تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: غاصبان خلافت حضرت علی جاهل بودند یا منافق؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
سلام - در حال مطالعه قرآن بودم به این نکته برخوردم - حیفم اومد اینجا مطرح نکم - اگر ایرادی بر این متن دارید بیان کنید - ممنون
بسم الله الرحمن الرحیم
دو آیه در قرآن کریم هست که برای جویندگان مذهب حقه ،خیلی چیز ها را روشن میکند.
1- آیه 59 سوره النسا که معروف به آیه "اولوالامر"هست:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً
ترجمه:
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است.
2-آیه 61 سوره النسا:
وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً
ترجمه:
و چون به آنها گفته شود كه به سوى آنچه خداوند نازل كرده و به سوى فرستاده او بياييد، منافقان را مى‏بينى كه از تو به شدت اعراض مى‏كنند و ديگران را نيز باز مى‏دارند.
خب ، مشخص شد در زمانی که پیامبر حکمی دهد و آن حکم برای بعضی ها خوش نباشد ،شروع به مخالفت میکنند "که این ها منافق اند"
پس میتوان گفت آنان که در باره ی حکم خدا که از طریق پیامبر به مردم رسید و مبنی بر ولایت امیر المومنین علی (علیه السلام) بود، مخالفت کردند از روی جهلشان نبود بلکه از روی نفاق بود.
یعنی میدانستند حق چیست ولی کتمان کردند.
در آیه اولی که معرفی شد ،مشخص بود که اگر مردم درباره ی حکم اولوالامر به توافق نرسیدند باید برای پیدا کردن حکم حق،به حکم خدا و پیامبرش رجوع کرد.
ولی در آیه دوم موضوع درباره ی افرادی است که آنان بعد از نپذیرفتن حکم اولوالامر ،حکم پیامبر را نیز نپذیرفتند.
شان نزول آیه در مورد اختلاف یک یهودی با یک منافق است که یهودی پیشنهاد داوری محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را کرد چون میدانست او با رشوه ، داوری نمیکند ولی منافق پیشنهاد داد برای داوری نزد یک کاهن یهودی برویم چرا که میدانست او با رشوه قضاوت میکند.
حال به دو تفسیری که از بزرگان در باره ی آیه 61 هست را مشاهده میکنیم.(گویا این آیات حرفی بیش از این دارد):
اطيب البيان في تفسير القرآن ج‏4 119 و 120
ما جامعه شيعه مى‏گوييم باين عامه عمياء بيائيد در حقانيت على عليه السّلام و ابا بكر رجوع كنيم بقرآن مجيد و باخبار متواتره صادره از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بكلى اعراض ميكنند و عوام خود را هم منع شديد ميكنند مگر آيه ركوع و آيه مباهله و دو آيه يوم الغدير و بسيارى از آيات ديگر و همچنين حديث منزلة و حديث ثقلين و حديث سفينة و حديث طير مشوى و حديث من كنت مولاه و احاديث ديگر
همه دلالت بر حقانيت على عليه السّلام بلكه صراحت ندارد چرا رجوع نميكنيد و نميگذاريد عوام رجوع كنند نعوذ باللَّه من النفاق و الضلالة و الكفر، چنانچه در تفسير على ابن ابراهيم است فرمود
هم اعداء آل محمد كلهم جرت فيهم هذه‏ الاية.
[/font]
تفسير اثنا عشرى ج‏2 486 و 487
تبصره: چون آيات قرآنى عبرت به عموم لفظ است نه خصوص سبب، پس آيه شريفه عموميت دارد نسبت به كسانى كه حاليه وقتى به آنها گفته شود:
بيائيد به حكم خدا و رسول رفتار كنيد، اعراض نموده و گويند: اقتضاى زمان چنين است كه ما به قانون مجعوله رفتار كنيم. يا للعجب از اين قوم كه خود را مسلمان دانند، مگر نعوذ باللّه، خدا و پيغمبر مخبر نبودند كه قرون اخيره چه احكامى محتاج اليه است، تا وضع آن نموده مردم را بلا تكليف نگذارند. البته قرآن حكمش باقى و عموم مكلفين مأمورند به عمل به آن تا روز قيامت، پس بنا بر اين است. حسانات عقليه و آراء جديده غير مشروعه هر دوره‏اى از زمان، چه محلى از اعراب دارد.
در كافى شيخ كلينى و اكمال الدين صدوق رحمه اللّه در ذيل خبرى،حضرت رضا عليه السّلام به عبد العزيز فرمايد: اى عبد العزيز بن مسلم! جهالت كردند مردم و خدعه و حيله نمودند در آراء خود. بدرستى كه خداى عز و جل قبض روح پيغمبر خود ننمود تا كامل كرد دين او را و نازل فرمود به او قرآن را كه در آنست تفصيل هر چيزى؛ بيان فرموده در آن حلال و حرام و حدود احكام را و جميع آنچه را كه محتاجند مردم به آن كاملا. پس فرمود خداى عز و جل:
«فرو گذار نكرديم در قرآن چيزى را». «1»[font=Times New Roman] و نازل فرمود در حجة الوداع كه آخر عمر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود، اين آيه را كه: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏.
يعنى: امروز دين شما را براى شما كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد. «2» و امر امامت از تماميت دين است، و رحلت ننمود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا اينكه بيان فرمود براى امتش، معالم دينشان را و واضح ساخت براى آنها راهشان را و واگذاشت ايشان را بر طريق حق، و اقامه نمود بر آنها على عليه السّلام را علم و امام، و ترك نكرد بيان چيزى را كه امت محتاجند. پس هر كه گمان كند كه خداى تعالى كامل نفرموده دينش را، به تحقيق رد كرده كتاب اللّه را، و هر كه رد كند كتاب الهى را، كافر است. «3»
پس برای بار چندم بر همه ی ما اثبات شد که آن کسانی که در ابتدا با خلافت علی مخالفت کردند ،منافق بودند.
اگر همه برای مسیر زندگی خود به حکم خدا و رسولش مراجعه میکردند ،مسیر دین منحرف نمیشد.
خداوندا به همه انسان ها هدایت را عنایت بفرما.
دوستان اگه میشه بفرمایید برداشت من از این آیات درست بوده یا خیر؟
ممنون
سنی و شیعه جمعیتی هستند که در اصول دین یکسان هستن
دین اصیل متشکل از اصول دین است(ای کیو سان وارد می شود)
من در حد خودم می گم. منافق داریم تا منافق. حرف قرآن متین. وقتی که مقام خلافت علی غصب شد. علی گفت کار غلطی شده. اما باز درگیر نشد. برای مقامش قیام نکرد. عناد نورزید.
چرا؟
چون عمر و ابوبکر با اینکه منافقت ورزیده بودند و در حدی حرکت نکرده بودند که برای علویون غیر قابل تحمل بشه.
علی به خاطر وحدت و آن هم وحدتی از جهت حفط اصول دین سکوت کرد.
تا وقتی که اصل مشترک دین نقض نشده نباید وحدت از دست بره.
(۲۹/شهریور/۹۳ ۲۰:۳۹)Bidel.s نوشته است: [ -> ]سنی و شیعه جمعیتی هستند که در اصول دین یکسان هستن
دین اصیل متشکل از اصول دین است(ای کیو سان وارد می شود)
من در حد خودم می گم. منافق داریم تا منافق. حرف قرآن متین. وقتی که مقام خلافت علی غصب شد. علی گفت کار غلطی شده. اما باز درگیر نشد. برای مقامش قیام نکرد. عناد نورزید.
چرا؟
چون عمر و ابوبکر با اینکه منافقت ورزیده بودند و در حدی حرکت نکرده بودند که برای علویون غیر قابل تحمل بشه.
علی به خاطر وحدت و آن هم وحدتی از جهت حفط اصول دین سکوت کرد.
تا وقتی که اصل مشترک دین نقض نشده نباید وحدت از دست بره.

علی؟

کدوم علی؟

حداقل احترام رو لاقل برای سایت بزارید

سایت های خودتون بکنار


اتفاقا نفاقشون انقدر غلیظ بود که با اقدام علنی نمیشد کار کرد


حضرت هارون علیه السلام موقعی که سامری لعنت الله علیه گوساله رو علم کرد برای به تفرقه نیفتادن بین امت موسی علیه السلام سکوت کردند و وارد فاز عمل نشدند تا زمان بگذره

وگرنه سامری کم فتنه ای نکرد



====

در ضمن

میشه اصول دین رو بشمرید

توحید

عدل

نبوت

امامت

معاد

فکر کنم یه فرقایی داریم
نقل قول:اتفاقا نفاقشون انقدر غلیظ بود که با اقدام علنی نمیشد کار کرد
با منطق جهاد و مکتب عاشورا حرف نمی زنید. این جمله برگرفته از عقاید القا شده توسط فیلم مختارنامه هست.
نقل قول:در ضمن

میشه اصول دین رو بشمرید

توحید

عدل

نبوت

امامت

معاد

فکر کنم یه فرقایی داریم
اگه با دقت می خونیدن متوجه می شدین که نوشتم "اصول مشترک دین"
نقل قول:با منطق جهاد و مکتب عاشورا حرف نمی زنید. این جمله برگرفته از عقاید القا شده توسط فیلم مختارنامه هست.

«آگاه باشید! به خدا سوگند، 231، جامه ی خلافت را بر تن کرد، در حالی که می دانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی، چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت می کند. او می دانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است، و بلندای امتیازات من به اندازه ای است که پرندگان دورپرداز، نمی توانند هوای پریدن در ارتفاعات آن را در سر بپرورانند (در آن هنگام که خلافت در مسیر دیگری افتاد) پرده ای میان خود و خلافت آویختم و از آن کناره گیری کردم و در این اندیشه بودم که آیا با دست خالی برای گرفتن حق خود به پا خیزم؟ و یا در این محیط خفقان زا و تاریکی که به وجود آوردند، صبر پیشه سازم؟ که پیران را فرسوده، جوانان راپیر، و مردان با ایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه می دارد! پس از ارزیابی درست، صبر و بردباری را خردمندانه تر دیدم. پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود.»

میدونید چنین شخصیتی بگه خار در چشم یعنی چی؟

تا حالا شده یه موی ناقابل بره تو چشماتون؟

تا درش نیارید آروم نمیشید

خار!!!

خیلیه خدائیش

به بدی من نگاه نکنید که دارم دفاع میکنم

فتنه غلیظ یعنی بزرگترین مرد برای حفظ اسلام سکوت کنند و تا همین الان یه عده بگن اگر فلانی بر حق نبود چرا قیامی نشد



در مورد اصول مشترک

ما هم نگفتیم اصول مشترک نداریم

گفتم در اصولمون یکی نیست اگر بود مشکلی نبود

جمله اولتون رو ببینید
در جمله اولم اشتباه کردم
ولی در کل باز دلیل نمیشه به خاطر ابوبکر و عمر سنی جماعت رو دشمن خود بدونیم در حالی می شه رابطه برادری مستحکم با اونها داشت(همانطوری که اونا با شما و اهل بیت دارند)
علی اگر سکوت کرد در همین دلیل بود. نمی دونم چرا اینطور جبهه گیری شد ولی توی اون کتاب هم با هر لحنی (که من لحن خاصی ندیدم.) نگفت که ابوبکر و عمر بر حق بودن.
فقط اینکه فضیلت های اونها رو به عنوان یک مرهم بر همون زخم داخل چشم و زخم زیر گلو یاد کرد.
فضیلت های اونا رو نمی شه منکر شد حتی اگر منافق و ... خطاب بشن.
نقل قول:فضیلت های اونا رو نمی شه منکر شد حتی اگر منافق و ... خطاب بشن.

اگر قبول داری که این‌ها منافق بودن، پس دیگه فضیلت داشتنشون رو چطور توجیه می‌کنی؟

همون طور که توی پست اول هم ذکر شد، خودمم توی یکی دیگه از تاپیکا ذکر کردم، این‌ها خودشون میدونستن که حق کیه و خلافت حقــ ــه کیه ! پس هرکاری هم کردن، من‌باب حفظ ظاهر بوده و ریاکاری محسوب میشه ...
عمر اگر فضیلت داشت، گوشه‌ای از این فضائل خودش رو توی عاشورا نشون نمی‌داد؟؟

نوشته‌های آقای شریعتی رو البته نقد نکردم، ی نکته‌ای بود گفتم ذکر کنم .
(۲۹/شهریور/۹۳ ۲۲:۰۲)Bidel.s نوشته است: [ -> ]در جمله اولم اشتباه کردم
ولی در کل باز دلیل نمیشه به خاطر ابوبکر و عمر سنی جماعت رو دشمن خود بدونیم در حالی می شه رابطه برادری مستحکم با اونها داشت(همانطوری که اونا با شما و اهل بیت دارند)
علی اگر سکوت کرد در همین دلیل بود. نمی دونم چرا اینطور جبهه گیری شد ولی توی اون کتاب هم با هر لحنی (که من لحن خاصی ندیدم.) نگفت که ابوبکر و عمر بر حق بودن.
فقط اینکه فضیلت های اونها رو به عنوان یک مرهم بر همون زخم داخل چشم و زخم زیر گلو یاد کرد.
فضیلت های اونا رو نمی شه منکر شد حتی اگر منافق و ... خطاب بشن.

باز شما تو دهن ما حرف گذاشتید

ما کی گفتیم دشمنن؟

=====

شما از عمد میگی علی ؟

کارتون زشته اگر عمدی در کار نیست


فضیلت Big Grin

چی بگم

خنده حلاله Big Grin

===

میشه دو تا فضیلت از فضیلت هاشون رو بیان کنید تا مستفیض بشیم؟

یادی کنیم از عالم مقدص ملخوت و آقای عایشه/آتوسا/... تا بیان و مجلس رو نورانی کنن
دو تن از صحابه پیامبر هر چند گناهکار به قدری در نظر شما کوچک شده ان که بحث فایده ای نداره
من بیام از فضیلتشون حرف بزنم شما می یای می گی اینا برای خلافت کافی نیست و علی صد برابرش رو داشت.
انگار من منکر این مسئله هستم.
ولی منکر فضیلت هاشون هم نیستم
به جرم غصب خلافت همون برتری هاشون از معاویه و عثمان و ... رو هم از میان نمی برم.
والسلام
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع