سلام...مارو هم راه میدین...؟
نقل قول:یکی دیگه میتونه از عدم آمادگی واقعی طرفین برای ازدواج باشه( البته این به نظرم عامل اصلی طلاق عاطفی باشه)
همه فک میکنن دختر و پسر به یه سنی رسیدن دیگه آماده ازدواجن حال اینکه یه دختر و پسر 30 ساله هم ممکنه آمادگی ازدواج رو نداشته باشن منظورم اینه که خودشونو برای پذیرفتن یه تغییر بزرگ در زندگی آماده نکردن علی رغم اینکه فک میکنن کاملا آماده هستن وقتی وارد زندگی میشن چون این آمادگی رو در خودشون ایجاد نکردن کوچک ترین چیزها هم ناراحتشون میکنه
( البته این ربطی به ازدواج نداره ، من خودم دنبال یه تغییری بودم و دوست داشتم اتفاق بیفته ولی به همون دلایل بالا چون آمادگی پذیرش اون تغییر رو در خودم ایجاد نکرده بودم تو اون برهه زمانی خیلی اذیت شدم. " آمادگی پذیرش تغییرات" رو میشه به خیلی چیزا بسطش داد.)
در مقابلش ، یکی از دلایل طلاق عاطفی ، بالا رفتن سن ازدواجه
واقعا ذوق و احساسات و عطش ازدواج یک جوون 20 ساله بیشتره یا 30 ساله؟؟!!
آدم 30 شاله باید یواش یواش خودشو واسه چیزای دیگه آماده کنه ، نه ازدواج
اصل ازدواج توی سنای پایینه
که البته اونم در مقابلش باید آمادگی ازدواج از قبل توشون باشه
کلا این قضیه مثل یه شبکه عنکبوتی پیچیدست ، همه چیزش به هم مرتبطه !
__________________________________________________________________
نقل قول:دخترها و پسرهایی که این اخلاق ها رو از مامان و باباشون ندیدن و فکر میکنن این کارا مسخره بازیه...
منم دقیقا حالت بخش اول جمله رو دارم...
اما از دوران طفولیت آرزو داشتم هرگز بعضی ویژگی هارو از خانوادم به ارٍ نبرم
چشم خانوم
قبول دارید دختر پسر هامون قبل از ازدواج روش درست محبت کردن و از مادر پدرشون یاد نمیگیرن !
من دختر روش هایی که مادرم تو خونه بکار میگیره رو یاد میگیرم و وقتی ازدواج کردم تو خونه ی خودم اجرا میکنم حالا درست یا غلط! من دختر یا پسر قبل از ازدواج آموزش درست همسر داری ندیدم هر چی بودیم از رفتار مادر پدر با همه!
مثلا همین موضوع که مرد ها معمولا از سر کار میان میرن پای تلوزیون، خانوم هم میاد کنار مردش کانال و عوض میکنه یا شروع میکنه به حرف زدن! مرد هم شاکی میشه و جرح مبحث
من اگر یاد گرفته بودم زمانی که همسرم میاد میشینه پای تلوزیون و مثلا داره فوتبال میبینه من هم کنارش بنشینم و با هم 2 هایی برنامه تلویزیون و ببینیم، حتی اگر اون برنامه رو دوست نداشته باشم به همسرم احترام گذاشتم و باعث میشه بعدش همسرم به حرف هام گوش بده....
زوج ها یاد گرفتن اول خواسته ی من! بعد تو!
بسم الله الرحمن الرحیم
از همه دوستان ممنون ،چیزای جالبی گفتن
در ادامه فرمایش دوستان
به نظرم ما برای زندگی دو نفره تربیت نشدیم،به قول اقای دکتر حبشی،سر تلوزیون همه مون دوست داریم کانال محبوبمونو ببینیم،چند نفر پیدا میشن که یه فوتبال مهم رو بخاطر اعضای خانواده نبینن؟ حالا این مثاله و خیلی چیزای دیگه
رفتار ما با والدینمون نشون میده چقدر ادم دلسوز و فداکاری هستیم با منفعت طلبی زندگی زوجی شکل نمیگیره
هر وقتم فداکاری کردیم و جواب نداد این کار رو به خاطر اون ادم انجام ندادیم،فداکاری کردیم تا روحمون پاک بمون،یه معادله یه طرفه
البته ادم راه سوء استفاده رو باید ببنده و خودش میفهمه که الان از ضعف حرفی رو پذیرفته یا از موضع قدرت کوتاه اومده.
تو زندگی مشترک هر کس الویت اولش خانواده اش باشه بعد خودش کارش به اینجا نمیکشه.
ادمای الان یه کم خودخواه تر شدن.پر توقع شدن از همه انتظار دارن جز خودشون
و البته کلی دلیل دیگه هم وجود داره که دوستان گفتن مثل خیانت و ....
(۱۷/تیر/۹۳ ۱۵:۱۱)شیدا نوشته است: [ -> ]یکی دیگه میتونه از عدم آمادگی واقعی طرفین برای ازدواج باشه( البته این به نظرم عامل اصلی طلاق عاطفی باشه)
همه فک میکنن دختر و پسر به یه سنی رسیدن دیگه آماده ازدواجن حال اینکه یه دختر و پسر 30 ساله هم ممکنه آمادگی ازدواج رو نداشته باشن منظورم اینه که خودشونو برای پذیرفتن یه تغییر بزرگ در زندگی آماده نکردن علی رغم اینکه فک میکنن کاملا آماده هستن وقتی وارد زندگی میشن چون این آمادگی رو در خودشون ایجاد نکردن کوچک ترین چیزها هم ناراحتشون میکنه
هرچقدر سن کمتر باشه، راحت تر این تغییر بزرگ رو می تونن باهاش کنار بیان ...
کسی ک ب 30 سالگی رسیده، تفریبا ثبات شخصیتیش رو پیدا کرده و دیگه انعطاف قبل رو نداره ...
اگه آدم کم محبتی باشه، سخت می تونه محبتش رو پررنگ تر کنه و اگه آدم احساساتی ای باشه، سخت می تونه از احساساتش دست بکشه
اما اونایی ک تو سن کم ازدواج می کنن، هر دوشون ی کوچولوو انعطاف نشون میدن، میرسن ب ی حد تعادل ....
نقل قول:دخالت های خانواده شوهر بیپولی ناباروری خیانت همه اینا میتونه عامل باشه
تصحیح می کنم، دخالت خانواده های هر دو طرف ...
نقل قول:*یه دفه نشسته بودم پای صحبت دو نسل متفاوت یکی دوستم و یکی یه خانوم شصت ساله دقیقا هر دو با توجه تفاوت سنی ای که داشتن مضمون حرفشون این بود که ازدواج در واقع یه جور معامله ست و محبت و لطف طرف مقابل رو در ازای خدماتی که ارائه میدی دریافت میکنی. این تفکر غالب افراد اجتماعه
همه حرفی که ازشون شنیدم به نوعی بیانگر طلاق عاطفی بود
این دیدگاه ها خیلی زیاده ...
قبول دارم ک کمتر کسی از خوشبختیش حرف میزنه و آدم ها پیش هم ک میان درد دل کنن، ناراحتیهاشون رو میگن،
اما از این مورد ها زیاد دیدم و دارم میبینم و میدونم ک در آینده چندبرابر خواهم دید .... و همین باعث میشه جوونی ک توی ذهنش اینا میگذره، از ازدواج بترسه ...
نقل قول:باز دوستان به حق به تفاوت فرهنگی اشاره کردن...
دخترها و پسرهایی که این اخلاق ها رو از مامان و باباشون ندیدن و فکر میکنن این کارا مسخره بازیه...
با اجازه تون، بنده برعکس شما فکر می کنم ...
وقتی بچه ای ببینه ک این مشکل توی زندگی مادر و پدرش بوده، سعی می کنه توی زندگی خودش این مشکل نباشه ...
ی مثال از این مدل فکر کردن، بچه هایی هستن ک توی خانواده های طلاق گرفته بزرگ شدن ... این بچه ها، چون فرزند طلاق هستن، دیدگاه جامعه بهشون اینطوریه ک این ها هم مثل مادر و پدرشون میشن و نهایت کارشون میشه طلاق .....
راستش تاحالا فرزند طلاقی رو ندیدم ک توی این مراحل باشه، دوستانی ک دیدن، ی کمکی بکنن، ببینیم این دیدگاه واقعیت داره یا نه ....
ی مثال هم در رد حرف شما، همین حرف آقای فدایی ولایت :
نقل قول:منم دقیقا حالت بخش اول جمله رو دارم...
اما از دوران طفولیت آرزو داشتم هرگز بعضی ویژگی هارو از خانوادم به ارٍ نبرم
عرض سلام مجدد
کلا آدمیزاد یکی از دلایل بزرگی که به جنس مخالف روی میاره محبت دیدنه
اولا یه نکته ،که محبت زن به مرد و بالعکس نوعش خاصه و نمیشه گفت خوب مامانش که بهش بیشتر محبت میکنه
حالا چرا هر کدوم از دیگری انتظار داره
دلایل مختلفی داره
1. یکی از زوجین به شدت خودخواه باشه
2. ممکنه از طرف یکی از زوجین چندین بار محبت بشه اما جواب نگیره بنابراین دیگه محبتی ابراز نمیشه
3. گاهی اوقات صرفا دلیلش اینه که خانم یا آقا در موقیعت عاطفیه سختیه و باید تا مدتی یک طرفه محبت باشه مثل دوران بارداریه خانمها
4. دلیله عمده اش اینه که هر کدوم از زوجین احساس میکنن که بیش از حد محبت کردن و نکنه این تبدیل به عادت درآینده بشه بنابراین از ابراز محبت خوداری میشه
5. روابط جنسی مشکل دار(که بعدش هرکدوم احساس میکنن که دیگری مثل قبل محبت نداره پس پا پس میکشه از ابراز محبت
به نظر شخص بنده هر آدمیه باید بگرده دلیلشو پیدا کنه
بازم میگم اینها دریافت های شخصیه
دقت کردین وسواس یکی از عوامل طلاق عاطفی!!!!!
وسواس بیش از حد خانوم ها تو منزل و همسر داری مرد رو کلافه میکنه!
نقل قول:قبول دارید دختر پسر هامون قبل از ازدواج روش درست محبت کردن و از مادر پدرشون یاد نمیگیرن !
من دختر روش هایی که مادرم تو خونه بکار میگیره رو یاد میگیرم و وقتی ازدواج کردم تو خونه ی خودم اجرا میکنم حالا درست یا غلط! من دختر یا پسر قبل از ازدواج آموزش درست همسر داری ندیدم هر چی بودیم از رفتار مادر پدر با همه!
خب حالا مادر و پدر محبت نمی کنن، کسی ک ی کوچولو ب هوشش و عقلش تکیه کنه، می فهمه ک باید چیکار کنه ...
اصلا قبول ندارم ک چون والدین محبت نمیکنن، بچه هم محبت کردن رو یاد نمیگیره ....
یکی از دلایلش می تونه این باشه ک مادر و پدرش محبت نداشتن ب هم، یا حتی ب بچه شون، اما دلیل اصلیش اینه ک طرف از هوشش استفاده نمی کنه ......
در مورد نگاه کردن به والدین...
ماها همه اش خودمون رو مثال میزنیم...
یعنی میگیم ماها عقلمن میرسه اگه مامانمون به بابامون عشق نورزیده، ماها به همسرمون بورزیم...
اما وااااقعاً تفاوت دیدگاه توی نحوه محبت هست...
یکی فکر میکنه گرفتن دست همسر یعنی محبت و دیگری فکر میکنه فقط بوسیدن یعنی محبت...
چون این آزمون و خطاها رو پیش مامان و باباهاشون ندیده باشن، پس خودشون باید تجربه کنن که مسلماً دلخوری هایی پیش میاد...
منظور کیفیت محبته...
اول یه توضیح بدم در تکمیل حرفای قبلیم. من اصلا نگفتم ازدواج در سنین بالا خوبه ها.فقط بحثم عدم امادگی و پذیرش تغییر شرایط جدید بوده منظورم این بود که یه فرد ۳۰ ساله هم که ازش انتظار میره رفتار پخته تری داشته باشه ممکنه به دلیل همون عدم امادگی دچار اشتباهاتی در اغاز زندگی مشترکش بشه
(۱۷/تیر/۹۳ ۱۶:۴۸)soora نوشته است: [ -> ]دقت کردین وسواس یکی از عوامل طلاق عاطفی!!!!!
وسواس بیش از حد خانوم ها تو منزل و همسر داری مرد رو کلافه میکنه!
متاسفانه این فقط منجر به طلاق عاطفی نمیشه و طلاق رسمی رو هم در شرایط وخیم وسواس به دنبال خواهد داشت