نقل قول:یه چیزی درونم من رو وسوسه میکنه ..." حس میکنم که نباید به ترفند های مستند راز عمل میکردم ... چون این نوعی شرک یا کفر محسوب میشه ... فقط باید به همون توکل به خدا و ترک گناهان بسنده میکردم و خدا خودش زندگیم رو روبراه می کرد "..
من مستند راز رو ندیدم ولی وسوسه شدم به دیدنش. جوابم بهش این بود : من اگر بمیرم یا قرار باشه تو کوچه بخوابم از هیچکس جز خدا چیزی رو نمیخوام و طلب نمی کنم.
هر دلی کو دور شد از قید و بند روزگار
جایگاهش جز
دیار کبریایی نیست نیست
من بدین حاجت نشستم بر در و
درگاه دوست
شرط مهر و دوستی را بی وفایی نیست نیست
حال عاشق را نداند تا کسی عاشق نشد
عاشقان را تا ابد میل جدایی نیست نیست
بار «
تسلیم» ار چه افتاده است اندر بحر عشق
غرق بحر عشق را هرگز رهایی
نیست نیست
من تاپیک شما رو خوندم.اتفاقا چند نفر اطراف من هستن نزدیک به سن شما دچار همین مشکل شدند درحالیکه به واجبات خوب عمل می کنند.
من نمی خوام مثل بقیه حرف بزنم.
شما فقط یک مشکل دارید اگه قول بدید با هم جلو ببریم حل می شه.
بعضی از آدم ها هستن خونه شونو روی تپه های سست بنا می کنند برای همین هرموقع یه طوفان یا یه باد هم می وزه دچار آسیب می شن مجبور میشن هی خانه شون درست کنند.(خدایی نکرده قصد جسارت هم ندارم ولی خیلی ها اینطوری می شن شاید به خاطر تغییر نیاز در این سن هست)
من می خوام بگم بیایید خونه تون و یه جای محکم بنا کنید ،کوچیک باشه ولی جاش امن باشه.
اولین کار به شرط اینکه خوب گوش کنید و جواب بدید.
چیزهای پاکی که تو اطرافتونه رو کامل برام بنویسید.خوب ببینید.
چیزهای پاک،مثلا گل وقتی من گل می بینم از رنگش خوشم میاد چون چندتا رنگ در گل ممکنه باشه و ترکیبش باعث زیبا بودنش می شه.منظم بودن اجزای گل آدم و به حیرت می ندازه.اینکه گل ریشه ش توی خاک و سبب موندگاریش می شه.
خواهشا چیزی که دید و خوب برام توصیف کنید.دوستان عزیز شما هم مشارکت می کنید،می دونم خیلی کمک می کنه به ما که خوب ببینیم.

(۱۷/آبان/۹۳ ۱۴:۴۲)محمدهادی نوشته است: [ -> ]نگران نباش هممون مشرکیم (جز تک و توک از مردم)، خیلی سخت نگیر
و ما یومن اکثرهم الا و هم مشرکون
منتهی این شرکی نیست که خداوند ببرمون جهنم
!!!!!!!!!!!!!!!
اولاً بر اساس چه دلیلی از اون آیه چنین نتیجهای گرفتید؟
ثانیاً بر اساس چه دلیلی از اینکه اکثریت مردم یهکاری رو بکنن نتیجه گرفتید که OK هست و نیازی به سخت گرفتن نیست؟
سوره فرقان:
أَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَـٰهَهُ ۥ هَوَٮٰهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيۡهِ وَكِيلاً (43) أَمۡ تَحۡسَبُ أَنَّ أَكۡثَرَهُمۡ يَسۡمَعُونَ أَوۡ يَعۡقِلُونَۚ إِنۡ هُمۡ إِلَّا كَٱلۡأَنۡعَـٰمِۖ بَلۡ هُمۡ أَضَلُّ سَبِيلاً (44)
آيا آن کس را که هوای نفس را به خدايی گرفته است ديدی؟ آيا تو ضامن او هستی؟ (43) يا گمان کردهای که بيشترينشان میشنوند و میفهمند؟ اينان چون چارپايانی بيش نيستند بلکه از چارپايان هم گمراهترند. (44)
(۱۸/آبان/۹۳ ۱۳:۳۵)آسمانه سجادی نوشته است: [ -> ]اگه قول بدید با هم جلو ببریم حل می شه.
...
می دونم خیلی کمک می کنه به ما که خوب ببینیم.
إنشاءالله.

إنشاءالله بگویید.
![[تصویر: beautiful-flowers-02.jpg]](http://img.alamto.com/2011/Beautiful-Flowers/beautiful-flowers-02.jpg)
تمرین 1
خوب ببینیم
چقدر زیبا هستند!
چه کسی نقاش است؟
چه کسی می تواند به آن جان بدهد؟
چه کسی می تواند به هر گلبرگی شکل بدهد؟
آیا فقط برای زیبایی و حیرت خلق شده است؟
گل نماد چیست؟
نقل قول:از طرفی هم لحظه ای بعد به این فکر میکنم که خب این "دریافت انرژی از هستی" هم خودش نشانه ی قدرت و تقدیر خدا و نظم و نظام جهان هستی هست که من دارم به طور مشروع ازش استفاده میکنم ... مثل انرژی خورشید که خداوند قرار داده و استفاده میکنیم بدون اینکه گناه محسوب بشه ..
این افکار ضد و نقیض که سراغم میاد خیلی دچار اضطراب و استرس میشم .. بدنم میلرزه ... زندگی رو واسم ناخوشایند میکنه ...
من اگه جای شما بودم میشستم روی دونه دونه این افکار فکر می کردم ... خیلی با حوصله و سرفرصت
چرا میخواید ذهنتون رو محدود کنین ؟
بهشون فکر کنین، ازشون نتیجه بگیرین ...
بی اعتنا بودن، یعنی سعی کردن برای پاک صورت مسئله
شما باید این مسئله رو حلش کنین نه اینکه صورتش رو پاک کنین ...
نقل قول:خیلی بده این جنگ درون ذهنم ...
بله، خیلی
و تا وقتی شما فقط سعی کنین ک بهشون فکر نکنین، این جنگ ادامه داره ...
با خودتون رو راست باشین ...

نقل قول:سلام
اخه موقع هجوم این افکار خیلی دچار اضطراب و ترس میشم
نمیتونم خوب فکر کنم
سلام
ب خاطر اینکه اسمش رو گذاشتین هجوم افکار !!!
هر کسی باید این اجازه رو ب خودش بده تا آزادانه فکر کنه ...
شما درباره اصول دینتون ی تحقیق کامل و اساسی بکنین
نتیجه گیریهاتون از روی احساسات نباشه، مستدل و منطقی دنبال چرایی و صحت این اصول برید
شما چقدر درباره اوصول دینتون تحقیق کردین ؟
شما بجز معرفی مادر و پدر و اطرافیان از دین، خودتون چقدر روش وقت گذاشتین و سبک سنگینش کردین ک دینتون درسته ؟
نقل قول: چون این نوعی شرک یا کفر محسوب میشه ... فقط باید به همون توکل به خدا و ترک گناهان بسنده میکردم و خدا خودش زندگیم رو روبراه می کرد "..
بذارید حساب بشه!
اگه فکر کردن ب اینکه دینتون رو درست انتخاب کردین، توکل و اعتمادتون ب خدا درست بوده یا نبوده، قراره کفر حساب بشه، بذارین کفر حساب بشه، اما بازم بهشون فکر کنین ( مگه ما مسیحی هستیم ک حق نداشته باشیم فکر کنیم درباره درستی و نادرستی دینمون!

)
فکر کردنتون این نباشه ک کلا ی چیز رو بگیرید پرورشش بدین!
نه!
هر سوالی ک ب ذهنتون میاد رو برید دنبالش ببینین جوابش چیه
اگه قراره اعتماد ب خدا ب معنی این باشه ک کلا در ِ عقل و سوالهاش رو ببیندیم ...!!!

خدا خودش ب ما
عقل داده، ابزاری داده ک باید باید باید ازش استفاده کنیم ...
خود همون
حضرت علی (علیه السلام) ای ک شما بهشون تکیه کردین گفتن :
شک گذرگاه خوبیست،،، نه منزلگاه
یعنی حق داری شک کنی ... آدمی ک عقل داره "
باید" شک کنه وگرنه کلا عقلش زیر سوال میره

البته نکته ش هم اینجاست ک میفرماید : منزلگاه خوبی نیست >> توش نباید توقف کرد
نقل قول:اگر فکر میکنید افکار وسواسی زندگی شما رو مختل کرده بهتر هست با یک روان پزشک یا مشاور امین صحبت بفرمایید.
با حفظ احترام همه روانپزشک ها ، کلا قبولشون ندارم ...
مخصوصا اینکه آدم بخواد درباره اعتقاداتش و اینجور مسائل باهاشون حرف بزنه

فکر کنم بهتر باشه برید پیش یک " روحانی " <-- البته هر گردویی گرد نیست

(۱۹/آبان/۹۳ ۱۹:۳۲)السا نوشته است: [ -> ]!
احترام همه روانپزشک ها ، کلا قبولشون ندارم ...
مخصوصا اینکه آدم بخواد درباره اعتقاداتش و اینجور مسائل باهاشون حرف بزنه 
فکر کنم بهتر باشه برید پیش یک " روحانی " <-- البته هر گردویی گرد نیست 
اون واژه امین رو که به مشاور چسبوندم منظورم همین بود.

ببینید یک شخصی که دچار افکار وسواسی هست فرقی نمیکنه این افکارش در زمینه شستشوی وسایل و تمیز کردن اونها باشه یا در مورد اعتقادات.
واژه هجوم رو که به کار بردند رو درک میکنم. کلمه درستی انتخاب کردند.
کسی نمیتونه الان حال ایشون رو تصور کنه که شک کردن مداوم و حل این شک و به وجود اومدن شک جدید و پشت سرهم چی هست مگر اینکه کسی رو در همچین حالی دیده باشه.
قدم اول درمان هم همین هست که انسان بدونه با مشکلی طرف هست و بخواد حلش کنه و این مشکل برای خیلی ها اتفاق افتاده و راه حل داره.
واقعا بدون دارو این حالت رو درمان کردن خیلی سخت هست.
من الان نمیتونم توضیح مشکل ایشون و چراییش رو براتون توضیح بدم.
نمیخوام ایشون رو ناامید کنم. اماکارهایی که همه دوستان دارند پیشنهاد میکنند باید در کنار درمان با دارو اتفاق بیافته تا موثر باشه.
و من در مرحله اول همین رو پیشنهاد میکنم.
امیدوارم حالشون زودتر خوب بشه.