تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ...عروس رفته گل بچینه..
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
(۲۳/شهریور/۹۳ ۴:۰۳)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]جناب the amd
آیا شما قبول دارید که این مدل گفتن که " عروس رفته گلاب بیاره " دروغ هست یا خیر ؟
اگر نیست پس اسمش چه هست ؟
وجوب گفتنش چی هست ؟
اگر بخواهیم این مسئله رو در زمره تعارف هم بیاوریم باز هم دلیل مناسبی برای گفتنش نیست ..
چون تعارف بیجا هم مصداق نفاق هست

سلام علیکم .

اول من ی سوال میپرسم به نظر شما، دروغ چیه و انسان چرا دروغ میگه؟؟

توجهتون رو به تفسیر و توضیح زیر در ارتباط با دروغ جلب میکنم : (قسمت‌های مهم برجسته شده برای دوستانی که محدودیت وقت دارن)

با این که این واژه از واژه هایى است که همگى با معنى و مفهوم آن آشنا هستیم در عین حال در میان دانشمندان در تعریف آن گفتگوهاى زیادى است، بعضى دروغگویی را به معنى عدم مطابقت محتواى سخن با واقعیت ذکر کرده اند، در حالى که بعضى دیگر آن را عدم مطابقت با تشخیص و اعتقاد گوینده مى دانند، و از آیه شریفه سوره منافقون براى این سخن استمداد جستند، آنجا که مى فرماید: «اذا جائک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان المنافقین لکاذبون؛ هنگامى که منافقان نزد تو آیند مى گویند ما شهادت مى دهیم که یقینا تو رسول خدایى، خداوند مى داند که تو رسول او هستى، ولى خداوند گواهى مى دهد که منافقان دروغگو هستند» (منافقون/ 1)
بدیهى است منافقان که شهادت به رسالت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مى دادند سخنى مطابق واقع مى گفتند، ولى چون مطابق اعتقاد آنها نبود به عنوان دروغگو معرفى شدند ولى در پاسخ این سخن مى توان گفت که نسبت دروغ به منافقان از اینجا سرچشمه مى گیرد که آنها شهادت به رسالت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به صورتى ابراز مى داشتند که مفهومش این بود که مطابق اعتقاد درونى ما است، و چون این سخن با واقعیت مطابق نبود نسبت دروغ به آنها داده شده است، یعنى آنها در این اظهار که این سخن موافق اعتقاد درونى آنها است دروغگو بودند، بنابراین صدق و کذب در هر حال بر اساس تطابق با واقعیت ها مشخص مى شود. البته هر گونه عدم تطابق با واقعیت دروغ نیست، بلکه مهم این است که شخص برای فریب دادن دیگران، سخنی بگوید و یا عملی انجام دهد که مطابق واقع نیست. زیرا ممکن است شخصی از روی اشتباه یک سخن خلاف واقع را بیان کند. بنابراین می توان دروغ را اینگونه معنا کرد: «فریب دیگران به وسیله چیزی که در نظر متکلم واقعیت ندارد».
امیرمؤمنان على (علیه السلام) که همه چیز را از زاویه عبودیت پروردگار مى بیند در تعریف صدق و کذب، سخن دیگرى دارد مى فرماید: «الصدق مطابقة المنطق للوضع الالهى و الکذب زوال المنطق عن الوضع الالهى؛ صدق همان مطابقت سخن با وضع الهى است، و کذب ناهماهنگى سخن با وضع الهى است» (غرر فارسى، حدیث 1552 و 1553، جلد اول، صفحه 400) منظور از وضع الهى ظاهرا همان وضع جهان آفرینش است، که به اراده و فرمان خدا به وجود آمده است، بنابراین تعریف امیرمؤمنان على (علیه السلام) نیز همان تعریفى است که در بالا آمد با این اضافه که شکل توحیدى آن محفوظ شده است. البته صدق و کذب همان گونه که بر زبان جارى مى شود، در عمل انسان نیز خود را نشان مى دهد، کسانى که عملى بر خلاف ظاهر حالشان مى کنند دروغگو هستند و آنها که ظاهر و باطن و اعمالشان هماهنگ است صادقند.

منابع :
ناصر مکارم شیرازی- اخلاق در قرآن جلد 3- صفحه 216-217 و 234-235
سید رضا صدر- دروغ
حسین مظاهری- حریم های اخلاق در آینه احکام
عبدالحسین دستغیب- گناهان کبیره جلد1- صفحه 309
http://tahoor.com/

(هیچ اصراری برای صحیح بودن مطلق مطالب ندارم)

منم تقریبا با مطالب موافقم . از نظر من و با توجه به مطالب مفهوم دروغ به دوتا مطلب وابسته هست :
اول، انسان‌ها عمومی به دلیل منافع شخصی خودشون یا اطرافیانشون دروغ می‌گن و هیچ کس رو نمیشناسید که حقیقت به نفعش باشه و دروغی رو بگه به نفع هیچ کس نیست (موارد استثناء هم هست که دچار بیماری روانی هستن) .

دوم، دروغ باید به صورتی باشه که شخص بالغی توی جمع حضور داشته باشه و اون حرف رو باور کنه .

به نظر شما، اگه من الان بگم، شب هست، در صورتی که هر آدم عاقل (نه حتی بالغی) تشخیص میده روز هست، مرتکب گناه شدم؟؟
خوب قبول ! نمیشود که کاملا گفت دروغ هست !
اما راست هم نیست !
حقیقت هم نیست !
و ورع این هست که نگوییم ! با این جمله که موافقید !؟

ورع : پرهیز از اموری که توش شبهه هست Smile
یعنی حلال و حرام بودنش چندان مشخص نیست .
عروس؟
عقد؟؟
عروسی؟؟!

کی؟ کجا؟! HuhSmileWinkBig Grin
(۲۴/شهریور/۹۳ ۱۶:۲۶)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]خوب قبول ! نمیشود که کاملا گفت دروغ هست !
اما راست هم نیست !
حقیقت هم نیست !
و ورع این هست که نگوییم ! با این جمله که موافقید !؟

ورع : پرهیز از اموری که توش شبهه هست Smile
یعنی حلال و حرام بودنش چندان مشخص نیست .
سخنی که بیهوده باشه(یعنی صواب نباشه و ناصواب هم نباشه)، حتی اگر قسم باشه هم نزد خدا بازخواست نداره: به این دلیل

اما بطور کلی مؤمن از بیهوده رویگردان هست: به این دلیل
(۲۵/شهریور/۹۳ ۰:۳۹)درست پسند نوشته است: [ -> ]سخنی که بیهوده باشه(یعنی راست و صواب نباشه، دروغ و ناصواب هم نباشه)، حتی اگر قسم باشه هم نزد خدا بازخواست نداره: به این دلیل

اما بطور کلی مؤمن از بیهوده رویگردان هست: به این دلیل
آموزنده بود.(میخواستم اعتبار بدم که البته متوجه شدم هنوز ما صلاحیت نداریم ظاهراBig Grin)

نقل قول:و ورع این هست که نگوییم ! با این جمله که موافقید !؟

ورع : پرهیز از اموری که توش شبهه هست [تصویر: happy.png]
یعنی حلال و حرام بودنش چندان مشخص نیست .

بنده در مورد ورع اطلاعی نداشتم . الانم اعتقادی ندارم مگر دوستال لطف کنن و به من ثابت کنن که این بی اعتقادی از روی بی اطلاعی از احکام شرعیه .[تصویر: Flower_Yahoo_smiley.gif]
حکم اعمال از منظر من همین 5تاست :

حرام مکروه مباح مستحب واجب
ظاهرا حکم دیگه ای موجود بوده ...
(۲۵/شهریور/۹۳ ۱:۱۷)The AmD نوشته است: [ -> ]بنده در مورد ورع اطلاعی نداشتم . الانم اعتقادی ندارم مگر دوستال لطف کنن و به من ثابت کنن که این بی اعتقادی از روی بی اطلاعی از احکام شرعیه .[تصویر: Flower_Yahoo_smiley.gif]
حکم اعمال از منظر من همین 5تاست :

حرام مکروه مباح مستحب واجب
ظاهرا حکم دیگه ای موجود بوده ...
نه ورع فرق می کند . در این دسته بندی جای نمی گیرد .
ورع یک حالت هست !
مثلا فرد شک می کند که یک موضوع مشکل شرعی دارد یا خیر .
مثلا نمی داند که این موزیک غنا دارد یا نه .
فکر می کند که از شنیدنش صرف نظر کند .
به عبارتی ازش حذر کند . به این حالت ورع می گویند یعنی پرهیز از مشتبه به حرام .

