کامپیوتر ما اصلا اینطوری قرار داره !!!ینی پشت بچه ها به ماست روی مانیتور به ما و از آشپزخونه کاملا دید داره ! موقع استفاده از لب تاپ هم کاملا براشون عادیه که ماببنیم حتی خودشون وقتی خبر جالب یا کلیپی توجهشون رو جلب میکنه مارو صدا میزنن!!!
در مورد درستی یا نادرستیش نمیدونم باید از متخصص و اهل فنش پرسید! ولی ما با توجه به اطلاعاتی که تا حالا داشتیم این طور تصمیم گرفتیم!!
البته خودم بیشتر مواقعی که بچه ها نیستن یا خوابن استفاده میکنم!!
البته یه نکته ای درتربیت بچه ها خیلی مهمه! نه فقط تربیت، بلکه این ماجرا تو دین و مذهب شیعه هم رد شده است!
و این قیاس کردن هست!
بدترین چیز برای یه بچه ای هست که پدر یا مادرش اون رو با بچه های آشنا(فامیل، دوست،همسایه و ..) مقایسه کنن!
این نکته رو وقتی به پدر یکی از نوجوون هایی که تو پایگاه باهاشون حلقه صالحین دارم(تف به ریا)

گفتم، برق از چشماش پرید!
سؤال کردم: آقای ... چیزی شده؟ گفت: پس یکی از دلایل اینکه پسرم دوست نداره نتیجه کارهاشو(چه درست چه غلط) رو به ما بگه اینه.
بعد چند وقت که دوباره دیدمش (

) گفت: این راه کار خیلی تأثیر داشت تو بیشتر نزدیک شدن پسرم هم به من هم به مادرش!
یه سوال از بچه های خوب تالار داشتم!!
و اون اینه که شما به عنوان فرزند دوست داشتید مسئولیت چه جور کارایی تو خانواده به شما سپرده بشه؟؟؟
واینکه واقعا وقتی مسئولیتی رو می پذیرید اون کارو به اکراه یا اجبار والدین قبول میکنید یا خودتون هم دوست دارید که نقشتون رو به نحو احسن به انجام برسونین؟؟؟
(۲۵/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۶)zahra11 نوشته است: [ -> ]یه سوال از بچه های خوب تالار داشتم!!
و اون اینه که شما به عنوان فرزند دوست داشتید مسئولیت چه جور کارایی تو خانواده به شما سپرده بشه؟؟؟
واینکه واقعا وقتی مسئولیتی رو می پذیرید اون کارو به اکراه یا اجبار والدین قبول میکنید یا خودتون هم دوست دارید که نقشتون رو به نحو احسن به انجام برسونین؟؟؟
من تو یه بازه ی زمانی دوست داشتم کسی بهم کاری نداشته باشه و مسئولیت بهم نده فقط بزاره بخورم و بخوابم .

الان هم که هر کاری بگن می کنم ولی بیشتر دوست دارم کار هایی رو تو خونه انجام بدم که تکراری نیستن .
از کودکی هم از این بازی مسئولیت پذیر کردن بچه خوشم نمی یومد .اگه لازم بود کمک می کردم ولی اگر حس می کردم با این کارشون قصد آموزش مسئولیت پذیری و اینجور چیزا رو دارن می رفتم رو حالت استندبای !

(۲۵/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۶)zahra11 نوشته است: [ -> ]یه سوال از بچه های خوب تالار داشتم!!
و اون اینه که شما به عنوان فرزند دوست داشتید مسئولیت چه جور کارایی تو خانواده به شما سپرده بشه؟؟؟
والا توی خونه، کارهاش ب نسبت 70 به 30 بین من و مامانم تقسیم شده :دی
دقیقا بفرمایید چ مسئولیتی مونده ک باید سپرده بشه ؟؟؟
اما ب دور از شوخی، واقعا لذت بخشه اینکه بهم اعتماد شده و مسئولیت کارها بهم سپرده شده ...
هرچند از کارهایی مثل ظرف شستن و جارو کردن بدم میاد، اما انجامشون میدم، بدون اینکه بخوام غر بزنم یا اینکه حتی کسی متوجه بشه ک من همچین حسی رو دارم ...
اما خب وجدانا، اگه فکر می کنید کارهای تکراری ای مثل جارو کردن و ظرف شستن رو دوست نداریم، ندین دستمون ... در عوض کاری مثل آشپزی رو بذارین ب عهده مون ...
والا من راضیم ک آشپزی هر روز با من باشه، اما ظرف نشورم !
نقل قول:واینکه واقعا وقتی مسئولیتی رو می پذیرید اون کارو به اکراه یا اجبار والدین قبول میکنید یا خودتون هم دوست دارید که نقشتون رو به نحو احسن به انجام برسونین؟؟؟
در هر دو صورت ، سعی می کنم کار رو ب بهترین نحو انجام بدم ...
نقل قول:از کودکی هم از این بازی مسئولیت پذیر کردن بچه خوشم نمی یومد .اگه لازم بود کمک می کردم ولی اگر حس می کردم با این کارشون قصد آموزش مسئولیت پذیری و اینجور چیزا رو دارن می رفتم رو حالت استندبای !
من باب تاکید، دوباره نقل قولش کردم!
فقط خواستم بگم ک اگه همچین حسی بهمون دست بده، پشت بندش حس لجبازی هم میاد سراغ آدم ...(<-- اگه دوست داشتین، بگین ی عالمه مثال بزنم!)
دیگه خودتون حواستون باشه چطوری مسئولیت میدین ب بچه ها :دی
با تشکر از بچه های گلی که پاسخ دادند!
ببینید ذات و سرشت ادمیزاد طوریه که حرف زور رو نمی پذیره! خب طبیعی هست که اگر احساس کنید پدر یا مادر دارن برای شما تعیین وظیفه میکنند خوشتون نیاد! منم شاید خوشم نیاد!
ولی خدا رو گواه میگیریم بیشتر این چیزهایی که به نظرتون میاد ، امر ونهی پدر و مادره! در واقع ناشی از عشق و علاقه اونها نسبت به شماست! میخوان شما رو برای آینده زندگیتون آماده کنن! یا به هر نحو پریدن به تنهایی و ازپس زندگی براومدن رو یاد بگیرید!
یه بخش قضیه هم برمیگرده به تنبلی! که متاسفانه مبتلا به خیلامون هست!! (البته منظورم السا جان نیست چون معلومه دختر زرنگ و باعرضه ایه) بارها شده به خودم گفتم ای کاش اون زمان که مادرم فلان کارو ازم خواست جدی تر بودم تا این طور به مخمصه نیفتم!!!!
در ضمن من فکر میکنم مسئولیت برعهده گرفتن فرزندان از جانب پدر و مادر در واقع یه نوع افتخاره! نه یه تکلیف!