تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیشنهاد شما برای دادن تم اسلامی به یک فیلم تلویزیونی؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
کار های سینمایی شرق خیلی خوب تونستن عقاید ملی و مذهبی خودشون رو وارد داستان کنن . بدون اینکه به داستان یا مخاطب آسیبی وارد بشه .
پیشنهاد می کنم یه نگا به کار های اون طرف هم بنداز.
نکته طلایی که این وسط وجود داره . اینه که یه کارگردان خوب می تونه از یه داستان ضعیف یه فیلم خوب بسازه و یه کارگردان نابلد یه داستان خوب رو نابود کنه . اگه یه پله پایین بیایم رابطه نویسنده و موضوع داستان رو هم می تونیم متوجه بشیم.
اگه بازم چیزی به نظرم اومد میام می گم Big Grin
ممنون از دوستان بابت نظر دهی،
خب من طرح یک صفحه ای رو به یکی از اساتید فن نشون دادم،گفتن که میتونه ایده ی خوبی برای یک سریال باشه...
من طرح رو بر اساس فیلمنامه های پنج مرحله ای تلویزیونی ( تله فیلم ) نوشته بودم،با این حال ایشون گفتند که بهتره سریالی باشه و برای سریال های مناسبتی نوروز مناسبه.

اما در مورد نظرات خوبتون :
فیلمنامه کاملا یک فیلمنامه قهرمان محور ( پروتاگونیسمی) هستش،
ایده ای که خودم دارم مربوط به گره اصلی داستان میشه که رقابت بین دو نفر برای رسیدن به یک روستای تاریخیه.یک نفر با هدف خوب و نیت پاک که میخواد به فرهنگش خدمت کنه و دیگری فقط به دنبال ثروت های نهفته توی اونجاست.
در نهایت توی نقطه اوج موجز،برخورد این دو تا باید نوعی بشه که مخاطب فکر کنه برنده ی این مسابقه ضد قهرمان داستان خواهد شد.( نا امیدی قبل از پیروزی )
ببینید : فرض کنید مثلا قهرمان به همراه خانواده ش در یک خانه ویلایی در نزدیکی هدف هستند و قراره شب رو اونجا بمونن و فردا صبح به سمت روستا برن،در این شرایط ضد قهرمان سر میرسه و مانع این کار میشه و با گرفتن نقشه ها خودش به سمت روستا میره... .
اینجا گره اصلی و نهایی داستان شکل میگیره که گره گشاییش میشه صحنه اختتامیه.
در واقع فکر میکنم اگه این گره گشایی پایانی،یه مقدار تم مذهبی به خودش بگیره،بهترین راهه.
الان اینجا من خودم هم با داستان گره خوردم Cool
در واقع هر چی فکر میکنم یه راه درست و حسابی به نظرم نمیرسه که هم اون حرف مورد نظر من زده بشه،هم این که کلیشه ای نباشه و هم اینکه گره گشایی کامل صورت بگیره... .

برای این که یه کم بیشتر با اثر آشنا بشید طرح پنج مرحله ایش رو براتون میزارم :
  • معرفی شخصیت ها و روایت داستان : دانش آموزی که در حال خواندن انشایش با موضوع تعطیلات عید است.
  • قلاب داستانی : کشف یک روستای تاریخی توسط قهرمان و مطلع شدن ضد قهرمان از این ماجرا - آغاز رقابت -
  • معرفی پیچیدگی ها : کارشکنی های ضد قهرمان در مسیر سفر،گم شدن دختر کوچک خانواده،اشتباه بودن محاسبات قهرمان و گم شدن در کنار روستا و در نهایت هم گیر افتادن در تله ی ضد قهرمان.
  • نقطه ی اوج هیجان انگیز : زندانی شدن قهرمان در یک ویلا در حالی که ضد قهرمان به سمت هدف می رود.
  • گره گشایی : - فعلا قطعی نیست - دختر بچه ای که گم شده بود،به ویلا میرسد و ... .
البته،البته این طرح خیلی کلی و اولیه ست و هیچ چیزیش هنوز قطعی نیست.
ممکنه خیلی تغییر کنه منتها نقشه ی فیلمنامه همین میشه.
اگه درباره ی اون گره گشایی آخر هم،کسی ایده ای داره،بگه... .ممنون Heart
مثلا یه بار یه سریالی دیدم که موقع تماشا فکر می کردم تو حوزه علمیه واسمون فیلم آموزشی گذاشتن.
همین که به مخاطب تلقین بشه که داره یاد می گیره، ارزش کار رو پایین میاره. مخاطب دوس داره از سریال لذت ببره ( منظورم صحنه اکشن نیس. من خودم از درام سیاه لذت می برم ). شما باید اول کاری کنه که مخاطب لذت ببره و بعدش می تونی هرجوری می خوای ارزش سازی کنی. مطمین باش اون ارزش هم نهادینه میشه.

نقل قول:
  • گره گشایی : - فعلا قطعی نیست - دختر بچه ای که گم شده بود،به ویلا میرسد و ... .
فهمیدم. شما اون دختر رو چند ساله فرض کردین؟
مثلا من میگم اون دختر شبیه به دختر سریال "مادرانه" بشه. یعنی آدم درستی نباشه. بعد گم بشه. تو گم شدنش دچار تحول معنوی بشه ( اگه تو بیابونه که مثلا تشنگی واسش توهم بیاره و گذشته روبا اشتباهاتش به یاد بیاره و پشیمون شه و ... ) و پس از این مرحله یه کمک معنوی بهش بشه( حالا نظر شماست. یه مردی بیاد کمکش کنه. یه زنی کمکش کنه. یه نوری راهنمایی اش کنه ) و برسه به ویلا. اینجا می تونه یه نکته معنوی و مذهبی داشته باشه( دقیقا تو اون بیابون رو من به سبک درام سیاه فرض کردم واسه همین واسم جالب شد )
(۲۵/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۰)bidel نوشته است: [ -> ]فهمیدم. شما اون دختر رو چند ساله فرض کردین؟
مثلا من میگم اون دختر شبیه به دختر سریال "مادرانه" بشه. یعنی آدم درستی نباشه. بعد گم بشه. تو گم شدنش دچار تحول معنوی بشه ( اگه تو بیابونه که مثلا تشنگی واسش توهم بیاره و گذشته روبا اشتباهاتش به یاد بیاره و پشیمون شه و ... ) و پس از این مرحله یه کمک معنوی بهش بشه( حالا نظر شماست. یه مردی بیاد کمکش کنه. یه زنی کمکش کنه. یه نوری راهنمایی اش کنه ) و برسه به ویلا. اینجا می تونه یه نکته معنوی و مذهبی داشته باشه( دقیقا تو اون بیابون رو من به سبک درام سیاه فرض کردم واسه همین واسم جالب شد )
ممنوووونم،ممنونم ( با صدای داود ززززز خوانده شود !! )
نه جدا،ایده بکری بود...بهش فکر نکرده بودم...راستش کلا حواسم نبود که خود همین دختره میتونه یه داستان فرعی بشه... .
(۲۵/خرداد/۹۳ ۱۴:۲۹)Tishtar نوشته است: [ -> ]ممنون از دوستان بابت نظر دهی،
خب من طرح یک صفحه ای رو به یکی از اساتید فن نشون دادم،گفتن که میتونه ایده ی خوبی برای یک سریال باشه...
من طرح رو بر اساس فیلمنامه های پنج مرحله ای تلویزیونی ( تله فیلم ) نوشته بودم،با این حال ایشون گفتند که بهتره سریالی باشه و برای سریال های مناسبتی نوروز مناسبه.

اما در مورد نظرات خوبتون :
فیلمنامه کاملا یک فیلمنامه قهرمان محور ( پروتاگونیسمی) هستش،
ایده ای که خودم دارم مربوط به گره اصلی داستان میشه که رقابت بین دو نفر برای رسیدن به یک روستای تاریخیه.یک نفر با هدف خوب و نیت پاک که میخواد به فرهنگش خدمت کنه و دیگری فقط به دنبال ثروت های نهفته توی اونجاست.
در نهایت توی نقطه اوج موجز،برخورد این دو تا باید نوعی بشه که مخاطب فکر کنه برنده ی این مسابقه ضد قهرمان داستان خواهد شد.( نا امیدی قبل از پیروزی )
ببینید : فرض کنید مثلا قهرمان به همراه خانواده ش در یک خانه ویلایی در نزدیکی هدف هستند و قراره شب رو اونجا بمونن و فردا صبح به سمت روستا برن،در این شرایط ضد قهرمان سر میرسه و مانع این کار میشه و با گرفتن نقشه ها خودش به سمت روستا میره... .
اینجا گره اصلی و نهایی داستان شکل میگیره که گره گشاییش میشه صحنه اختتامیه.
در واقع فکر میکنم اگه این گره گشایی پایانی،یه مقدار تم مذهبی به خودش بگیره،بهترین راهه.
الان اینجا من خودم هم با داستان گره خوردم Cool
در واقع هر چی فکر میکنم یه راه درست و حسابی به نظرم نمیرسه که هم اون حرف مورد نظر من زده بشه،هم این که کلیشه ای نباشه و هم اینکه گره گشایی کامل صورت بگیره... .

برای این که یه کم بیشتر با اثر آشنا بشید طرح پنج مرحله ایش رو براتون میزارم :
  • معرفی شخصیت ها و روایت داستان : دانش آموزی که در حال خواندن انشایش با موضوع تعطیلات عید است.
  • قلاب داستانی : کشف یک روستای تاریخی توسط قهرمان و مطلع شدن ضد قهرمان از این ماجرا - آغاز رقابت -
  • معرفی پیچیدگی ها : کارشکنی های ضد قهرمان در مسیر سفر،گم شدن دختر کوچک خانواده،اشتباه بودن محاسبات قهرمان و گم شدن در کنار روستا و در نهایت هم گیر افتادن در تله ی ضد قهرمان.
  • نقطه ی اوج هیجان انگیز : زندانی شدن قهرمان در یک ویلا در حالی که ضد قهرمان به سمت هدف می رود.
  • گره گشایی : - فعلا قطعی نیست - دختر بچه ای که گم شده بود،به ویلا میرسد و ... .
البته،البته این طرح خیلی کلی و اولیه ست و هیچ چیزیش هنوز قطعی نیست.
ممکنه خیلی تغییر کنه منتها نقشه ی فیلمنامه همین میشه.
اگه درباره ی اون گره گشایی آخر هم،کسی ایده ای داره،بگه... .ممنون Heart


پس باید دقت کنید که مخاطب اصلا فکری در مورد ازادی شخصیت خوب داستان نکنه ( مثل فیلم رستگاری در شاوشنک Heart )

اگر من نویسنده بودم قهرمان داستان وسط فیلم سر به نیست میکردم و هدف قهرمان در مردم روستا قرار میدادم که البته فیلم از قهرمان محوری در میاد یا قهرمان و ضد قهرمان یکی می کردم خود شخص در طی داستان دچار انواع وسوسه بشه
و تا لحظه اخر نفهمیم قراره در چه مسیری قرار بگیره ( حتی میتونه کار اشتباه انجام بده ولی بیننده باید قبول کنه که کاری که انجام داده اشتباهه ) CoolCool
نمیخواد زیاد به خودتون برای گنجاندن تم مذهبی فشار بیارید
به جای این کار واقعیت ها رو نشون بدید
برعکس فیلمای هالیوودی که سراب تخیلی از زندگی نشون میدن
یا اینکه قهرمان ها اکثرن هیکلی ساخته و پخته دارن
شما واقعیت ها و رنج ها رو نشون بده که هر دو کارکتر قهرمان و ضد قهرمان به سمتش حرکت می کنند
و سپس واکنش های اون افراد رو در برابر واقعیت ها بیان کن
مخاطب خودش تصمیم بگیره که کدوم درسته
صد البته اون که با فطرتش سازگارتره رو انتخاب می کنه
این نکته هم توجه کنید
مردم از انسان عادل بیشتر از عدالت خوششون میاد
فلسفه ولایت هم همینه
حتی میتونه داستان با ناکامی قهرمان تمام بشه
چونکه ما اعتقاد داریم تمام پاداش رو در این دنیا نمی گیریم برعکس فیلم هالیوودی
فقط کافیه در قلب مخاطب نفوذ کرد...
انشاالله که موفق باشید
نقل قول:
  • معرفی شخصیت ها و روایت داستان : دانش آموزی که در حال خواندن انشایش با موضوع تعطیلات عید است.
  • قلاب داستانی : کشف یک روستای تاریخی توسط قهرمان و مطلع شدن ضد قهرمان از این ماجرا - آغاز رقابت -
  • معرفی پیچیدگی ها : کارشکنی های ضد قهرمان در مسیر سفر،گم شدن دختر کوچک خانواده،اشتباه بودن محاسبات قهرمان و گم شدن در کنار روستا و در نهایت هم گیر افتادن در تله ی ضد قهرمان.
  • نقطه ی اوج هیجان انگیز : زندانی شدن قهرمان در یک ویلا در حالی که ضد قهرمان به سمت هدف می رود.
  • گره گشایی : - فعلا قطعی نیست - دختر بچه ای که گم شده بود،به ویلا میرسد و ... .

گفتم فرم مهمه واسه همین بود .
توی این فرم و تمی که شما در نظر گرفتی که ماله سیاست های استعماریه و ریشه اش فلسفه ی لذت گراییه تم مذهبی جا نمیگیره ! از فیلم آخرین سامورایی و آواتار کمک بگیرین , اون بیشتر بهتون کمک میکنه
(۲۶/خرداد/۹۳ ۱۸:۲۲)Reza2035 نوشته است: [ -> ]گفتم فرم مهمه واسه همین بود .
توی این فرم و تمی که شما در نظر گرفتی که ماله سیاست های استعماریه و ریشه اش فلسفه ی لذت گراییه تم مذهبی جا نمیگیره ! از فیلم آخرین سامورایی و آواتار کمک بگیرین , اون بیشتر بهتون کمک میکنه
چطور؟
فرم مثل یک کاسه میمونه،توی این کاسه میشه هر چیزی ریخت.
درسته غذای من کلا غذای اسلامی نیست،اما میخوام یه چاشنی اسلامی بهش اضافه کنم. ؟
نقل قول:چطور؟
فرم مثل یک کاسه میمونه،توی این کاسه میشه هر چیزی ریخت.
درسته غذای من کلا غذای اسلامی نیست،اما میخوام یه چاشنی اسلامی بهش اضافه کنم. ؟

این سبک داستان سرایی توش نمیشه غذای ارزشی ریخت , چون وقتی میخواستن استعمار رو بهش وجهه خوب بدن از این داستان ها استفاده میکردن اما وقتی خواستن نقطه مقابل اون رو بسازن اخرین سامورایی و اواتار رو ساختن . شما میخوای قهرمان هات برن دنبال گنج و بعد اونها رو بیاری توی فضای ارزشی ؟
اصلا چه کسی به قهرمان هاتون حق میده برن دنبال گنج ؟ به چه حقی مال اونها میشه ؟ چون نقشه اش رو دارن ؟ فرقش با ضد قهرمان چیه ؟ جفتشون میخوان گنج بدست بیارن , احتمالا قهرمان فیلم هم میخواد در راه رضای خدا گنج رو به میراث فرهنگی معرفی کنه ؟ Huh
مگر میشه با یکی از ضلع های مثلث لذت یعنی میل به قدرت بیشتر از طریق پول معنای ارزشی ساخت ؟
(۲۶/خرداد/۹۳ ۱۹:۳۶)Reza2035 نوشته است: [ -> ]این سبک داستان سرایی توش نمیشه غذای ارزشی ریخت , چون وقتی میخواستن استعمار رو بهش وجهه خوب بدن از این داستان ها استفاده میکردن اما وقتی خواستن نقطه مقابل اون رو بسازن اخرین سامورایی و اواتار رو ساختن . شما میخوای قهرمان هات برن دنبال گنج و بعد اونها رو بیاری توی فضای ارزشی ؟
اصلا چه کسی به قهرمان هاتون حق میده برن دنبال گنج ؟ به چه حقی مال اونها میشه ؟ چون نقشه اش رو دارن ؟ فرقش با ضد قهرمان چیه ؟ جفتشون میخوان گنج بدست بیارن , احتمالا قهرمان فیلم هم میخواد در راه رضای خدا گنج رو به میراث فرهنگی معرفی کنه ؟ Huh
مگر میشه با یکی از ضلع های مثلث لذت یعنی میل به قدرت بیشتر از طریق پول معنای ارزشی ساخت ؟
خب نه،ببینید قهرمان شغلش اینه...اون محقق جغرافیای تاریخیه و این رشته رو توی دانشگاه هم درس میده.با مجوز به عنوان محقق یک تیم به این سفر میره منتها به دلیل اینکه با تعطیلات عید این سفر کاری هم زمان میشه،خانواده ش رو هم میبره.
درباره چاشنی اسلامی هم من یه فکری که به ذهنم رسید این بود :
دختر بچه بعد از گم شدن به یک امامزاده در وسط کوه (نمونش رو دیدم!شاید اگه قرار به ساختش در اون منطقه باشه همون لوکیشن انتخاب بشه ) برسه و متولی اون امامزاده که دیگه end شخصیت مثبت هاست اون رو نجات بده!! ( از این کلیشه ای تر دیده بودین ؟! Big Grin )
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع