تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پنج باور اشتباه در ازدواج !!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:کلاً روی تربیت همدیگه هم حسابی باز نکنین...
شنیدین این شعر معروفو:
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
شاید یه چند صباحی تونست به میل عشقش تغییر رویه بده، اما بلاخره خسته میشه و کار خودش رو میکنه...

این در مورد آقایون بیشتر صادقه...


یکی از اقوام ما حدود یک ساله که ازدواج کرده ، ایشون موقع خواستگاری خیلی تاکید داشت روی اینکه خانم باید منو همینجوری که هستم بپذیره یعنی حتی میخواست لباس نو هم نپوشه برای خواستگاری
ذره ای حاضر نیست رفتارش رو تغییر بده ، حدود یک ماه از عقدشون گذشته بود که یه بار جلوی جمع جوری با خانمش برخورد کرد که قشنگ مشخص بود که اون خانم خیلی ناراحت شد و بعدها شنیدم گریه هم کرده...


چیزی که میخوام بگم اینه که اوایل کار ، تحمل تقاوتها بین زوجین سخته. ولی بعدتر که به هم عادت کردند و علاقه مند تر شدن اون موقع به قول شما اگر به اصل خویش بازگردد و ظاهرسازی رو بذاره کنار و کاری که دوست داره رو بکنه بازم قابل تحمل تره نسبت به اینکه از همون اول بخواد همون شخصیت واقعیش رو نمایش بده و کاری که راحته رو انجام بده...


مثلا من دوتا پدربزرگ دارم که حتی یه بار هم ندیدم که همسرشون رو صدا کنن به اسم ، من اگه شناسنامه مادربزرگهامو ندیده بودم نمیدونستم اسمشون چیه! چون هیچکس به اسم صداشون نمیکنه...
مثلا پدر بزرگم میگه یه لیوان آب بیار ، یا میگه میوه ها رو کجا گذاشتی یا... بعد اگه ببینه مادربزرگم حواسش نیست بهش میگه با تو ام ها! یا گاهی میگن هوی Big Grin هر دوتا پدربزرگ اینطور هستن ، تا جایی که آمار گرفتم خیلی از پیرمردها اینطورین
یعنی یه زوج جوان اگه یه بار همچین برخوردی بکنن با هم همون لحظه همدیگه رو به قتل میرسونن بعد توی برزخ طلاق میگیرن...
ولی خب عاشق همدیگه هستن ها... اینو مخصوصا وقتی که یکیشون مریض میشه میتوان فهمید!
SmileSmile
من فکر کردم فقط بابابزرگ منه که به مامان بزرگم میگه :خانوم...
اسمشو هرگز صدا نکرده...
خانوم یه لیوان آب بیار...
خانوم نون داریم؟؟؟
به قول شما هم وقتی مامانبزرگم قلبش رو آنژیو کرد، یکی باید میومد بابابزرگمو از کف زمین جمع میکرد...
واقعاً ما امروزی ها عمراً اگه میتونستیم اخلاق پدربزرگامونو فقط برای نیم ساعت به عنوان همسر تحمل کنیم...
ولی واقعاً با شما موافقم...
اوایل ازدواج و قبل از ازدواج خیلی متفاوته با اصل زندگی.
7-8 سال هم اگه بدون بچه باشه، ممکنه زندگی همون روند رو ادامه بده. اما واقعاً شرایط که فرق بکنه، هر کس نشون میده که توی هر درجه از سختی چه عکس العمل هایی نشون میده...
آدم شوهرش برد پیت باشه، اما وقتی شب بچه بیدار شد، داد بزنه، به درد جرز لای دیوار هم نمیخوره...
اما آدم شوهرش دیو باشه، اما پاشه بچه رو نگه داره تا همسرش یکم بخوابه واقعاً یه دنیا می ارزه...
چه دیو دو سر و چه شاه پریون هم که باشین، قیافه بعد از یه مدت عادی میشه.
شما رو به خدا قبل از ازدواج چشماتونو باز کنین که بعد از ازدواج راحت ببندین...
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع