(2)
دعوت به اهل بيت(عليهم السلام) با رفتار و گفتار :
یا بن جندب!حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فی کل یوم و لیلة علی نفسه فیکون محاسب نفسه،فان رأی حسنة استرداد منها،و ان رأی سیئة استغفر منها لئلا یخزی یوم القیامة.طوبی لعبد لم یغبط الخاطئین علی ما اوتوا من نعیم الدنیا و زهرتها، طوبی لمن لم تلهه الامانی الکاذبة. ثم قال علیه السلام:رحم الله قوما کانوا سراجأ و منارا،کانوا دعاة الینا باعمالهم و مجهود طاقتهم،لیسوا کمن یذیع اسرارنا.
ای پسر جندب!شایسته است هر مسلمانی که مقام و جایگاه ما را می شناسد،در هر شب و روز کردار خویش را فرا روی خویش بگذارد،پس حسابرس خودش باشد،آنگاه اگر کار نیکی را مشاهده کرد،به دنبال افزایش آن باشد و اگر خطایی دید،از بابت آن خطا طلب بخشش نماید؛تا مبادا در روز قیامت خوار و رسوا گردد.
خوشا به حال بنده ای که بر نعمت ها و زیبایی های دنیا که به خطاکاران داده شده،حسرت نمی خورد.
خوشا به حال بنده ای که آخرت را می طلبد و برای به دست آوردنش مجدّانه تلاش می کند.
خوشا به حال کسی که آرزوهای دورغین، او را مشغول نکرده و بازی ندهد.
سپس فرمودند:رحمت خداوند بر آن گروهی که پیوسته چراغ و راهنمایند،{گروهی که} مردم را با کردار خود و تا سرحدّ توانشان به طرف ما می خوانند،{آن دسته ای که} مانند فاش کنندگان اسرار ما نیستند.
شرح:
با مد نظر قرار دادن امام معصوم در منظر خود می توانیم اندازه ی خود را نسبت به کمالاتی که باید کسب کنیم به دست آوریم و از این طریق از غفلت در روزمرگی نجات یابیم و با تمرکز نسبت به جنبه ی آرمانی خود جهت قلب خود را اصلاح کنیم و در این صورت گرایش های ما طوری تنظیم می شوند که ما را به آن جنبه های آرمانی که می طلبیم سوق دهند و امیال ما از گرایشات نفس اماره به سوی گرایشات فطری تغییر جهت می دهند و مبادی میل انسان تحت تأثیر نور امام معصوم قرار می گیرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
باتشکر از دوست خوبمون
شرح این حدیث که به حدیث یابن جندب معروف هست توسط استادطاهرزاده ارائه شده...
میتونید از توی سایتشون سخنرانیهاشون رو دانلود کنید...
(3)
نشانههاى ايمان و مؤمن حقيقى :
يَا ابْنَ جُندَب، اِنَّما المُؤمِنونَ الّذينَ يَخافُونَ اللّهَ و يُشْفِقُونَ اَن يُسْلَبوا ما اُعطُوا مِنَ الهُدى فَإِذا ذَكَرُوا اللّهَ وَ نَعْمائَهُ وَجِلُوا و اَشْفَقُوا وَ اِذا تُليَتْ عليْهِم اياتُهُ زادَتْهُم اِيماناً مِمّا اَظْهَرَهُ مِنْ نَفاذِ قُدرتِه وَ على ربِّهم يَتوَكَّلونَ.
ای پسر جندب!مؤمنان فقط آن هایی هستند که خوف الهی دارند و همواره از این که آن هدایت های الهی که روزیشان شده، از ایشان گرفته شود،بیمناکند.پس آنگاه که خدا را و نعمت هایش را یاد میکنند،بر خود می لرزند و نگرانند چون خود را شایسته ی این همه لطف نمی دانند و آن هنگام که آیات الهی بر آنان خوانده شود،به خاطر آن نفوذ قدرتی که خداوند در آن آیات آشکار نموده،ایمانشان را زیاد می کند.و مؤمنان کسانی هستند که فقط بر پروردگارشان توکّل می نمایند.
