(۲/شهریور/۹۳ ۱۶:۱۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]بنده میگم ...
البته چیزی که بنده در موردش اظهارنظر کردم حرفهای ایشون و شما بود.
بنده دربارهی منظوری که در دل افراد هست هیچ اطلاعی ندارم، به جز حرفهاشون.
بنابراین،
اگر باور دارید حرفهاتون دارای ایرادات عظیمی که مطرح شد بود ولی منظورتون متفاوت از اونهاست، باید به همراه توضیح منظور واقعیتون حتماً به نادرستی اونها اشاره بفرمایید، چون ایرادات عظیم قابل کوچک شمردن نیست.
اما اگر باور دارید حرفهاتون صحیح بوده و منظورتون هم همون بوده، باید استدلالی در رد ایرادی که وارد شد بیارید، چرا که مسلماً دوباره بیان کردن همون منظور به یک صورت دیگر متفاوتش نخواهد کرد، و فقط بیتفاوتی نسبت به صحبت بنده خواهد بود تا مجبور باشم دوباره براتون استدلال کنم.
(۲/شهریور/۹۳ ۱۶:۱۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]بنده میگم همه چی به معجزه نیست بنده میگم انسان باید به دنبال خود شناسی وخداشناسی هم بره علاوه برمعجزه تا بادیدن یک چیز کوچیک ایمانشون برنگرده وگرنه قران الان خودش یک معجزست
صدالبته قرآن کریم بزرگترین معجزه در میان معجزات تمام پیامبران هست.
اما روشنه که کاربرد معجزه رو اشتباه فرض میکنید.
معجزه کاری هست که بقیه از انجامش عاجزند، تا ادعای پیام آوردن از سوی خداوند یکتا رو اثبات کنه.
یعنی همونطور که قرآن کریم میفرماید، معجزه آیت خداست، تا مردمان حق رو بشناسند و به اون ایمان بیارن.
باز همون ایرادات قبلی به این سخن شما وارد هست، چون معجزه در سخن خداوند کافی دونسته میشه برای ایمان آوردن مردمان و کافر نشدنشون بعد از اون ایمان، اما شما معجزه رو فاقد این توان میدونید.
(۲/شهریور/۹۳ ۱۷:۰۳)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]معجزه ارائه میشود . تکلیف هم ایمان آوردن هست .
منتها همه قبول نمی کنند .
در قرآن کریم هم اشاره شده :
مِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ﴿۲۵﴾
و برخى از آنان به تو گوش فرا مىدهند و[لى] ما بر دلهايشان پرده ها افكندهايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى [قرار دادهايم] و اگر هر معجزه اى را ببينند به آن ايمان نمى آورند تا آنجا كه وقتى نزد تو می آيند و با تو جدال می كنند كسانى كه كفر ورزيدند می گويند اين [كتاب] چيزى جز افسانه هاى پيشينيان نيست(۲۵)
سوره انعام
حرفی که شما در این ارسال میفرمایید صحیح هست، اما توجه بفرمایید، اینکه میفرمایید:
(۲/شهریور/۹۳ ۱۷:۰۳)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]منظور این هست که ...
مشمول توضیحات نقلقول اول همین ارسال میشه، چون حرفها باید خودشون استوار باشن، نه اینکه بگیم منظور چیز دیگری هست.
البته که معجزه رو همه قبول نمیکنن.
اما چیزی که گفتند این بود که این نقص معجزه است!!!
مگر در قرآن کریم نخواندهایم که معجزات هر پیامبر برای ایمان آوردن مردم کافی هست و جز ستمگران کسی انکارشون نمیکنه؟
پس چطور این رو نقص معجزه میدونن؟
سوره يونس، آیه 17:
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ
پس كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خداوند دروغى بندد يا آياتش را تكذيب كند؟ به راستى که مجرمان رستگار نمیشوند.
سوره ملک:
و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنم است، و بد فرجامی است. (6) هنگامی که در آن افکنده شوند صدای وحشتناکی از آن میشنوند، در حالی که میجوشد. (7) نزدیک است از شدت غضب پاره پاره شود، هر زمان که گروهی در آن افکنده میشوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند مگر بیمدهندهی الهی به سراغ شما نیامد؟! (8) میگویند آری، بیمدهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم خداوند هرگز چیزی نازل نکرده و شما در گمراهی بزرگی هستید. (9) و می گويند اگر میشنيديم يا تعقل میکرديم در میان دوزخیان نبوديم. (10)
سوره آل عمران، آیه 151:
سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ
به زودى در دلهاى كسانى كه كفر ورزيدهاند بيم خواهيم افكند، زيرا چيزى را با خدا شريک گردانيدهاند كه بر آن دليلى فرونفرستاده است و جايگاهشان آتش است و جايگاه ستمگران چه بد است.
سوره بقره، آیه 130:
و چه كسى از آيين ابراهيم روى میگرداند جز كسى كه سبكمغزى كند؟ در حالى كه ما او را در دنيا برگزيديم و در آخرت نیز مسلماً از شايستگان است.
یا در مورد کسانی که هماکنون نیز کوردلانه قرآن کریم رو انکار میکنن:
سوره اسراء ، آیه 82:
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ۙ وَ لَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا
و از قرآن، آنچه برای مؤمنان شفا و رحمت است نازل میکنیم و ستمگران را جز زیان نمیافزاید.
(۳/شهریور/۹۳ ۱۹:۴۶)درست پسند نوشته است: [ -> ]البته چیزی که بنده در موردش اظهارنظر کردم حرفهای ایشون و شما بود.
بنده دربارهی منظوری که در دل افراد هست هیچ اطلاعی ندارم، به جز حرفهاشون.
بنابراین،
اگر باور دارید حرفهاتون دارای ایرادات عظیمی که مطرح شد بود ولی منظورتون متفاوت از اونهاست، باید به همراه توضیح منظور واقعیتون حتماً به نادرستی اونها اشاره بفرمایید، چون ایرادات عظیم قابل کوچک شمردن نیست.
اما اگر باور دارید حرفهاتون صحیح بوده و منظورتون هم همون بوده، باید استدلالی در رد ایرادی که وارد شد بیارید، چرا که مسلماً دوباره بیان کردن همون منظور به یک صورت دیگر متفاوتش نخواهد کرد، و فقط بیتفاوتی نسبت به صحبت بنده خواهد بود تا مجبور باشم دوباره براتون استدلال کنم.
اما روشنه که کاربرد معجزه رو اشتباه فرض میکنید.
معجزه کاری هست که بقیه از انجامش عاجزند، تا ادعای پیام آوردن از سوی خداوند یکتا رو اثبات کنه.
یعنی همونطور که قرآن کریم میفرماید، معجزه آیت خداست، تا مردمان حق رو بشناسند و به اون ایمان بیارن.
باز همون ایرادات قبلی به این سخن شما وارد هست، چون معجزه در سخن خداوند کافی دونسته میشه برای ایمان آوردن مردمان و کافر نشدنشون بعد از اون ایمان، اما شما معجزه رو فاقد این توان میدونید.
سلام شما چرا نمیخواید منظورمو بفهمین بابا خودتون میگین
صدالبته قرآن کریم بزرگترین معجزه در میان معجزات تمام پیامبران هست.
پس چرا مردم منکر اسلام میشن با همچین معجزه ی اشکاری بابا من میگم باید انسان درمرحله ی اول پیرو حق وحقیقت باشد وگرنه هزاران معجزه هم ببینند ایمان نمیارند پس پیرو حق بودن بالاترازمعجزه یه
(۴/شهریور/۹۳ ۱۹:۰۶)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]سلام شما چرا نمیخواید منظورمو بفهمین بابا خودتون میگین
صدالبته قرآن کریم بزرگترین معجزه در میان معجزات تمام پیامبران هست.
پس چرا مردم منکر اسلام میشن با همچین معجزه ی اشکاری بابا من میگم باید انسان درمرحله ی اول پیرو حق وحقیقت باشد وگرنه هزاران معجزه هم ببینند ایمان نمیارند پس پیرو حق بودن بالاترازمعجزه یه
سلام
این درست هست:
(۴/شهریور/۹۳ ۱۹:۰۶)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]باید انسان درمرحله ی اول پیرو حق وحقیقت باشد وگرنه هزاران معجزه هم ببینند ایمان نمیارند
اما نتیجهگیری ِ بعدش:
(۴/شهریور/۹۳ ۱۹:۰۶)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]پس پیرو حق بودن بالاترازمعجزه یه
آیا کسی که پیرو حق هست، بدون دیدن نشانههای خدا ایمان میاره؟
«پیرو حق بودن» در عرض ِ «معجزه» نیست که بگیم کدوم بالاتره.
البته تمام نشونههایی که وجود خداوندی یکتا و سبحان رو اثبات میکنن، در واقع ماهیتاً معجزه هستن.
و اما در مورد:
(۴/شهریور/۹۳ ۱۹:۰۶)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]...منظورم...
...من میگم...
در ابتدای ارسال قبل کامل خدمتتون عرض شد که رافع چه مشکلاتی
نیست.
سوره ابراهیم، آِه 27:
يُثَبِّتُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡقَوۡلِ ٱلثَّابِتِ فِى ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَ فِى ٱلۡأَخِرَةِۖ وَ يُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلظَّـٰلِمِينَۚ وَ يَفۡعَلُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ
خداوند مؤمنان را با سخن استوار در دنيا و آخرت استوار میدارد و ظالمان را گمراه میسازد و خدا آنچه خواهد انجام میدهد.
از این آیه درمییابیم که هدایت خداوند به وسیلهی سخن ِ استوار هست.
یعنی برای استوار موندن در راه هدایت، باید به استوار بودن سخنهامون توجه بسیار بالایی داشته باشیم.
بنابراین نمیشه که با معنایی که از خود سخن برمیاد کار نداشته باشیم و بگیم منظور ما متفاوت بود. بلکه باید با معنایی که از خود سخن برمیاد کار داشته باشیم تا بیانکنندهی منظور ما باشه.
(ببخشید که باز دوباره این رو توضیح دادم. ترسیدم شاید این نکتهی مهم هنوز مبهم مونده باشه)
(۷/شهریور/۹۳ ۱۵:۳۱)درست پسند نوشته است: [ -> ]سلام
این درست هست:
اما نتیجهگیری ِ بعدش:
آیا کسی که پیرو حق هست، بدون دیدن نشانههای خدا ایمان میاره؟
«پیرو حق بودن» در عرض ِ «معجزه» نیست که بگیم کدوم بالاتره.
البته تمام نشونههایی که وجود خداوندی یکتا و سبحان رو اثبات میکنن، در واقع ماهیتاً معجزه هستن.
و اما در مورد:
در ابتدای ارسال قبل کامل خدمتتون عرض شد که رافع چه مشکلاتی نیست.
سوره ابراهیم، آِه 27: يُثَبِّتُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡقَوۡلِ ٱلثَّابِتِ فِى ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَ فِى ٱلۡأَخِرَةِۖ وَ يُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلظَّـٰلِمِينَۚ وَ يَفۡعَلُ ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ
خداوند مؤمنان را با سخن استوار در دنيا و آخرت استوار میدارد و ظالمان را گمراه میسازد و خدا آنچه خواهد انجام میدهد.
از این آیه درمییابیم که هدایت خداوند به وسیلهی سخن ِ استوار هست.
یعنی برای استوار موندن در راه هدایت، باید به استوار بودن سخنهامون توجه بسیار بالایی داشته باشیم.
بنابراین نمیشه که با معنایی که از خود سخن برمیاد کار نداشته باشیم و بگیم منظور ما متفاوت بود. بلکه باید با معنایی که از خود سخن برمیاد کار داشته باشیم تا بیانکنندهی منظور ما باشه.
(ببخشید که باز دوباره این رو توضیح دادم. ترسیدم شاید این نکتهی مهم هنوز مبهم مونده باشه)
سلام
برادرم نشانه های حقیقت همیشه هست وبا معجزه فرق داره نشانه های حق اینکه ما آرزومون براورده شه، بعد نمازاحساس ارامش کنیم ،بعد هرگناه بلایی سرمون بیاد،خوب اینا نشانه های حقیقتن و پیروان حق باایناهم میتونن حق رو پیدا کنن ولی منکرین حق کم نبودن که حتی معجزاتو منکرشدن ازاین نظره که میگم پیرو حق بودن بالاترازمعجزه یه
بادرود
(۷/شهریور/۹۳ ۱۵:۵۴)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]سلام
با سلام مجدد
(۷/شهریور/۹۳ ۱۵:۵۴)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]برادرم نشانه های حقیقت همیشه هست وبا معجزه فرق داره نشانه های حق اینکه ما آرزومون براورده شه، بعد نمازاحساس ارامش کنیم ،بعد هرگناه بلایی سرمون بیاد،خوب اینا نشانه های حقیقتن و پیروان حق باایناهم میتونن حق رو پیدا کنن
خب همین دیگه!

آیا ما چیزی مییابیم که مثل یاد خدا به ما آرامش بده؟
اگر بیابیم، این سخن خدا که «دلها تنها با یاد خدا آرام میگیرد» نعوذبالله نقض میشه.
پس همین آرامش یافتن با یاد خدا میشه معجزه: چیزی که جز توسط خدا قابل انجام نیست و ما میبینیمش و حق برای ما اثبات میشه.
چه در مورد اتفاقات خوب و چه در مورد اتفاقات بد، اگر اون اتفاق به صورت دیگری قابل رخ دادن باشه، مثلاً احتمال شانس باشه، میگیم شانسی بوده، یا بخاطر فلان دلیل بوده. اما اگر به صورت دیگری قابل رخ دادن نباشه، انسان متوجه حق میشه. پس درست همون معجزه هست.
بعد میرسیم به اینکه آیا فردی که این رو میبینه حقطلب هست یا نیست. اگر حقطلب باشه تصدیقش میکنه و اگر نباشه ازش رویگردان میشه.
(۷/شهریور/۹۳ ۱۵:۵۴)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]ولی منکرین حق کم نبودن که حتی معجزاتو منکرشدن ازاین نظره که میگم پیرو حق بودن بالاترازمعجزه یه
پاسخ سؤالی که در ارسال قبل پرسیدم، فارغ هست از بحث تفاوت یا عدم تفاوت معجزات پیامبران و دیگر نشونههای خدا.
بنابراین، اگر شما برخلاف توضیحات مجددم هنوز به تفاوتشون باور دارید، سؤالم رو به این صورت دوباره میپرسم:
آیا تمام کسانی که به سبب تصدیق معجزات پیامبران ایمان میارن(و پیرو حق هستن) بدون دیدن معجزات پیامبران هم ایمان میآوردن؟
(ویرایش برای خیلی بدیهیتر بودن- پاسخ سؤال: مسلماً خیر)
پس وقتی «پیرو حق بودن» همیشه نمیتونه بدون «معجزه» به جواب برسه، مسلّم میشه که «پیرو حق بودن» در عرض «معجزه» نیست.
وقتی در عرض نیست، نمیشه گفت که بالاتر هست.
(۷/شهریور/۹۳ ۱۷:۱۹)درست پسند نوشته است: [ -> ]با سلام مجدد
خب همین دیگه!
آیا ما چیزی مییابیم که مثل یاد خدا به ما آرامش بده؟
اگر بیابیم، این سخن خدا که «دلها تنها با یاد خدا آرام میگیرد» نعوذبالله نقض میشه.
پس همین آرامش یافتن با یاد خدا میشه معجزه: چیزی که جز توسط خدا قابل انجام نیست و ما میبینیمش و حق برای ما اثبات میشه.
چه در مورد اتفاقات خوب و چه در مورد اتفاقات بد، اگر اون اتفاق به صورت دیگری قابل رخ دادن باشه، مثلاً احتمال شانس باشه، میگیم شانسی بوده، یا بخاطر فلان دلیل بوده. اما اگر به صورت دیگری قابل رخ دادن نباشه، انسان متوجه حق میشه. پس درست همون معجزه هست.
بعد میرسیم به اینکه آیا فردی که این رو میبینه حقطلب هست یا نیست. اگر حقطلب باشه تصدیقش میکنه و اگر نباشه ازش رویگردان میشه.
پاسخ سؤالی که در ارسال قبل پرسیدم، فارغ هست از بحث تفاوت یا عدم تفاوت معجزات پیامبران و دیگر نشونههای خدا.
بنابراین، اگر شما برخلاف توضیحات مجددم هنوز به تفاوتشون باور دارید، سؤالم رو به این صورت دوباره میپرسم:
آیا تمام کسانی که به سبب تصدیق معجزات پیامبران ایمان میارن(و پیرو حق هستن) بدون دیدن معجزات پیامبران هم ایمان میآوردن؟
پس وقتی «پیرو حق بودن» همیشه نمیتونه بدون «معجزه» به جواب برسه، مسلّم میشه که «پیرو حق بودن» در عرض «معجزه» نیست.
وقتی در عرض نیست، نمیشه گفت که بالاتر هست.
سلام داداش
برادرم اگه اینا معجزه ان چر اخدا میگه:
وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ
و گفتند چرا معجزهاى از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است بگو بىترديد خدا قادر است كه پديدهاى شگرف فرو فرستد ليكن بيشتر آنان نمىدانند
ایه ی 37 سوره ی انعام
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ
وبا سختترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد حتما بدان مىگروند بگو معجزات تنها در اختيار خداست و شما چه مىدانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمىآورند
ش 2- سوره: 21 , آیه: 6 قبل از آنان [نيز مردم] هيچ شهرى كه آن را نابود كرديم [به آيات ما] ايمان نياوردند پس آيا اينان [به معجزه] ايمان مىآورند
ش 5- سوره: 6 , آیه: 25 و برخى از آنان به تو گوش فرا مىدهند و[لى] ما بر دلهايشان پردهها افكندهايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى [قرار دادهايم] و اگر هر معجزهاى را ببينند به آن ايمان نمىآورند تا آنجا كه وقتى نزد تو مىآيند و با تو جدال مىكنند كسانى كه كفر ورزيدند مىگويند اين [كتاب] چيزى جز افسانه هاى پيشينيان نيست
گه اینا معجزه ان چراخدا نگفت ما معجزه فرستادیم
(۸/شهریور/۹۳ ۰:۰۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]برادرم اگه اینا معجزه ان چر اخدا میگه:
...
اگه اینا معجزه ان چراخدا نگفت ما معجزه فرستادیم
مثالهایی که از آیات آوردید رو بررسی کنیم.
اولاً در متن تمام این آیات، واژهی «
آیه» آورده شده و مترجم از جانب خودش به «معجزه» و یا «پدیدهای شگرف» تفسیر کرده.
سوره انعام، آیه 37:
(۸/شهریور/۹۳ ۰:۰۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]وَ قَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ
و گفتند چرا معجزهاى از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است بگو بیترديد خدا قادر است كه پديدهاى شگرف فروفرستد ليكن بيشتر آنان نمیدانند
سوره انعام، آیه 109:
(۸/شهریور/۹۳ ۰:۰۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]وَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَ مَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ
و با سختترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد حتما بدان میگروند بگو معجزات تنها در اختيار خداست و شما چه میدانيد كه اگر [معجزه هم] بيايد باز ايمان نمیآورند
سوره انبیاء، آیه 6:
(۸/شهریور/۹۳ ۰:۰۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]سوره: 21 , آیه: 6 قبل از آنان [نيز مردم] هيچ شهرى كه آن را نابود كرديم [به آيات ما] ايمان نياوردند پس آيا اينان [به معجزه] ايمان میآورند
متن این آیه این هست:
مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ
در ترجمهای که آوردهاید، واژههای «آیات» و «معجزات» توسط مترجم اضافه شده، همونطور که از براکتهای درون خود ترجمه نیز پیداست.
سوره انعام، آیه 25:
(۸/شهریور/۹۳ ۰:۰۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]سوره: 6 , آیه: 25 و برخى از آنان به تو گوش فرا میدهند و[لى] ما بر دلهايشان پردهها افكندهايم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى [قرار دادهايم] و اگر هر معجزهاى را ببينند به آن ايمان نمیآورند تا آنجا كه وقتى نزد تو میآيند و با تو جدال میكنند كسانى كه كفر ورزيدند میگويند اين [كتاب] چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست
متن آیه این هست:
وَ مِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَ إِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ
ثانیاً حتی اگر در آیه واژهی «معجزه» اومده بود، باز هم چنین نتیجهگیریای بسیار دور از دقت هست.
یعنی آیا خداوند باید حتماً در همون آیه تصریح بفرماید که برای اون مردم معجزه فرستاده ولی تکذیب میکنن، و اگر خداوند در همون آیه تصریح نفرمود یعنی معجزه نفرستاده بوده؟
مگه راههای دیگه برای پی بردن به حقیقت ماجرا بر ما بسته هست؟(که تازه در این صورت نتیجهگیری نمیکنیم، نه اینکه نتیجهگیری غیرمطمئن انجام بدیم)
در تلاش برای پی بردن به معنای آیات قرآن کریم:
گشتن به دنبال آیات دیگری که ما رو در فهم بهتر ماجرا کمک کنن، واجب هست:
- مثلاً در مورد آیهی 37 سورهی انعام، نگاهی به آیات قبل میندازیم و میبینیم که آیهی 35 مربوط به زمان حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست. پس میفهمیم که آیهی 37 نیز به سخن کفار اون زمان اشاره میفرماید. و بله! جور درمیاد با این دونستههامون که کفار اون زمان منکر ِ اعجاز قرآن کریم میشدن و میگفتن «چرا نشونهای از خدا نمیاره؟».
بعد نگاهی به آیات بعد میندازیم و در آیهی 39 میبینیم که اونجا نیز سخن از تکذیب آیات هست(ویرایش: یعنی میفهمیم آیاتی(نشانههایی) آورده شده بوده):
سوره انعام، آیه 39: وَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَ بُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَ مَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
و كسانى كه نشانههای ما را تكذيب كردند، كر و لالی هستند در تاريكیها. خدا هركه را بخواهد گمراه میکند و هركه را بخواهد بر راه راست قرارش میدهد.
اما بسیاری از تفاسیری که ممکنه محتمل به نظر بیاد(مانند اونچه که شما مطرح میکنید) رو میشه از راه فکر کردن نیز به چند و چونشون پی برد:
- مثلاً اگر در آیات قبل و بعد بحث پیامبرانی بود که از جریانشون اطلاعی نداشتیم و یا نمیشد مطمئن بود که در مورد کدام پیامبر هست، با یک استدلال منطقی میشه دونست که در مورد تمام پیامبران چنین چیزی صادق هست: مگه پیامبری بوده که ادعای پیامبری کرده باشه ولی معجزهای نیاورده باشه؟ پس میفهمیم وقتی مردمی به یک پیامبر میگن «چرا نشونهای از خدا نمیاره؟» مسلّم هست که دارن نشونههایی که آورده رو تکذیب میکنن.
برای هرگونه نتیجهگیری از آیات قرآن کریم، باید با صبر و بسیار بسیار با دقت عمل کنیم و به آیات قبل و بعد نیز نگاهی بندازیم، و اگر نتیجهگیری موردنظر به کلمات وابسته بود، به عربی آیات نیز نگاهی بندازیم.
مسلماً از ملزومات این کار اینه که مرتب هم باشه. مثلاً عبارت «ایه ی 37 سوره ی انعام» رو بعد از آیه اول نوشته بودید، در حالی که به مکان آیهی دوم اشارهای نکردید و در مورد آیات سوم و چهارم نیز قبلشون مکانشون رو نوشتید.
--------------
میشه به یک صورت دیگه هم معجزه بودن تمام نشونههای خدا رو اثبات کرد:
سوره روم، آیه 27:
وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
و اوست كسی كه آفرينش را آغاز میكند سپس آن را باز میگرداند و اين براى او آسانتر است. و براى اوست صفت برتر در آسمانها و زمين، و اوست شكست ناپذير حكيم
عقلاً، نشونهی اثباتکنندهی کسی که «مثل اعلی برای اوست»، معجزه خواهد بود.
معجزهای که جز او به توسط هیچچیز دیگر قابل انجام نباشه، و اعلی بودن او رو اثبات کنه.
(۸/شهریور/۹۳ ۱۳:۱۴)درست پسند نوشته است: [ -> ]مثالهایی که از آیات آوردید رو بررسی کنیم.
اولاً در متن تمام این آیات، واژهی «آیه» آورده شده و مترجم از جانب خودش به «معجزه» و یا «پدیدهای شگرف» تفسیر کرده.
سوره انعام، آیه 37:
سوره انعام، آیه 109:
سوره انبیاء، آیه 6:
متن این آیه این هست: مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ
در ترجمهای که آوردهاید، واژههای «آیات» و «معجزات» توسط مترجم اضافه شده، همونطور که از براکتهای درون خود ترجمه نیز پیداست.
سوره انعام، آیه 25:
متن آیه این هست: وَ مِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَ إِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ
ثانیاً حتی اگر در آیه واژهی «معجزه» اومده بود، باز هم چنین نتیجهگیریای بسیار دور از دقت هست.
یعنی آیا خداوند باید حتماً در همون آیه تصریح بفرماید که برای اون مردم معجزه فرستاده ولی تکذیب میکنن، و اگر خداوند در همون آیه تصریح نفرمود یعنی معجزه نفرستاده بوده؟
مگه راههای دیگه برای پی بردن به حقیقت ماجرا بر ما بسته هست؟(که تازه در این صورت نتیجهگیری نمیکنیم، نه اینکه نتیجهگیری غیرمطمئن انجام بدیم)
در تلاش برای پی بردن به معنای آیات قرآن کریم:
گشتن به دنبال آیات دیگری که ما رو در فهم بهتر ماجرا کمک کنن، واجب هست:
- مثلاً در مورد آیهی 37 سورهی انعام، نگاهی به آیات قبل میندازیم و میبینیم که آیهی 35 مربوط به زمان حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست. پس میفهمیم که آیهی 37 نیز به سخن کفار اون زمان اشاره میفرماید. و بله! جور درمیاد با این دونستههامون که کفار اون زمان منکر ِ اعجاز قرآن کریم میشدن و میگفتن «چرا نشونهای از خدا نمیاره؟».
بعد نگاهی به آیات بعد میندازیم و در آیهی 39 میبینیم که اونجا نیز سخن از تکذیب آیات هست:
سوره انعام، آیه 39: وَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَ بُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَ مَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
و كسانى كه نشانههای ما را تكذيب كردند، كر و لالی هستند در تاريكیها. خدا هركه را بخواهد گمراه میکند و هركه را بخواهد بر راه راست قرارش میدهد.
اما بسیاری از تفاسیری که ممکنه محتمل به نظر بیاد(مانند اونچه که شما مطرح میکنید) رو میشه از راه فکر کردن نیز به چند و چونشون پی برد:
- مثلاً اگر در آیات قبل و بعد بحث پیامبرانی بود که از جریانشون اطلاعی نداشتیم و یا نمیشد مطمئن بود که در مورد کدام پیامبر هست، با یک استدلال منطقی میشه دونست که در مورد تمام پیامبران چنین چیزی صادق هست: مگه پیامبری بوده که ادعای پیامبری کرده باشه ولی معجزهای نیاورده باشه؟ پس میفهمیم وقتی مردمی به یک پیامبر میگن «چرا نشونهای از خدا نمیاره؟» مسلّم هست که دارن نشونههایی که آورده رو تکذیب میکنن.
برای هرگونه نتیجهگیری از آیات قرآن کریم، باید با صبر و بسیار بسیار با دقت عمل کنیم و به آیات قبل و بعد نیز نگاهی بندازیم، و اگر نتیجهگیری موردنظر به کلمات وابسته بود، به عربی آیات نیز نگاهی بندازیم.
مسلماً از ملزومات این کار اینه که مرتب هم باشه. مثلاً عبارت «ایه ی 37 سوره ی انعام» رو بعد از آیه اول نوشته بودید، در حالی که به مکان آیهی دوم اشارهای نکردید و در مورد آیات سوم و چهارم نیز قبلشون مکانشون رو نوشتید.
--------------
میشه به یک صورت دیگه هم معجزه بودن تمام نشونههای خدا رو اثبات کرد:
سوره روم، آیه 27: وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
و اوست كسی كه آفرينش را آغاز میكند سپس آن را باز میگرداند و اين براى او آسانتر است. و براى اوست صفت برتر در آسمانها و زمين، و اوست شكست ناپذير حكيم
عقلاً، نشونهی اثباتکنندهی کسی که «مثل اعلی برای اوست»، معجزه خواهد بود.
معجزهای که جز او به توسط هیچچیز دیگر قابل انجام نباشه، و اعلی بودن او رو اثبات کنه.
خوب ایه اگه به معنای معجزه نیست به معنای چیه خوب ایه ی قرانو که پیامبر میبرد چطور میگفتن ایه بیار یکم فکر کن برادرم
درباره ی معجزه میگه میگه اگه بفرستیم پس یعنی نفرستاده
ایه ی 39 سوره ی انعام منظورش تکذیب ایه های قرانه معجزه ای نبود که تکذیب بشه
با کدوم استدلال میشه فهمید دربار ه ی همه یه گفتی ناستدلال منطقی
(۸/شهریور/۹۳ ۱۹:۵۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]خوب ایه اگه به معنای معجزه نیست به معنای چیه خوب ایه ی قرانو که پیامبر میبرد چطور میگفتن ایه بیار یکم فکر کن برادرم
فکر نمیکردم لازم باشه معنای واژهی «آیه» رو هم توضیح بدم، برای همین نگفتم.
آیه در زبان عربی یعنی نشانه.
آیات قرآن به همین خاطر آیه نامیده میشن. بخاطر اینکه سخنان قرآن کریم، معجزهی پیامبر، نشونههای خداست.
(۸/شهریور/۹۳ ۱۹:۵۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]درباره ی معجزه میگه میگه اگه بفرستیم پس یعنی نفرستاده
گفته بودم:
درست پسند نوشته است:مگه پیامبری بوده که ادعای پیامبری کرده باشه ولی معجزهای نیاورده باشه؟ پس میفهمیم وقتی مردمی به یک پیامبر میگن «چرا نشونهای از خدا نمیاره؟» مسلّم هست که دارن نشونههایی که آورده رو تکذیب میکنن.
(۸/شهریور/۹۳ ۱۹:۵۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]ایه ی 39 سوره ی انعام منظورش تکذیب ایه های قرانه معجزه ای نبود که تکذیب بشه
بله!
منظورش آیههای قرآنه.
اما آیا آیههای قرآن معجزه نیستن؟؟؟؟!!!!!
(۸/شهریور/۹۳ ۱۹:۵۸)بهروزبراتزاده نوشته است: [ -> ]با کدوم استدلال میشه فهمید دربار ه ی همه یه گفتی ناستدلال منطقی
نمیتونم درست بخونم.
-----------
دیگه بحث رو ادامه نخواهم داد. از اینکه در حرفم اصلاً تفکر نمیکنید ناراحت هستم.

بیشتر از دو ساعت امروز وقت صرف کردم برای شما یک مطلب قشنگ و روان آماده کنم، اما فکر نکنم روی حرفم 10 ثانیه تأمل کرده باشید، چون در این صورت حرفهای به اون سادگی رو دوباره منکر نمیشدید.
(۸/شهریور/۹۳ ۲۳:۵۸)درست پسند نوشته است: [ -> ]فکر نمیکردم لازم باشه معنای واژهی «آیه» رو هم توضیح بدم، برای همین نگفتم.
آیه در زبان عربی یعنی نشانه.
آیات قرآن به همین خاطر آیه نامیده میشن. بخاطر اینکه سخنان قرآن کریم، معجزهی پیامبر، نشونههای خداست.
برادرم میدونم یعنی نشانه امامیگم اینجا منظورش ازایه چی بوده؟
[/quote]
(۸/شهریور/۹۳ ۲۳:۵۸)درست پسند نوشته است: [ -> ]گفته بودم:
بله!
منظورش آیههای قرآنه.
اما آیا آیههای قرآن معجزه نیستن؟؟؟؟!!!!!
برادرم اونامعجزه ای میخواستن که بهشون ثابت شه قرا ن فقط باتحقیق ثابت میشه اونا اهل تحقیق نبودن وخدا هم نگفت این معجزه ی ما چون میدونست یه معجزه ی دیگه میخوان
(۸/شهریور/۹۳ ۲۳:۵۸)درست پسند نوشته است: [ -> ]دیگه بحث رو ادامه نخواهم داد. از اینکه در حرفم اصلاً تفکر نمیکنید ناراحت هستم.
بیشتر از دو ساعت امروز وقت صرف کردم برای شما یک مطلب قشنگ و روان آماده کنم، اما فکر نکنم روی حرفم 10 ثانیه تأمل کرده باشید، چون در این صورت حرفهای به اون سادگی رو دوباره منکر نمیشدید.
باشه بحثو تموم میکنیم