امام صادق علیه السلام در مورد معنای ورع فرموده اند : الورع ، الوقوف عند الشبهة ... مستدرک ،ج17،ص324
ورع آن است که در برخورد با شبهه انسان توقف کند .
البته ورع حالتهایی دارد که در این مقال نمی گنجدSmile

که البته یکیش این هست :
الصدق فی المقاولة: راستگویی در گفتار . انسان صاحب ورع از هر دروغی ، جدی باشد یا شوخی پرهیز می کند
نقل قول:من از درد نگفتم من نگفتم درد که شما سریع ارتباط میدین به معضلات مشکلات جامعه تاپیک های زیادی هم درخصوص این معضلات نوشتن رجوع کنید به این تاپیک ها و ازدردهاو مشکلاتتون بگین

من فقط یه نمونه از صدها نمونه از عرف و سنت هایی اوردم که برچسب دروغ به این سنتها میزنند به اسم دین

کسی به اسم دین نمیره بگه عروس رفته گل بچینه
اینا سنت های ایرانی هست. من میگم این موضوعات حتی لیاقت درگیر کردن ذهن رو هم نداره چون الان دغدغه ها خیلی بیشترن الان.
دوستان عزیز!
نوشته هایی که خطاب به شخص شخیص همدیگه بود و حاوی اندکی متلک و توهین بود و هیش ربطی به موضوع نداشت، ادیت شد.
برای جلوگیری از دیلیت، لطفاً کمی مراعات بفرمایید.Smile
سلام ،
الان موضوع چیه ؟ سر اینکه چرا میگن عروس رفته گل بچینه؟
ظاهرا و طی تحقیقات من ، منظور از گل آقای داماد هستن که یعنی عروس خانوم رفته آقا داماد رو بچینه . Big Grin
بعد بحث دروغه ، آخه این عروس که اونجا نشسته و همه میدونن که جایی نرفته ، بعد الان این دروغ خطاب به کی گفته میشه؟

بحث بعدی هم بحث اینکه شما هر کاری انجام بدی مردم دربارش حرف میزنن پس کاری رو انجام بده کهخ وجدان خودت راحت باشه (البته این آخری زیاد ربطی به بحث نداشت)

Ateke
عزيز[تصویر: dodgy.png][تصویر: huh.png] با اينكه بايد برم عجله دارم طاقت نياوردم جوابتو ندم آخه وقتي ملت همه ميدونن- اصلا ميبينن_ عروس واقعا نشسته اونجا وحضور داره واين يه رسمه كه ميگن رفته گل بچينه ويا.... ،كه ديگه دروغ محسوب نميشه تازه وقتي ميگن شوخي شوخي هم دروغ نگيد، برا زمانيه كه طرف تشخيص نده راسته يا دروغه اين ماجراي شوخي پيامبر رو شنيديد كه توي جمعي نشستن وهمه خرما ميخورن،پيامبرص هسته هاي خرماشونو تو ظرف حضرت علي ع ميندازن ...،اخر سر ميگن – به تعبير من_علي چقدر خرما خوردي ،ايشون جواب ميدن اين كه عيبي نداره زياد خوردم ،اشاره به ظرف پيامبركه هسته توش نيس ميكنن ميگن خرما رو با هسته خوردن عيب داره و...همه ميزنن زير خنده از اين جور شوخيا كه شما اسمشو ميذاري دروغ زياد پيش مياد،نبايد سخت بگيري «البته بايد حواسمونو جمع كنيم كم كم تبديل به دروغ نشه» در مورد اين رسم هم همينطوره يه جور شوخي محسوب ميشه ،البته شوخي هم بهش نگيم بگيم يه رسمه به هر حال دروغ گفتن نيست به نظرم فلسفشم همون نشون دادن يه جور حيا ومخصوصا ناززززز عروس خانومه[تصویر: blush.png]ديگه بايد برم....................
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع