هر مردی در زمان پیامبر اسلام می تونست به سادگی تفاوت خورشید، شیء آسمانی مشتعل که برای ساکنان صحرا شناخته شده بوده، و ماه، جرم آسمانی شبهای سرد رو تشخیص بده. مقایسه ای که در قرآن انجام شده یک مقایسه معمولی و غیرعلمی همون عصر هست.
اما در مقایسه علمی و دقیق این که واژه نور جایی به شیء بازتاب دهنده اطلاق نشده، بلکه به شی درخشنده اطلاق شده. در نتیجه نورانی دونستن ماه یک اشتباه علمی هست.
پس، یا آیه قرآن غیر علمی هست و بنابراین معجزه علمی نیست یا علمی هست و اشتباه علمی هست.
یاشار این پست آخرت به من می گه هر چی یک ادعای جانبدارانه عقلناپسند باشه باز هم تو مسلمانها طرفدار پیدا میکنهها.
به جای این که ادعای سوم کتاب در مورد حرکت خورشید رو از خود کتاب بررسی کنم، در پاسخ به اسلامگرا شبیر علی تحلیلشو میارم.
shabir نوشته است:ما امروز می دانیم که ماه هر 29.5 روز یک بار به دور زمین می چرخد. خورشید هم در مدار خود می چرخد. درکتر موریس بوکای می گوید که موقعیت خورشید در کهکشان ما باید مورد توجه قرار گیرد و بنابراین باید به دانش مدرن رجوع کنیم.
کاملا درسته که امروز می دونیم ماه به دور زمین می چرخه. اما قرآن نمی دونسته؛ قرآن بیان می کنه که ماه در مسیری مشابه مسیر خورشید حرکت می کنه، در حالی که زمین ثابت هست.
shabir نوشته است:کهکشان ما، کهکشان راه شیری، شامل یک صد میلیارد ستاره ایست که به شکلی مانند دیسک در آن قرار گرفته اند. دیسک مانند یک دیسک گرامافون حول محور خود می چرخد. واضح است که وقتی یک دیسک گرامافون به دور خود می چرخد هر نقطه ای روی آن می چرخد و به نقطه اولیه خود بازمیگردد. به طور مشابه، هر ستاره در کهکشان همان طور که کهکشان حول محورش می چرخد حرکت می کند. بنابراین ستاره هایی که از مرکز کهکشان فاصله دارند حول محور آن می گردند. خورشید یکی از آن ستاره هاست.
دکتر بوکای توضیح می دهد که دانش مدرن به این شکل به جزئیات مدار خورشید پی برده است:
"تکمیل یک دور چرخش کهکشان روی محور خود، 250 میلیون سال طول می کشد. خورشید تقریبا با سرعت 150 مایل بر ثانیه در حرکت است."
بعد از این توضیح، دکتر بوکای می گوید:
"این مسئله حرکت مداری خورشید است که قرآن قرنها قبل گفته بود."
برعکس، قرآن می گه که خورشید به یک طرف آسمان حرکت کرده و به قرارگاه خود باز می گرده. بر طبق قرآن، (از منظر ذوالقرنین) این قرارگاه می تونه آبی گلآلود باشد.
shabir نوشته است:و با این حال این یک کشف جدید است. آن طور که دکتر بوکای میگوید، دانش حرکت خورشید، محصول ستاره شناسی نوین است.
دو آیه از قرآن به حرکات خورشید و ماه اشاره دارد. بعد از اشاره به خورشید و ماه، خدا می گوید:
«و اوست كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد كه هر يك در مدارى شناور است»
پاسخ: دقت کنیم که اولا شبیر نمی تونه یک آیه بیاره که بیان کنه زمین در مداری در حال گردشه. دلیلش این هست که آیه ای که این موضوع رو بیان کنه در قرآن وجود نداره. بیان قرآن حاکی از این هست که زمین در مقایسه با خورشید و ماه ساکن است.
ثانیا، در این آیه و آیات بسیار دیگری از قرآن (که در ادامه گفته می شه) حرکت خورشید و ماه با هم ذکر شدن و
هیچ تمایزی بین اونها صورت نگرفته. ماه و خورشید از زمین یکسان به نظر می رسن. اما همون طور که همه می دونیم حرکت اونها بسیار متفاوت هست: ماه به دور زمین حرکت می کنه، و خورشید به دور زمین حرکت نمی کنه. تنها به خاطر چرخش زمین چنین به نظر می رسه. در عوض این زمین هست که به دور خورشید می چرخه. چه طور هست که قرآن هرگز تمایزی بین مدار این دو قائل نشده؟ ممکنه عجیب به نظر برسه، اما دقیقا این چیزیه که تو قران ذکر نشده.
قرآن هیچ وقت از حرکت خورشید در کیهان سخن نمی گه، بلکه همیشه در مورد حرکت خورشید "به دور زمین" (در میان آسمان از شرق به غرب) اون طور که از طلوع تا غروب مشاهده می شه صحبت می کنه.
shabir نوشته است:نویسنده قرآن چه طور می تونست از این مسئله آگاه باشه؟ حتی بعد از نشر قرآن، مفسران اولیه نمی توانستند معنای حرکت خورشید و ماه را درک کنند. مفسر قرن دهم، طبری، نمی توانست این موضوع را توضیح دهد، بنابراین گفت:
"این وظیفه ماست که وقتی نمی دانیم خاموش بمانیم"
دکتر بوکای می گوید:
"این نشان می دهد که مردم چه قدر در درک مفهوم قرآنی حرکت خورشید و ماه عاجز بودند."
از این رو مشخص است که اگر قرآن در این جا در حال سخن گفتن در مورد ایده ای بود که برای مردم شناخته شده بوده، مفسران به سادگی به آن پی می بردند. اما همان طور که دکتر بوکای می گوید: این مسئله "تا قرن ها بعد توضیح داده نشده بود."
اولا این اشتباهه که طبری نمی دونست چه طور این مسئله رو توضیح بده. طبری روایات متنوعی از محمد بن عبدالله در توضیح حرکت ماه و خورشید به صورت دقیق آورده. (
http://www.answering-islam.org/Responses...tabari.htm) مفسران دیگه هم سکوت نکردن. مفسران مسلمان زیادی فکر می کردن که خورشید در آبی گل آلود آرام می گرفته و از آن جا به مسیرش باز می گشته. اون ها به این هم معتقد بودن که ماه از صور فلکی بسیاری در کهکشان ما عبور می کرده. (
http://www.answering-islam.org/Responses...ence11.htm)
دقیقا این نقل قول طبری "این وظیفه ماست که وقتی نمی دانیم خاموش بمانیم" مربوط به چی هست؟ وقتی به قبل و بعد این جمله نگاه می کنیم می بینیم که:
Bucaille نوشته است:کلمه عربی فلک به صورت مدار ترجمه شده است. بسیاری از مترجمان فرانسوی به صورت کره آن را ترجمه کرده اند. این در واقع مفهوم آولیه آن است.
این کلمه در ترجمه های قدیمی تر قران مایه نگرانیست. زیرا آن ها قادر نبودند جریان دایره ای ماه و زمین را تصور کنند و در نتیجه تصور قبلی حرکت در آسمان را حفظ کرده اند که یا کم و بیش صحیح است یا متاسفانه نادرست. حمزه بوبکر در ترجمه قرآنش به چند تفسیر مورد نظر اشاره می کند: "محوری مانند میله آهنی که آسیاب به دور آن گردش می کند؛ یک کره سماوی، مدار، نشان زودیاک، سرعت، موج ..." اما او این ملاحظه طبری را نیز اضافه می کند: "این وظیفه ماست که وقتی نمی دانیم خاموش بمانیم" این نشان می دهد که مردم چه قدر در درک مفهوم قرآنی حرکت خورشید و ماه عاجز بودند. مشخص است که اگر این کلمه معنای ستاره شناسی در دوران محمد بن عبدالله را بیان می کرد، تفسیر این آیات آن چنان مشکل نبود. بنابراین یک مفهوم جدید مد نظر قرآن بوده است.
مشخصه که جمله طبری تنها به معنای دقیق کلمه فلک بر می گرده. به نظر طبری این کلمه سختی برای مترجمان و مفسران بوده. اما علی رغم دشواری در کلمه فلک، طبری فهم کاملی از حرکت خورشید و ماه داشته. (
http://www.answering-islam.org/Responses...tabari.htm) بنابراین
بوکای از طبری اشتباه نقل قول می کنه. و شبیر هم اطلاعات موجود در موضوع طبری که در کتاب بوکای موجود بوده رو حذف می کنه. علی رغم اهمیت موضوع (سوال در مورد مرجعیت الهی قرآن) شبیر به خودش زحمت نداده که متن طبری رو بخونه. شبیر حتی کتاب بوکای رو به دقت نخونده، با این حال نتیجه ای می گیره که حتی متن کتاب بوکای هم خلافش هست. یا شبیر بی دقتی کرده یا این که مخصوصا خوانندگانش رو با نقل قول ناقص که مد نظر نویسنده اصلی نبوده گمراه می کنه. با این حال، می دونیم که هم شبیر و هم بوکای به اندازه کافی باهوش هستن و ابزار نقل قول ناقصو تنها در این مورد استفاده نکردن. (
http://www.answering-islam.org/Responses...index.html و
http://www.answering-islam.org/Responses.../index.htm) نقل قول های نادرست متعدد تصور این که این اشتباه اونها هم عدم صداقت و هم تقلب عمدی برای گسترش اسلام نبوده رو دشوار می کنه. نمی شه تنها نادانی تنها رو مسئولش دونست.
در نهایت، سیر خورشید چیز جدیدی نیست، چون انجیل هم قرنها قبل در موردش سخن می گه.
shabir نوشته است:این تائید می کند که خدا با پیامبرش (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سخن گفته است:
«اينها از خبرهاى غيبى است كه آن را به تو وحى مىكنيم ، نه تو آنها را پيش از اين مىدانستى و نه قوم تو ؛ پس [در ابلاغ پيام ما با بهرهگرفتن از اين خبرها] شكيبايى ورز ؛ يقيناً فرجام [نيك] براى پرهيزكاران است»
بذارید ببینیم قرآن از آزمایش دقت علمی سربلند بیرون میاد یا نه.
اول این که این مورد که خورشید و ماه در حرکتن و زمین ثابته در آیات زیر دیده می شه:
«و اوست آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است هر كدام از اين دو در مدارى [معين] شناورند» 21-33
«نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند» 36-40
«سوگند به خورشيد و تابندگىاش. سوگند به ماه چون پى [خورشيد] رود.» 91- 1 و 2
اگر این آیات می گن که سیارات و ستاره ها هر کدام در مداری شناور هستن، پس چرا هیچ مطلبی در مورد این که زمین هم شناوره وجود نداره؟ به صورت خاص دو آیه 36-40 و 91-2 هر دو این تصور رو ایجاد می کنن که خورشید و ماه در مدارهای همسانی در حال گردش هستن، که خورشید هیچ گاه به ماه نمی رسه. حقیقت اینه که اون طور که قرآن می گه، ماه و خورشید با هم حرکت نمی کنن چون ماه به دور زمین می چرخه و خورشید نه. این زمینه که به دور خورشید می چرخه.
عبارت «نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد» نشون می ده چیزی که محمد بن عبدالله در ذهن داشته پیشروی هر دو در طول آسمان بوده. ماه در شب عرض آسمان رو طی می کنه و خورشید در روز - پس البته که نمی تونن به هم برسن. او هر دو رو در حال تعقیب همدیگه در آسمان مشاهده کرده بود که هیچ کدوم به هم نمی رسن. اما ایده "رسیدن" نشون می ده که از نظر او ماه و خورشید در یک مسیر بودن.
«و خورشيد و ماه را كه پيوسته روانند براى شما رام گردانيد و شب و روز را [نيز] مسخر شما ساخت» 14-33
«خدا [همان] كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد برافراشت آنگاه بر عرش استيلا يافت و خورشيد و ماه را رام گردانيد هر كدام براى مدتى معين به سير خود ادامه مىدهند [خداوند] در كار [آفرينش] تدبير مىكند و آيات [خود] را به روشنى بيان مىنمايد اميد كه شما به لقاى پروردگارتان يقين حاصل كنيد» 13-2
«و براى ماه منزلهايى معين كردهايم تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد. نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند.» 36 - 39 و 40
«آسمانها و زمين را به حق آفريد شب را به روز درمىپيچد و روز را به شب درمىپيچد و آفتاب و ماه را تسخير كرد هر كدام تا مدتى معين روانند آگاه باش كه او همان شكستناپذير آمرزنده است» 39 - 5
باز هم اگر قرآن واقعا داشت حقایق علمی مدرنو پیش بینی می کرد چرا در این آیه آخر گفهت نشد که زمین هم تا سرامد معینی به حرکت ادامه می ده؟ این جای فوق العاده ای برای خدا نبود که بیان کنه که زمین هم در مسیری در حرکته؛ جایی که حرکت خورشید و ماه درش ذکر شده؟ در عوض این ششمین آیه ای هست که ثابت بودن زمین رو القا می کنه.
ساکن بودن زمین در ایه زیر مورد تاکید قرار گرفته:
«is not he (best) who made the earth
a fixed abode, and placed rivers in the folds thereof, and placed firm hills therein, and hath set a barrier between the two seas? is there any allah beside allah? nay, but most of them know not!» 27-61
«[آيا شريكانى كه مىپندارند بهتر است] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن كوهها را [مانند لنگر] قرار داد و ميان دو دريا برزخى گذاشت آيا معبودى با خداست [نه] بلكه بيشترشان نمىدانند» 27-61
ترجمه Pickthall عنوان می کنه که زمین در جای ثابتی قرار داره و بنابراین ساکن هست.
این دیدگاه ثابت بودن زمین رو البیضاوی هم مورد تائید قرار می ده:
al-Baidawi نوشته است:«و در زمين كوههايى استوار افكند تا شما را نجنباند و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پيدا كنيد،» یا باید منحرف شود و از توازن خارج گردد. برای وقتی که کوهها رویش ساخته نشده بودند زمین کره سبکوزنی از ماده ساده بود. زمین به صورت آزادانه مانند سیارات شناور بود و با کوچکترین حرکت به پیش رانده می شد. جنبینش وقتی که کوهها در سطحش ساخته شدند متفاوت شد و آن را در مز قرار دادند و نقش گوههایی را بازی کردند که آن را از حرکت حفظ می کرد. همچنین گفته شده که، وقتی خدا زمین را ساخت، زمین شروع به این طرف و آن طرف رفتن کرد، طوری که فرشتگان گفتند: «هیچ کس نمی تواند در این سطح قرار گیرد.» بنابراین به وسیله کوهها ساکن شد.
همچنین:
al-Baidawi نوشته است:«و خورشيد به [سوى] قرارگاه ويژه خود روان است» به حد خاصی اشاره می کند که چرخه اش به انتها می رسد. این مشابه قرارگاه یک مسافر است پس از انتهای مسافرتش، یا در مرکز آسمان وقتی که آرام تر حرکت می کند، گویی که می خواهد از حرکت بایستد. می تواند به معنای مسیر مقرر نیز باشد، یا یک قرارگاه پایانی برای هر روز از شرق به غرب. همان طور که 360 دوره در سال دارد و هر صبح از قرارگاهش بر می خیزد و در آرامگاهش فرو می نشیند، تا سال بعد به همان ها بازگردد. می تواند به آخر دنیا وقتی که حرکت خورشید پایان می یابد نیز اشاره داشته باشد. قرائت دیگر آن «بدون هیچ قرارگاهی» هست که یعنی تمام وقت حرکت می کند.
این به این معنیه که خورشید طی یک دوره 360 روزه از یک سمت زمین به سمت دیگر زمین حرکت می کنه. این صراحتا بیان می کنه که قرآن زمین ثابتی که ماه و خورشید به دورش می چرخن رو به تصویر می کشه.
کامل تر:
http://www.answering-islam.org/Responses...ence11.htm