تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پنج باور اشتباه در ازدواج !!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
به نظر من خوشکلی برای هر کسی یه جوری معنی میشه.
قیافه و چهره فرد مهم هست اما معنی این حرف این نیست که حتما باید اون فرد زیبا باشه، بلکه معناش اینه که چهره اون فرد هم به دل طرف مقابل بشینه ...
یک موقع میبینید یک نفر خیلی خوشکله ولی به دل نمیشینه اما یکی با یک قیافه معمولی به دل میشینه و برای اون فرد زیبا میشه
--------
من خیلی با صحبت آقای محمدصدرا در مورد اینکه خشکل نبودن یک مزیته چندان موافق نیستم، اگر خیلی خیلی خوشکل باشه ممکنه تبدیل بشه به مشکل، اما نه اینکه هر کی خوشکل بود نتونه مانع نگاه ها بشه (با پوشش مناسب و عدم آرایش)
البته اگر مرد خیلی خوشکل باشه چون نمیتونه این زیبایی رو مخفی کنه ممکنه این موجب نگرانی همسرش بشه اما برعکسش حتما موجب نگرانی نمیشه .
سلام
دوستان زیبایی صورت مهم بودن و نبودنش اینقد مهمه؟
طرف میتونه بوغ باشه ولی از درون بالادست شیطون باشه
و برعکس
بنظر شما بهترین چیز اخلاق و مقید بودن نیست؟Huh
اگه زیبایی مهمه که دیگه هیچ.
درسته که سیرت زیبا صورت زشت رو هم زیبا میکنه اما در ازدواج مطلوب بودن چهره (به دل نشستن) اهمیت داره ، نباید این مورد رو هم دست کم گرفت..
متن اولی هم به این نکته اشاره داره.
یه مطلبی هست که بهترین جاش همیت موضوعه و درباره ی باور آخری هست. عشق وعلاقه.
یه پیشنهاد دارم:
اگه عاشق کسی شدید دست نگه دارید! منظورم اینه:
فرض کنید عاشق کسی شدید( دختر و پسر فرقی نداره). همون اول بسم الله دنبال رابطه با اون فرد یا جلب توجه اش یا خواستگاریش( پسرا رو گفتم! ) نباشید. یه ماه، دو ماه، شاید هم یه سال. بهش نزدیک نشین. از دور رصد کنین. اگه هم به اندازه کافی دوره که هیچی. رصدش هم نکردید مشکلی نیست. بگذارید یه چند وقتی از شروع این احساس بگذره. یواش یواش گرمای عشق صوفیانه اتون(! ) از سرتون بیرون می ره. اونوقته که می فهمین واقعا دوستش دارین یا نه!
می دونم که کار سختیه. من به طالع و این جور چیزا اعتقادی ندارم اما یه بار طالع بهمنی ها رو خوندم( چون خودم بهمنی هستم) و دیدم که اونا این خصلت رو دارن. یعنی معشوقشون رو تا مدت ها از دور رصد می کنن و نزدیکش نمی شن.
از اونجا که من به این چیزا اعتقاد ندارم، این توانایی رو در همه اتون می تونم ببینم. اینجوری می تونید عشق رو از علاقه تشخیص بدید.
هیچ وقت تو ازدواج عجله نکنید( خودتونو پیر هم نکنید )
نقل قول:
دوستان زیبایی صورت مهم بودن و نبودنش اینقد مهمه؟

طرف میتونه بوغ باشه ولی از درون بالادست شیطون باشه

و برعکس

بنظر شما بهترین چیز اخلاق و مقید بودن نیست؟[تصویر: huh.png]
اگه زیبایی مهمه که دیگه هیچ.

شما اگه قرار باشه ی لباسی رو تا آخر عمر بپوشید،حاضرید ی لباس رو ک جنس خوبی داره اما ظاهر قشنگی نداره رو توی این جامعه تنتون کنید ؟

اکثر مردم دیدگاهشون اینطوریه ....

نمی خوام ایده آل حرف بزنم، واقعیت رو دارم می گم ...

همه مادر ها وقتی برای پسرشون دنبال دختر می گردن، یکی از معیار ها و ملاک اصلیشون اینه ک اون دختر خانووم، توی ظاهر و چهره از پسرش ک هیچ از دخترهای دور و برش هم سرتر باشه ...

______________________________________________________________

کسی ک چهره خوب و قشنگی داره اما اخلاق و رفتار و ... درستی نداره، معمولا برای ازدواج انتخاب نمیشه ( مگه با کسی ک خودش هم اینطور اخلاق رو قبول داشته باشه )

اما کسی ک ظاهر و چهره خوبی نداره ( ی کوچولو زیر حد معمول ) و اخلاق و رفتار معمولی داره( اخلاقش مثل بقیه دختر هاست)، خیلی کم پیش میاد ک گزینه انتخاب برای ازدواح باشن ... مگر اینکه اون آقا پسر سنش بالا رفته باشه یا اینکه ی دلیل دیگه ای باشه ....
خلاصه اینکه این دسته از دخترها، معمولا شانس ازدواج کمتری دارن ...

در کنار اون اگه دختری چهره خوبی نداشته باشه، اما تو اخلاق و رفتار از بقیه دختر ها بالاتر و بهتر باشه یا اینکه ی طنازی خاصی داشته باشه، می تونه شانس بیشتری برای ازدواج داشته باشه ...

اگه دختری باشه ک هم زیبایی داشته باشه و هم خوش اخلاق و خوش برخورد باشه، دیگه نور علی نور ... عمرا اگه طرف پسر، از این دختر دست بکشه ....

در ضمن دختری ک هم زیبا باشه و هم اخلاق و رفتار و ... خوب داشته باشه رو ب راحتی میشه حفظش کرد ....
همونطوری ک خونه باباش حفظ میشده، خونه همسرش هم حفظ میشه ...

پ.ن : البته می دونم ک این دسته بندی ناقصه، اما الان دو تا صفت خاصه ای ک روش بحث شد، زیبایی و اخلاق بود، این دسته بندی ب نظرم رسید ...
سلام
(۳/اردیبهشت/۹۳ ۲۲:۱۴)السا نوشته است: [ -> ]شما اگه قرار باشه ی لباسی رو تا آخر عمر بپوشید،حاضرید ی لباس رو ک جنس خوبی داره اما ظاهر قشنگی نداره رو توی این جامعه تنتون کنید ؟

اکثر مردم دیدگاهشون اینطوریه ....

نمی خوام ایده آل حرف بزنم، واقعیت رو دارم می گم ...

همه مادر ها وقتی برای پسرشون دنبال دختر می گردن، یکی از معیار ها و ملاک اصلیشون اینه ک اون دختر خانووم، توی ظاهر و چهره از پسرش ک هیچ از دخترهای دور و برش هم سرتر باشه ...

______________________________________________________________

کسی ک چهره خوب و قشنگی داره اما اخلاق و رفتار و ... درستی نداره، معمولا برای ازدواج انتخاب نمیشه ( مگه با کسی ک خودش هم اینطور اخلاق رو قبول داشته باشه )

اما کسی ک ظاهر و چهره خوبی نداره ( ی کوچولو زیر حد معمول ) و اخلاق و رفتار معمولی داره( اخلاقش مثل بقیه دختر هاست)، خیلی کم پیش میاد ک گزینه انتخاب برای ازدواح باشن ... مگر اینکه اون آقا پسر سنش بالا رفته باشه یا اینکه ی دلیل دیگه ای باشه ....
خلاصه اینکه این دسته از دخترها، معمولا شانس ازدواج کمتری دارن ...

در کنار اون اگه دختری چهره خوبی نداشته باشه، اما تو اخلاق و رفتار از بقیه دختر ها بالاتر و بهتر باشه یا اینکه ی طنازی خاصی داشته باشه، می تونه شانس بیشتری برای ازدواج داشته باشه ...

اگه دختری باشه ک هم زیبایی داشته باشه و هم خوش اخلاق و خوش برخورد باشه، دیگه نور علی نور ... عمرا اگه طرف پسر، از این دختر دست بکشه ....

در ضمن دختری ک هم زیبا باشه و هم اخلاق و رفتار و ... خوب داشته باشه رو ب راحتی میشه حفظش کرد ....
همونطوری ک خونه باباش حفظ میشده، خونه همسرش هم حفظ میشه ...

