کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ))))
۰:۵۳, ۴/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۳ ۰:۵۹ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
همون طور که میبینید این تاپیک در راستای ادامه تاپیک قبلی هست که برای مدتی از نظر ها پنهان موند تا بتونیم شرایط مساعدی رو برای پرسش و پاسخ فراهم کنیم.
برای ایجاد نظم و رسیدن به نتیجه مطلوب تصمیم گرفتیم قوانینی رو برای این تاپیک در نظر بگیریم .
*مطرح کننده پرسش در این تاپیک فقط بنده حقیر هستم.
و دوستانی که در خلال سوالها ،میبینند سوالی به ذهنشون رسیده که مطرح نشده . به طور پیام خصوصی به من میدن و سعی میشه با در نظر گرفتن تقدم و تاخر ها ، سوال رو اگر موجب دور شدن از بحث نمیشه حتما مطرح کنم.
*پاسخ دهنده تاپیک هم فقط و فقط (تاکید میکنم فقط !) جناب سید ابراهیم هستن.
باز اگر دوستانی جوابی به نظرشون رسید که جا داشت مطرح بشه میتونن به طور خصوصی با ایشون در میان بگذارند.


قانون های پاسخ گویی
1.از هیچ گونه آیات و روایت و حدیث ئر پاسخگویی استفاده نمیشود.
2.جوابها باید مورد تایید قرار بگیرن اون هم از نظر عقلانی . سرازیر شدن خیل تشکر ها از منظر ما هیچ اعتباری ندارد.

متن تاپیک قبلی که دوستانی درخواست داشتند مجدد نمایش داده شود:
نقل قول:نمیدونم چه فکر کردی وقتی تیتر رو خوندی و اومدی تو ... اما خوش اومدی ... فقط امیدوارم الکی اینجا رو شلوغ نندازی و مقاومت نکنی...
راستش امروز یه خورده میخوام بزنم به سیم آخر ... یه چیزایی بگم که بزرگای تالار لبشون رو گاز بگیرن و بگن تو دیگه چرا؟

گاهی جهان چقدر بی خدا میشود
خدا کجاست؟ آیا خدا برای منه انسان کافیه؟ آیا خدا مهربانه؟
کل زندگی ما داره بر پایه قانون جذب جلو میره. اون خدایی هم که ما قبول داریم همون موجود انتزاعیه. میگم موجود چون خودم به وجودش آوردم . با تخیلم.
[/i]حالا قبول کردم که این موجود انتزاعی خیلی مهربونه خیلی قادره و کلی صفت دیگه براش گذاشتم.
اون وقت میشینم دعا میکنم . که شاید این خدای انتزاعی اون رو به استجابت برسونه. این شاید یعنی تو ایمانم ضعیفم حالا دو حالت داره
هر وقت شرایط زندگی بر حسب اتفاق جور شد دعای من به استجابت میرسه.
هر وقت هم نشد که مثلا دعای من به استجابت نرسیده. اون وقت هم میگیم شاید حکمت خدای انتزاعی من نخواست.


جالبه ...نه؟ یعنی اگر شاید رو نمی آوردی حتما دعات بر اساس قانون جذب به حقیق میپیوست .
چقدر میتونی ادعا کنی که خدای تو حقیقیه و انتزاعی نیست؟
[/font]
من نمیگم یقینا کل جهان حقیقی بی خداست . من دارم میگم کل جهانی که من توش زندگی میکنم بی خداست و من به معنای حقیقی یک ملحدم.
تا جایی که من فهمیدم من دسترسی به خدای حقیقی ندارم .این که چرا دسترسی ندارم ؟ نمیدونماما میدونم اون خدایی که من بهش دسترسی دارم صداش میکنم خدا یک موجود انتزاعیه من در آوردیه.
خداییش کی حس کردیم که خدا بهمون نظر کرده؟کی خدا رو حس میکنیم؟شاید بعد خوندن یه شعر رومانتیک - یا رفتن به یه فضایی که اسم خدا روش بوده یا بعد از نمازهات؟ میدونی چرا همچین حسی داری؟ چون بهت گفتن خدا بعد از نماز منتظرته... بر اساس این تلقین همچین حسی برات بوجود اومده.
به وجود اومدن حس زیاد چیز سختی نیست.
[font=Tahoma]
حس کردن خدا یک تلقینه.


تا حالا دیدید که یکی خیلی گناهکاره (نه روزه ای نه نمازی نه حجابی ...)اما همچین چیزی رو که طلب میکنه به دست میاره...؟ اما حالا یکی پیدا میشه همه فکر میکنن دیگه بهشتی اصیله... از ترس حقیقی بودن جهنم هی مراقب واجباتشه اما دعاهاش انگار نه انگار...
بعد در توجیه میگه هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند...
من این جمله رو بر اساس رحمانیت خدایی که در اموزه هامون هست نمیتونم هضم کنم . اخر جام زهر گرفتن از دست دوست که نشد لذت.
توجیه دیگرشون اینه که خدا از ناله ی ما خوشش میاد و به همین دلیل به فرشتگانش میگوید به این ها ندهید تا بیشتر سمت من بیایند.
جمــــــــــــــــــع کنید این توجیهان مزخرف رو که حتی منطق یه بچه دو ساله هم قبولش نمیکنه.
اون کسی که واجبات رو انجام نمیده و از خدای انتزاعی خودش میخواد و استجابت رو میگیره دلیلش ایمان بالاییه که به خدای انتزاعیش داره.

اما منی که از ترس جهنم واجبات رو انجام میدم ... امان از ایمانم.

1. چطور میتونید ثابت کنید که خدای شما حقیقیه وخیالی نیست؟

یعنی بر اساس یکسری توصیفات قران و احادیث اومدیم برای خودمون خدایی رو تصویر کردیم توی ذهن بعد میگیم این خداست . اون وقت میپرستیمش.
به طور مثال همین که میشنویم ( الرحمن الرحیم)

میایم تو ذهنمون یه نقاشی از خدا که رو لباش یه لبخند داره میکشیم .
آیا خدای حقیقی اینه؟
ایا این بت پرستی نیست؟ بت پرستی که بجای تراشیدن سنگ و چوب مییایم در خیالمون چیز خیالی رو با یک سری صفات به نام خدا میتراشیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، MohammadSadra ، azade ، soora ، السا ، Eve

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۴۹, ۴/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۳ ۲۱:۲۱ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #21
آواتار
نقل قول:مطمئن باشید بدون دانش و آگاهی از این سه مورد، جمله تان یقینی آور نیست.


من وقتی سوال اولم از شما اینه که

از کجا معلوم خدایی که من میپرسم حقیقیه؟

این یعنی یه شک!

من شک کردم و شما قراره اثباتش کنید.

این سوالی که پرسیدید هم بهتره کسی جواب بده که قراره اثبات کنه ....!!!!!!!!!!!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، السا ، سید ابراهیم
۱۹:۳۹, ۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #22
آواتار
خب پس فعلا این جمله قبلی که خدای حقیقی و مجازی یقینا با هم مخالفند. نقض میشود.

درسته دیگه؟

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، Reza2035 ، رهگذر. ، السا ، ELENOR
۲۰:۴۲, ۴/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۳ ۲۳:۳۹ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #23
آواتار
در جواب شما :

x (تا امروز !)برای من غیر قابل یقینه.
y وجود قابل یقینیه.


خب همین معادله بهم اثبات میکنه که y متفاوت از x هستش. چون دارای دو صفت متضاد اند

خدای مجازی من هموم موجودیه که در ذهن خودم ساختمش و پرستشش میکمنم. و البته نتونستم بهش اعتماد کنم .یعنی قابل یقین نبود برام.
خدای حقیقی من هم در توصیف نمیگنجه. خدای حقیقی من فقط اون چیزیه که من بتونم بهش یقین کنم.

خب این دو تا جمله نشون میده که خدای حقیقی و مجازی من با هم متفاوته.

با اجازتون سیر مطلب رو میخوام یک دور بنویسم

سوال اول مرهم{چطور میتونید ثابت کنید که خدای شما حقیقیه وخیالی نیست؟}
مفهوم این سوال -----» x که ما میپرستیم کدام گزینه است؟و سپس اثبات کنید ؟ الف) الله ب) بت
سید ابراهیم(طرح یک سوال) { گزینه الف و ب یقینا با هم متفاوت اند. درسته؟ }
مرهم{ بله }
سید ابراهیم( طرح یک سوال) { تفاوت بین دو گزینه را اثبات کن }
مرهم{ بیان وجود یک صفت متضاد در دو گزینه}




این داستان ادامه دارد ...Wink

با اجازه دوستان به دلیل یکی از امتحان پایان ترمم ادامه این پرسش و پاسخ میمونه برای بعد از 7 تیر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، azade ، السا ، سید ابراهیم ، شیدا
۲۱:۵۹, ۵/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۳ ۲۲:۰۰ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #24
آواتار
البته دقیقا این دیالوگ اینطوری میشه:

سید ابراهیم: شما گفتید یقینا خدای حقیقی و خدای مجازی با هم متفاوت هستند. درسته؟

مرهم: بله.

سید ابراهیم: برای اینکه حقیقتا شما بخواهید تفاوتی بین دو مفهوم قائل شوید، باید در مورد آن دو مفهوم شناخت داشته باشید. حالا در مورد خدای حقیقی چه دانشی و از کجا دارید؟

مرهم: پس نمی توانم بگویم یقینا، من به اینکه خدای مجازی و حقیقی ام یکی باشد، شک
دارم

پ ن: پس فعلا تا بازگشت خانم مرهم صبر می کنیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، Eve ، مرهم ، Reza2035 ، ELENOR ، السا
۰:۱۴, ۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #25
آواتار
7 تیر یا 7 شهریور!!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا خدایی که ما میپرستیم با خدایی حقیقی یکی است؟

نقل قول:
سید ابراهیم: برای اینکه حقیقتا شما بخواهید تفاوتی بین دو مفهوم قائل شوید، باید در مورد آن دو مفهوم شناخت داشته باشید. حالا در مورد خدای حقیقی چه دانشی و از کجا دارید؟

من اگر خدای حقیقی رو میشناختم که دیگه به پرستش موجود ساخته ی خیال خودم نمیپرداختم!!!

یعنی میشه منظورم رو اینطور برسونم

من با یک سری داده های کلی و جملاتی که درست نفهمیدم (مثل توصیفات قران و ائمه و حتی حسهای خودم) خواستم الله رو بشناسم . و به حدی رسیدم که فکر کردم شناختم.
اما وقتی معادلات زندگی من با خدایی که شناختم درست و جور نیست . این بهم اثبات میکنه که الله رو اون طور که باید نشناختم.


مثلا یک مثال میزنم

من شناختم خدای من الرحمن الرحمین هست. یعنی از پدر و مادرم هم به من مهربانتره.
از طرفی شنیدم خدای من قادر مطلق هست.

فقط با همین دو گزاره من به این نتیجه میرسم با داشتن همچین الرحمن الرحمینی که قادره من نباید هیچ و هیچ مشکلی ئر زندگیم داشته باشم!

بلافاصله دعا های من اونجور که باید مستجاب بشه .
نباید غصه ای حتی ثانیه ای از زندگی من رو تهدید کنه.

ولی عملا میبینیم که زندگی هامون این طور نیست..

خب چرا؟
یقینا جورچینهای شناخت خدا رو بد چیدیم!

وگرنه زندگی و قوانین زندگی و الله که ثابت و درستند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم
۱۶:۴۱, ۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #26
آواتار
این به خاطر اینه که جورچین هایت برای شناخت خدا بسیار بسیار بسیار ناقصه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، مرهم ، السا
۰:۵۶, ۷/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۳ ۰:۵۹ توسط مرهم. علت ویرایش: برای اضافه کردن)
شماره ارسال: #27
آواتار
خب پس قبول کردید این خدایی که من (خیلی از ماها ) میپرستم با خدای حقیقی فاصله داره؟؟؟؟
چه کنم تا از دست این خدای خود ساخته خلاص شم؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا
۹:۱۳, ۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #28
آواتار
بله این را که همان اول خدمتتان عرض کردیم. البته اشتباه نشودها. نه فقط خدای شما. بلکه خدای بسیاری از مردمان با خدای حقیقی فاصله ها دارد.

ابتدا بنا باید بر تخلیه باشد. بت های درونی ات را بشکن. خدایان دروغین و پوچی که ساخته ای را با تبر عقلانیت از پای دربیاور، بعد تازه باید به مرحله من عرف نفسه فقد عرف ربه برسی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، شیدا
۱۴:۲۳, ۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #29
آواتار
خب شما فکر کنید الان ذهن من خالی از هر گونه خدا ...
خب جورچین جدیدی رو بالاخره باید بچینم .


چه طور خودم رو بشناسم؟ تا جور چین خدا پشتش چیده بشه؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، سید ابراهیم ، السا
۱۴:۳۸, ۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #30
آواتار
بپردازید به بحث خیلی عالی و البته مهجور معرفت نفس.

هم در مطالب ابن سینا دیده شده است و هم در کتب ملاصدرا. در حال حاضر هم علامه حسن زاده هم در این موارد بسیار مطالب دارند.

البته این ها یک سمت قضیه است، شما باید سمت دیگرش هم درست کنی. (حوزه عمل)

اخلاق حسنه ملامحسن فیض کاشانی و البته اهتما به اینکه ان شاالله بتوانی پرچم عدالت را در بین قوای نفسانی تان بزنید.

آن زمان کم کم نور مقدس الهیه خودش می تابد. نیازی به حرکتی پیچیده از سوی ما نیست. ما تنها باید زنگار های آیینه دلمان را بشوییم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا