تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دانلود مستند جادوی خنیا (تاثیر و نقش موسیقی در سبک زندگی)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
(۲۳/مهر/۹۳ ۲۳:۲۸)مجید املشی نوشته است: [ -> ]لینک دانلود قسمت دوم مستند جادوی خنیا با کیفیت عالی

ممنون اما لینکها ارور میدن



قسمت دوم: نبرد ایدئولوژیک




[تصویر: ScreenShot_Jadooye_Khonya_E02.jpg]



دانلود قسمت دوم مستند جادوی خنیا با حجم 143 مگابایت و کیفیت عالی

دانلود با لینک مستقیم از سرور زهرامدیا

دانلود از سرور Trainbit
دانلود از سرور Mediafire


دانلود قسمت دوم مستند جادوی خنیا با حجم 45 مگابایت و کیفیت مناسب

دانلود از سرور Trainbit
دانلود از سرور Mediafire





لطفا در مورد هر قسمت، چه از نظر محتویی و چه از نظر فنی و هنری پیشنهاد یا انتقادی بود بفرمایید





قسمت دوم واقعا عالی بود.واقعا خداقوت.

یه سوال دارم آقای املشی.استاد رائفی پور یه سوال اساسی مطرح می کنن و اون اینه که با گوش دادن به موسیقی چه چیزی یاد می گیریم.این سوال درستیه؟
ما قرار نیست با انجام هرکاری یه چیزی یاد بگیریم.مثلا وقتی به تابلوهای نقاشی نگاه می کنیم چی یاد می گیریم؟در واقع هیچ چیز.فقط از دیدنششون لذت می بریم.
موسیقی با وجود و روح و اعصاب انسان کار داره.البته موسیقی اگه با کلام همراه بشه می تونه آموزنده هم باشه.اما به تنهایی ممکنه فقط کاربرد درمانی یا برای خیلی ها عاملی برای لذت باشه.که با دومی تا حدودی مخالفم.چون باید بلد باشی چه موسیقی ای گوش بدی
موسیقی با بقیه هنرها تفاوت های عمیقی داره
نقل قول:یه سوال دارم آقای املشی.استاد رائفی پور یه سوال اساسی مطرح می کنن و اون اینه که با گوش دادن به موسیقی چه چیزی یاد می گیریم.این سوال درستیه؟
ما قرار نیست با انجام هرکاری یه چیزی یاد بگیریم.مثلا وقتی به تابلوهای نقاشی نگاه می کنیم چی یاد می گیریم؟در واقع هیچ چیز.فقط از دیدنششون لذت می بریم.
موسیقی با وجود و روح و اعصاب انسان کار داره.البته موسیقی اگه با کلام همراه بشه می تونه آموزنده هم باشه.اما به تنهایی ممکنه فقط کاربرد درمانی یا برای خیلی ها عاملی برای لذت باشه.که با دومی تا حدودی مخالفم.چون باید بلد باشی چه موسیقی ای گوش بدی
موسیقی با بقیه هنرها تفاوت های عمیقی داره
انسان پیوسته در حال یادگرفتنه
این لدت بردن هم به نوعی یادگرفتن محسوب می شه
شما از یه چیزی لذت می بری
چرا؟
چونکه با افکارت همخوانی داره
چی یاد می گیری؟
نکاتی رو از بر می شیم که باهاش به افکارمون اساس و جهت بدیم
این هم یادگیری هست
مثل ماجرای اباذر
که مدت ها بود که حق گرایی می کرد
اما نبی به افکارش جهت و سو و اساس داد
(۲۵/مهر/۹۳ ۲۰:۵۸)Bidel.s نوشته است: [ -> ]انسان پیوسته در حال یادگرفتنه
این لدت بردن هم به نوعی یادگرفتن محسوب می شه
شما از یه چیزی لذت می بری
چرا؟
چونکه با افکارت همخوانی داره
چی یاد می گیری؟
نکاتی رو از بر می شیم که باهاش به افکارمون اساس و جهت بدیم

بنده متوجه منظور شما نشدم.احتمالا خیلی عمیقتر از بنده فکر می کنید
به هر حال فکر می کنم منظور استاد رائفی پور یادگیری معمولی و در سطح افکار بنده ست.نه اون یادگیری که شما می فرمایید
(۲۵/مهر/۹۳ ۲۰:۳۰)عرفان محجوب نوشته است: [ -> ]یه سوال دارم آقای املشی.استاد رائفی پور یه سوال اساسی مطرح می کنن و اون اینه که با گوش دادن به موسیقی چه چیزی یاد می گیریم.این سوال درستیه؟
ما قرار نیست با انجام هرکاری یه چیزی یاد بگیریم.مثلا وقتی به تابلوهای نقاشی نگاه می کنیم چی یاد می گیریم؟در واقع هیچ چیز.فقط از دیدنششون لذت می بریم.
موسیقی با وجود و روح و اعصاب انسان کار داره.البته موسیقی اگه با کلام همراه بشه می تونه آموزنده هم باشه.اما به تنهایی ممکنه فقط کاربرد درمانی یا برای خیلی ها عاملی برای لذت باشه.که با دومی تا حدودی مخالفم.چون باید بلد باشی چه موسیقی ای گوش بدی
موسیقی با بقیه هنرها تفاوت های عمیقی داره
فکر می کنم سه ارسال زیر که حدودا دو سال پیش نوشتم تا اندازه ای موضوع رو روشن تر کنه
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-21...#pid177567
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-21...#pid177885
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-21...#pid179372
(۲۶/بهمن/۹۱ ۱۸:۵۵)مجید املشی نوشته است: [ -> ]نقل قول
در کل هنر آمیخته با جذابیت باید باشد. این جزئی از ذات آن هست. اما آیا میتوانیم معنا را فدای ماده نماییم؟!!!
هنری که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟!!!
حتی در قالب های طنز و سرگرمی باید به ارشاد توجه داشت.
اما هنر بیشتر در اختیار اغوا قرار گرفته تا ارشاد و اغواگران به بهترین نحو از این ابزار بهره می برند اما ارشادگران تقریبا بیکار نشسته اند صحنه را برای آنها خالی کرده اند!
هنر در غرب اکثرا به اهداف خود می اندیشد و از این ابزار قدرتمند در راه سوادی اقتصادی و اهداف سیاسی و ... خویش است.
رنه گنون در کتاب سیطره کمیت اشاره کرده است که آنچه که به آن احساس نیاز داریم صرفا کمیت پدیده‌هاست. اگر خود فرد به معنا رسیده باشد، مثل این است که در عدد۱۰۰، یکِ پشت دو تا صفر را گذاشته است و به صفرِ بی معنا، مفهوم بخشیده است.

در واقع غرب امروز تنها خود را نیازمند و تشنه ی کمیت می بیند.
یک حکیم که باید پشت هر پدیده ای معنا را تشخیص دهد درزندگی دیجیتالی معنا را گم نخواهد کرد. اما صرفا با صفر‌هایی که پشت آن عددی نسیت (منظور سازوکار دیجیتالیست که فاقد معناست) به جایی نمی‌رسیم.
حقیقتا باید مراقب بود.
(۲۸/بهمن/۹۱ ۱۷:۵۱)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
از طرف دیگر همین مدیا و سینما و تصاویر میتوانند ارشاد کننده نیز باشند.
به عنوان مثال اینکه با دیدن تصویر یک نگاه مادرانه و خلوصی که موج می زند در این نگاه احساسی عجیب به شما منتقل میشود و یا با دیدن تصویر یک شجاعت و رشادتی در جبهه ها منقلب می شوید همین کارکرد ارشادی هنر و در اینجا به صورت اخص، سینماست.
هنر وقتی در خدمت هدایت باشد متعالیست و ارشاد کننده.



حالا نظر شما رو جلب می کنم به متن شهید آوینی پیرامون محتوی هنر:
(۲۱/مهر/۹۱ ۲۰:۰۱)مجید املشی نوشته است: [ -> ] شهيد آويني تأكيد داشت كه هنر حقيقي تنها از ذهن و دل هنرمند پرورش يافته برمي آيد:
هنرمند آيينه اي است كه اگر صيقلي نباشد، صورت زيباي حقيقت را و كج و معوج مي نمايد؛ پس هنرمند از آن حيث كه واسط ظهور حق در عالم است، بايد به تزكيه نفس بپردازد و ميزان توفيقش در اين امر با ميزان هنرمنديش رابطه ی مستقيم دارد.»
(۲۱/مهر/۹۱ ۲۰:۰۱)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
اگر ما بخواهيم هنر امروز را در خدمت اسلام درآوريم، بايد آفاق تذكر و تفنن را با يكديگر اشتباه نكنيم و بدانيم كه هنر- اگر آنچنان كه هست ملحوظ شود، نه آنچنان كه بايد باشد- در خدمت تفنن بشر قرار گرفته است...
(۲۱/مهر/۹۱ ۲۰:۰۱)مجید املشی نوشته است: [ -> ]
آوینی سینما را شأنی از هنر و هنر را هم‌اُفق و محاذی با حکمت تعریف می‌کند؛ این خصلت‌ها را نام می‌برد. تعریف آوینی از هنر چیست؟ او گوش هنرمند را نیوشای عالَم ملکوت می‌داند. می‌‌گوید گوشی در ملکوت دارد، زبانی در عالَم مُلک. بعد می‌گوید هنرمند الّا و لابُد، واجد الهامات غیبی است. حالا اگر این الهامات غیبی ازطرف ملائکه الله باشد، هنری که از هنرمند صادر می‌شود، هنر دینی است. اگر گوش او شنونده‌ي الهامات شیاطین باشد که خداوند می‌فرماید بعضی وقت‌ها، استراق‌سمع می‌کنند، هنرش شیطانی می‌شود.
(۲۶/مهر/۹۳ ۱۹:۳۷)مجید املشی نوشته است: [ -> ]در کل هنر آمیخته با جذابیت باید باشد. این جزئی از ذات آن هست. اما آیا میتوانیم معنا را فدای ماده نماییم؟!!!
هنری که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟!!!
این جمله از خودتونه؟((هنری که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟))
با این تعریف بسیاری از هنرهای اطراف ما حذف خواهند شد.
به نظر من شاید بیش از هفتاد درصد!Big Grin
من نمی خوام بگم با این جمله مخالفم.من یه محقق کوچیکم.دنبال حقیقتم.برام فرقی نمی کنه حقیقت چی باشه.حتی اگه خلاف همه ی چیزایی باشه که تا حالا یاد گرفتم،قبولشون می کنم.

چجوری بگم.وقتی چهره یه انسان رو طراحی می کنیم.یا وقتی از یه منظره عکس می گیریم.یا نگاه کردن به آثار نقاشی و طراحی که صرفا قصد به تصویر کشیدن یه منظره یا شئ و.. رو دارند.به خصوص این نقاشی به سبک جدید که رنگهارو با هم قاطی می کنن وآدم نمی فهمه منظورشون چی بوده!(شاید هم من نمی فهمم) یا وقتی می خوایم از دل یک سنگ یه مجسمه بیرون بکشیم و .............................که بی نهایت میشه مثال زد شاید همشون قشنگ باشن اما من هیچ اثری از ارشاد در اینها نمی بینم.شاید من نابینام.در عرصه سینما که صحبت نکنم بهتره.متاسفانه اکثر فیلما ضررشون بیشتر از سودشونه
حالا یه جور دیگه..
سنگ تراش:من از دل یه سنگ عقیق،یه نگین خشکل بیرون میارم که بذارمش رو انگشتر و یه مسلمون ازش استفاده کنه

عکاسی:من عکاسم.میرم از مردم غزه عکس میندازم تا مردم دنیا رو از جنایات اسرائیل آگاه کنم یا یه عکس منظره میگیرم بعد میدم به طراح.میگم یه جوری طراحیش کن که همه با دیدنش به قدرت خدا پی ببرن

طراحی:من پوسترهایی طراحی می کنم که مردم رو از خطرات بی حجابی آگاه کنه

فیلمسازی:فیلمی میسازم که توش به مردم بگم دروغ ویران کنندست

و.......

شما منظورتون اینه که دسته دوم هنرمندند؟و دسته اول اصلا نباید وجود داشته باشند؟


(۲۶/مهر/۹۳ ۲۲:۵۰)عرفان محجوب نوشته است: [ -> ]این جمله از خودتونه؟((هنری که در خدمت ارشاد نباشد چه سودی دارد؟))
با این تعریف بسیاری از هنرهای اطراف ما حذف خواهند شد.
به نظر من شاید بیش از هفتاد درصد!Big Grin
من نمی خوام بگم با این جمله مخالفم.من یه محقق کوچیکم.دنبال حقیقتم.برام فرقی نمی کنه حقیقت چی باشه.حتی اگه خلاف همه ی چیزایی باشه که تا حالا یاد گرفتم،قبولشون می کنم.

چجوری بگم.وقتی چهره یه انسان رو طراحی می کنیم.یا وقتی از یه منظره عکس می گیریم.یا نگاه کردن به آثار نقاشی و طراحی که صرفا قصد به تصویر کشیدن یه منظره یا شئ و.. رو دارند.به خصوص این نقاشی به سبک جدید که رنگهارو با هم قاطی می کنن وآدم نمی فهمه منظورشون چی بوده!(شاید هم من نمی فهمم) یا وقتی می خوایم از دل یک سنگ یه مجسمه بیرون بکشیم و .............................که بی نهایت میشه مثال زد شاید همشون قشنگ باشن اما من هیچ اثری از ارشاد در اینها نمی بینم.شاید من نابینام.در عرصه سینما که صحبت نکنم بهتره.متاسفانه اکثر فیلما ضررشون بیشتر از سودشونه

شما منظورتون اینه که دسته دوم هنرمندند؟و دسته اول اصلا نباید وجود داشته باشند؟
بله. جمله ی "هنری که در خدمت هدایت نباشه چه سودی داره" جمله ی خودم بود

سوال خیلی خوبی پرسیدید
من عرض نکردم که هنر تنها اگر در خدمت هدایت باشد هنر است.
بلکه تفکیک کردم هنر رو به هنر در خدمت ارشاد و هنر در خدمت اغوا
و عرض کردم هنری که در خدمت هدایت باشد متعالیست
لذا هنر در خدمت اغوا هم هنر هست امـــــا اغوا کننده
نقل قول:حالا یه جور دیگه..
سنگ تراش:من از دل یه سنگ عقیق،یه نگین خشکل بیرون میارم که بذارمش رو انگشتر و یه مسلمون ازش استفاده کنه

عکاسی:من عکاسم.میرم از مردم غزه عکس میندازم تا مردم دنیا رو از جنایات اسرائیل آگاه کنم یا یه عکس منظره میگیرم بعد میدم به طراح.میگم یه جوری طراحیش کن که همه با دیدنش به قدرت خدا پی ببرن

طراحی:من پوسترهایی طراحی می کنم که مردم رو از خطرات بی حجابی آگاه کنه

فیلمسازی:فیلمی میسازم که توش به مردم بگم دروغ ویران کنندست
و.......
احسنت. این شد استفاده از هنر برای ارشاد.
یک اثر هنری می تونه در شما جوششی ایجاد کنه و یا در شما احساس شعف و یا بغض به وجود بیاره که در راستای رسیدن به حقیقت باشه و هدایت و یا در راستای گمراهی. اینجاست که بسته به اینکه ما هنر رو در خدمت هدایت و ارشاد بکار می گیریم یا اغوا ماهیتش متفاوت میشه.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست عزیز :
با هماهنگی مجید املشی عزیز که این پیغام رو ابتدا با پیام خصوصی برای ایشون فرستادم و ایشون پیشنهاد دادن که این متن رو توی تاپیک قرار بدم .
ایرادگیر بزرگ وارد میشود !!!
حقیقتا به لحاظ محتوایی از قسمت اول خیلی بهتر شده . اما باز یه سری نکات رو وظیفه میدونم بهتون بگم .
اول از همه اینکه صدای گوینده هنوز بنده ی حقیر رو راضی نکرده . انگار صدا بوقیه . اگه امکانش هست صوت صدای گوینده رو برام بفرستین . شاید بتونم یه مقدار بهترش کنم . شما رو به خدا نگین که داره زیادی روی صدا حساسیت به خرج میده . به خدا نیتم خیره .
دوم اینکه صدای موسیقی همچنان از صدای گوینده بیشتره و این یه کم تو ذوق میزنه . خواهشا اگه امکان داره کمترش کنین .
مورد بعدی اینه که صدای استاد رائفی پور در ابتدای مستند ، در قسمت دوم سخنرانی ، فقط لاین چپ میخونه . برای درست کردن صدا ، باید صدای سمت چپ و راست رو 50 ـ 50 تبدیل کنین . یعنی صدای سمت چپ رو 50 درصدش رو به سمت راست منتقل کنین .
مورد بعدی اینکه تصویری که داره با سخنرانی استاد رائفی پور پخش میشه ، یه کم بی ربطه . حقیقتش وقتی داشتم مستند رو میدیدم ، وقتی استاد رائفی پور داشت میگفت که « موسیقی توانایی این رو داره که شما رو به سرعت از فضای عقلانیت دور کنه » ، منتظر بودم که یه کنسرت راک رو نشون بدین که همه دارن به همدیگه حمله میکنن و دارن همدیگه رو کتک میزنن . یا کنسرت پارسال که توی عراق به هم خورد و به زنان و دختران تجاوز شد به ذهنم رسید . تصاویر هر دوتاش توی یوتیوب هستش . البته تصاویر تجاوز نیست . تصویر اون سوله ای هستش که همه چی به هم ریخته اس . و این در حالیه که تصویر شما یه چیز دیگه رو داشت نشون میداد .
یه نکته ی بسیار مهم هم اینکه Adele خواننده مشهور آمریکایی نیست !!! این خانم بریتانیایی هست . لطفا حتما اصلاح کنین .
نکته ی آخر اینکه همچنان معتقدم برای پایان مستند یک روش رو انتخاب کنین . یا نوشته ـ صدای آقای فرهمندآزاد ـ بدون آهنگ و یا نوشته ـ آهنگ ـ بدون صدای آقای فرهمندآزاد . خدائیش تلفیق این دو حس خوبی لااقل به بنده ی حقیر نمیده . به نظرم پخش آهنگ همراه با قاری کار صحیحی نباشه .
در پایان امیدوارم از بنده ی حقیر به دل نگیرین . خدائیش نیتم خیره و اصلا قصدم ایراد گرفتن های بنی اسرائیلی نیست . به بزرگواری خودتون ببخشین . حلال کنین .
برادر کوچک شما
جویای حقیقت
در پناه الله
یا مهدی مدد
(۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۷)مجید املشی نوشته است: [ -> ]بله. جمله ی "هنری که در خدمت هدایت نباشه چه سودی داره" جمله ی خودم بود

سوال خیلی خوبی پرسیدید
من عرض نکردم که هنر تنها اگر در خدمت هدایت باشد هنر است.
بلکه تفکیک کردم هنر رو به هنر در خدمت ارشاد و هنر در خدمت اغوا
و عرض کردم هنری که در خدمت هدایت باشد متعالیست
لذا هنر در خدمت اغوا هم هنر هست امـــــا اغوا کننده
احسنت. این شد استفاده از هنر برای ارشاد.
یک اثر هنری می تونه در شما جوششی ایجاد کنه و یا در شما احساس شعف و یا بغض به وجود بیاره که در راستای رسیدن به حقیقت باشه و هدایت و یا در راستای گمراهی. اینجاست که بسته به اینکه ما هنر رو در خدمت هدایت و ارشاد بکار می گیریم یا اغوا ماهیتش متفاوت میشه.
ممنون از پاسختون.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع