شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام علیکم
در فلسفه سخنی هست که یکی از دوستان بهش اشاره کرده ما میخواهیم بررسی کنیم ببینیم این سخن درست است یا خیر؟
سید ابراهیم نوشته است:فلاسفه مدعياند كه ماهيات اشياء كه در خارج از ذهن داراي آثار ويژهاي هستند، در جاي ديگري همان ماهيات عيناً موجود ميشوند بدون آنكه آن آثار را داشته باشند. به اين وجود، وجود ذهني ميگويند
نقل از اینجا.
مهدی گرامی با تشکر از مبحث خوبی که آغاز فرمودید، البته بنده اشاراه کنم که این سخن حقیر نیستا، چون ما که عددی نیستم، همانطور که در بالا هم آمده است عرض کرده ام که فلاسفه مدعی اند...
خلاصه اینجا میتونه اتاق فکر خوبی برای این مبحث و پایه ای مناسب برای مباحث دیگر هم باشد... ان شاالله.
برادر عزیزم
اول شما به اثبات این مطلب می پردازید یا بنده به رد؟
به نظر بنده ماهیات خودشان در ذهن حاضر نمیشوند بلکه ما تصویری ذهنی برای هر چیزی که میبینیم خودمان با توجه به قابلیت ذهنی و برداشت تصویری و صوتی و ..... که میکنیم ماهیت درست میکنیم
در واقع ما خودمان تصویری میسازیم و آن را با شیء خارجی منطبق میدانیم و همین تصویر سازی ما است که منشأ بسیاری اشتباهات و اختلافات میشود.
مثلا شما که به شیر نگاه میکنید یک ماهیت از شیر در ذهنتان می آید ولی متخصص لبنیات یک ماهیت و بچه هم یک ماهیت و هر کدام ممکن است غلط هم باشد در حالی که اگر قرار بود خود آن ماهیات در ذهن حاضر شود اختلاف معنا نداشت! و غلط هم معنا نداشت
اگر مایل باشید شما این مبحث را بسط دهید من هم به فراخور مطالب را میگذارم تا انشالله بتونیم بیشتر از شما استفاده کنیم. ممنونم.

بیشتر از این بسطی نمیماند مگر این که سؤالی شما بپرسید که بنده بخواهم در موردش توضیح بدهم و إلا به نظرم همین دو مطلب کافی است برای روشن شدن موضوع.
1. اختلاف در درک ماهیت اشیاء
2. اشتباه و غلط در درک ماهیت اشیاء
این دو نشان میدهد که ما اصلا خود ماهیت آن شیء را در ذهنمان حاضر نمیکنیم بلکه با توجه به دانش قبلی و یا فعلی(بصری و سمعی و ... که ابزار ارتباطی ما با خارج هستند) برای آن تصویر سازی میکنیم و آن را بر شیء خارجی منطبق میدانیم.
اگر به نظر شما اشتباه است بفرمایید تا دقت کنیم ببینیم سخن بنده درست است یا فلاسفه.
به نظر میرسه هر ۲ طرف یک چیزی رو میگویند .
ماهیت بدون اثر یعنی چی؟
یعنی عینا همون بدون اثر؟ این که نمیتونه باشه .
در واقع بعیده اونها بخوان بگن ان چیزی که در ذهن ماست دقیقا همون جسمه در عالم بیرون !!
چون واقعیت با حقیقت فرق داره . از طرفی اعتراف دارن که حقیقت همه چیز حتی اشیا فقط دست خداست .
اول یکی لطف کنه اون جمله فلاسفه رو بشکافه
تشکر
سلام علیکم
اتفاقا اینها میان با کمک این مطلب که ماهیتش در ذهن حاضر میشود ولی آن آثار را ندارد استفاده میکنند که اصالت بر وجود است!!!
مثلا میگن وقتی شما آتش را در ذهنت تصور میکنی نمیسوزاند ولی آتش بیرون میسوزاند هر دو در ماهیت(آتش بودن) مشترکند پس آن وجود هست که دارای آثار است و هر چه دارای آثار باشد اصل است. فتأمل
مهدی جان همانطوری که میدونی بحث بسیار مهمی است، یه پیشنهاد دارم برات.
میای این موضوع را بسط بدهیم به کل مبحث شناخت. به نظر من نتایج بهتری میتونیم بگیریم. در این مبحث به اثبات موضوع مذکور هم می رسیم.
ولی من فکر کنم برای دوستان تالاری مان ، این که شناخت هایی که داریم تا چه حد حقیقی و مطابق با واقع هستند خیلی مهمتر باشه تا اینکه بدونند وود ذهنی همان ماهیت است یا نه...
من منتظر ج شما هستم تا بحث را با هم شروع کنیم.

سلام به همه دوستان
خصوصا آقا سید ابراهیم
جسارتا باید حد بحث مشخص شود که در کجا بحث می کنیم
مشاء یا مراحل متوسط حکمت متعالیه یا مرحله عالی حکمت متعالیه یا عرفان نظری؟
در هر کدام از اینها بحث ماهیت و به تبع آن، بحث از وجود ذهنی رنگ خاصی به خود می گیره، مثلا در مرحله عالی حکمت متعالیه ماهیت تبدیل به مفهوم میشه و اصلا در خارج وجود نداره، بلکه مفهومیست که منشا انتزاعه خواهد داشت. و یا در عرفان ماهیت انحاء ظهور وجود در ذهن می شود.
اگرم بحث تو حوزه معرفت شناسی بخواد طرح بشه، باید به سوالهای ابتدایی تر برگشت که اساسا، معرفت چیست؟ و مباحث مربوط به مطابقت با نفس الامر و امثالهم
به هر حال پیش فرض ها طرح بشه و بعد مطابق با اونها به حل مسأله بپردازیم
سلام علیکم
منشأ این اختلافات چیست؟