تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ))))
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
نقل قول:مطمئن باشید بدون دانش و آگاهی از این سه مورد، جمله تان یقینی آور نیست.


من وقتی سوال اولم از شما اینه که

از کجا معلوم خدایی که من میپرسم حقیقیه؟

این یعنی یه شک!

من شک کردم و شما قراره اثباتش کنید.

این سوالی که پرسیدید هم بهتره کسی جواب بده که قراره اثبات کنه ....!!!!!!!!!!!!
خب پس فعلا این جمله قبلی که خدای حقیقی و مجازی یقینا با هم مخالفند. نقض میشود.

درسته دیگه؟
در جواب شما :

x (تا امروز !)برای من غیر قابل یقینه.
y وجود قابل یقینیه.


خب همین معادله بهم اثبات میکنه که y متفاوت از x هستش. چون دارای دو صفت متضاد اند

خدای مجازی من هموم موجودیه که در ذهن خودم ساختمش و پرستشش میکمنم. و البته نتونستم بهش اعتماد کنم .یعنی قابل یقین نبود برام.
خدای حقیقی من هم در توصیف نمیگنجه. خدای حقیقی من فقط اون چیزیه که من بتونم بهش یقین کنم.

خب این دو تا جمله نشون میده که خدای حقیقی و مجازی من با هم متفاوته.

با اجازتون سیر مطلب رو میخوام یک دور بنویسم

سوال اول مرهم{چطور میتونید ثابت کنید که خدای شما حقیقیه وخیالی نیست؟}
مفهوم این سوال -----» x که ما میپرستیم کدام گزینه است؟و سپس اثبات کنید ؟ الف) الله ب) بت
سید ابراهیم(طرح یک سوال) { گزینه الف و ب یقینا با هم متفاوت اند. درسته؟ }
مرهم{ بله }
سید ابراهیم( طرح یک سوال) { تفاوت بین دو گزینه را اثبات کن }
مرهم{ بیان وجود یک صفت متضاد در دو گزینه}




این داستان ادامه دارد ...Wink

با اجازه دوستان به دلیل یکی از امتحان پایان ترمم ادامه این پرسش و پاسخ میمونه برای بعد از 7 تیر
البته دقیقا این دیالوگ اینطوری میشه:

سید ابراهیم: شما گفتید یقینا خدای حقیقی و خدای مجازی با هم متفاوت هستند. درسته؟

مرهم: بله.

سید ابراهیم: برای اینکه حقیقتا شما بخواهید تفاوتی بین دو مفهوم قائل شوید، باید در مورد آن دو مفهوم شناخت داشته باشید. حالا در مورد خدای حقیقی چه دانشی و از کجا دارید؟

مرهم: پس نمی توانم بگویم یقینا، من به اینکه خدای مجازی و حقیقی ام یکی باشد، شک
دارم

پ ن: پس فعلا تا بازگشت خانم مرهم صبر می کنیم
7 تیر یا 7 شهریور!!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا خدایی که ما میپرستیم با خدایی حقیقی یکی است؟

نقل قول:
سید ابراهیم: برای اینکه حقیقتا شما بخواهید تفاوتی بین دو مفهوم قائل شوید، باید در مورد آن دو مفهوم شناخت داشته باشید. حالا در مورد خدای حقیقی چه دانشی و از کجا دارید؟

من اگر خدای حقیقی رو میشناختم که دیگه به پرستش موجود ساخته ی خیال خودم نمیپرداختم!!!

یعنی میشه منظورم رو اینطور برسونم

من با یک سری داده های کلی و جملاتی که درست نفهمیدم (مثل توصیفات قران و ائمه و حتی حسهای خودم) خواستم الله رو بشناسم . و به حدی رسیدم که فکر کردم شناختم.
اما وقتی معادلات زندگی من با خدایی که شناختم درست و جور نیست . این بهم اثبات میکنه که الله رو اون طور که باید نشناختم.


مثلا یک مثال میزنم

من شناختم خدای من الرحمن الرحمین هست. یعنی از پدر و مادرم هم به من مهربانتره.
از طرفی شنیدم خدای من قادر مطلق هست.

فقط با همین دو گزاره من به این نتیجه میرسم با داشتن همچین الرحمن الرحمینی که قادره من نباید هیچ و هیچ مشکلی ئر زندگیم داشته باشم!

بلافاصله دعا های من اونجور که باید مستجاب بشه .
نباید غصه ای حتی ثانیه ای از زندگی من رو تهدید کنه.

ولی عملا میبینیم که زندگی هامون این طور نیست..

خب چرا؟
یقینا جورچینهای شناخت خدا رو بد چیدیم!

وگرنه زندگی و قوانین زندگی و الله که ثابت و درستند.
این به خاطر اینه که جورچین هایت برای شناخت خدا بسیار بسیار بسیار ناقصه.
خب پس قبول کردید این خدایی که من (خیلی از ماها ) میپرستم با خدای حقیقی فاصله داره؟؟؟؟
چه کنم تا از دست این خدای خود ساخته خلاص شم؟
بله این را که همان اول خدمتتان عرض کردیم. البته اشتباه نشودها. نه فقط خدای شما. بلکه خدای بسیاری از مردمان با خدای حقیقی فاصله ها دارد.

ابتدا بنا باید بر تخلیه باشد. بت های درونی ات را بشکن. خدایان دروغین و پوچی که ساخته ای را با تبر عقلانیت از پای دربیاور، بعد تازه باید به مرحله من عرف نفسه فقد عرف ربه برسی.
خب شما فکر کنید الان ذهن من خالی از هر گونه خدا ...
خب جورچین جدیدی رو بالاخره باید بچینم .


چه طور خودم رو بشناسم؟ تا جور چین خدا پشتش چیده بشه؟
بپردازید به بحث خیلی عالی و البته مهجور معرفت نفس.

هم در مطالب ابن سینا دیده شده است و هم در کتب ملاصدرا. در حال حاضر هم علامه حسن زاده هم در این موارد بسیار مطالب دارند.

البته این ها یک سمت قضیه است، شما باید سمت دیگرش هم درست کنی. (حوزه عمل)

اخلاق حسنه ملامحسن فیض کاشانی و البته اهتما به اینکه ان شاالله بتوانی پرچم عدالت را در بین قوای نفسانی تان بزنید.

آن زمان کم کم نور مقدس الهیه خودش می تابد. نیازی به حرکتی پیچیده از سوی ما نیست. ما تنها باید زنگار های آیینه دلمان را بشوییم.
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع