۱۳/مرداد/۹۲, ۲۳:۱۵
بسم رب الشهدا و الصدیقین
با عرض سلام
[b]عکس شهید مصطفی مقدس
ابتدا معذرت میخوام بخاطر اینکه نتونستم حق مطلب رو ادا کنم
سال ها بود منتظر گمشده ها و یادگاری های دایی مصطفی گلم بودم .
می دونستم که نواری وجود داره که با صدای خودش وصیت کرده اما مدتها بود که گمشده بود...
وقتی خداروهزاران بار شکر کربلام جور شد .چند روز قبل از رفتن به کربلا برای خداحافظی پیش دایی مصطفی به بهشت زهرا رفتم.خیلی دوست داشتم که دایی مصطفی گلم هم بیاد و باهم راهی کربلا بشیم
دقیقا شب آخر بود قرار بود فردا راهی کربلا بشم که مادر عزیزم بهم خبر داد
که نوار پیدا شده . خیلی خوشحال شدم دعا میکردم که نوار پس از گذشت چندین سال سالم باشه وقتی نمونده بود نوار رو گذاشتم و برای اولین بار صدای دایی مصطفی گلم رو شنیدم اولین صدایی که ازش شنیدم خوندن دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود
اون شب همش تو این فکر بودم که چرا پس از اینهمه سال الان پیدا شده اما نفهمیدم
خداروهزاران بار شکر رفتم کربلا و برگشتم بگذریم
از اتفاق هایی ک در سفر کربلا برام افتاد چون طولانی میشه
وقتی از کربلا برگشتم مادر عزیزم بسته ای رو بمن دادند و گفتند پیش خودت بمونه بسته رو باز کردم
باورم نمیشد وصیت نامه و زندگی نامه و یادگاری های دایی مصطفی گلم بود که مادر عزیزم وقتی که من کربلا بودم پیدا کرده بود
بعد از این ماجرا همش دنبال سوالی بودم که در ذهنم ایجاد شده بود اینکه چرا بعد اینهمه سال الان پیدا شده و اونکه چرا بدست من رسیده ....
تا اینکه یک روز در وصیت نامه خودش بهم جواب داد
فرازی از وصیت نامه که جواب سوال من بود
امیدوارم که بتوانم تا با جهاد با دشمنان راهی بسوی کربلا بگشایم ،برای زیارت به کربلا بروید و یادی هم از من بکنید
و اما متن وصیت نامه
با عرض سلام
[b]عکس شهید مصطفی مقدس
ابتدا معذرت میخوام بخاطر اینکه نتونستم حق مطلب رو ادا کنم
سال ها بود منتظر گمشده ها و یادگاری های دایی مصطفی گلم بودم .
می دونستم که نواری وجود داره که با صدای خودش وصیت کرده اما مدتها بود که گمشده بود...
وقتی خداروهزاران بار شکر کربلام جور شد .چند روز قبل از رفتن به کربلا برای خداحافظی پیش دایی مصطفی به بهشت زهرا رفتم.خیلی دوست داشتم که دایی مصطفی گلم هم بیاد و باهم راهی کربلا بشیم
دقیقا شب آخر بود قرار بود فردا راهی کربلا بشم که مادر عزیزم بهم خبر داد
که نوار پیدا شده . خیلی خوشحال شدم دعا میکردم که نوار پس از گذشت چندین سال سالم باشه وقتی نمونده بود نوار رو گذاشتم و برای اولین بار صدای دایی مصطفی گلم رو شنیدم اولین صدایی که ازش شنیدم خوندن دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود
اون شب همش تو این فکر بودم که چرا پس از اینهمه سال الان پیدا شده اما نفهمیدم
خداروهزاران بار شکر رفتم کربلا و برگشتم بگذریم
از اتفاق هایی ک در سفر کربلا برام افتاد چون طولانی میشه
وقتی از کربلا برگشتم مادر عزیزم بسته ای رو بمن دادند و گفتند پیش خودت بمونه بسته رو باز کردم
باورم نمیشد وصیت نامه و زندگی نامه و یادگاری های دایی مصطفی گلم بود که مادر عزیزم وقتی که من کربلا بودم پیدا کرده بود
بعد از این ماجرا همش دنبال سوالی بودم که در ذهنم ایجاد شده بود اینکه چرا بعد اینهمه سال الان پیدا شده و اونکه چرا بدست من رسیده ....
تا اینکه یک روز در وصیت نامه خودش بهم جواب داد
فرازی از وصیت نامه که جواب سوال من بود
امیدوارم که بتوانم تا با جهاد با دشمنان راهی بسوی کربلا بگشایم ،برای زیارت به کربلا بروید و یادی هم از من بکنید
و اما متن وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم و السلام علی المهدی
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ
[b]الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و
عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ
وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ
دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى
تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا
طَوِیلا
[b]الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و
عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ
وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ
دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى
تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا
طَوِیلا
بار الها در این هنگام و برای همیشه ولی امت امام زمان
حجه ابن الحسن (علیه السلام) را که درودهایت برای پیروانش باد ،سرپرست و نگهدار و رهبر و یاور و رهنما و نگهبان باش تا گیتی را بفرمان او آوری تا دیر زمان بهره مندش گردانی
بنام خداوند،بنام خداوندی که آسمانها و زمین را آفرید بنام خداوندی که اسلام را توسط فرستاده اش حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر زمینیان عطا نمود . بنام
خداوندی که ما از او هستیم . بنام خداوندی که به ما شوق و احساس داد ،بنام خداوندی که بما حرکت داد ،بنام او که زندگیم برای اوست، بودنم از اوست، شدنم در جهت اوست،معشوقم اوست ،معبودم اوست ،امیدم اوست، ای که همیشه به یادت هستم بیادم باش که بی تو هیچ و پوچ خواهم بود
بنام خداوند،بنام خداوندی که آسمانها و زمین را آفرید بنام خداوندی که اسلام را توسط فرستاده اش حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر زمینیان عطا نمود . بنام
خداوندی که ما از او هستیم . بنام خداوندی که به ما شوق و احساس داد ،بنام خداوندی که بما حرکت داد ،بنام او که زندگیم برای اوست، بودنم از اوست، شدنم در جهت اوست،معشوقم اوست ،معبودم اوست ،امیدم اوست، ای که همیشه به یادت هستم بیادم باش که بی تو هیچ و پوچ خواهم بود
[b]با سلام به امام زمان ولی عصر روحی له الفداء و نائب بر حقش امام خمینی این منجی بشریت که لحظه لحظه ی عمرش برکت است خدایا از عمرم بکاه و به عمر او بیفزای و با درود فراوان بر شهیدان اسلام و با درود بر پدر و مادرم و برادرانم و خواهرانم و دوستان عزیز و گرانقدرم .
اینجانب مصطفی مقدس سال چهارم دبیرستان بعد از تکمیل آموزش های نظامی ازسوی بسیج آگاهانه و با میل و رغبت خودم اعزام شدم چون تشخیص دادم اسلام در خطر است و جهت لبیک گفتن به ندای ولی فقیه زمانمان امام خمینی جهت مبارزه با دشمنان اسلام ، اعتلای دین مبین اسلام به جبهه رفتم، با اعتقاد به پیروزی و تا رسیدن به این هدف از ایثار جان خود دریغ ننمایم و از امت اسلامی میخواهم همچنان که جوانهای پاک و متدین این مملکت به گفته ی امام زمان خود امام خمینی ارج میدهیم آنها هم پیروی کامل خود را از رهبری ادامه دهند.
. ای پدر و مادرم و ای برادران و خواهرانم و دوستان عزیزم همینطور که تا به حال در جهت اطاعت از خدا و رسولش و ائمه اطهار و ولایت فقیه بودید همچنان به راه خود ادامه دهید که سعادت دنیوی و اخروی شما در این اطاعت هاست..
پدر ومادرم اگر من شهید شدم بدانید که راه امام حسین (علیه السلام) را رفتم ،راه علی اکبر و علی اصغر را رفته ام ،راه حضزت ابوالفضل (علیه السلام) را رفته ام، راه بهشتی و رجائی و باهنر و مطهری و راه تمامی شهیدان صدر اسلام تاکنون را رفته ام. وخون من بسیار ناقابل است در برابر خونهای ریخته شده ی سایر شهدا پس بجای اینکه برای من گریه کنید برای امام حسین (علیه السلام) گریه کنید و برای رهروان پاک و عالیقدر او گریه کنید امید.ارم که بتوانم با جهاد با دشمنان راهی بسوی کربلا بگشایم ،برای زیارت به کربلا بروید و یادی هم از من بکنید و ببینید چگونه عزیز تر از همه ،آن سید شهیدان را تشنه لب شهید کردند ،فرزندش را و هفتاد و دو تن از یاران پاکش را، بنابراین برای امام حسین (علیه السلام) گریه کنید نه برای من ناقابل و از شما میخواهم که صبر پیشه کنید که خدا صابرین را دوست دارد،مبادا بعد از من روحیه ی خود را از دست بدهید و مبادا اجر خود را ضایع کنید شما در برابر محبوب هستید.
.
از لحاظ مادی من هیچگونه مالکیتی ندارم و اگر چیزی بنام من هست متعلق به پدرم هست از تمام دوستان و نزدیکان میخواهم ک مرا حلال کنند و از خداوند بزرگ و بخشنده و مهربان خواهانم که گناهان مرا بیامرزد .
در آخر هم از خداوند ظهور هر چه زودتر امام قائم را خواستارم و از او میخواهم تا فرج امام زمان ،امام خمینی را این نور دو چشمان را برای ما نگهدارد و پیروزی نهایی اسلام بر کفر جهانی و ابر قدرت ها را خواستارم و از شما میخواهم که کفاره ی 15 روز روزه مرا بدهید و دوماه نماز مرا که قضا شده است بخوانید و وصیت نامه ی خود را با این شعار کاخ شکن لرزاننده و پایدار تمام میکنم: خدایا ،خدایا ،تا انقلاب مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خمینی را نگهدار.
مصطفی مقدس
24 تیر سال 61[/b]
![[تصویر: tohid.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8132842776/tohid.jpg)
![[تصویر: 1393842413_35166638079957824461.gif]](http://didebina.com/uploads/posts/2014-03/1393842413_35166638079957824461.gif)