کوه بلقیس (هاچا داغی) تکاب
تخت سلیمان
جزیره شناور چملی
زندان سلیمان
قدمت این منطقه از نظر حضور انسان ها در آن به 3 هزار سال قبل می رسد. این منطقه به عنوان چهارمین اثر ایرانی در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.در این مجموعه بی نظیر تاریخی آثاری از اوایل دوره ساسانی تا دوره ایلخانان مغول شناسایی شده است. روند شکل گیری کوه های رسوبی در منطقه تخت سلیمان روندی طبیعی، مربوط به شکل خاص زمین و نوع املاح موجود در آب چشمه های منطقه است. این منطقه شهری است که بنا به نوشته های کهن، زادگاه زرتشت است. امروزه تمام این اثر را تخت سلیمان می نامند. آب دریاچه ی سحرآمیز و باشکوه تخت سلیمان در همه فصل های سال یکسان است. در فاصله 20 کیلومتری تخت سلیمان دریاچه ای سحرآمیز وجود دارد که جزیره ای روی آن شناور است. قطر دریاچه 80 متر و قطر جزیره شناور روی آن 60 متر است. وزش باد، هر روز دو بار این جزیره را از این سو به آن سو جابجا می کند؛ نام این جزیره شناور
«چملی» است. در 3 کیلومتری غرب تخت سلیمان، کوه مخروطی میان تهی وجود دارد که هزاران سال پیش، بر اثر وقوع آتش فشان شکل گرفته است. محلی ها این کوه زیبا را زندان سلیمان یا زندان دیو می شناسند. این افراد معتقد هستند حضرت سلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی می کردند در این کوه زندانی می کرده است . برای رفتن به این منطقه می توانید از مسیرهای زنجان و تکاب حرکت کنید. اگر فقط قصد دیدن تخت سلیمان را دارید از مسیر تکاب بروید. تخت سلیمان 24 کیلومتر بعد از تکاب قرار دارد.
ادامه مطلب
جزیره شناور چملی
![[تصویر: 138919405264642.jpg]](http://up.asemoniha.com/92101/138919405264642.jpg)
کوه صهیون احتمالا در تخت سلیمان در شهرستان تکاب است شاید همان کوه بلقیس یا کوه زندان سلیمان
اما کوه طور یا طور سینین در جنوب غربی ایران قرار دارد مناطقي كه بیشترین احتمال را دارند
سمیرم : آبشارهای خضر، كردعلی، سمیرم و تخت سلیمان نیز از جمله آبشارهای اصفهان به شمار می آیند كه به دیار نصف جهان جلوه ای دیگر بخشیدهاند. به ویژه آبشار خضر كه یكی از آبشارهایبلند رشته كوه دنا بوده و زیبایی آن همواره مردم و مسافران را بسوی خود جذب میكنند. تخت سلیمان نیز در جبهه شمالی رشته كوه دنا و در چند كیلومتری روستای آب ملخ، آبشار تخت سلیماناز فراز كوهستان بر رودخانه مارب سرازیر میشود. این آبشار با مناظر طبیعی پیرامون در هم آمیخته و فضایزیبائی پدید آورده است
در تاریخ در سرزمین ملکه سبا سدی به نام مأرب وجو داشت و ممكن است اين رود هم از روي رود سرزمین سبا نام نهاده اند و شاید هم ملکه سبا در سمیرم حکومت میکرده و مردم انجا هم در زمان حضرت سلیمان مثل اکثر نقاط ایران که از کشور سکاها در اسیای مرکزی امده بودن دین مهر پرستی داشتند
هرچند احتمال اورارتو در شرق ترکیه امروزی بیشتر است
اما در کتاب سفر خروج هست که
خلال سيرهم في الصحراء، كان الرب يقودهم من خلال الترائي أمامهم في عمود من سحاب نهارًا وعمود من نار ليلاً،[خروج 21/13 )
یعنی شبها عمودی از اتش راهنمای کاروان حضرت موسی بود پس احتمال خیلی زیاد انها از چغازنبیل به طرف شوشتر رفته اند و اتش راهنما هم از یکی از چاههای نفت مسجد سلیمان بوده که نفت ان ارتزین میشده
و عمود ابر مانند هم نشان میدهد قبل از رسیدن به انجا و دیدن اتش دود اون رو دیدن
پس در این صورت منطقه ایذه همان کنعان در سفر خروج است و حضرت شعیب هم انجا سکونت داشته و کوه طور هم باید در همین منطقه باشد و احتمالا در شمال شرقی شهر کنونی ایذه
شما که یه بار میگی کوه صهیون تو استان لرستانه یه بار میگی یه جای دیگس
من نمی فهمم کویر لوت رو چه جور به حضرت لوط (علیه السلام) نسبت دادی
مثل این میمونه میوه پرتقال رو به کشور پرتغال نسبت بدی !!!!
اصحاب ایکه
http://kashkuleraz.persianblog.ir/tag/%D...9%86%D8%AF
و إن كان اصحاب الأيكة لظالمين* فانتقمنا منهم و إنّهما لبامام مبين كذّب أصحاب الأيكة المرسلين
سوره حجر آيه 78- 79 وسوره شعراء آيه 176
ايكه، يعني چه؟
ايكه، در اصل به معني، محلي است كه درختان در هم پيچيده دارد كه در فارسي از آن به «بيشه» تعبير مي كنيم، سرزميني كه نزديك مدين قرار داشت به خاطر داشتن آب و درختان زياد « ايكه» نام گرفت، قرائن نشان مي دهد كه آنها زندگي مرفه و ثروت فراوان داشتند و شايد به همين دليل غرق غرور و غفلت بودند
حق پيمانه را ادا كنيد، كم فروشي ننمائيد ---- اوفوا الكيل
مردم را به خسارت و زيان نياندازيد ---- و لا تكونوا من المخسرين
با ترازوي مستقيم و صحيح، وزن كنيد ---- وزنوا بالقسطاس المستقيم
حق مردم را كم نگذاريد، و بر اشياء و اجناس مردم، عيب ننهيد ---- و لا تبخسوا الناس اشيائهم
و در روي زمين فساد نكنيد ---- و لا تعثوا في الارض مفسدين
ایذه
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%B0%D9%87
شهر ایذه از روزگار باستان تا امروز به نامهای
ایزج،
ایذه،
ایگه، ایجهه، اریگ، ایج، ایدج الاهواز،
مالمیر یا مال امیر خوانده شده است. کلمه
ایذه برگرفته از واژه ایجه یا ایگه
فارسی باستان به معنی مسکن و محل زندگی است.
عذاب قوم ایکه
روایات درباره کیفیت عذاب اصحاب ایکه چنین می گویند
ابن عباس و دیگران گفته اند(( قوم شعیب دچار گرمای سختی شدند که سایه خانه ئ آبها نمی توانست آنها رانجات دهد و آبها داغ شده بود واین وقت خداوند ابری را فرستاد و مردم در زیر سایه ابر جمع شدند تا از گرما رهایی یابند و حتی دیگران را به آنجا دعوت کردند وقتی همگی در سایه ابر جمع شدند ، شراره های آتش از ابر بارید و زمین در زیر پایشان لرزید از بالای سرشان آتش و از زیر پا هم به زمین لرزه دچار گشتند تا وقتی سوختند و خاکستر شدند و بدین ترتیب طومار زندگیشان در هم پیچیده شد
[1]
آن گاه پس از هفت روز خداوند ابری(ظله) را به سوی آنان فرستاد. اصحاب ایکه به سوی سایه ی آن ابر رو آوردند. ناگهان از آن ابر آتش بارید (صاعقه آنان را فرا گرفت) و همه آنان را نابود کرد
[2].
وهب گفته است: خدای تعالی گرما را بر ایشان مسلط کرد و نه روز به عذاب گرمای سخت مبتلا بودند و آبهایشان به صورت حلیم داغ درآمده بود که نمی توانستند بیاشامند تا اینکه به بیشه ای پناه بردند در این وقت خداوند قطعه ای داغ در آمده بود که نمی توانستند بیاشامند تا اینکه به بیشه ای پناه بردند در این وقت خداوند قطعه ابری را برای ایشان فرستاد و آنها در زیر آن جمع شدند پس خدای تعالی آتشی از آن ابر بر ایشان بارید که هیچ یک از آنها از آن آتش سوزان نجات نیافتند
[3]
[1] بحارالانوار،ج12،ص383
[2] المیزان ج 15 ص 313
[3] راوندی، قصص الانبیاء،ص۱۴۷
به نظر عذاب قوم ایکه در اثر اتش گرفتن منابع نفتی یا گازی است و شاید قوم ایکه قبلا در مسجد سلیمان یعنی شهر غربی ایذه سکونت داشته اند و نامگذاری ایذه کنونی بخاطر مردم ان منطقه بوده
[b]غار «کیخسرو» شازند اراک
[/b]
در دامنه کوهی در روستای لرج و کورزار شازند، سنگ قبرهایی به ابعاد 2.25 در 40 تا 50 سانتیمتر وجود دارد که داستانی را روایت میکنند.
داستانی که علاقهمندیهای ایرانیمان را سرشار میکند، داستانی که ناخودآگاه یادهایی را در ذهنمان زنده میکند و به محض شنیدن دوستش داریم.
"کیخسرو در اواخر عمر از دنیا کناره گرفت، یک هفته به نیایش ایستاد و در به روی همگان بست. یکی از شبها سروش را در خواب دید که به او مژدهی سفر مینوی داد و گفت لهراسب را جانشین خود گردان. کیخسرو از آن پس با بزرگان به کوه و بیابان رفت و دیگر او را نیافتند."
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) – منطقه مرکزی، در 30 کیلومتری جنوب غربی اراک و در سمت غربی رودخانه شراء کوهی است که آن را شازند یا شاهزند نامیدهاند.http://www.irancaves.com/fa/newsdetail.aspx?id=1124ایرانیان، نخست از انتخاب لهراسب راضی نیستند اما پس از پافشاری کیخسرو و پذیرفتن زال، او را می پذیرند. آن گاه کیخسرو می گوید که دیگر مردم او را نخواهند دید. لهراسب را می خواهد و آخرین پند ها را به او می دهد.
لهراسب پدر گشتاسب است همان فروانروای هم عصر زرتشت (داود نبی ) و احتمالا نام طالوت در قران کریم اشاره دارد به گشتاسب و پدرش لهراسب زیرا در قران مجید گفته شده قوم بنی اسراییل از انتخاب طالوت راضی نیستند و طالوتی که با جالوت جنگیده احتمالا طالوت پدر است و جالوت هم همان افراسیاب طورانی است
در در شاهنامه فردوسی وارد شده اما فردوسی اشتباها لهراسب را فرزند کیخسرو میداند
همچنان فردوسی در مورد مکان بلخ اشتباه میکند بلخ احتمالا نزدیک تپه گیان نهاوند است که خاندان کیانیان اصالتا اهل انجا بودند و در بلخ کنگ دژ وجود داشته که در کتب زرتشتی کیخسرو اهل کنگ دژ بوده و همچنین پشوتن فرزند گشتاسب هم بنا بر پیشگوییهای انها توسط زرتشت عمر جاودان گرفت و در اخر الزمان با ۱۵۰ نفر از کنگ دژ قیام میکند
کنگ دژ ممکن است در شهرستان کنگاور قرار داشته زیرا انجا را قبلا کنگ دژ مینامیدند و همچنین در نزدیکی تپه گیان است
کیخسرو مانند حضرت عیسی علیه سلام قبل از اینکه توسط دشمن کشته شود عروج کرده و دقیقا شبیه روایت حضرت موسی در اخرالزمان برمیگردد
و روایتی از پیامبر اسلام است که
لا مهدی الا عیسی شاید این روایت اشاره دارد به صاحب الزمان بودن مهدی
و صاحب زمان در حقیقت یعنی او میمیرد و باز زنده میشود و باز این تکرار میشود و شاید افسانه پرنده عنقا مغرب در مورد مهدی است
روح مهدی زمانی در جسم کیخسرو بوده و زمانی هم در جسم حضرت عیسی و زمانی دیگر در اخرالزمان به جسم جسمی وارد میشود که خداوند قبل از خلقت ادم علیه سلام گفت
انی جاعل فی الارض خلیفه
کوه و غار شاه کیخسرو از نگاه استوره شناسی در ایران جایگاهی والا دارد. با توجه به موقعیت ویژه ی این کوه/غار و منطبق شدن ویژگی های جغرافیایی آن با استوره ی کیخسرو در شاهنامه و استوره های ایرانی، این کوه جایگاه ویژه ای در کوه های استوره ای ایران پیدا کرده است. این کوه برای زرتشتیان مقدس بوده و هویک میناسیان گفته است که در سال های نه چندان دور، این غار بین 200 تا 300هزار زیارت کننده زرتشتی داشته که تعدادی از آنان در شمار پارسیان هند بوده اند. با توجه به همین مقدس بودن، در دوره ی صفوی، شاه سلیمان، شمعدان هایی را برای غار پیشکش کرده بود
کیخسرو احتمالا همان ذوالقرنین در قران است و مرکز حکومت او در بزرگترین کنگ دژ باستان در کنگاور کنونی
و حضرت سلیمان هم در تخت سلیمان حاکم بر یهودیه بوده یعنی تکاب امروزی و حضرت یوسف هم در دور انتاش عزیز مصر بود یعنی چغازنبیل کنونی و اگر این سه نقطه را به هم وصل کنیم روی نقشه فاصله کنگاور از هر کدام برابر است
ژاله آموزگار می نویسد: کیخسرو نامش معنی خوش نامی دارد و یکی از نام داران سلسله ی کیانی است. او در متن های پهلوی دارای شخصیتی بسیار برجسته است و در اوستا از جاودانان به شمار می آید. کیخسرو بنا به روایت هایی در
کنگ دژ به دنیا می آید و در پایان جهان باز خواهد گشت. او بتکده ی کنار دریاچه ی چیچست (دریاچه ارومیه ) را درهم می کوبد و آتش آذرگشنسب، آتش ارتشتاران را بنیان می نهد. او پیش از ظهور زرتشت (
داود نبی بعد او در زمان لهراسب متولد میشود و در نزدیکی همین معبد )از آیین اورمزد آگاهی دارد. بنا به روایت کتاب های پهلوی کیخسرو ناپدید می شود، ولی نمی میرد. او در محل مرموزی پنهان است ، بین اهالی این باور هست که در غاری که در قله ی تختخواب کوه است می رود و جاودانه می شود. وظیفه ی او این خواهد بود که گرشاسب پهلوان را در دوران سوشیانس بیدار کند. بنا بر افسانه های موجود که تمایل مردم آن را به وجود آورده و انعکاس آن در شاهنامه نیز مانده است اسطوره ی فرمانروایی جاودانه ی کیخسرو از ذهن ها بیرون نمی رود. کیخسرو پس از نبردهای فراوان موفق می شود افراسیاب را از میان بردارد و بر تخت نشیند. او پس از آن که زال و رستم را به زابلستان روانه می کند، دست از همه ی تعلقات جهان می کشد. نیایش به جای می آورد و پس از قبولاندن لهراسب به جانشینی خود به طور مرموزی با چند نفر از پهلوانان چون توس و فریبرز و گیو ناپدید می شود. شخصیت گشتاسب در متون دینی و شاهنامه نشان دهنده ی این است که کیخسرو همیشه به عنوان شاهی باقی می ماند که دوران حکومتش پر از عدل و داد بوده است و هموست که برخواهد گشت.
یا امیر المومنین!!!!!!!!!!!!!!!
شما حالتون خوبه!؟اینا حرفا چیه مهدی میمیره زنده می شه یعنی چی !؟شاهنامه رو زیادی خوندین فک کنم توهم گرفتتون!"!زرتشت همون داود نبی!؟خداییش داره کارتون به جاهای باریک کشیده میشه

حکومت پیشدادیان و کیانیان در شاهنامه احتمالا همین کاسی ها بودند که در غرب ایران حکومت میکردند و کشور توران هم عیلامیها بودندو سلسله شوتروک
افراسیاب به شاهان این سلسله منطبق است و حکومت پیشدادیان بدست افراسیاب اول (شوتروک نهونته که فرعون نخو در کتب یهود است )و افراسیاب دوم (کوتیر تهونته دوم سقوط کرد
و در زمان شیلهک این شوشیانک تورانیها (عیلامیها) برسرزمین کاسی ها حکومت کرده اند
شاهان ایلام
پس کیقباد سر سلسله کیانی باید در حدود ۱۱۵۰ کاسی را ازاد کرده باشد
آخرين داور بني اسرائيل، حضرت سموئيل نبي بود كه دو پسر به نام يوئيل و ابياه داشت؛ اما آنها مانند پدرشان عادل نبوده و عادلانه داوري نميكردند؛ بلكه اهل طمع و رشوهخواري بودند؛ ازاين رو رهبران بنياسرائيل جمع شده و از حضرت خواستند كه پادشاهي را براي آنان برگزيند. ايشان پس از اصرار زياد مردم و مناجات با خداوند جواني به نام شائول را كه سي ساله بوده و قرآن او را طالوت ناميده، به عنوان نخستين پادشاه بنياسرائيل برگزيد. اين حادثه مربوط به سال 1030 ق . م است. داستان شائول از باب نهم به بعد در كتاب اول سموئيل آمده است. حضرت داود عليه السلام نيز در ميان لشگر شائول بوده و خدمات ارزندهاي انجام داده است. از عهد عتيق برميآيد كه شائول در ابتداي حكومت خود در جنگ مهمي كه ميان بنياسرائيل و فلسطينيان آن زمان پيش آمده، پيروز ميشود و حضرت داود عليه السلام مهمترين قهرمان آن قوم را كه جليات (همان جالوت) ناميده ميشد، کشت. عهد عتيق مدعي است كه شائول بعدها از راه خدا منحرف شده است؛ ازاينرو خداوند او را از حكومت عزل كرده و به سموئيل نبي دستور داده كه داود را به جاي او به پادشاهي برگزيند و او را تدهين كند.( با روغن مقدس روغن مالي مي كردند-لقب پادشاهام مسيحا بوده است)
حضرت داود عليه السلام در حدود سال 1015 ق . م به جانشيني شائول برگزيده ميشود. او نخست در شهر حبرون كه محل تجمع دو سبط يهودا و بنيامين بوده است، پادشاهي ميكند و ده سبط ديگر نيز تحت حكومت ايشبوشت پسر شائول بودند؛ به همين سبب دو كشور "يهودا" در جنوب شامل دو سبط و "اسرائيل" در شمال شامل ده سبط بهوجود آمد؛ اما بعدها بين آنها جنگ ميشود و ايشبوشت پس از دو سال جنگ كشته ميشود و نمايندگان تمام قبايل نزد داود رفته و او را به پادشاهي خود برميگزينند. حضرت داود پس از هفت و نيم سال حكومت در حبرون، اورشليم را فتح كرده و آن شهر را مركز حكومت خود قرار ميدهد. حضرت بقيه فلسطينيها را شكست داده و صندوق عهد را به اورشليم ميآورد و تصميم ميگيرد كه در اورشليم كه به معناي شهر سلامت است، معبدي بسازد. از كتاب دوم سموئيل نبي برميآيد كه حضرت داود خطاهايي داشته و گاه انبياي الهي به او تذكر ميدادند و او نيز توبه ميكرده است.
حضرت داود در پايان حكومتش با توطئه فرزند خود، ابشالوم روبهرو ميشود و حكومتش به خطر ميافتد؛ اما در پايان حضرت بر فرزندش پيروز شده و سرانجام حضرت سليمان را با كمك ناتان نبي به جانشيني خود برميگزيند. دوران حكومت حضرت داود تا سال 970 ق . م بوده؛ بنابراين حدود 45 سال حكومت كرده است.
حكومت حضرت سليمان از حدود 970 ق . م آغاز شده و تا 935 ق . م ادامه مييابد. جناب سليمان عليه السلام معبد بسيار بزرگي در شهر اورشليم بنا كرد كه به هيكل سليمان معروف شد. (هيكل در زبان عبري به معناي ساختمان بلند است) ساختمان اين معبد در سال چهارم حكومت سليمان شروع شد و پس از هفت سال، يعني در سال يازدهم حكومتش به پايان رسيد.
شاید شائول در کتب یهود همان گشتاسب هم عصر زرتشت است و طالوت پدر او بوده یعنی لهراسب که از طرف کیخسرو به جانشینی رسید
[b]خضر نبی و بودا هر دو پادشاهی را رها کرده اند مانند کیخسرو شاید هرسه یک نفرند اماذوالقرنین هم بین پادشاهان کیانی است
همچنین کیخسرو مانند خضر نبی عمر جاودان دارد
با سلام و خسته نباشید به همه دوستان که این پستها رو وقت میزارن و میخونن
یک سوال
جناب
antares
میتونم بپرسم رشته تخصصی شما چیه ؟چون میگید از روز پژوهش های خودم ،
(۱۸/آبان/۹۳ ۲۱:۵۸)antares نوشته است: [ -> ]منظور من پژوهش های خودم بود
البته نباید حتم رشته تخصصی تون اینها باشه بلکه از روی علاقه هم میتونه باشه ولی بیان مطالب و اتصال اینها هم نباید ذوقی باشه باید یه ارتباطی داشته باشه یا هم.
چون چند سال پیش هم یک بنده خدایی بود( تو تالار ) و میگفت از پژوهش های خودم و سنگ نبوشته ها و اثاری که کارشناسان باستانشناسی ازش سر در میاوردن رو مطرح میکردن و من یادم نمیاد که گفته باشن باستان شناسس میبودن و مطالب رو میگفتم و میرفتن ایشونم همچین مباحثی رو میگفت .
حال حرفهای شما و مدارکی که ارایه میدید ( همه رو نگم ولی 90 درصدش از ویکی پیدیا هست ) رو میشه مستند تر بگید و پاسخگوی سوالات دوستان باشید و قدم قدم پیش برید تا اگه سوالی هست و شبه ای برطرف بشه. چون فقط نقل مطالب و عدم پاسخگویی دلیل بر حقانیت و بطلان مطالب نیست.
نه مطالب شما رو نفی و نه قبول میکنم چون در صحبتها تناقض هست و از طرفی بنیان و مبنای سندی مطالبتون رو ویکی پیدیا من برداشت کردم.
اگه لطف کنید و ابتدا به پرسشها پاسخ بدید و حداقل بگید برداشت من این بود و اگه دوستان برداشتی داشتن با هم به شور بنشینید و پاسخی متناسب بیایید.
شخصا در 5 صفحه که وقت گذاشتم و خوندم ( البته پیشتر هم مطالب رو مطالعه و پیگیر بودم) مطلبی که مستند باشه و بتونم حداقل جایی نقل کنم و برام مفید باشه نبود.
امیدوارم در پست های اینده به مستندات اصیل استناد کنید و همچنین هدفتون رو مشخص تر کنید.
با تشکر از همه دوستان که چشم گذاشتن و این مطالب رو خوندن..
رشته تحصیلی من ربطی به مطالب ارسالی من اینجا نداره پژوهشها کلا از طریق اینترنت و سایتها هست
من هم ادعا ندارم همه مطالب ارسالی ام درسته اما مصر در قران مجید صد درصد در عیلام بوده یعنی شمال خوزستان کنونی و همچنین کنعان هم باید در شرق استان کنونی خوزستان باشه
اما داستان زندگی کیانیان و زرتشت شبیه طالوت و داود علیه سلام هست ولی من در مورد این صد در صد اطمینان ندارم و متخصصین تاریخ باستان در این زمینه میتونن به نتیجه برسند
اما در مورد مهدی موعود من نمیتونم صریح بنویسم زیرا ممکنه از سایت اخراج بشم چون مدعیان مهدویت در طول سالها روایات جعلی زیادی وارد کتب ما و اهل سنت کرده اند که واقعیت های شخص مهدی در بین مسلمانان تعقیر کرده و کلا شخصی برخلاف توقعات ماست منظور ما و اهل سنت است
یعنی هر انچه که ما در این زمینه اعتقاد داریم حقیقت محض نیست
اما بعضی خصوصیات او در رویا های صادقانه در سایتهای ملاحم و فتن و احمدالله ابراهیم هست که بزودی اون پست رو اماده میکنم در تاپیک جدید