سلام علیکم
(۲۲/آبان/۹۳ ۸:۱۰)antares نوشته است: [ -> ]نام قدیم بعضی کشورها
http://donyayejadval.persianblog.ir/post/14/
مصر حضرت موسی یا شهر دور انتاش در زمان اشور بانیپال با خاک یکسان شد و کلمه مصر هم نام مشخصه مکانی نیست بلکه در زبان عربی به معنی شهر و شهرکهای اطراف اوست (قریه ای از قراء)
جناب ما تو ادرسی که شما دادی برای نام قدیم کشورها ،
اسم کشور مصر رو نه قدیم بود نه جدید.
اسم این کشور ( مصر )که با موقعیت جغرافیایی فعلی باشد را شما در زمان تاریخی مد نظر خودتون اسمش چه بوده؟
دلیل تاریخی شما برای باخاک یکسان شدن مصر حضرت موسی یا شهر دور انتاش در زمان اشور بانیپال چیه؟ ایا گفته هایی که در یک سایت هست؟ یا اینکه مدارکی معتبر از یک تارنما و کتاب!
معنای اسم خودتون چیه؟ ایا اسمی باستانی هست یا اینکه معنای خاصی میده؟
روابط آشوربانیپال با مصر
آشوربانیپال هم سلطنت را از پدرش به ارث برد و هم جنگ با مصر و کوش[sup][۸][/sup] (
نوبیا
[sup][۹][/sup]) را. وی در سال ۶۶۷، در حالیکه خودش در
نینوا ماندهبود، سپاهی را به مصر فرستاد و این سپاه،
طهارقه
[sup][۱۰][/sup] پادشاه نوبیایی مصر را در نزدیکی
ممفیس
شکست داد. همزمان با این اوضاع و احوال، حکام دستنشاندهٔ مصری علیه سلطهٔ آشور شورش کردند و آنان نیز شکست داده شدند. همهٔ فرمانروایان شکست خورده به غیر از یکی از آنان به نینوا برده شدند، فقط
نخوی اول
[sup][۱۱][/sup]
شاهزادهٔ مصریای که فرمانروای سائیس بود، توانست آشوریها را نسبت به وفادار بودن خودش متقاعد کند و بههمینجهت به مصر برگردانده شد تا عروسک خیمه شب بازی و حاکم دستنشاندهٔ آشوریها در مصر باشد. پس از مرگ طهارقه در ۶۶۴ ق. م. برادرزاده و جانشین او Tantamani به مصر علیا حمله کرد و
تبس
[sup][۱۲][/sup] را پایتخت خود قرار داد.
او در ممفیس، دیگر شاهزادههای مصری را شکست داد و ممکن است که نخو در جریان این جنگها کشته شده باشد. سپاه دیگری از سوی آشوربانیپال فرستاده شد و دیگربار موفق شد که کوشیها (نوبیاییها) را شکست دهد. Tantamani به سرزمین مادریش در نوبیا عقب رانده شد و در آنجا ماند، آشوریها تبس را غارت کردند و با غنایم بسیار به آشور بازگشتند. اینکه مداخلهٔ آشوریها در مصر چگونه پایان یافته، مشخص نیست، اما پسر نخو،
پسامتیک اول
[sup][۱۳][/sup] درعینحال که استقلال یافت، روابط گرم و دوستانهٔ خود با آشوریها را هم حفظ کرد.
Kush
Nubia
Taharqa
Necho I، برخی اوقات Nekau هم گفته شدهاست.
Thebes
Psammetichus I
به نقل از رفرنس خودتون
تو این توضیح ممفیس رو شما در کجا میدونین؟ ایا میشه گفت ممفیس هم در ایران است؟ چون مصر منقول شما ایران باشه ممفیس هم در همیت ایران هست و یا اینکه ممفیس جای واهی هست/
جناب فرق قریه با مصر
(۲۲/آبان/۹۳ ۸:۱۰)antares نوشته است: [ -> ]کلمه مصر هم نام مشخصه مکانی نیست بلکه در زبان عربی به معنی شهر و شهرکهای اطراف اوست (قریه ای از قراء)[/b]
(۲۲/آبان/۹۳ ۰:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
بگو: «در زمين بگرديد و بنگريد خداوند چگونه آفرينش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همينگونه) جهان آخرت را ايجاد مىکند؛ يقيناً خدا بر هر چيز توانا است!
عنکبوت 20
شما این مصر رو ایا ایران میدانید؟
وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ[/b] یوسف 21
و آن کس که او را از سرزمين مصر خريد [= عزيز مصر]، به همسرش گفت: «مقام وى را گرامى دار، شايد براى ما سودمند باشد؛ و يا او را بعنوان فرزند انتخاب کنيم!» و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمکّن ساختيم! (ما اين کار را کرديم، تا او را بزرگ داريم؛ و) از علم تعبير خواب به او بياموزيم؛ خداوند بر کار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمىدانند!
فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ یوسف 99
و هنگامى که بر يوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، که انشاء الله در امن و امان خواهيد بود!»
وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ زخرف 51
فرعون در ميان قوم خود ندا داد و گفت: «اى قوم من! آيا حکومت مصر از آن من نيست، و اين نهرها تحت فرمان من جريان ندارد؟ آيا نمىبينيد؟
خدا نمیدونست که بگه قریه یا مصر یا فارس و یا ... ؟
جایی که خواستن اسم ببرن میگن مصر و جایی که بخوان بگن شهر میگن قریه
وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ بقره 58
و زمانى را که گفتيم: «در اين
شهر وارد شويد! و از نعمتهاى فراوان آن، هر چه مىخواهيد بخوريد! و از در با خضوع و خشوع وارد گرديد! و بگوييد: «خداوندا! گناهان ما را بريز!» تا خطاهاى شما را ببخشيم؛ و به نيکوکاران پاداش بيشترى خواهيم داد.»
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا نسا57
چرا در راه خدا، و مردان و زنان و کودکانى که تضعيف شدهاند، پيکار نمىکنيد؟! همان افراد که مىگويند: «پروردگارا! ما را
از اين شهر ، که اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما!
واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ
و از آنها درباره (سرگذشت)
شهرى که در ساحل دريا بود بپرس! زمانى که آنها در روزهاى شنبه، تجاوز (و نافرمانى) خدا مىکردند؛ همان هنگام که ماهيانشان، روز شنبه (که روز تعطيل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشکار مىشدند؛ امّا در غير روز شنبه، به سراغ آنها نمىآمدند؛ اين چنين آنها را به چيزى آزمايش کرديم که نافرمانى مىکردند!
جالبتر از همه این هست که دیگه این ایه رمسابه مکه اشاره داره ولی با اینگونه امده که
وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ
و اين کتابى است که ما آن را نازل کرديم؛ کتابى است پربرکت، که آنچه را پيش از آن آمده، تصديق مىکند؛ و تا (اهل)
امّالقرى [= مکّه] و کسانى را که گرد آن هستند، بترسانى!آنها که به آخرت ايمان دارند، و به آن ايمان مىآورند؛ و بر نمازهاى خويش، مراقبت مى کنند!
و....
بعدشم شما چطور مصر رو تجزیه کردین شد قریه؟
- راغب اصهانی در کتاب مفردات خودش اینگونه اورده :
قرى
الْقَرْيَةُ: اسم للموضع الذي يجتمع فيه الناس، وللناس جميعا، ويستعمل في كلّ واحد منهما. قال تعالى: وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ
[يوسف/ 82] قال كثير من المفسّرين معناه: أهل القرية.
(۲۲/آبان/۹۳ ۸:۱۰)antares نوشته است: [ -> ]حمله اشور بانیپال به مصر هیچگاه ثبت نشد
شما برای اینکه ثابت کنید یهودیان مظلومنمایی کنند و حمله عیلام را به مصر منتقل کنند دلیلتون چیه؟ ایا یافته های خودتون یا اینکه از روی صحبتهایی که دیگران کردند؟
مدرک ایکنه هیچ حا ثبت نشده در پاسخ چند سطر پالاتر مدرک ارایه شد و کلام شما نقض میشود.
(۲۲/آبان/۹۳ ۸:۱۰)antares نوشته است: [ -> ]و در زمان او فلسطین فعلی جز قلمرو مصر بود فقط در زمان او با حمله هیتی ها مدتی فلسطین فعلی بدست انها تصرف شد و غزه فعلی هم مدتی محاصره شد
پس مصری که اشور بانیپال با او جنگیده عیلام بوده و اما یهودیها قصد فریب مردم و مقدس جلوه دادن فلسطین فعلی را دارند تا انجا را موطن اجدادی خود قلمداد کنند
- مصری که مورد حمله قرار گرفت ممفیسش کجاس؟
در پاسخ به موضوع دیگر شما که استناد به ایه مبارکه سوره یوسف کردید :
(۲۲/آبان/۹۳ ۸:۱۰)antares نوشته است: [ -> ]سوره یوسف :
جَاءتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَا بُشْرَى هَـذَا غُلاَمٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ{19} وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُواْ فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ{20} وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ{21}
باگوآس یکی از محارم طرف اعتماد اردشیر سوم بود. در موقعی که اردشیر برای تسخیر مجدد مصر اقدام کرد(۳۳۴ ق. م) او را به فرماندهی قسمتی از سپاه برگزید. باگوآس در این موقع به ضرب سکه اقدام نمود و در حقیقت برای اولین بار توسط او سکه در مصر زده شدهاست، زیرا تا آن زمان مصریها سکه نداشتند و فلزات را بنابر وزن به کار میبردند و اگر سکههای یونانی یا شاهنشاهی و ممالک تابعه و ایالتی به دستشان میرسید، مانند قطعه فلز، به وسیله ترازو میکشیدند و سپس مورد معامله قرار میدادند. سکه باگوآس مانند سکههای صیدا در یک طرف نقش کشتی جنگی و در سوی دیگر گردونهای که اردشیر سوم بر آن است و سه اسب آن را میکشند، نقر است. در مجموعه موزه ایران باستان سکههای کوچکی از باگوآس موجود است که در یک طرف آن نقش کشتی جنگی و در سمت دیگر نقش اردشیر سوم هنگام حمله با خنجر به یک شیر که بر روی پاهای خود بلند شدهاست، دیده میشود.
در ضمن درهم در مصر رواج نداشته و قبل از هخامنشیان معاملات انها با حقه های فلزی بود که سکه نبودن
بسم الله الرحمن الرحیم
وَجَاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَا بُشْرَى هَذَا غُلاَمٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ
و (در همين حال) کاروانى فرا رسيد؛ و مأمور آب را (به سراغ آب) فرستادند؛ او دلو خود را در چاه افکند؛ (ناگهان) صدا زد: «مژده باد! اين کودکى است (زيبا و دوست داشتنى!)» و اين امر را بعنوان يک سرمايه از ديگران مخفى داشتند. و خداوند به آنچه آنها انجام مىدادند، آگاه بود. 19
وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُواْ فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ
و (سرانجام،)
او را به بهاى کمى -چند درهم- فروختند؛ و نسبت به( فروختن) او، بى رغبت بودند (؛چرا که مىترسيدند رازشان فاش شود).20
وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ
و آن کس که او را
از سرزمين مصر خريد [= عزيز مصر]، به همسرش گفت: «مقام وى را گرامى دار، شايد براى ما سودمند باشد؛ و يا او را بعنوان فرزند انتخاب کنيم!» و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمکّن ساختيم! (ما اين کار را کرديم، تا او را بزرگ داريم؛ و) از علم تعبير خواب به او بياموزيم؛ خداوند بر کار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمىدانند!21
جناب
antares درباره اینکه میگید
موقعی که اردشیر برای تسخیر مجدد مصر اقدام کرد(۳۳۴ ق. م) او را به فرماندهی قسمتی از سپاه برگزید.
اگر مصر کنونی ( منطقه ای که در افریقا وجود دارد ) باشد میشود جور بیاد ولی اگه همین ایران باشه باید زمینی که پیشتر برای خودش بوده دوباره حمله کنه؟
و ..... که در پاسخ به سوالات پیشن جوابی نگرفتم و امید وارم که به این سوالت هم پاسخ بدید.
البته هنوز سوالاتی هم هست که منتظرم اینها رو پاسخ بدید تا بعد
اگه پاسخها و سوالات هم مبهم بود بگید تا توصیح بیشتر بدم.
سلامی مجدد
چند نکته که در پست اول باید به ان میپرداختید ولی از ان به اسانی گذشتید
(۱۵/آبان/۹۳ ۱۹:۰۳)antares نوشته است: [ -> ]سوره : الفجر آیه : 10. متن عربی آیه : وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ ترجمه. و قوم فرعون[/b] آن دارنده ، ميخها
ترجمه ای که ارایه دادید از خودتون بود یا اینکه ؟؟؟؟
- ترجمه فولادوند
و با فرعون، صاحب خرگاهها [و بناهاى بلند]؟
- ترجمه آیتالله موسوی همدانی (ترجمهالمیزان)
- و با فرعون که مردم را چار میخ می کرد
- ترجمه آیتالله مشکینی
و با فرعون داراى سپاهيان نيرومند، يا داراى ميخها (يى كه براى خيمهها و براى شكنجه محكومان آماده كرده بود)
- ترجمه آیتالله مکارم شیراز
و فرعونى که قدرتمند و شکنجه گر بود،
حال اگر معنایی که شما به معنای خطوطی میخی و ... بگیرید ایه دیگررا چکونه معنا میکنید؟
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ ص 12
از اشتباهات شما این بود تو بحث که خواستین این منطقه مورد نظرتون رو با ایات و روایات تاریخی و موارد دیگر به رشته اصلیتون وصل کنید.- پاسخی داشتین و خواستین برای پاسختون و نتیجتون یک نظریه و یا به عبارتی پرسشی مطرح کنید و اشتباه هم همینه
اگر دقت کنید فرعون چرا
ذُو الْأَوْتَادِ ( میخ _ مسمار و ... ) بیان شد؟
نمونه میگم تا تحقیقات خودتون رو کمی بیشتر کنیدو خودتون دنبال مطالب بیشتر برید
در اينكه چرا فرعون را ((ذى الاوتاد)) گفته اند تفسيرهاى مختلفى است ،
- نخست اينكه او داراى لشكر فراوانى بود كه بسيارى از آنها در خيمه ها زندگى مى كردند، و چادرهاى نظامى را كه براى آنها بر پا مى شد با ميخها محكم مى كردند.
- ديگر اينكه بيشترين شكنجه فرعون نسبت به كسانى كه مورد خشم او قرار مى گرفتند اين بود كه آنها را به چهار ميخ مى كشيد، دستها و پاهاى او را با ميخ به زمين مى بست ، يا با ميخ به زمين مى كوبيد، و يا او را بر روى قطعه چوبى مى خواباندند و دست و پاى او را با ميخ به آن مى كوبيدند، يا مى بستند و به همان حال رها مى كردند تا بميرد!
اين تفسير در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده چنانكه در تواريخ آمده هنگامى كه همسرش ((آسيه )) به ((موسى )) (عليه السلام ) ايمان آورد او را به همين صورت شكنجه كرد و كشت .
- ديگر اينكه : ((ذى الاوتاد)) اصولا كنايه از قدرت و استقرار حكومت است . البته اين سه تفسير با هم منافاتى ندارد و ممكن است در معنى آيه جمع باشد.
شما بدور از مفسر ایات ، ایه رو خواستین تامین بدین به جایی دیگه و نکاه خودتون رو داشتید.
البته در مباحث پیش هم مصر که یک نام سرزمن هست رو به مکانی دیگر و همچنین به بدینگونه باین کردید
(۲۲/آبان/۹۳ ۸:۱۰)antares نوشته است: [ -> ]مصر حضرت موسی یا شهر دور انتاش در زمان اشور بانیپال با خاک یکسان شد و کلمه مصر هم نام مشخصه مکانی نیست بلکه در زبان عربی به معنی شهر و شهرکهای اطراف اوست (قریه ای از قراء)[/b]
البته با اینکه شما امضای خودتون رو هم از متن عربی برداشت کردید احتمالا با ترجمه این متون اشنایی دارید و حداقل از متون تفسیری اهل سنت و یا شیعه در باره این ایه و مباحثی که بیان کردید نگاهی می انداختید ( ایاتی که استناد میکنید منظورم هست ) متوجه میشدید که منظور از میخ در این ایه و همچنین ثمن بخس و .... چی هست.
نقل قول:وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ (10)
برای نموه از تفسیر ابن کثیر ج8 ص 397
وَقَوْلُهُ: {وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ} قَالَ الْعَوْفِيُّ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: الْأَوْتَادُ: الْجُنُودُ الَّذِينَ يَشُدُّونَ لَهُ أَمْرَهُ. وَيُقَالُ: كَانَ فِرْعَوْنُ يُوتِدُ أَيْدِيَهُمْ وَأَرْجُلَهُمْ فِي أَوْتَادٍ مِنْ حَديد يُعَلِّقُهُمْ بِهَا. وَكَذَا قَالَ مُجَاهِدٌ: كَانَ يُوتِدُ النَّاسَ بِالْأَوْتَادِ. وَهَكَذَا قَالَ سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ، وَالْحَسَنُ، وَالسُّدِّيُّ. قَالَ السُّدِّيُّ: كَانَ يَرْبِطُ الرَّجُلَ، كُلُّ قَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِهِ فِي وَتَدٍ ثُمَّ يُرْسِلُ عَلَيْهِ صَخْرَةً عَظِيمَةً فَتَشْدَخُهُ .
وَقَالَ قَتَادَةُ: بَلَغَنَا أَنَّهُ كَانَتْ لَهُ مَطَالٌّ وَمَلَاعِبٌ، يَلْعَبُ لَهُ تَحْتَهَا، مِنْ أَوْتَادٍ وَحِبَالٍ.
وَقَالَ ثَابِتٌ الْبُنَانِيُّ، عَنْ أَبِي رَافِعٍ: قِيلَ لِفِرْعَوْنَ {ذِي الأوْتَادِ} ؛ لِأَنَّهُ ضَرَبَ لِامْرَأَتِهِ أَرْبَعَةَ أَوْتَادٍ، ثُمَّ جَعَلَ عَلَى ظَهْرِهَا رَحًى عَظِيمَةً حَتَّى مَاتَتْ.
----------------------------------
تفسیر جلالین ج1 ص806
{وَفِرْعَوْن ذِي الْأَوْتَاد} كَانَ يَتِد أَرْبَعَة أَوْتَاد يَشُدّ إِلَيْهَا يَدَيْ وَرِجْلَيْ مَنْ يُعَذِّبهُ
-------------------------------
مفاتیح الغیب ( فخر رازی ) ج 31 ص 154
وَأَمَّا قَوْلُهُ تَعَالَى: وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ فَالِاسْتِقْصَاءُ فِيهِ مَذْكُورٌ فِي سُورَةِ ص، وَنَقُولُ: الْآنَ فِيهِ وُجُوهٌ أَحَدُهَا: أَنَّهُ سُمِّيَ ذَا الْأَوْتَادِ لِكَثْرَةِ جُنُودِهِ وَمَضَارِبِهِمُ الَّتِي كَانُوا يَضْرِبُونَهَا إِذَا نَزَلُوا وَثَانِيهَا: أَنَّهُ كَانَ يُعَذِّبُ النَّاسَ وَيَشُدُّهُمْ بِهَا إِلَى أَنْ يَمُوتُوا،رُوِيَ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّ فِرْعَوْنَ وَتَّدَ لِامْرَأَتِهِ أَرْبَعَةَ أَوْتَادٍ وَجَعَلَ عَلَى صَدْرِهَا رَحَا وَاسْتَقْبَلَ بِهَا عَيْنَ الشَّمْسِ فَرَفَعَتْ رَأْسَهَا إِلَى السَّمَاءِ وَقَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ، فَفَرَّجَ اللَّهُ عَنْ بَيْتِهَا فِي الْجَنَّةِ فَرَأَتْهُ
وَثَالِثُهَا: ذِي الْأَوْتَادِ، أَيْ ذِي الْمُلْكِ وَالرِّجَالِ، كَمَا قَالَ الشَّاعِرُ:
فِي ظِلِّ مَلِكٍ رَاسِخِ الْأَوْتَادِ وَرَابِعُهَا: رَوَى قَتَادَةُ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ: أَنَّ تِلْكَ الْأَوْتَادَ كَانَتْ مُلَاعِبَ يَلْعَبُونَ تَحْتَهَا لِأَجْلِهِ، وَاعْلَمْ أَنَّ الْكَلَامَ مُحْتَمِلٌ لِكُلِّ ذَلِكَ، فَبَيَّنَ اللَّهُ تَعَالَى لِرَسُولِهِ أَنَّ كُلَّ ذَلِكَ مِمَّا تَعْظُمُ بِهِ الشِّدَّةُ وَالْقَوْلُ وَالْكَثْرَةُ لَمْ يَمْنَعْ مِنْ وُرُودِ هَلَاكٍ عَظِيمٍ بِهِمْ
-------------------------------
تفسیر طبری ج 24 ص409
وقوله:
( وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ )
يقول جلّ ثناؤه: ألم تر كيف فعل ربك أيضا بفرعون صاحب الأوتاد.
واختلف أهل التأويل في معنى قوله:
( ذِي الأوْتَادِ )
ولم قيل له ذلك، فقال بعضهم: معنى ذلك: ذي الجنود الذي يقوّون له أمره، وقالوا: الأوتاد في هذا الموضع: الجنود.
* ذكر من قال ذلك:
حدثني محمد بن سعد، قال: ثني أبي، قال: ثني عمي، قال: ثني أبي، عن أبيه، عن ابن عباس
( وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ )
قال: الأوتاد: الجنود الذين يشدّون له أمره، ويقال: كان فرعون يُوتِد في أيديهم وأرجلهم أوتادًا من حديد، يعلقهم بها.
وقال آخرون: بل قيل له ذلك لأنه كان يُوتِد الناس بالأوتاد.
* ذكر من قال ذلك:
حدثني محمد بن عمرو، قال: ثنا أبو عاصم، قال: ثنا عيسى؛ وحدثني الحارث، قال: ثنا الحسن، قال: ثنا ورقاء، جميعا عن ابن أبي نجيح، عن مجاهد، قوله:
( ذِي الأوْتَادِ )
قال: كان يوتد الناس بالأوتاد.
وقال آخرون: كانت مظالّ وملاعب يلعب له تحتها.
* ذكر من قال ذلك:
حدثنا بشر، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة
( وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ )
ذُكر لنا أنها كانت مظال وملاعب يلعب له تحتها من أوتاد وحبال.
حدثنا ابن عبد الأعلى، قال: ثنا ابن ثور، عن معمر، عن قتادة
( ذِي الأوْتَادِ )
قال: ذي البناء كانت مظال يلعب له تحتها، وأوتادا تضرب له.
قال: ثنا ابن ثور، عن معمر، عن ثابت البناني، عن أبي رافع، قال: أوتد فرعون لامرأته أربعة أوتاد، ثم جعل على ظهرها رحا عظيمة حتى ماتت.
وقال آخرون: بل ذلك لأنه كان يعذّب الناس بالأوتاد.
* ذكر من قال ذلك:
حدثنا ابن حميد، قال: ثنا مهران، عن سفيان، عن إسماعيل، عن محمود، عن سعيد بن جُبير
( وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ )
قال: كان يجعل رجلا هاهنا ورجلا هاهنا، ويدا هاهنا ويدا هاهنا بالأوتاد.
حدثني محمد بن عمرو، قال: ثنا أبو عاصم، قال: ثنا عيسى؛ وحدثني الحارث، قال: ثنا الحسن، قال: ثنا ورقاء، جميعا عن ابن أبي نجيح، عن مجاهد، قوله:
( ذِي الأوْتَادِ )
قال: كان يوتد الناس بالأوتاد.
وقال آخرون: إنما قيل ذلك لأنه كان له بنيان يعذّب الناس عليه.
* ذكر من قال ذلك:
حدثنا ابن حميد، قال: ثنا مهران، عن سفيان، عن إسماعيل، عن رجل، عن سعيد بن جُبير
( وَفِرْعَوْنَ ذِي الأوْتَادِ )
قال: كان له منَارات يعذّبهم عليها.
وأولى هذه الأقوال عندي بالصواب قول من قال: عُنِيَ بذلك: الأوتاد التي تُوتَد، من خشب كانت أو حديد، لأن ذلك هو المعروف من معاني الأوتاد، ووصف بذلك لأنه إما أن يكون كان يعذّب الناس بها، كما قال أبو رافع وسعيد بن جُبير، وإما أن يكون كان يُلعب له بها.
-------------------------
تفسیر قرطبی ج 20 ص 48
أَيِ الْجُنُودِ وَالْعَسَاكِرِ وَالْجُمُوعِ وَالْجُيُوشِ الَّتِي تَشُدُّ مُلْكَهُ، قَالَهُ ابْنُ عَبَّاسٍ. وَقِيلَ: كَانَ يُعَذِّبُ النَّاسَ بِالْأَوْتَادِ، وَيَشُدُّهُمْ بِهَا إِلَى أَنْ يَمُوتُوا، تَجَبُّرًا مِنْهُ وَعُتُوًّا. وَهَكَذَا فَعَلَ بِامْرَأَتِهِ آسِيَةَ وَمَاشِطَةِ ابْنَتِهِ، حَسَبَ مَا تَقَدَّمَ فِي آخِرِ سُورَةِ" التَّحْرِيمِ" «2». وَقَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ زَيْدٍ: كَانَتْ لَهُ صَخْرَةً تُرْفَعُ بِالْبَكَرَاتِ، ثُمَّ يُؤْخَذُ الْإِنْسَانُ فَتُوتَدُ لَهُ أَوْتَادُ الْحَدِيدِ، ثُمَّ يُرْسِلُ تِلْكَ الصَّخْرَةَ عَلَيْهِ فَتَشْدَخُهُ. وَقَدْ مَضَى فِي سُورَةِ" ص" «3» مِنْ ذِكْرِ أوتاده ما فيه كفاية. والحمد لله.
اگر به این متون و سایر متون مراجعه کنید بحث چهار میخ کردن رو بیان میکنن .
یعنی برای شکنجه و کشتن و ... مخالفین - ساحرین - و همچنین همسر خودش و مشاطه دختر خودش ( فرعون ) دست به چنین کاری میزنه.
پس تا اینجا شما بدو از اینکه این منظور و مفهوم به چی بود از این ایه گذشتید.
حال ایه دوم که مورد نظر شما قرار گرفت
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاأَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَاهَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ (38)
فرعون گفت: «اى جمعيت اشراف! من خدايى جز خودم براى شما سراغ ندارم. (امّا براى تحقيق بيشتر،) اى هامان، برايم آتشى بر گل بيفروز (و آجرهاى محکم بساز)، و براى من برج بلندى ترتيب ده تا از خداى موسى خبر گيرم؛ هر چند من گمان مىکنم او از دروغگويان است!»
اینکه در ادامه سخن فرمودین
(۱۵/آبان/۹۳ ۱۹:۰۳)antares نوشته است: [ -> ][i]در مصر اهرام سازه های قدیمی او از اجر ساخته نشده و روش تولید اجر را نمیدونستند[/b]
چند نمونه مدرک خدمت شما
نقل قول:أخرج عبد الرَّزَّاق وَعبد بن حميد وَابْن جرير وَابْن أبي حَاتِم عَن قَتَادَة قَالَ: بَلغنِي أَن فِرْعَوْن أول من طبخ الْآجر
أخرج ابْن أبي حَاتِم عَن قَتَادَة قَالَ: كَانَ فِرْعَوْن أول من طبخ الْآجر وصنع لَهُ الصرح
وَأخرج ابْن الْمُنْذر عَن ابْن جريج قَالَ: فِرْعَوْن أول من صنع الْآجر وَبنى بِهِ
وَأخرج عبد بن حميد وَابْن الْمُنْذر عَن سعيد بن جُبَير فِي قَوْله {فَأوقد لي يَا هامان على الطين} قَالَ: اَوْقِدْ على الطين حَتَّى يكون آجراً
الدر المنثور سیوطی ج 6 ص 416
همچنین مدرک دیگر
نقل قول:تفسیر طبیری
حدثنا القاسم ، قال : ثنا الحسين ، قال : ثني حجاج ، عن ابن جريج ، عن مجاهد : ( فأوقد لي يا هامان على الطين ) قال : على المدر يكون لبنا مطبوخا .
قال ابن جريج : أول من أمر بصنعة الآجر وبنى به فرعون .
حدثنا بشر ، قال : ثنا يزيد ، قال : ثنا سعيد ، عن قتادة : ( فأوقد لي يا هامان على الطين ) قال : فكان أول من طبخ الآجر يبني به الصرح .
حدثني يونس ، قال : أخبرنا ابن وهب ، قال : قال ابن زيد في قول الله : ( فأوقد لي يا هامان على الطين ) قال : المطبوخ الذي يوقد عليه هو من طين يبنون به البنيان .
وقوله : ( فاجعل لي صرحا ) يقول : ابن لي بالآجر بناء ، وكل بناء مسطح فهو صرح كالقصر . ومنه قول الشاعر : [ ص: 581 ] بهن نعام بناها الرجا ل تحسب أعلامهن الصروحا يعني بالصروح : جمع صرح .
وقوله : ( لعلي أطلع إلى إله موسى ) يقول : أنظر إلى معبود موسى ، الذي يعبده ، ويدعو إلى عبادته ( وإني لأظنه ) فيما يقول من أن له معبودا يعبده في السماء ، وأنه هو الذي يؤيده وينصره ، وهو الذي أرسله إلينا من الكاذبين ; فذكر لنا أن هامان بنى له الصرح ، فارتقى فوقه .
فكان من قصته وقصة ارتقائه ما حدثنا موسى ، قال : ثنا عمرو ، قال : ثنا أسباط ، عن السدي ، قال : قال فرعون لقومه : ( يا أيها الملأ ما علمت لكم من إله غيري فأوقد لي يا هامان على الطين فاجعل لي صرحا لعلي ) أذهب في السماء ، فأنظر ( إلى إله موسى ) فلما بني له الصرح ، ارتقى فوقه ، فأمر بنشابة فرمى بها نحو السماء ، فردت إليه وهي متلطخة دما ، فقال : قد قتلت إله موسى ، تعالى الله عما يقولون .
بازهم اگه خواستین بگین براتون مدارکی ارایه بدم که مصریان بلد بودن اجر بپزن یا نه
- [b]بعد در لینکی که ارایه دادید حرفی از اینکه مصریان بلد نبودن اجر درست کنن بیان نشد. میشه بگید کدوم قسمت منظورتون بود؟

خدمت شما عرض کنم چغازنبیل رو برای پرستش خدایان ... درست کردند یا اینکه برای دیدن خدا؟
این نیایشگاه توسط
اونتاش ناپیریش
(حدود ۱۲۵۰ پ. م.)، پادشاه بزرگ
ایلام باستان
،
و برای ستایش ایزد
اینشوشیناک
، الهه نگهبان شوش (شهر باستانی)، ساخته شدهاست.
براساس لینکی که خودتون دادید چنین هست.
- درحالی که فرعون برای چه کاری این بنا رو ساخت؟
- [i]...فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى...
- و براى من برج بلندى ترتيب ده تا از خداى موسى خبر گيرم
- پس حرفی برای پرستش خدا نیست.

در ايه بعد که بحث وجود اهرام و رود رو مدنظر قرادادین باید خدمت شما بگم :
(۱۵/آبان/۹۳ ۱۹:۰۳)antares نوشته است: [ -> ][i]قال تعالى {وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ }الزخرف51
- در مصر اهرامات فقط رود نیل جریان دارد اما در ایه مبارکه فوق کلمه انهار است
![[تصویر: egypt-map.jpg]](http://www.egypttravelpackages.net/images/egypt/egypt-map.jpg)
و شهر دورانتاش نزدیک رود دز قرار داشت و کرخه در مغرب و کارون هم در مشرق اوست
[/quote]
ترجمه ایت الله مکارم شیرازی
فرعون در ميان قوم خود ندا داد و گفت: «اى قوم من! آيا حکومت مصر از آن من نيست، و اين نهرها تحت فرمان من جريان ندارد؟ آيا نمىبينيد؟
شما چرا اینگونه استنباط نکردین که شاخه ها وشعبه هایی از رود نیل منظور هست؟
و سریع اتصال دادین به شهر دورانتاش ! درحالی که ساخت اجر و معبد ( چغازنبیل ساخته شده برای عباذت بود ولی برای فرعون رویت و تمسخر و ... حضرت موسی / و ارتباط میان ای دو همینجا برهم میخوره و انتصال مجدد اینها دردی ئوا نمیکنه.
در ایه بعد مورد استفاده شما :
(۱۵/آبان/۹۳ ۱۹:۰۳)antares نوشته است: [ -> ][b]وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَآئِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ
در ایه فوق گفته شده تمام بنایی که با بیگاری از بنی اسراییل ساخته شد ویران شده اما اهرام و کاخهای مصر ویران نشدند ولی شهر دورانتاش در حمله اشور بانیپال(بخت النصر اصلی) تبدیل به ویرانه شد
و چغازنبیل در زیر خاک مدفون بود و مانند زنبیل وارونه در اومد که در زبان محلی به همین نام است (چوغا زنبیل )
در زمان حمله اشور بانیپال که یک قرن قبل از سقوط اشور بدست کوروش اتفاق افتاد بنی اسراییل در دورانتاش بودند
ترجمه و تفسیری که شما ارایه دادید کمی متفائت با خود ایه هست
وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَآئِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ
و مشرقها و مغربهاى پر برکت زمين را به آن قومِ به ضعف کشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، واگذار کرديم؛ و وعده نيک پروردگارت بر بنى اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتى که به خرج دادند، تحقّق يافت؛ و آنچه فرعون و فرعونيان (از کاخهاى مجلّل) مىساختند، و آنچه از باغهاى داربستدار فراهم ساخته بودند، در هم کوبيديم! اعراف 137
- [b]این ایه درش حرف از وعده خدا هست و حرفی از تهاجم و ... گفته شده؟
درباره گاو سامري :
شمابفرما قوم موسی از کدوم مسیر رد شدن[/b] و بعد که ارام کرفتن و موسی کلیم الله به میقات رفتند سامری تمثال مورد نظر رو ساخت؟
این دریایی که ازش رد شدن کدوم بود طبق این نظرات خودتون؟
ایه قران کریم
وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ بقره 50
و ایه بعد
وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ بقره 51
این دریا کدوم دریا هست؟
اگر عمری باقی باشد به بقیه مطالب ه رسیدگی میشه.