تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آسیب شناسی ازدواج
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
با سلام خدمت حسین عزیز و بقیه دوستان!!

عرض شود خدمتتون که خانم حاظر شد ایشون ازدواج مجدد کنه!! ولی ایشون قبول نمیکنه! و گفته من باید از زندگیم لذت ببرم!!
لابد میدونید که کسی که نتونه به همسرش مهر بورزه صد تا هم صیغه کنه خانمش رو بدتر و محکم تر کتک می زنه!! الان قضیه اینه!! در ضمن آقا گفته تصمیمش عوض شده و خودش رو تو هچل ازدواج نمیندازه!!!!!
یا صاحب الزمان بیا!!!!!!

ولی خب از بس نگران بودم الان با خواهر این آقا صحبت کردم ایشون گفتن شکر خانم خانم برادرشون کاری تو مهد کودک پیدا کرده!
و فکر میکنه با پول مهریه بتونه اگر شوهرش هزینه و نفقه بچه رو بده یه جایی رو رهن کنه!!
بعضی دوستان به من پیام میدادن که اینقدرا هم به خودت سخت نگیر ، یکیو پیدا کن و بچسب به زندگی !

امیدوارم این تاپیک رو بخونن .

یه انتخاب اشتباه = یک عمر پشیمانی
(۱۳/خرداد/۹۳ ۲۲:۵۲)zahra11 نوشته است: [ -> ]با سلام خدمت حسین عزیز و بقیه دوستان!!

عرض شود خدمتتون که خانم حاظر شد ایشون ازدواج مجدد کنه!! ولی ایشون قبول نمیکنه! و گفته من باید از زندگیم لذت ببرم!!
لابد میدونید که کسی که نتونه به همسرش مهر بورزه صد تا هم صیغه کنه خانمش رو بدتر و محکم تر کتک می زنه!! الان قضیه اینه!! در ضمن آقا گفته تصمیمش عوض شده و خودش رو تو هچل ازدواج نمیندازه!!!!!
یا صاحب الزمان بیا!!!!!!

ولی خب از بس نگران بودم الان با خواهر این آقا صحبت کردم ایشون گفتن شکر خانم خانم برادرشون کاری تو مهد کودک پیدا کرده!
و فکر میکنه با پول مهریه بتونه اگر شوهرش هزینه و نفقه بچه رو بده یه جایی رو رهن کنه!!

خوب خدا رو شکر زهرا خانوم. بتونه کمی این خانوم خودشو پیدا کنه و از لحاظ مادی به یه ثباتی برسه . خیلی خوبه.بحث روحی و روانی قضیه هست که مشاور میخواد.زمان همه چیز رو حل میکنه . وقتی این آقا حاضر نیست مسئولیت قبول کنه، و حتی خانوم حاضر شده که حضرت آقا بره اون گیس بریده Dodgy رو صیغه کنه . دیگه زیاد این خانوم خودشو ناراحت نکنه .همچین مردی ارزش ناراحتی نداره.
ببخشید من مجردم .منتها پررو هستم اومدم آسیب شناسی ازدواج نظر میدم . SmileWink.
عرض شود خدمت محمد تراست عزیز!!
مشکل شما و سایر دوستان مثل شمابا مشکلات تیپ افراد بی اعتقاد فرق داره !! شما فقط باید یکم از لحاظ مالی خودتون رو جمع و جور کنید و مثل بچه های من بتونید رو خواسته هاتون پافشاری کنید !! البته مال ما هنوز به سن ازدواج نرسیدن!!

ولی کلا در قضیه ازدواج خجالت کشیدن زیادی کار رو خراب میکنه!! اینطور که من فهمیدم تیپ پسر های مذهبی تو قضیه ازدواج ماخوذ به حیا هستند که زیاد جالب نیست!!!باید پشتکار بیشتری به خرج بدید در ضمینه خواسته هاتون!!
الان یکی از دوستام که دخترشون 20 سالشه با پسر24 ساله سرباز داره ازدواج میکنه!!(نیمه شعبان) اگه قرار به این حرفا بود که همه چیز مهیا بشه ایشون پس از دفاع از پایان نامشون نمیرفتن سربازی بعد بلافاصله بیان خواستگاری که باید یه 6 7 سالی میترشیدن به سلامتی!!!
خواهر دوستم همیشه یه جمله ای رو میگفت...