پ.ن : البته می دونم ک این دسته بندی ناقصه، اما الان دو تا صفت خاصه ای ک روش بحث شد، زیبایی و اخلاق بود، این دسته بندی ب نظرم رسید ...
کلام شما هم درست
هر چیزی یک ارجحیتی داره.
کلا قبول دارین که باید هم کفو فکری و ظاهری باشن؟
اگه زیبایی و هر معیاری که میخوایین حساب کنین رو باهم در یک حد نباشن باهم باید همدیگر رو تحمل کنن.
البته نمیدونم چقدر میشه رو این کلام ایمان داشت که یا باید با مخالف تفکرت منعطف باشی یا باید بشکنی.
حالا دیگه متاهلا هم کمی همراهی کنن بد نیستا.
معیاراشون چیابود چی شد و الان صبر میکنن یا ...
راستی با اینجمله همه کامل مخالفم که بعدا تربیتش میکنم - درستش میکنم - اونو به راه خودم میارمش و ....
چون ببخشید اگه قرار باشه تربیت بشه خونه پدر گرام ( چه اقا پسر ها و چه دختر خانوما ) حداقل 20 و خورده ای سال تربیت شدن و خمیره اصلیشئن شکل گرفته و اگه کسی تغییر کنه باید گفت که چه عامل مثبتی باعث تغییر شده نه چه عاملی مجبورش کرده تغییر کنه.
ایا با این حرف کسی موافق هست؟
(۳/اردیبهشت/۹۳ ۲۲:۱۴)السا نوشته است: [ -> ]شما اگه قرار باشه ی لباسی رو تا آخر عمر بپوشید،حاضرید ی لباس رو ک جنس خوبی داره اما ظاهر قشنگی نداره رو توی این جامعه تنتون کنید ؟

اکثر مردم دیدگاهشون اینطوریه ....

نمی خوام ایده آل حرف بزنم، واقعیت رو دارم می گم ...

همه مادر ها وقتی برای پسرشون دنبال دختر می گردن، یکی از معیار ها و ملاک اصلیشون اینه ک اون دختر خانووم، توی ظاهر و چهره از پسرش ک هیچ از دخترهای دور و برش هم سرتر باشه ...

______________________________________________________________

کسی ک چهره خوب و قشنگی داره اما اخلاق و رفتار و ... درستی نداره، معمولا برای ازدواج انتخاب نمیشه ( مگه با کسی ک خودش هم اینطور اخلاق رو قبول داشته باشه )

اما کسی ک ظاهر و چهره خوبی نداره ( ی کوچولو زیر حد معمول ) و اخلاق و رفتار معمولی داره( اخلاقش مثل بقیه دختر هاست)، خیلی کم پیش میاد ک گزینه انتخاب برای ازدواح باشن ... مگر اینکه اون آقا پسر سنش بالا رفته باشه یا اینکه ی دلیل دیگه ای باشه ....
خلاصه اینکه این دسته از دخترها، معمولا شانس ازدواج کمتری دارن ...

در کنار اون اگه دختری چهره خوبی نداشته باشه، اما تو اخلاق و رفتار از بقیه دختر ها بالاتر و بهتر باشه یا اینکه ی طنازی خاصی داشته باشه، می تونه شانس بیشتری برای ازدواج داشته باشه ...

اگه دختری باشه ک هم زیبایی داشته باشه و هم خوش اخلاق و خوش برخورد باشه، دیگه نور علی نور ... عمرا اگه طرف پسر، از این دختر دست بکشه ....

در ضمن دختری ک هم زیبا باشه و هم اخلاق و رفتار و ... خوب داشته باشه رو ب راحتی میشه حفظش کرد ....
همونطوری ک خونه باباش حفظ میشده، خونه همسرش هم حفظ میشه ...

پ.ن : البته می دونم ک این دسته بندی ناقصه، اما الان دو تا صفت خاصه ای ک روش بحث شد، زیبایی و اخلاق بود، این دسته بندی ب نظرم رسید ...

این دسته بندی ها صرفا یه دسته بندی در نگاه اوله ... ولی وقتی به حقیقت اطرافمون نگاه میکنیم همه چیز اینایی که میفرمایید نیست....



اینکه میفرمایید کسایی که از زیبایی کمتری برخوردارند شانس ازدواج پایین تری دارن به نظرم نمیتونه زیاد قابل قبول باشه.
پس تمام افرادی که زیبایی ندارن نباید هرگز ازدواج کنن. که عملا میبینیم این طور نیست.

حالا چرا همچین مسئله ای به ذهن ما میرسه؟
چون دختری که زیبا تر باشه با خیل زیادی از خواستگار ها رو به رو میشه .
خواستگارهاش از سن پایین تری شروع میشن .
کیس های اتخابی بیشتری یقینا خواهد داشت .
اما یه دختر مگه قراره با چند نفر ازدواج کنه؟
یقینا قراره فقط به یک نفر جواب مثبت بده .پس مابقی از دور رقابت میافتن . حالا همچنان این مرحله رو پیش ببرید و به پسری برسید که از دور رقابت های زیادی اافتاده و شاید یکی از علت هاش ظاهرش بوده باشه خب یقینا این پسر مجبوره معیارهاش رو بیاره پایین و با اون دختری که زیبایی زیادی نداره ازدواج کنه.


پس به این طریق میشه محاسبه کرد که عموم افراد به ازدواج میرسن .چیزی که عملا هم در جامعه میبینیم.





بعد اصلا یک سری نکاتی در این زمینه هست که بد نیست مطرح بشه.

من خودم تو همایش های کشوری زیادی که با دخترهای متفاوتی از استانهای متفاوت بودن هم خوابگاهی شدم.

اصولا بچه هایی که از یه منطقه میان رنج زیباییشون و اصلا ترکیباتشون با مناطق دیگه کاملا متفاوته. یادمه یکی از دوستامون میگفت خواهرش که ازدواج کرد خانواده همسرش برای یه استان دیگه بودن . با اینکه خواهرش چهره اصلا زیبایی در بین اقوام نداشت ولی بعد ازدواج و قرار گرفتن بین خانواده همسر همه بهش میگفتن تو چه قذر زیبایی ...
(این رو گفتم تا بگم تایین رنج زیبایی اون طور که فکر میکنیم هم ساده نیست.)


نگاه کنید همه انسانها زیبایی دوستند . کسی نمیتونه منکر این مسئله بشه .اما ازدواج اون قدر مسئله ساده و سهلی نیست که یه انسان عاقل بخواد همه چیز رو فدای مسئله به این کوچکی کنه .


از طرف نگاه یک زن به همسرش میگم

فکر کنید 5 سال از ازدواجتون با یه اقا تو زندگیتون میگذره


خیلی فرق داره بین همسر بد اخلاقی که خیلی خوش تیپه؟ با همسر بد اخلاقی که چهره معمولی رو به پایینی داره؟
خیلی فرقه بینه همسر بی فرهنگی که شما رو با سطح شعور پایینش داره زجر میده و البته چهره خیلی خوبی داره با همسری که شعور پایینی داره و چهره زشتی داره؟
خیلی فرقه بین همسری که نماز روزه حالیش نیست و البته خیلی اندام متناسب و شیکی داره با همسری که نماز و روزه ای تو زندگیش نیست و البته زشته؟


شما تا چند سال میتونید کلاس زیبایی همسری که حقیقتش به دلتون ننشسته رو جلو دیگران بزارید؟
شما چه قدر میتونید همسر چشم چرانی که البته خیلی زیباست و مورد توجه خانم های تو کوچه و خیابونه تحمل کنید؟




با کدوم منطق میشه زیبایی رو به شعور اجتماعی همسر، سطح فرهنگیش ، خوانواده نرمال ، ایمان و تقوا ، اخلاق ، هوش و استعداد فرد ترجیح داد؟؟؟؟؟


چه بسا من اقا پسرایی دیدم که مورد تایید خیلی ها بودن اما توی ازدواجشون اون قدر به سطح زیبایی بها دادند که تو کیس های انتخابیشون بخاطر رسیدن به مسئله زیبایی مجبور به انتخاب دختری شدن که ..... و بعد از ازدواج با چنین شخصیتی از اعتبارشون کاسته شده.
یه جورایی این دیدگاه به طور ناخود اگاه پیش میاد که لابد شانت در همین حد بوده ...

چند نکته برا کسایی که رو مسئله زیبایی بسیبار بسیار حساس اند:

در زمینه تایین سطح زیبایی یک پسر یقینا پیش از ازدواج نمیتونه به عمق زیبایی همسر ایندش پی ببره.

چون 2 حالت داره
یا دختر محجبست که در چنین افرادی باز دو حالت داره . گروه زیادی بعد برداشت حجاب زباییشون دو برابر میشه و گروهی کمی اینطور نیستن (در واقع حجاب بهشون میاد )

یا دختر غیر محجبست و احتمالا با ارایش صورت همراهه که بدون شک در حالت عادی پسر باید تخمین سظح زیبایی پایین تری رو بزنه.



ولی در اغلب موارد(مخصوصا منابع دینی) برای انتخاب همسر در کنار سایر معیارهایی که خیلی مهم هستن برای معیار ظاهر از جمله قابل پسند بودن استفاده میکنن.
که حالا میتونه شامل زیبایی ، شیرین بودن ، با مزه بودن، به دل نشستن و .... باشه .
(۳/اردیبهشت/۹۳ ۲۳:۵۲)mahdy30na نوشته است: [ -> ]سلام
کلام شما هم درست
هر چیزی یک ارجحیتی داره.
کلا قبول دارین که باید هم کف فکری و ظاهری باشن؟
اگه زیبایی و هر معیاری که میخوایین حساب کنین رو باهم در یک حد نباشن باهم باید همدیگر رو تحمل کنن.
البته نمیدونم چقدر میشه رو این کلام ایمان داشت که یا باید با مخالف تفکرت منعطف باشی یا باید بشکنی.
حالا دیگه متاهلا هم کمی همراهی کنن بد نیستا.
معیاراشون چیابود چی شد و الان صبر میکنن یا ...
راستی با اینجمله همه کامل مخالفم که بعدا تربیتش میکنم - درستش میکنم - اونو به راه خودم میارمش و ....
چون ببخشید اگه قرار باشه تربیت بشه خونه پدر گرام ( چه اقا پسر ها و چه دختر خانوما ) حداقل 20 و خورده ای سال تربیت شدن و خمیره اصلیشئن شکل گرفته و اگه کسی تغییر کنه باید گفت که چه عامل مثبتی باعث تغییر شده نه چه عاملی مجبورش کرده تغییر کنه.
ایا با این حرف کسی موافق هست؟

دقیقا همینطور پسر یا دختری که از اولین روزه های تشکیل شخصیتشون با خانواده بودن بعد از چند سال دیگ پدر مادر هم نمی تونن روی اونها تاثیر بزارن چه برس کسی که تازه وارد زندگیشون شده به نظر من ازدواج یعنی به آرامش رسیدن ،با هم زندگی را ساختن وکمک به پیشرفت فکری اعتقادی دوطرف ،اما متاسفانه بعضی ها ازدواج میدانی برای تغییر طرف مقابل می دانند در حالیکه آن باید میدانی برای خودسازی فرد باش.
شما مجردا - که یه زمانی خودم هم توی قشر شما بودم - در مورد ازدواج و همسر طوری فکر میکنین که بعد که وارد زندگی میشین میبینین اصلاً مهم نبوده...
اما اگه بهش بها ندین، یه عمر توی دلتون میمونه...
ظاهر همسر من خوبه و واقعاً برای من خیلی مهم بود که قیافه اش دلنشین و خوب باشه...
به دلیل کاری که داره، از یه پسر سبزه تبدیل شده به یه پسر سرخپوست...
بهمن ماه هم جلوی کله اش خورد به جک ماشین بتن ریزی و 10 تا بخیه خورد و تا آخر عمرش جای بخیه معلومه و مجبوره که همیشه کلاه بذاره...
ولله اگه یه ذره برام مهم باشه...
شاید اگه قبل از ازدواج اینجوری شده بود و میومد خواستگاریم، یا جواب نه میدادم و یا بله با چندش و همیشه چشمم دنبال خواستگارای خوشگل ترم بود...
اما الآن مهم نیست.
زیبایی یه چیزیه که اول ازدواج خیلی برای آدم مهمه و به چشم آدم میاد...
اما وقتی دیگه خیالت راحت شد این موجود زیبا دیگه مال خودم شد، دیگه با اخلاق همدیگه است که باید بسازین...
کلاً روی تربیت همدیگه هم حسابی باز نکنین...
شنیدین این شعر معروفو:
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
شاید یه چند صباحی تونست به میل عشقش تغییر رویه بده، اما بلاخره خسته میشه و کار خودش رو میکنه...
این در مورد آقایون بیشتر صادقه...
یه ضرب المثل معروف هست که میگه:
آقایون دلشون میخواد زنشون همون دختر قبل از ازدواج باشه که نمیشه...
خانوما هم دلشون میخواد که مردشون رو تغییر بدن که اونم نمیشه...
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع