببخشید دیر شد.
متوجه منظورتون نمیشوم!!!
ماهیت تفسیر ثابتی دارد. ماهیت چیزیست که در پاسخ چیستی شیء داده می شود. همه بر این امر ظاهرا اتفاق دارند. و به ذهن ضعیف حقیر می آید که اینکه گفته می شود ماهیت من حیث هی لیست الا هی هم فرع بر این مطلب است و و فرع بر تمایز وجود و ماهیت.
در اینکه ظرف ثبوت ماهیت کجاست اختلاف هست؟
آیا فقط در ذهن است قول اهل معرفت و صدرالمتألهین و تابعان ایشان؟
آیا علاوه بر ذهن در خارج هم هست مثل حضرت استاد فیاضی؟
برخی که به طور کلی منکر وجود آن در ذهن می باشند و وجود ذهنی را منکر می شوند مثل مولانا قاضی سعید قمی.
حالا این انکار، هم خودش داستانی داره، اینکه علم اضافه مقولی به خارج می شه یا اضافه اشراقی و ....
حاصل اینکه تفسیر مختلف از تعریف ماهیت نداریم (البته در فلسفه اسلامی و در دستگاه فلسفی وجود و ماهیت و تمایز این دو و .... ) بلکه تفسیر مختلف از احکام ماهیت داریم
سلام علیکم
نقل قول:ماهیت چیزیست که در پاسخ چیستی شیء داده می شود
پس با این تعبیر اگر کسی از من بپرسد خدا چیست و من بگویم مثلا موجود عالمی است که ....
ماهیت خدا را گفته ام؟
ماهیت به معنای اعم یعنی ذات و حقیقت، یعنی ما به الشیء هو هو، اما ماهیت به معنای اخص پاسخیست که در قبال ما هو؟ داده می شود.
خداوند ماهیت به معنای اعم را دارد یعنی ذات دارد و واقعیست ولی ماهیت نه به معنای اخص ندارد که ملازم است با محدودیت و امریست زاید بر وجود در ذهن.
به قول یکی از اهل علم:
در روايات بسيار از اهل بيت وحى حّد و مائيّت از بارى تعالى نفى شده است چون مائيّت كه همان ماهيّت است دلالت دارد بر حدود اشياء كه عبارت از اجزاى قوامى آنها أعنى جنس و فصل آنها و يا بمنزله جنس و فصل آنهاست كه مستلزم تركيب است و اگر در روايات ديگر مائيّت به بارى تعالى اسناد داده شد مائيّت به معناى اعمّ است كه به معنى ما به الشّىء هو هو است زيرا متشابهات بايد به امّهات برگردد.
سلام
توی انیمیشن شاهزاده مصر از قول خداوند متعال در جواب موسای نبی علی نبینا و آله و علیه السلام می فرماید :
-Who are you?
-I am who i am
اینو نگفتم به عنوان سند! بلکه من با یک عالمی که زمینه کاریش همین مسائل بود صحبت کردم ، ایشون هم نقلی از نهج البلاغه کردند اگر اشتباه نکنم ، که خداوند آن چیزی هست که هست.
یعنی ماهیت خدا خداست ، و لا غیر.
خوب چرا این بحث رو در همون تاپیک ادامه نمیدید ؟!!
لزومی داره رای هر پست یک تاپیک باز کنید ؟!
سلام علیکم
مباحث فلسفی دقیق هست و اگر همه یکجا مطرح بشه احتمال این که خلط مبحث بشه بسیار زیاد است.
میخواهیم هر موضوعی در جای خودش بحث بشود. آنجا موضوع صرف ماهیت ماهیت است و اینجا موضوع ماهیت خداست.
نقل قول:یعنی ماهیت خدا خداست ، و لا غیر.
ماهیت حسن هم حسن است و حسین نیست و اصغر و اکبر هم نیست.
اگر روایتی دارید که دقیقا بفرماید خدا ماهیت ندارد.(نه اینکه از ماهیت خدا نپرسید و ...) لطفا بیارید