تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: طلاق عاطفی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
زهرا خانوم جانم!
همین شد که داد دوستان در اومد که حرفا داره واسه جو تالار نامتناسب میشه...
اولاً این که با وضو ایرادی نداره...
ثانیاً این که میشه به شیوه های دیگه مردها رو هم راضی نگه داشت...
لزوماً ساده ترین راه، تنها راه نیست.

دوستان!
اگه در این زمینه سوالی بود، پیام خصوصی بزنین که با هم صحبت کنیم...
اینجا بعضیا معذب میشن.
لذا اجازه بدین در این مورد دیگه بحث نکنیم...
حداقل در پابلیک...
امروز تلویزیون ی فیلمی نشون می داد که موضوعش درمورد طلاق عاطفی بود

مرد اینقدر مشغول کارش بود که اصلا به زن و دخترش توجه نمی کرد . شب ها هم دیر به خونه می اومد

زن هم مشغول درس خوندن بود و نمی رسید به کار های خونش برسه

جالب این بود که هر دوتاشون با هم لجبازی می کردن و حاضر نبودن یکی شون کوتاه بیاد و بره با طرف مقابلش حرف بزنه

من که هنوز ازدواج نکردم و شاید مفهوم طلاق عاطفی رو به طور عمیق درک نکنم ولی فکر می کنم علت اصلی این نوع طلاق لجبازی دو طرفه هست . هیچ کدوم حاضر نیستن برای یک بار که شده بشین باهم به طور جدی حرف برنن و سعی کنن بیشتر به زندگی شون توجه کنن .

مرد کار می کنه که به تونه رفاه خانواده اش را تامین کنه

زن هم یا درس می خونه یا کار می کنه تا کمک خرج شوهرش باشه

ولی گاهی همین کار به جای اینکه به گرم شدن کانون خانواده کمک کنه بیشتر باعث دور شدن زن و مرد از هم دیگه می شود

بچه هم همین طور هست گاهی به جای انکه چراغ خونه باشه , میشه تلخی خونه

به نظرم زن و مرد زمانی باید به فکر بچه دار شدن بیفتن که هم از نظر مالی به یک سطح مناسبی برسن و هم اینکه خانوم خونه وقت آزاد زیادی داشته باشه تا بتونه به تربیت بچه اش برسه

به علاوه تربیت بچه یک کار دونفره هست یعنی بچه چه دختر چه پسر برای اینکه بزرگ بشه هم به پدر نیاز داره هم به مادر

ولی متاسفانه در فرهنگ ما ,مادر باید تمام وقت به تربیت بچه بپردازه و مرد فقط مسوئل دادن خرجی هست همین تمرکز کارها بر روی یک نفر باعث خسته شدن و بی انگیزه شدن زن به ادامه زندگی میشه.
خوب!
اگه خدا بخواد و دوباره گره تو کار ما نیفته، میخوایم بحث رو ادامه بدیم...
تا این جا وجود فرزند رو واسه بروز طلاق عاطفی مطرح کردیم و علل بروزش رو توی دوران بارداری گفتیم...
حالا میخوایم علل بروزش رو بعد از تولد بچه مطرح کنیم...
وقتی بچه به دنیا میاد، خیلی کار داره و شاید مادر در ماه های اول در شبانه روز چند ساعت بیشتر نتونه بخوابه...
لذا همین خستگی و رحم مردها بر چهره تکیده و خسته همسرشون، شاید به روند رو به جلوی سردی کمک کنه...
ضمن این که نوزاد باید کنار مادر بخوابه و چند دقیقه که ازش جدا میشه، نوزاد شروع به گریه کردن میکنه...
میگن بچه انسان که به دنیا میاد، اولین حسی که درش به حد کمال رسیده، حس بویاییه...
چشماش که درست نمیبینه، اما بوی مادرش رو تشخیص میده...
حتی یک بررسی هم کرده بودن که نوزادها تا قبل از 5-6 ماهگی لباس مامانشون رو از بقیه لباسها تشخیص میدن و با بوی مادر جذب لباس مامان میشن...
بگذریم...
بچه رو که نمیشه به امون خدا رها کرد، همین موضوع هم باز باعث سردی بیشتر میشه...
غافل از این که داشتن رابطه با رعایت کامل شرایط از جانب مرد، میتونه کمی از خستگی های زن رو هم رفع کنه...
یعنی انتخاب زمان و مکانش و نحوه معاشقه و مراوده باید مورد نظر خانم باشه...
به قول قدیمیا همیشه شعبون، یه بارم رمضون...
تا دوسالگی بچه، داستان به همین منواله...
توجه هم داشته باشین که احادیث زیادی داریم که اگه جلوی بچه روابط خصوصی انجام بشه، بچه زانی میشه...
یعنی توی این دو سال که اتاق بچه با اتاق والدین یکیه، باید حواستون باشه که هرگز و هرگز جلوی بچه، اقدام به نزدیکی به همسرتون نکنین و تصور این که خوابه و نمیفهمه، تصور بسیار اشتباهیه...
بعد که بچه سنش میره بالای 2 سال، یکسری دردسرهای دیگه داره...
اگه تا امروز خواب و خوراکش مهم بوده، از امروز به بعد، شروع میکنه به به هم ریختن وسایل خونه و ریخت و پاش و مدام یکیو میخواد که یا اسباب بازی هاش رو جمع و جور کنه و یا دنبالش راه بیفته تا خراب کاری هایی که با وسایل خونه انجام میده رو رفع و رجوع کنه...
این وسط خیلی از والدین واسه این که خودشون رو راحت کنن، سریع یه فیلم میذارن و بچه رو میشونن پای تلویزیون که بلند نشه...
القصه...
بچه ها گاهی حسادت میکنن که مامان و باباشون دست همدیگه رو گرفتن و یا همدیگه رو بغل میکنن...
حالا این نکات رو باید توی بحث های تربیت فرزند گفت، اما بهتره که حس حسادت رو توی اون ها تشدید نکنین...
کوچکترین ابراز محبت و علاقه شما به همسرتون باید در خفا باشه...
بچه ها به سنین نوجوانی که میرسن، دوباره داستان دیگه ای به وجود میارن...
حالا دیگه از یه سری ماجراها خبر دارن و شروع میکنن به بررسی رفتارهای والدین...
از این سمت هم باز دردسر جدید ایجاد میشه...
واسه خاطر همینه که میگم بچه هامون رو زود باید شوهر بدیم یا زود براشون زن بگیریم...
البته از نوع عقدیش...
اون ها اگه سرشون به کار خودشون گرم باشه، کاری با پدر و مادر هم ندارن...
اگه کسی از دوستان نظر خاصی داره، با گوش جان میشنویم و بعدش ان شاء الله یه جمع بندی میکنیم و دلایل بعدی رو مطرح میکنیم...
یکی دیگه از دلایل طلاق عاطفی فرزنده.دلایلی که باعث بروز این مشکل میشه عبارتند از:
  • خودداری خانم از نزدیکی به همسر در حین بارداری به خاطر تربیت های بعدی بچه
  • خودداری از نزدیکی به همسر به خاطر تغییرات هورمونی
  • خودداری از نزدیکی به دلیل خستگی زنان
  • خودداری از نزدیکی به دلیل ضعف جسمانی
  • خودداری از نزدیکی به دلیل وابستگی بچه به مادر
  • خودداری به دلیل حسادت های بچه گانه
این دوران تنها با مراعات از جانب مرد به خوبی و خوشی سپری خواهد شد....


بچه ها!
مشارکت کنین دیگه!
(۱۰/شهریور/۹۳ ۲۱:۱۴)زینب خانوم نوشته است: [ -> ]یکی دیگه از دلایل طلاق عاطفی فرزنده.دلایلی که باعث بروز این مشکل میشه عبارتند از:
  • خودداری از نزدیکی به همسر به خاطر تغییرات هورمونی

در دوران بارداری سطح هورمون های استروژن و پروژسترون زن خ بالاست. در این حالت میل جنسی زن بیشتر هست. نمی دونم از کجا این مطلب رو گفتید؟ البته شاید گفته ی من اشتباه باشه ولی تاجایی که یادمه اینطور بوده.
شاید هم دوره ی مورد بحث شما با اینی که کم فکر می کنم فرق داشته باشه ، شما قبل زایمان منظورتون بود یا بعد؟ چون هورمون ها در حدفاصل این دو دوره از زمین تا آسمون فرق می کنند.


فرزند مگر قبلا بحث نشد؟ این جمع بندی نهایی بود؟ یا نه شروع بحث جدید بود؟
آقای میتسونری!
بعد از زایمان تغییرات هورمونی و جسمی برای خانم رخ میده.
اینم جمع بندی نوشته های قبلی بود...
به حول و قوه الهی با مشارکت شما و بچه های دیگه مورد بعدی رو مورد بررسی قرار میدیم...
یه موردای جدیدی کشفیدم...
اما دلم نمیخوام فقط من بگم...
اینه که منتظرم شماها هم بکشفید...Big Grin
(۱۰/شهریور/۹۳ ۲۱:۴۳)زینب خانوم نوشته است: [ -> ]آقای میتسونری!
بعد از زایمان تغییرات هورمونی و جسمی برای خانم رخ میده.

بله بعد از زایمان صدق می کنه ، چون سطح هورمون ها پایین میاد. در مورد تغییرات جسمی ، افرادی که زایمان طبیعی انجام می دهند ، توصیه شده در دین که تا 40 روز از نزدیکی خودداری کنند. تا وضعیت جسمی خانم به حالت سابق قبل برگرده. و واقعا هم برمیگرده ( از لحاظ پزشکی اثبات شده است...)


نقل قول:اینم جمع بندی نوشته های قبلی بود...

خداروشکر Blush

نقل قول:به حول و قوه الهی با مشارکت شما و بچه های دیگه مورد بعدی رو مورد بررسی قرار میدیم...
یه موردای جدیدی کشفیدم...
اما دلم نمیخوام فقط من بگم...
اینه که منتظرم شماها هم بکشفید...Big Grin

والا ما که نه زن داریم نه بچه! چیزهایی رو هم که میگیم براساس حدس و گمانه ، ولی شما متاهل هستید و خودتون این قضیه رو لمس کردید ، بهتر میتونید صاحب نظر باشید.

ولی خ سعی می کنم چیزی به ذهنم بیاد. Blush


چی کار کنم؟
مشارکت زوری نمیشه که!
خودم میگم دیگه...
به نظرم یکی دیگه از موارد طلاق عاطفی میتونه اختلاف سطح هوش باشه...
این اختلاف به نظرم توی تحصیلات هم میتونه خودش رو نشون بده و یا حتی توی زندگی روزمره...
نه؟
سلام

بستگی به شعور و بلوغ فکری دو طرف داره

اگه درک متقابل نباشه صد در صد تاثیر گذاره... مخصوصا اگه خانوم باهوش تر باشه و این هوش و ذکاوتش رو به رخ مرد بکشه، مردی که شخصیتش طوریه که دوست داره مدیریت مسائل به عهده اون باشه

اگه هر بار خانوم تو هر مسئله ای این خصوصیتش رو پررنگ کنه به مرور زمان باعث سرخوردگی مرد میشه البته این در حالت عکسش هم صدق میکنه ولی چون اقتدار آقایون مهمه و اینطوری خدشه دار میشه من اون رو اول ذکر کردم

اگه اون شعور و درایت باشه، طرفی که با هوش تره باید در بعضی موارد سکوتت کنه و اجازه بده طرف مقابلش فکر کنه، نظر بده و این شخص هم خیلی هنرمندانه میتونه راهنمایی کنه تا به نتیجه دلخواه رسید


پ.ن:
واسه موارد بعدی من سبد بذارمAngel:
  • در مورد اشتغال خانوما هم میشه بحث کرد که در بعضی موارد منجر به طلاق عاطفی میشه به دلیل کمرنگ شدن نقش زن در زندگی و تفکیک مسائل مالی و پول من و پول تو و...در آمد من بیشتره پس حق من بیشتره و ...( از این قسم حرف های خاله زنکی متاسفانه )
  • و اختلاف طبقاتی
(۱۳/شهریور/۹۳ ۱۳:۱۹)شیدا نوشته است: [ -> ]اگه درک متقابل نباشه صد در صد تاثیر گذاره... مخصوصا اگه خانوم باهوش تر باشه و این هوش و ذکاوتش رو به رخ مرد بکشه، مردی که شخصیتش طوریه که دوست داره مدیریت مسائل به عهده اون باشه

این قضیه درک رو من در شاعر نامدار شهریار دیدم ، همسر ایشون یک زن بی سواد بود ولی مومنه ، خوندن و نوشتن هم بلد نبود ، ولی شهریار نابغه ی شعر و شاعری ، خ دوستشون داشت و ...
البته هوش به تنهایی ملاک نیست ، اختلاف سنی بنظرم در همین مجموعه گنجونده میشه ، انسان رفته رفته تفکراتش پخته تر میشه و در عین حال جاهل تر ، فرض کنید خانومی سنش از همسرش بیشتر هست ، احساس همه چی دون بودن به این خانوم دست می ده ، و گه گاه در بعضی مسائل اگر مومنه نباشد ، این قضیه رو که "من سنم بیشتره و من بهتر میدونم" رو به رخ مرد خواهد کشید. و این رفته رفته ابهت و مردونگی مرد رو می شکنه.



نقل قول:پ.ن:
واسه موارد بعدی من سبد بذارمAngel

Dodgy در صورت ترک محل ، نوبت شما منسوخ است حتی شما خواهرگرامی شیدا خانوم Happy ( من هم تشکمو پهن می کنم تو این تاپیک Happy )

  • نقل قول:و اختلاف طبقاتی
بعله زمانی من خودم قصد ازدواج داشتم Blush بعد خانومی هم در شان یک مسلمان در نزدیکان بود ، ولی من دو دوتا چهارتا نمودم ، دیدم واقعا اشتباه هست این قضیه سر بگیره.

پدر ایشون سوناتا داشت ، پدر من پراید. :|
پدر ایشون دکتر بود مادرشون هم همینطور پدر من تعمیرکار دوچرخه
پدربزرگ ایشون تاجر بود ، پدربزرگ من کارگر :|
ایشون تحصیلات عالی ما ناعالی
ایشون مومنه و چادری ، من ناخالص و شیشه خورده دار


خلاصه کبوتر با کبوتر باز با باز Sad شاید خ وسوسه انگیز باشه ازدواج با چنین شخصی ، ولی همین یک کلمه بعد از 20 سال زندگی با همچین شخصی که " تو فلان بودی من فلان" یک مرد رو آتیش میزنه. Smile
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع