کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: تم مذهبی برای فیلم تلویزونی (به متن تایپیک مراجعه کنید ) :
اشاره به صورت مستقیم
اشاره به صورت غیر مستقیم
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیشنهاد شما برای دادن تم اسلامی به یک فیلم تلویزیونی؟
۲۰:۲۰, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان! Heart


تله فیلم ها معمولا قالب های پر طرفداری هستند...چه برای سازندگان و چه برای مخاطبان.
اگر چه معمولا اولین انتخاب کارگردانان و فیلمنامه نویسان تازه کار،تله فیلمه،با این حال نمیشه کتمان کرد که فیلم تلویزیونی،به مراتب،سطح وسیع تری از مخاطب رو به نسب فیلم های سینمایی در اختیار داره.
تلویزیون های غربی در چند ساله اخیر،فیلم های تلویزیونی با کیفیت بالایی ساختند که گاها پرسر و صداتر،پر خرج تر و پر طرفدارتر از سینمایی ها بودند.
به عنوان نمونه،در سال های اخیر تلویزیون Amc تونست با پخش سریال Walking dead بیش از 200 میلیون مخاطب رو همزمان پای تلویزیون ها بنشونه! و این شامل تماشاهای بعدی و دانلود های اینترنتی نمیشه.
[تصویر: The_Walking_Dead_02_poster_600x423.jpg]
تلویزیون ایران هم به خصوص در این ده سال گذشته،به ساخت تله فیلم های مناسبتی رو آورده،که گاها به نسبت سریال ها،از کیفیت خوبی برخوردار بودند.
اگرچه هنوز هیچ کار تلویزیونی ساخته نشده که بتونه با نمونه ی سینماییش رقابت کنه.


اما هدف از این مقدمه :
راستش در حال نوشتن فیلمنامه ی تلویزیونی هستم که تم اصلیش،مذهبی نیست.
بیشتر یک موضوع ماجراجویانه با مایه های کارآگاهی داره...طرح کلی داستان نوشته شده،الان در حال نوشتن مشروح طبقه بندی شده صحنه ها هستم.
توی این مرحله معمولا کنایات،اشاره ها و میزان سن کامل تر میشه و یه جورایی صحنه ها جون میگیره...دوست دارم یک مقداری فضای اسلامی به این کار بدم.
منتها مشکلی که هست اینه که نمیخوام کلیشه ای یا شعاری باشه...در واقع دوست دارم به شکل غیر مستقیم یه اشاراتی به سبک زندگی اسلامی هم داشته باشه،منتها روش مناسبی به نظرم نمیاد.
نظر شما چیه؟!
فکر میکنید اشاره مستقیم مناسب باشه ؟ ( مثل نشون دادن نماز خوندن،یا دعا خوندن،یا رفتن به مسجد )
یا اینکه به صورت غیر مستقیم باید این رو توی صحنه ها جا بدم؟ ( مثل ایجاد گره اخلاقی برای شخصیت ها،که نهایتا با راه حل های دینی گره گشایی بشه ؟؟ )


خواهشا یک بار هم برای یک کار فرهنگی فکر کنید و نظر بدید! Smile
نیازمند ایده های شما هستم،ممنون.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، Justice Bringer ، Eve ، عبدالرحیم ، رضوانه ، مجید املشی ، Havbb 110 ، اسکای ، azade ، علمدار133 ، میرزا احمد ، اولولالباب ، magnolia

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۲۹, ۲۵/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
کار های سینمایی شرق خیلی خوب تونستن عقاید ملی و مذهبی خودشون رو وارد داستان کنن . بدون اینکه به داستان یا مخاطب آسیبی وارد بشه .
پیشنهاد می کنم یه نگا به کار های اون طرف هم بنداز.
نکته طلایی که این وسط وجود داره . اینه که یه کارگردان خوب می تونه از یه داستان ضعیف یه فیلم خوب بسازه و یه کارگردان نابلد یه داستان خوب رو نابود کنه . اگه یه پله پایین بیایم رابطه نویسنده و موضوع داستان رو هم می تونیم متوجه بشیم.
اگه بازم چیزی به نظرم اومد میام می گم Big Grin
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، azade ، یاســین ، Justice Bringer
۱۴:۲۹, ۲۵/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
ممنون از دوستان بابت نظر دهی،
خب من طرح یک صفحه ای رو به یکی از اساتید فن نشون دادم،گفتن که میتونه ایده ی خوبی برای یک سریال باشه...
من طرح رو بر اساس فیلمنامه های پنج مرحله ای تلویزیونی ( تله فیلم ) نوشته بودم،با این حال ایشون گفتند که بهتره سریالی باشه و برای سریال های مناسبتی نوروز مناسبه.

اما در مورد نظرات خوبتون :
فیلمنامه کاملا یک فیلمنامه قهرمان محور ( پروتاگونیسمی) هستش،
ایده ای که خودم دارم مربوط به گره اصلی داستان میشه که رقابت بین دو نفر برای رسیدن به یک روستای تاریخیه.یک نفر با هدف خوب و نیت پاک که میخواد به فرهنگش خدمت کنه و دیگری فقط به دنبال ثروت های نهفته توی اونجاست.
در نهایت توی نقطه اوج موجز،برخورد این دو تا باید نوعی بشه که مخاطب فکر کنه برنده ی این مسابقه ضد قهرمان داستان خواهد شد.( نا امیدی قبل از پیروزی )
ببینید : فرض کنید مثلا قهرمان به همراه خانواده ش در یک خانه ویلایی در نزدیکی هدف هستند و قراره شب رو اونجا بمونن و فردا صبح به سمت روستا برن،در این شرایط ضد قهرمان سر میرسه و مانع این کار میشه و با گرفتن نقشه ها خودش به سمت روستا میره... .
اینجا گره اصلی و نهایی داستان شکل میگیره که گره گشاییش میشه صحنه اختتامیه.
در واقع فکر میکنم اگه این گره گشایی پایانی،یه مقدار تم مذهبی به خودش بگیره،بهترین راهه.
الان اینجا من خودم هم با داستان گره خوردم Cool
در واقع هر چی فکر میکنم یه راه درست و حسابی به نظرم نمیرسه که هم اون حرف مورد نظر من زده بشه،هم این که کلیشه ای نباشه و هم اینکه گره گشایی کامل صورت بگیره... .

برای این که یه کم بیشتر با اثر آشنا بشید طرح پنج مرحله ایش رو براتون میزارم :
  • معرفی شخصیت ها و روایت داستان : دانش آموزی که در حال خواندن انشایش با موضوع تعطیلات عید است.
  • قلاب داستانی : کشف یک روستای تاریخی توسط قهرمان و مطلع شدن ضد قهرمان از این ماجرا - آغاز رقابت -
  • معرفی پیچیدگی ها : کارشکنی های ضد قهرمان در مسیر سفر،گم شدن دختر کوچک خانواده،اشتباه بودن محاسبات قهرمان و گم شدن در کنار روستا و در نهایت هم گیر افتادن در تله ی ضد قهرمان.
  • نقطه ی اوج هیجان انگیز : زندانی شدن قهرمان در یک ویلا در حالی که ضد قهرمان به سمت هدف می رود.
  • گره گشایی : - فعلا قطعی نیست - دختر بچه ای که گم شده بود،به ویلا میرسد و ... .
البته،البته این طرح خیلی کلی و اولیه ست و هیچ چیزیش هنوز قطعی نیست.
ممکنه خیلی تغییر کنه منتها نقشه ی فیلمنامه همین میشه.
اگه درباره ی اون گره گشایی آخر هم،کسی ایده ای داره،بگه... .ممنون Heart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میرزا احمد ، azade ، یاســین ، Justice Bringer
۱۴:۴۰, ۲۵/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۹ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #13
آواتار
مثلا یه بار یه سریالی دیدم که موقع تماشا فکر می کردم تو حوزه علمیه واسمون فیلم آموزشی گذاشتن.
همین که به مخاطب تلقین بشه که داره یاد می گیره، ارزش کار رو پایین میاره. مخاطب دوس داره از سریال لذت ببره ( منظورم صحنه اکشن نیس. من خودم از درام سیاه لذت می برم ). شما باید اول کاری کنه که مخاطب لذت ببره و بعدش می تونی هرجوری می خوای ارزش سازی کنی. مطمین باش اون ارزش هم نهادینه میشه.