شرح:
در این فراز حضرت صادق علیه السلام آن نقطه آرمانی را که هر کس باید در احوالات خود به آن برسد ترسیم می کنند. زیرا وقتی انسان ها آرام آرام متوجه توحید الهی شدند و به این بصیرت رسیدند که هر عنایتی از طرف خداوند به آن ها شده لطف او بوده،دیگر استحقاقی برای خود قائل نیستند که نعمت ها و احوالات معنوی را از آن خود بدانند،بلکه به امید وعده های الهی که آیات قرآن متذکر آن است،امیدواری و ایمانشان به خداوند و نفوذ قدرت همه گیر او افزایش می یابد و تنها و تنها به او توکل می کنند.
این است آن راهی که در مقابل ما گشوده شده است و هر کس باید در آن وارد شود.
(5)
ثمرات استقامت در دين دارى :
يَا ابْنَ جُندب لَو اَنَّ شيعتَنا اسْتَقامُوا لَصافَحَتْهُمُ الملائكةُ و لاََظَلَّهُمُ الغَمامُ وَ لاََشرَقُوا نَهاراً و لأَكَلُوا مِن فَوقِهِم و مِن تَحتِ اَرجُلِهِمْ و لَما سَأَلُوا اللّهَ شَيئاً اِلاّ اَعطاهُم.
ای پسر جندب!اگر شیعیان ما-در مسیری که انتخاب کرده اند-پایدار می ماندند،هر آینه ملائکه با آن ها مصافحه می کردند و تماس می گرفتند-و امکان انس با عالم غیب و انوار الهی برایشان ممکن میشد-و یقیناً ابرها بر سر ایشان سایه می انداخت و همانند روز،نورانی بودند و از الطاف الهی که در بالا و پایین عالم هست بهره مند می گشتند و هیچ چیزی از خدا درخواست نمی نمودند مگر آن که عطایشان می فرمود.
شرح:
مسلّم اگر جامعه ای امور خود را براساس دستورات الهی و با راهنمایی های امامان معصوم علیهم السلام جلو ببرد،تمام عالم تکوین در اختیار او قرار می گیرد و نه تنها از بهره های معنوی عالم بالا برخوردار می شود بلکه از استعدادهایی که در زمین نهفته است نیز بهره می جوید.علاوه بر آن به کمک انوار الهی به آنچنان درخشندگی می رسد که تاریخ خود را متأثر می نماید و چنین اجتماعی هرگز در رسیدن به اهداف عالیه ی خود ناکام نخواهد بود؛چون مسیری را انتخاب کرده که خداوند دوست دارد حوائج آن ها را در آن مسیر برآورده کند.
(6)
شرط نجات بخش بودن ولايت اهل بيت(عليهم السلام) :
يَا ابْنَ جندب، لا تَقُل فىِ المُذْنِبينَ مِن أَهلِ دَعْوَتِكُم اِلاّ خَيراً و اسْتَكينُوا اِلىَ اللّهِ فى تَوْفيقِهِم وَ سَلوا التوبةَ لَهُم فَكُلُّ مَن قَصَدَنا و تَوَلاّنا و لم يُوالِ عَدُوَّنا و قالَ ما يَعْلَمُ و سَكَتَ عمّا لا يَعْلَمُ اَو اَشكَلَ عَليه
فهو فى الْجَنَّةِ.
ای پسر جندب!درباره ی گنهکارانی که هم کیش و هم آیین شما هستند-از شیعیان- سخن مران مگر به خیر و خوبی و برای آن که توفیق با آنها همراه شود خاضعانه به درگاه خدا روی آورید . از او نظر رحمت به ایشان را درخواست نمایید.
پس هرآن کسی که ما را قصد کند و محبت و تبعیت ما را داشته باشد و تعلق قلبی به فرهنگ دشمن ما نداشته باشد و آنچه را می داند بگوید،و درباره ی آنچه نمی داند و یا حقیقت امر برایش مشتبه است،ساکت بماند؛وی در بهشت است.
شرح:
این فراز یکی از مهم ترین نکات را نسبت به شیعیان متذکر می شود.زیرا در ابتدای بحث فرمودند تنها شیعیان در معرض اغوای شیطان هستند.اینجا می فرمایند در مورد آن شیعیان حتی نسبت به گناهکارانشان،جز گمان خوب نداشته باشید.زیرا جهت گیری آن ها درست است و امامان را که انسان های معصوم هستند،امام خود می دانند و جنبه ی آرامانی خود را کسانی قرار داده اند که از هر گونه گناهی مبرا هستند.چنین انسان هایی حتماً در گناهکاری خود نمی مانند و لذا می فرمایند برای آن ها دعا کنید تا خداوند هر چه زودتر به آن ها لطف بیندازد و آن ها را نجات دهد.در ادامه روشن می کنند که چگونه مسیر انسان به بهشت ختم می شود.
(7)
خوف و رجا :
يَا ابْنَ جُنْدَب يَهْلِكُ الْمُتَّكِلُ عَلى عَمَلِهِ وَ لا يَنْجُو الْمُتَجَرِّىءُ علَى الذُّنوبِ اَلْواثِقُ بِرَحْمَةِ اللّهِ قُلْتُ فَمَنْ يَنْجُو قال الَّذينَهُمْ بَيْنَ الرَّجاءِ وَالْخَوْفِ كَأَنَّ قُلوبَهُمْ فى مِخْلَبِ طائر شَوْقاً اِلَى الثَّوابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعَذابِ.
ای پسر جندب!آن که بر کردار خویش اعتماد و تکیه کند،هلاک می گردد و آن کس که با پشت گرمی به رحمت خدا بی مهابا و بدون تأمل گناه می کند،از هلاکت خلاصی نمی یابد.عرض کردم:پس چه کسی خلاصی می یابد؟!حضرت فرمودند:آن هایی که پیوسته بین امید و هراس به سر می برند،گویا دل هایشان از سرِ شوقِ به ثواب و بیمِ از عذاب،همواره در چنگال پرنده ای اسیر است.
شرح:
کسی که عبادات را در حد ظاهر و قالب می شناسد با انجام ظاهر عبادات تصور میکند که به آنچه باید عمل کند،عمل کرده است.ولی کسی که در عین رعایت ظاهر عبادت به باطن و نور آن ها نظر دارد و در صدد است قلب خود را در عبادات حاضر کند ،متوجه میشود چقدر در انجام عبادات ناتوان است و فقط به لطف الهی است که مفتخر به حضور قلب می شود.چنین انسانی در چنین حالتی همواره در خوف و رجا است زیرا از یک طرف امید به رحمت الهی دارد و از طرف دیگر نگران است که شایسته ی رحمت الهی نباشد و این واقعی ترین و صحیح ترین حالتی است که یک انسان واقع بین بدان دست می یابد.حضرت در این راستا می فرمایند: هر کس بر عمل خود تکیه کند و تصور نماید به صِرف آن که ظاهر عبادات را انجام داده نجات می یابد،هلاک می شود،همانطور که اگر کسی گمان کند بدون هر گونه شایستگی که باید در خود ایجاد کند خداوند رحمت خود را شامل او می گرداند،گرفتار چنین هلاکتی خواهد شد.
(8)
شادى از ديدگاه اسلام :
يَا ابْنَ جندب مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُزَوِّجَهُ اللّهُ الْحورَ الْعين و يُتَوِّجُهُ بالنّور فَلْيُدْخِلْ عَلى اَخيهِ الْمُؤمِنِ السُّرورَ.
ای پسر جندب!هر کس طالب آن است که خداوند،حورالعین را به ازدواجش درآورد و تاجی از نور بر سرش قرار دهد؛ بایستی شادی را بر دل برادر مؤمنِ خویش وارد سازد.
شــرح:
حضرت روشن می فرمایند از آنجایی که انسان مؤمن حامل نوری از انوار الهی است،هر کس با شاد کردن او عملاً زمینه ی جلب نظر حق را در جان خود فراهم کرده و حضرت حق با تجلی اسم جامع در جمال حورالعین با او برخورد می کند و او را منوّر به تاجی از نور می نماید که صورت تعالی و قرب مخصوصی است که شامل او شده است.