۲۴/مهر/۹۳, ۶:۳۱
(۲۳/مهر/۹۳ ۲۳:۲۸)مجید املشی نوشته است: [ -> ]لینک دانلود قسمت دوم مستند جادوی خنیا با کیفیت عالی
ممنون اما لینکها ارور میدن
(۲۳/مهر/۹۳ ۲۳:۲۸)مجید املشی نوشته است: [ -> ]لینک دانلود قسمت دوم مستند جادوی خنیا با کیفیت عالی
![[تصویر: ScreenShot_Jadooye_Khonya_E02.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8146150568/ScreenShot_Jadooye_Khonya_E02.jpg)
نقل قول:یه سوال دارم آقای املشی.استاد رائفی پور یه سوال اساسی مطرح می کنن و اون اینه که با گوش دادن به موسیقی چه چیزی یاد می گیریم.این سوال درستیه؟انسان پیوسته در حال یادگرفتنه
ما قرار نیست با انجام هرکاری یه چیزی یاد بگیریم.مثلا وقتی به تابلوهای نقاشی نگاه می کنیم چی یاد می گیریم؟در واقع هیچ چیز.فقط از دیدنششون لذت می بریم.
موسیقی با وجود و روح و اعصاب انسان کار داره.البته موسیقی اگه با کلام همراه بشه می تونه آموزنده هم باشه.اما به تنهایی ممکنه فقط کاربرد درمانی یا برای خیلی ها عاملی برای لذت باشه.که با دومی تا حدودی مخالفم.چون باید بلد باشی چه موسیقی ای گوش بدی
موسیقی با بقیه هنرها تفاوت های عمیقی داره
(۲۵/مهر/۹۳ ۲۰:۵۸)Bidel.s نوشته است: [ -> ]انسان پیوسته در حال یادگرفتنه
این لدت بردن هم به نوعی یادگرفتن محسوب می شه
شما از یه چیزی لذت می بری
چرا؟
چونکه با افکارت همخوانی داره
چی یاد می گیری؟
نکاتی رو از بر می شیم که باهاش به افکارمون اساس و جهت بدیم
(۲۵/مهر/۹۳ ۲۰:۳۰)عرفان محجوب نوشته است: [ -> ]یه سوال دارم آقای املشی.استاد رائفی پور یه سوال اساسی مطرح می کنن و اون اینه که با گوش دادن به موسیقی چه چیزی یاد می گیریم.این سوال درستیه؟فکر می کنم سه ارسال زیر که حدودا دو سال پیش نوشتم تا اندازه ای موضوع رو روشن تر کنه
ما قرار نیست با انجام هرکاری یه چیزی یاد بگیریم.مثلا وقتی به تابلوهای نقاشی نگاه می کنیم چی یاد می گیریم؟در واقع هیچ چیز.فقط از دیدنششون لذت می بریم.
موسیقی با وجود و روح و اعصاب انسان کار داره.البته موسیقی اگه با کلام همراه بشه می تونه آموزنده هم باشه.اما به تنهایی ممکنه فقط کاربرد درمانی یا برای خیلی ها عاملی برای لذت باشه.که با دومی تا حدودی مخالفم.چون باید بلد باشی چه موسیقی ای گوش بدی
موسیقی با بقیه هنرها تفاوت های عمیقی داره
(۲۶/بهمن/۹۱ ۱۸:۵۵)مجید املشی نوشته است: [ -> ]نقل قولدر کل هنر آمیخته با جذابیت باید باشد. این جزئی از ذات آن هست. اما آیا میتوانیم معنا را فدای ماده نماییم؟!!!
(۲۸/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۱)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
از طرف دیگر همین مدیا و سینما و تصاویر میتوانند ارشاد کننده نیز باشند.
به عنوان مثال اینکه با دیدن تصویر یک نگاه مادرانه و خلوصی که موج می زند در این نگاه احساسی عجیب به شما منتقل میشود و یا با دیدن تصویر یک شجاعت و رشادتی در جبهه ها منقلب می شوید همین کارکرد ارشادی هنر و در اینجا به صورت اخص، سینماست.
هنر وقتی در خدمت هدایت باشد متعالیست و ارشاد کننده.
(۲۱/مهر/۹۱ ۲۰:۰۱)مجید املشی نوشته است: [ -> ] شهيد آويني تأكيد داشت كه هنر حقيقي تنها از ذهن و دل هنرمند پرورش يافته برمي آيد:
هنرمند آيينه اي است كه اگر صيقلي نباشد، صورت زيباي حقيقت را و كج و معوج مي نمايد؛ پس هنرمند از آن حيث كه واسط ظهور حق در عالم است، بايد به تزكيه نفس بپردازد و ميزان توفيقش در اين امر با ميزان هنرمنديش رابطه ی مستقيم دارد.»
(۲۱/مهر/۹۱ ۲۰:۰۱)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
اگر ما بخواهيم هنر امروز را در خدمت اسلام درآوريم، بايد آفاق تذكر و تفنن را با يكديگر اشتباه نكنيم و بدانيم كه هنر- اگر آنچنان كه هست ملحوظ شود، نه آنچنان كه بايد باشد- در خدمت تفنن بشر قرار گرفته است...
(۲۱/مهر/۹۱ ۲۰:۰۱)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
آوینی سینما را شأنی از هنر و هنر را هماُفق و محاذی با حکمت تعریف میکند؛ این خصلتها را نام میبرد. تعریف آوینی از هنر چیست؟ او گوش هنرمند را نیوشای عالَم ملکوت میداند. میگوید گوشی در ملکوت دارد، زبانی در عالَم مُلک. بعد میگوید هنرمند الّا و لابُد، واجد الهامات غیبی است. حالا اگر این الهامات غیبی ازطرف ملائکه الله باشد، هنری که از هنرمند صادر میشود، هنر دینی است. اگر گوش او شنوندهي الهامات شیاطین باشد که خداوند میفرماید بعضی وقتها، استراقسمع میکنند، هنرش شیطانی میشود.
(۲۶/مهر/۹۳ ۱۹:۳۷)مجید املشی نوشته است: [ -> ]در کل هنر آمیخته با جذابیت باید باشد. این جزئی از ذات آن هست. اما آیا میتوانیم معنا را فدای ماده نماییم؟!!!
هنری که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟!!!این جمله از خودتونه؟((هنری که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟))
با این تعریف بسیاری از هنرهای اطراف ما حذف خواهند شد.
به نظر من شاید بیش از هفتاد درصد!
من نمی خوام بگم با این جمله مخالفم.من یه محقق کوچیکم.دنبال حقیقتم.برام فرقی نمی کنه حقیقت چی باشه.حتی اگه خلاف همه ی چیزایی باشه که تا حالا یاد گرفتم،قبولشون می کنم.
چجوری بگم.وقتی چهره یه انسان رو طراحی می کنیم.یا وقتی از یه منظره عکس می گیریم.یا نگاه کردن به آثار نقاشی و طراحی که صرفا قصد به تصویر کشیدن یه منظره یا شئ و.. رو دارند.به خصوص این نقاشی به سبک جدید که رنگهارو با هم قاطی می کنن وآدم نمی فهمه منظورشون چی بوده!(شاید هم من نمی فهمم) یا وقتی می خوایم از دل یک سنگ یه مجسمه بیرون بکشیم و .............................که بی نهایت میشه مثال زد شاید همشون قشنگ باشن اما من هیچ اثری از ارشاد در اینها نمی بینم.شاید من نابینام.در عرصه سینما که صحبت نکنم بهتره.متاسفانه اکثر فیلما ضررشون بیشتر از سودشونه
حالا یه جور دیگه..
سنگ تراش:من از دل یه سنگ عقیق،یه نگین خشکل بیرون میارم که بذارمش رو انگشتر و یه مسلمون ازش استفاده کنه
عکاسی:من عکاسم.میرم از مردم غزه عکس میندازم تا مردم دنیا رو از جنایات اسرائیل آگاه کنم یا یه عکس منظره میگیرم بعد میدم به طراح.میگم یه جوری طراحیش کن که همه با دیدنش به قدرت خدا پی ببرن
طراحی:من پوسترهایی طراحی می کنم که مردم رو از خطرات بی حجابی آگاه کنه
فیلمسازی:فیلمی میسازم که توش به مردم بگم دروغ ویران کنندست
و.......
شما منظورتون اینه که دسته دوم هنرمندند؟و دسته اول اصلا نباید وجود داشته باشند؟
(۲۶/مهر/۹۳ ۲۲:۵۰)عرفان محجوب نوشته است: [ -> ]این جمله از خودتونه؟((هنری که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟))بله. جمله ی "هنری که در خدمت هدایت نباشه چه سودی داره" جمله ی خودم بود
با این تعریف بسیاری از هنرهای اطراف ما حذف خواهند شد.
به نظر من شاید بیش از هفتاد درصد!![]()
من نمی خوام بگم با این جمله مخالفم.من یه محقق کوچیکم.دنبال حقیقتم.برام فرقی نمی کنه حقیقت چی باشه.حتی اگه خلاف همه ی چیزایی باشه که تا حالا یاد گرفتم،قبولشون می کنم.
چجوری بگم.وقتی چهره یه انسان رو طراحی می کنیم.یا وقتی از یه منظره عکس می گیریم.یا نگاه کردن به آثار نقاشی و طراحی که صرفا قصد به تصویر کشیدن یه منظره یا شئ و.. رو دارند.به خصوص این نقاشی به سبک جدید که رنگهارو با هم قاطی می کنن وآدم نمی فهمه منظورشون چی بوده!(شاید هم من نمی فهمم) یا وقتی می خوایم از دل یک سنگ یه مجسمه بیرون بکشیم و .............................که بی نهایت میشه مثال زد شاید همشون قشنگ باشن اما من هیچ اثری از ارشاد در اینها نمی بینم.شاید من نابینام.در عرصه سینما که صحبت نکنم بهتره.متاسفانه اکثر فیلما ضررشون بیشتر از سودشونه
شما منظورتون اینه که دسته دوم هنرمندند؟و دسته اول اصلا نباید وجود داشته باشند؟
نقل قول:حالا یه جور دیگه..احسنت. این شد استفاده از هنر برای ارشاد.
سنگ تراش:من از دل یه سنگ عقیق،یه نگین خشکل بیرون میارم که بذارمش رو انگشتر و یه مسلمون ازش استفاده کنه
عکاسی:من عکاسم.میرم از مردم غزه عکس میندازم تا مردم دنیا رو از جنایات اسرائیل آگاه کنم یا یه عکس منظره میگیرم بعد میدم به طراح.میگم یه جوری طراحیش کن که همه با دیدنش به قدرت خدا پی ببرن
طراحی:من پوسترهایی طراحی می کنم که مردم رو از خطرات بی حجابی آگاه کنه
فیلمسازی:فیلمی میسازم که توش به مردم بگم دروغ ویران کنندست
و.......
(۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۷)مجید املشی نوشته است: [ -> ]بله. جمله ی "هنری که در خدمت هدایت نباشه چه سودی داره" جمله ی خودم بودممنون از پاسختون.
سوال خیلی خوبی پرسیدید
من عرض نکردم که هنر تنها اگر در خدمت هدایت باشد هنر است.
بلکه تفکیک کردم هنر رو به هنر در خدمت ارشاد و هنر در خدمت اغوا
و عرض کردم هنری که در خدمت هدایت باشد متعالیست
لذا هنر در خدمت اغوا هم هنر هست امـــــا اغوا کننده
احسنت. این شد استفاده از هنر برای ارشاد.
یک اثر هنری می تونه در شما جوششی ایجاد کنه و یا در شما احساس شعف و یا بغض به وجود بیاره که در راستای رسیدن به حقیقت باشه و هدایت و یا در راستای گمراهی. اینجاست که بسته به اینکه ما هنر رو در خدمت هدایت و ارشاد بکار می گیریم یا اغوا ماهیتش متفاوت میشه.