اون زمان بچه بودیم خیلی درک نمیکردیم...

اما حالا خیلی خوب معنیشو میفهمم...

میگفت: دوست شدن یه دختر با جنس مخالف بدترین کاریه که میتونه یه دختر انجام بده اما...

دختری که با یه پسر دوست میشه شرف داره به دختری که با یه مرد زن دار دوست میشه....

فکر بد نکنید...

گفتم که هردوکار فوق العاده اشتباست...
(۱۳/خرداد/۹۳ ۲۳:۱۸)zahra11 نوشته است: [ -> ]عرض شود خدمت محمد تراست عزیز!!
مشکل شما و سایر دوستان مثل شمابا مشکلات تیپ افراد بی اعتقاد فرق داره !! شما فقط باید یکم از لحاظ مالی خودتون رو جمع و جور کنید و مثل بچه های من بتونید رو خواسته هاتون پافشاری کنید !! البته مال ما هنوز به سن ازدواج نرسیدن!!

ولی کلا در قضیه ازدواج خجالت کشیدن زیادی کار رو خراب میکنه!! اینطور که من فهمیدم تیپ پسر های مذهبی تو قضیه ازدواج ماخوذ به حیا هستند که زیاد جالب نیست!!!باید پشتکار بیشتری به خرج بدید در ضمینه خواسته هاتون!!
الان یکی از دوستام که دخترشون 20 سالشه با پسر24 ساله سرباز داره ازدواج میکنه!!(نیمه شعبان) اگه قرار به این حرفا بود که همه چیز مهیا بشه ایشون پس از دفاع از پایان نامشون نمیرفتن سربازی بعد بلافاصله بیان خواستگاری که باید یه 6 7 سالی میترشیدن به سلامتی!!!

راستشو بخواید بعد این سفر مشهد که رفتم ، خیلی دیدم نسبت به این قضیه بهتر شد. یعنی کم رویی خیلی ملال اور و ناپسنده واسه یه جوون به سن من ، البته ما که پیر شدیم رفت ... هی جوونی ....

ولی بخوام یا نخوام باید تا بعد کنکور ارشدم صبر کنم.
(۱۳/خرداد/۹۳ ۲۳:۱۸)zahra11 نوشته است: [ -> ]عرض شود خدمت محمد تراست عزیز!!
مشکل شما و سایر دوستان مثل شمابا مشکلات تیپ افراد بی اعتقاد فرق داره !! شما فقط باید یکم از لحاظ مالی خودتون رو جمع و جور کنید و مثل بچه های من بتونید رو خواسته هاتون پافشاری کنید !! البته مال ما هنوز به سن ازدواج نرسیدن!!

ولی کلا در قضیه ازدواج خجالت کشیدن زیادی کار رو خراب میکنه!! اینطور که من فهمیدم تیپ پسر های مذهبی تو قضیه ازدواج ماخوذ به حیا هستند که زیاد جالب نیست!!!باید پشتکار بیشتری به خرج بدید در ضمینه خواسته هاتون!!
الان یکی از دوستام که دخترشون 20 سالشه با پسر24 ساله سرباز داره ازدواج میکنه!!(نیمه شعبان) اگه قرار به این حرفا بود که همه چیز مهیا بشه ایشون پس از دفاع از پایان نامشون نمیرفتن سربازی بعد بلافاصله بیان خواستگاری که باید یه 6 7 سالی میترشیدن به سلامتی!!!