نقل قول:
  • گره گشایی : - فعلا قطعی نیست - دختر بچه ای که گم شده بود،به ویلا میرسد و ... .
فهمیدم. شما اون دختر رو چند ساله فرض کردین؟
مثلا من میگم اون دختر شبیه به دختر سریال "مادرانه" بشه. یعنی آدم درستی نباشه. بعد گم بشه. تو گم شدنش دچار تحول معنوی بشه ( اگه تو بیابونه که مثلا تشنگی واسش توهم بیاره و گذشته روبا اشتباهاتش به یاد بیاره و پشیمون شه و ... ) و پس از این مرحله یه کمک معنوی بهش بشه( حالا نظر شماست. یه مردی بیاد کمکش کنه. یه زنی کمکش کنه. یه نوری راهنمایی اش کنه ) و برسه به ویلا. اینجا می تونه یه نکته معنوی و مذهبی داشته باشه( دقیقا تو اون بیابون رو من به سبک درام سیاه فرض کردم واسه همین واسم جالب شد )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، Ali#59 ، اولولالباب ، Justice Bringer
۱۵:۱۲, ۲۵/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
(۲۵/خرداد/۹۳ ۱۴:۴۰)bidel نوشته است:  فهمیدم. شما اون دختر رو چند ساله فرض کردین؟
مثلا من میگم اون دختر شبیه به دختر سریال "مادرانه" بشه. یعنی آدم درستی نباشه. بعد گم بشه. تو گم شدنش دچار تحول معنوی بشه ( اگه تو بیابونه که مثلا تشنگی واسش توهم بیاره و گذشته روبا اشتباهاتش به یاد بیاره و پشیمون شه و ... ) و پس از این مرحله یه کمک معنوی بهش بشه( حالا نظر شماست. یه مردی بیاد کمکش کنه. یه زنی کمکش کنه. یه نوری راهنمایی اش کنه ) و برسه به ویلا. اینجا می تونه یه نکته معنوی و مذهبی داشته باشه( دقیقا تو اون بیابون رو من به سبک درام سیاه فرض کردم واسه همین واسم جالب شد )
ممنوووونم،ممنونم ( با صدای داود ززززز خوانده شود !! )
نه جدا،ایده بکری بود...بهش فکر نکرده بودم...راستش کلا حواسم نبود که خود همین دختره میتونه یه داستان فرعی بشه... .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ballista ، Justice Bringer
۱۵:۴۳, ۲۵/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
(۲۵/خرداد/۹۳ ۱۴:۲۹)Tishtar نوشته است:  ممنون از دوستان بابت نظر دهی،
خب من طرح یک صفحه ای رو به یکی از اساتید فن نشون دادم،گفتن که میتونه ایده ی خوبی برای یک سریال باشه...
من طرح رو بر اساس فیلمنامه های پنج مرحله ای تلویزیونی ( تله فیلم ) نوشته بودم،با این حال ایشون گفتند که بهتره سریالی باشه و برای سریال های مناسبتی نوروز مناسبه.

اما در مورد نظرات خوبتون :
فیلمنامه کاملا یک فیلمنامه قهرمان محور ( پروتاگونیسمی) هستش،
ایده ای که خودم دارم مربوط به گره اصلی داستان میشه که رقابت بین دو نفر برای رسیدن به یک روستای تاریخیه.یک نفر با هدف خوب و نیت پاک که میخواد به فرهنگش خدمت کنه و دیگری فقط به دنبال ثروت های نهفته توی اونجاست.
در نهایت توی نقطه اوج موجز،برخورد این دو تا باید نوعی بشه که مخاطب فکر کنه برنده ی این مسابقه ضد قهرمان داستان خواهد شد.( نا امیدی قبل از پیروزی )
ببینید : فرض کنید مثلا قهرمان به همراه خانواده ش در یک خانه ویلایی در نزدیکی هدف هستند و قراره شب رو اونجا بمونن و فردا صبح به سمت روستا برن،در این شرایط ضد قهرمان سر میرسه و مانع این کار میشه و با گرفتن نقشه ها خودش به سمت روستا میره... .
اینجا گره اصلی و نهایی داستان شکل میگیره که گره گشاییش میشه صحنه اختتامیه.
در واقع فکر میکنم اگه این گره گشایی پایانی،یه مقدار تم مذهبی به خودش بگیره،بهترین راهه.
الان اینجا من خودم هم با داستان گره خوردم Cool
در واقع هر چی فکر میکنم یه راه درست و حسابی به نظرم نمیرسه که هم اون حرف مورد نظر من زده بشه،هم این که کلیشه ای نباشه و هم اینکه گره گشایی کامل صورت بگیره... .

برای این که یه کم بیشتر با اثر آشنا بشید طرح پنج مرحله ایش رو براتون میزارم :
  • معرفی شخصیت ها و روایت داستان : دانش آموزی که در حال خواندن انشایش با موضوع تعطیلات عید است.
  • قلاب داستانی : کشف یک روستای تاریخی توسط قهرمان و مطلع شدن ضد قهرمان از این ماجرا - آغاز رقابت -
  • معرفی پیچیدگی ها : کارشکنی های ضد قهرمان در مسیر سفر،گم شدن دختر کوچک خانواده،اشتباه بودن محاسبات قهرمان و گم شدن در کنار روستا و در نهایت هم گیر افتادن در تله ی ضد قهرمان.
  • نقطه ی اوج هیجان انگیز : زندانی شدن قهرمان در یک ویلا در حالی که ضد قهرمان به سمت هدف می رود.
  • گره گشایی : - فعلا قطعی نیست - دختر بچه ای که گم شده بود،به ویلا میرسد و ... .
البته،البته این طرح خیلی کلی و اولیه ست و هیچ چیزیش هنوز قطعی نیست.
ممکنه خیلی تغییر کنه منتها نقشه ی فیلمنامه همین میشه.
اگه درباره ی اون گره گشایی آخر هم،کسی ایده ای داره،بگه... .ممنون Heart


پس باید دقت کنید که مخاطب اصلا فکری در مورد ازادی شخصیت خوب داستان نکنه ( مثل فیلم رستگاری در شاوشنک Heart )

اگر من نویسنده بودم قهرمان داستان وسط فیلم سر به نیست میکردم و هدف قهرمان در مردم روستا قرار میدادم که البته فیلم از قهرمان محوری در میاد یا قهرمان و ضد قهرمان یکی می کردم خود شخص در طی داستان دچار انواع وسوسه بشه
و تا لحظه اخر نفهمیم قراره در چه مسیری قرار بگیره ( حتی میتونه کار اشتباه انجام بده ولی بیننده باید قبول کنه که کاری که انجام داده اشتباهه ) CoolCool
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Bidel.s ، Justice Bringer
۱۸:۴۲, ۲۵/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۳ ۱۸:۴۳ توسط اولولالباب.)
شماره ارسال: #16
آواتار
نمیخواد زیاد به خودتون برای گنجاندن تم مذهبی فشار بیارید
به جای این کار واقعیت ها رو نشون بدید
برعکس فیلمای هالیوودی که سراب تخیلی از زندگی نشون میدن
یا اینکه قهرمان ها اکثرن هیکلی ساخته و پخته دارن
شما واقعیت ها و رنج ها رو نشون بده که هر دو کارکتر قهرمان و ضد قهرمان به سمتش حرکت می کنند
و سپس واکنش های اون افراد رو در برابر واقعیت ها بیان کن
مخاطب خودش تصمیم بگیره که کدوم درسته
صد البته اون که با فطرتش سازگارتره رو انتخاب می کنه
این نکته هم توجه کنید
مردم از انسان عادل بیشتر از عدالت خوششون میاد
فلسفه ولایت هم همینه
حتی میتونه داستان با ناکامی قهرمان تمام بشه
چونکه ما اعتقاد داریم تمام پاداش رو در این دنیا نمی گیریم برعکس فیلم هالیوودی
فقط کافیه در قلب مخاطب نفوذ کرد...
انشاالله که موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Bidel.s ، Justice Bringer
۱۸:۲۲, ۲۶/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #17

نقل قول:
  • معرفی شخصیت ها و روایت داستان : دانش آموزی که در حال خواندن انشایش با موضوع تعطیلات عید است.
  • قلاب داستانی : کشف یک روستای تاریخی توسط قهرمان و مطلع شدن ضد قهرمان از این ماجرا - آغاز رقابت -
  • معرفی پیچیدگی ها : کارشکنی های ضد قهرمان در مسیر سفر،گم شدن دختر کوچک خانواده،اشتباه بودن محاسبات قهرمان و گم شدن در کنار روستا و در نهایت هم گیر افتادن در تله ی ضد قهرمان.
  • نقطه ی اوج هیجان انگیز : زندانی شدن قهرمان در یک ویلا در حالی که ضد قهرمان به سمت هدف می رود.
  • گره گشایی : - فعلا قطعی نیست - دختر بچه ای که گم شده بود،به ویلا میرسد و ... .

گفتم فرم مهمه واسه همین بود .
توی این فرم و تمی که شما در نظر گرفتی که ماله سیاست های استعماریه و ریشه اش فلسفه ی لذت گراییه تم مذهبی جا نمیگیره ! از فیلم آخرین سامورایی و آواتار کمک بگیرین , اون بیشتر بهتون کمک میکنه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Justice Bringer ، اولولالباب
۱۹:۲۵, ۲۶/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #18
آواتار
(۲۶/خرداد/۹۳ ۱۸:۲۲)Reza2035 نوشته است:  گفتم فرم مهمه واسه همین بود .
توی این فرم و تمی که شما در نظر گرفتی که ماله سیاست های استعماریه و ریشه اش فلسفه ی لذت گراییه تم مذهبی جا نمیگیره ! از فیلم آخرین سامورایی و آواتار کمک بگیرین , اون بیشتر بهتون کمک میکنه
چطور؟
فرم مثل یک کاسه میمونه،توی این کاسه میشه هر چیزی ریخت.
درسته غذای من کلا غذای اسلامی نیست،اما میخوام یه چاشنی اسلامی بهش اضافه کنم. ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer
۱۹:۳۶, ۲۶/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #19

نقل قول:چطور؟
فرم مثل یک کاسه میمونه،توی این کاسه میشه هر چیزی ریخت.
درسته غذای من کلا غذای اسلامی نیست،اما میخوام یه چاشنی اسلامی بهش اضافه کنم. ؟

این سبک داستان سرایی توش نمیشه غذای ارزشی ریخت , چون وقتی میخواستن استعمار رو بهش وجهه خوب بدن از این داستان ها استفاده میکردن اما وقتی خواستن نقطه مقابل اون رو بسازن اخرین سامورایی و اواتار رو ساختن . شما میخوای قهرمان هات برن دنبال گنج و بعد اونها رو بیاری توی فضای ارزشی ؟
اصلا چه کسی به قهرمان هاتون حق میده برن دنبال گنج ؟ به چه حقی مال اونها میشه ؟ چون نقشه اش رو دارن ؟ فرقش با ضد قهرمان چیه ؟ جفتشون میخوان گنج بدست بیارن , احتمالا قهرمان فیلم هم میخواد در راه رضای خدا گنج رو به میراث فرهنگی معرفی کنه ؟ Huh
مگر میشه با یکی از ضلع های مثلث لذت یعنی میل به قدرت بیشتر از طریق پول معنای ارزشی ساخت ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer ، هادی...
۱۹:۴۰, ۲۶/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/خرداد/۹۳ ۱۹:۴۰ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #20
آواتار
(۲۶/خرداد/۹۳ ۱۹:۳۶)Reza2035 نوشته است:  این سبک داستان سرایی توش نمیشه غذای ارزشی ریخت , چون وقتی میخواستن استعمار رو بهش وجهه خوب بدن از این داستان ها استفاده میکردن اما وقتی خواستن نقطه مقابل اون رو بسازن اخرین سامورایی و اواتار رو ساختن . شما میخوای قهرمان هات برن دنبال گنج و بعد اونها رو بیاری توی فضای ارزشی ؟
اصلا چه کسی به قهرمان هاتون حق میده برن دنبال گنج ؟ به چه حقی مال اونها میشه ؟ چون نقشه اش رو دارن ؟ فرقش با ضد قهرمان چیه ؟ جفتشون میخوان گنج بدست بیارن , احتمالا قهرمان فیلم هم میخواد در راه رضای خدا گنج رو به میراث فرهنگی معرفی کنه ؟ Huh
مگر میشه با یکی از ضلع های مثلث لذت یعنی میل به قدرت بیشتر از طریق پول معنای ارزشی ساخت ؟
خب نه،ببینید قهرمان شغلش اینه...اون محقق جغرافیای تاریخیه و این رشته رو توی دانشگاه هم درس میده.با مجوز به عنوان محقق یک تیم به این سفر میره منتها به دلیل اینکه با تعطیلات عید این سفر کاری هم زمان میشه،خانواده ش رو هم میبره.
درباره چاشنی اسلامی هم من یه فکری که به ذهنم رسید این بود :
دختر بچه بعد از گم شدن به یک امامزاده در وسط کوه (نمونش رو دیدم!شاید اگه قرار به ساختش در اون منطقه باشه همون لوکیشن انتخاب بشه ) برسه و متولی اون امامزاده که دیگه end شخصیت مثبت هاست اون رو نجات بده!! ( از این کلیشه ای تر دیده بودین ؟! Big Grin )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  پیشنهاد شما برای بهبود اوضاع سینمای ایران Ali#59 3 2,054 ۳/تیر/۹۳ ۱۷:۳۸
آخرین ارسال: soheyl68
  نکات منفی مجموعه تلویزیونی زمانه دل خسته 28 13,435 ۶/اسفند/۹۱ ۱۶:۲۰
آخرین ارسال: خیبر110
  برنامه ی تلویزیونی "هفت" fereydun 37 19,126 ۱۰/تیر/۹۱ ۱۶:۱۷
آخرین ارسال: sinasafaee
  سریال تلویزیونی شوق پرواز EMPERATOR 19 10,207 ۲/اسفند/۹۰ ۲۱:۲۷
آخرین ارسال: آخرین مهتاب

پرش در بین بخشها:


بالا