من اون اوایل هی میگفتم به مادرم که فلانی ازدواج کرده فلانی عقدشه و... ولی خودمو که میخواستم بگم آب میشدم میرفتم تو زمین....
بعدها وضعیت به گونه ای شد که من میگفتم چی شد پس!!! :دی یا به قول معروف: همون همیشگی Big Grin
یکی از دوستام
قراره با پسرخالش ازدواج کنه!
یعنی چند ساله که همه یه جوری رفتار کردن که اینا قراره با هم ازدواج کنن
خلاصه این دوستم هم هر بار کارش گریه و اینا بود که پس چرا نمیشه...
نهایتا یه بار این چند وقتیا به من زنگ زد گفت که پسرخالش ازش پرسیده که واقعا میخوای با هم ازدواج کنیم؟!
ایشون هم تقریبا نظرش موافق بوده!
خلاصه این آقا پسر قرار شد این چند وقتیا که رفتن کربلا٬ به مادرش بگه
و جالب اینه که گفته و مادرش قبول نکرده!!!!
گفته: دختره خییییلی خوب و عالیه و ولی ما نمیخوایم با فامیل وصلت کنیم...
اصلا دوستم از اون موقع...
چون همه فامیل هم با این تصور که اینا میخوان با هم ازدواج کنن پیش رفتن...
حالا اینطوری شده!!!
الان من خودم با توجه به شرایطی که دوستم داره...چون پدر و مادرش رو چند سال پیش از دست داده...و واقعا نیاز داره که الان ازدواج کنه...نمیدونم...واقعا نمیدونم چجوری راهنماییش کنم....
پسره کاملا موافقه با این ازدواج ...
ولی پدر و مادره پسره نه
...
با سلام
ببینید دوستان؛من سعی میکنم خودم رو جای هر سه نفر(آقا،خانوم،فرزند)قرار بدم.
من تا قبل از این میخواستم شرایط جوری باشه که هم خانوم با فرزندش آسیب نبینن ولی حالا من خودم رو جای اون آقا قرار میدم.من احساس میکنم که آقا از یک جایی ضربه خوردن یعنی از قضیه ای که تازه براشون پیش اومده و ما از اون خبر نداریم ناراحت هستند و باید اون رو شناسایی کنیم چون به هر حال اون هم آدم هستش و احساس داره و بیش از 2 سال با همسرش زندگی کرده و حالا یک بچه هم دارند و این برای من یک نقطه عطف در زندگی این خانواده هستش و من نمیخوام هیچ فردی دور ریخته بشه.کلا با شرایط به وجود اومده من این طور نتیجه میگیرم:
اگر آنها به زندگی ادامه بدهند و حقوق هم را رعایت کنند: آقا+ خانوم+فرزند=خانواده سالم=اجتماع سالم
اگر خانم با فرزندش یک طرف و آقا هم یک طرف: خانوم+فرزند=زندگی سخت+خواری و سر به زیری
آقا=هرزه ای افزون بز هرزه های دیگر در جامعه اسلامی
اما اگر احساس میکنید بحث مختومه است من حرفی ندارم.
خواهرم «sky girl» من قصد توهین نداشتم و اصلا نمیخواستم موجب ناراحتیتان بشوم ولی شما به پاسخ های خود از ابتدا تا الان نگاهی دوباره بیاندازید.در ابتدا گزینه طلاق و سپس گزینه مشاور را ارائه دادید.من اینطور احساس کردم که شما با شتاب و جدیت با مسئله برخورد کردید؛فقط همین
شما چه اصراری دارید اینا با هم زندگی کنن ؟ از کجا میدونید بچه تو یه محیط پر تنش بزرگ نشه ؟

شما میگی حقوق همدیگه رو رعایت کنن . میبینیم که حضرت آقا یه مشاوره نمیره ببینن این کی و کجا ضربه خورده .


نقل قول:اگر خانم با فرزندش یک طرف و آقا هم یک طرف: خانوم+فرزند=زندگی سخت+خواری و سر به زیری

زندگی سخت میشه اما خواری و سر به زیری دیگه چه صیغه ایه ؟

خفت اونه شوهرت جلوی چشمت ، از هوسش نگذره اما از بچش آره Dodgy


نقل قول:خواهرم «sky girl» من قصد توهین نداشتم و اصلا نمیخواستم موجب ناراحتیتان بشوم ولی شما به پاسخ های خود از ابتدا تا الان نگاهی دوباره بیاندازید.در ابتدا گزینه طلاق و سپس گزینه مشاور را ارائه دادید.من اینطور احساس کردم که شما با شتاب و جدیت با مسئله برخورد کردید؛فقط همین

مشاور نگفتم و گفتم وکیل . پست بعدیم هم مشاور واسه اینکه بعد از جدایی بره حالش بهتر بشه واسه خودسازیه خودش نه واسه اون حضرت آقا .

در ضمن من گفتم اینا توصیه هست نه مشاوره . مشاوره به پرونده ی باز از هر دو طرف نیاز داره . اینا تنها توصیه هست.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع