تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: واسطه گری برای امر خیر
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
جدیدا شرایطی که بعضی پسرا به واسطه ها میگن:
علاوه بر اونایی که همه میدونن، ظاهر دختر و تحصیلات و ...
شاغل باشه ( دوستم میگفت یکی رفته بود خواستگاری از مادر دختر پرسیده بودن دختر شما رسمیه یا قراردادی، بعد گفتن نه ببخشید ما دنبال دختری هستیم که رسمی باشهSurprise)
منطقه محل زندگشون جای خوبی باشه ( حتی مشخص هم میکنن)
پدر و مادرشون فرهنگی یا تحصیلکرده باشه
و ...
به قول یکی از آشناها بدین براتون بسازنSmile
البته با این شرایط بازم ازدواج های قشنگ و زیبا و ساده گرفتنهای طرفین اتفاق میفتهAngel
ببین دوستم این که ما بگیم چه چیزی خوبه مهم نیست اینکه برای آقایون مهم باشه مهمه...اما من برات نسبت به خودم دوتا مثال نقض میارم اولی رو که گفتم اما دومی یکی از اقوام شوهر عمه ام بود که عمه هم تا حالا ندیده بودش اما انقدر تو فامیل شوهرش ازش تعریف می کردن که همه فک می کردن چه ستاره ای از مهم ترین دلایلشم شغلش بود...یه شغل مهم و حسابی توی دولت داشت پس باید به عمه من حق بدی از این آدم با توجه به شنیده هاش ازش برام تعریف کنه وقتی بهم گفت پسره خواسته همسرش یه دختره باتقوا وروشن فکر تحصیلکرده و به اصطلاح یه دختر مومن کامل باشه وظاهرشم اونقدرها مهم نیست با خودم گفتم نه واقعا پسره آدم حسابیه الکی این شغل رو نداره تا اینکه اومدن خواستگاری وما رفتیم حرف بزنیم می تونم بگم ساده ترین وکم عمق ترین طرز فکر و نگاه رو توی عمرم دیدم یه آدم کاملا سطحی که صرفا از روی تعریف دیگران از من خوشش اومده بود وحتی می گفت من از شما سوالی ندارمHuhمی تونم بگم تو عمرم انقدر حرص تخورده بودمBig Grin
ولی هیچ کس حرف منو باور نمی کرد بخاطر همون شغل پیچیده ای که داشت...واسه همین می گم تا خود دختر و پسر حرف نزنن نمی شه هیچ قضاوتی کرد
ببین از من تو مکانهای عمومی بیشتر زمانی خواستگاری شده که من با کسی حرف می زدم یعنی به جرات می تونم بگم طرز برخورد نوع حرف زدن ونوع دیدگاهم به مسایل باعث شده از من خواستگاری بشه البته از خود تعریف نباشهBig Grinولی یه بار دیگم گفته شده جایی چند تا دختر از من خوشگل تر بودن اما اومدن و گفتن ما از شما خوشمون اومده از اون تعریفای نازدارنه هم ازم نکردنBlushچون دیگه این حرفا برای نسل ما عادیه...
همه اینها که دارین میگین مشکلات خانواده دختر و پسره.
که ایرادات بنی اسرائیلی میگیرن و دختر میخوان در حد Salt
یعنی این خواسته های غیر معقول باعث میشه آدم دست از واسطه گری برداره؟

اما در جواب شما السا جان!
مادر یه پسر خودکشی هم بکنه، باهوشی و ذکاوت یه دختر رو برای پسرش نمیتونه اندازه بگیره.
مادرها فقط و فقط وظیفه شون اینه که به قیافه و خانواده دختر خیره بشن و در واقع پیله کنن.
بقیه اش به خود پسر مربوطه.
ببین!
یه مثال میزنم.
فرض کن من انیشتن باشم.
به مامانم میگم من یه زن باهوش میخوام.
میره میگرده برای من پروین اعتصامی رو پیدا میکنه.
در حالی که باهوش از نظر من انیشتن، یکی تو مایه های ماری کوریه.
متوجه میشین؟
نقل قول:مادرها فقط و فقط وظیفه شون اینه که به قیافه و خانواده دختر خیره بشن و در واقع پیله کنن.

عایا ؟!!

نقل قول:به مامانم میگم من یه زن باهوش میخوام.
میره میگرده برای من پروین اعتصامی رو پیدا میکنه.
در حالی که باهوش از نظر من انیشتن، یکی تو مایه های ماری کوریه.

زینب خانوم مادر چون خودش بچه ش رو بزرگ کرده، دقیقا میدونه داره توی ذهن بچه ش چی میگذره
همینطور اینکه وقتی پسری ب مادرش میگه من دختر باهوش میخوام، ب نظر شما مادرش میره توی خیابون و مترو از دخترها شماره بگیره یا نه ؟

نقل قول:من با کسی حرف می زدم یعنی به جرات می تونم بگم طرز برخورد نوع حرف زدن ونوع دیدگاهم به مسایل باعث شده از من خواستگاری بشه البته از خود تعریف نباشه

پس حداقل ی صحبت و بحثی بوده ک طرف بشنوه حرفهاتون رو و بعدش انتخاب کنه!
(راستی ما ک تو مترو چون جمعمون زیاده یا داریم بازی می کنیم یا لطیفه میگیم و شیطونی می کنیم، کلا هر کسی ک اومد سمتمون رو جواب منفی بدیم بهش دیگه ؟ Big Grin )

این شماره گرفتن هایی ک توی خیابون و مترو هست معمولا اینطوریه :

ب قول زینب خانوم خیره میشن تو صورت و سر تا پای دختر رو برانداز می کنن، بعد از وسط کلی آدم میان پیشت، میگن : دخترم قصد ازدواج نداری ؟؟
خب شما بگین، این خانوم محترم دقیقا ملاکشون چی بوده ؟؟

اگه اشتباه می کنم بگین Smile

نقل قول:واسه همین می گم تا خود دختر و پسر حرف نزنن نمی شه هیچ قضاوتی کرد

خب پس اگه اینطوره ک کلا هیــــــچ قضاوتی نمیشه کرد، مثل موقعی ک میریم خرید، بریم ی دانشگاهی یا ی مکان عمومی ای ک دخترها زیادن، چند تا ک از دکور کار (:دی) خوشمون اومد شماره شون رو بگیریم، بریم خواستگاری !
دیگه واسطه هم نیازی نیست Big Grin
السا جان!
قبل از هر چیز یه توضیح بدم که من نه کار کسانی که توی مترو یا اتوبوس خواستگاری میکنن رو تایید میکنم و نه تقبیح.
به نظر منم این یه مورده مثل بقیه موارد با شانس کمتری برای اتفاق افتادن.
خواهشاً هم اصل ماجرا رو بگیرین و به فرعیات گیر ندین.
ببینین!
وقتی ما دانشجو بودیم و با هم میرفتیم دانشگاه یا با هم برمیگشتیم، بین همه بچه ها، فقط واسه من تو اتوبوس خواستگار پیدا میشد.
در حالی که خیلی از بچه ها ظاهرشون از من بهتر بود.
ماها که 3-4 نفر میشدیم میرفتیم ته اتوبوس و اون موقع اتوبوس ها از این صندلی ها داشت که برعکس بود.
من عاشق این بودم که برعکس بشینم.
کسی هم که منو نمیدید.
بعد با بچه ها اونقدر شوخی میکردم و اونقدر مسخره بازی درمیاوردیم که یه خانمی میومد جلو.
یه بار شروع کردیم خاطره گفتن از همین خانم هایی که تو اتوبوس خواستگاری میکنن.
داشتیم پیاده میشدیم، یه خانمه اومد گفت، از بس مسخره کردین، من روم نشد بیام جلو.
Big Grin
الغرض...
کسی که قیافه منو نمیدید.
از این که میدیدن من شوخی میکنم و بگو بخند میکنم، خوششون میومد و میومدن کیس معرفی میکردن.
(امیدوارم فکر نکنین ما از اینا بودیم که اتوبوس رو میذاشتیم رو سرمون. اما یکی دو تا صندلی جلوترمون با خنده های ما میخندیدین و با گریه های ما اشک میریختنBig Grin)
یعنی اگه کسی تو اتوبوس یا مترو میاد خواستگاری صرفا به خاطر ظاهر نبوده.
شاید اخلاق خوشی که اون شاهدش بوده هم دلیلش باشه.
و شاید بشه از خیلی چیزها خیلی نتیجه ها رو گرفت.
مثلاً یه مادری رفته بوده جمهوری لباس بخره.
برگشتنی اومده انقلاب و دیده 4 تا دختر که دارن درباره کلاس ژئودوزی صحبت میکنن، دارن سوار اتوبوس میشن.
میفهمه که اینا دانشجوهای عمران یا معدن دانشگاه تهرانن.
میبینه خوابگاه نمیرن.
پس شهرستانی هم نیستن.
(البته منظورم توهین نیستا! منظورم اینه که یعنی میفهمه خانواده دختر تو همون شهرن)
قیافه اش هم که به نظر خوب بود.
پس میشه رفت ازش پرسید ببخشید دختر خانوم! شما قصد ازدواج دارین؟
بعدشم...
مامان بزرگ ما که هیش کدوم عروساشو خودش انتخاب نکرد.
مامان ما هم از هر کی خوشش اومد، داداشام نخواستن و از اونایی که اصلاً فکرشم نمیکردیم برادرام خوششون بیاد، خوششون اومد.
یعنی ما که ندیدیم سلیقه مامان ها و پسرها زیاد به هم شبیه باشه.
ظاهری نه ها!!!
مثلاً مادرشوهرم برای برادرشوهرم در به در دنبال یه دختر صبور بود که بتونه اخلاق اوشون رو تحمل کنه.
اوشون هم در کمال ناباوری عاشق یه دختر غیرصبور شد.
الآن هم 5 ساله که دارن زندگی میکنن.
زندگیشون تلخی ها و شیرینی های خاص خودش رو داشته.
اما در هر حال...
با توجه به شناخت مادر از پسر، این انتخاب معقول نبود و با توجه به شناخت خود پسر از خودش معقول بود.
باور کن من باب تجربه میگم.
اصلاً برای خود مادر هم بهتره جز برای خانواده و قیافه دختر نظر نده.
بعداً متهم میشه به این که زندگی پسرش رو کنترل کرده.
والا...
منم با حرفهای خانم السا موافقم

واسطه باید بلد باشه و بدونه واسه کی چه لقمه ایی داره میگیره ؛ نه اینکه فقط صرفا یکیو به یکی معرفی کنه اونم با تعریف تمجید الکی

به نظر منم قیافه مهم هست اما قبل از اون ایمان و طرز فکر و اخلاق و منش و خانواده مهمه ؛ اصلا مگه میشه با یه آدم صرف زیبایی ، صدا یا پول ازدواج کرد؟

معیارهای ظاهری و سطحی فقط تا چند هفته یا نهایتا ماه جالب و تازه هست و بعد از اون طبیعی و تکراری میشه ، جوری که آدم دیگه نمیبینشون اون موقع اس که اگه ملاکی جز اونها نداشته باشن دیگه دلیلی برای ادامه ندارن و هر روز یه مشکل تازه دارن.

یه بنده خدایی از آشناها (آقا) که دیگه ماشاالله چندین ساله در سنین ازدواج به سر میبرن و همچنان تاهل اختیار نکردن ، بعد از اینکه چندین مورد خوب یا بد (البته خوب از نظر ما و بد از نظر خودشون) بهشون معرفی شد ، ملاکهاشون رو بر این اساس ارائه دادن :

سفید پوست Smile، قد بلند و لاغر Blush، موها بور یا بلوند Dodgy، چشما رنگی ترجیحا آبی Confused،کم جمعیت . با سواد و سطح خانوادگی بالاAngryAngryAngry

بابا با این مشخصات باید سفارش بدی تا یه رباط برات بسازن ، یعنی واقعا درگیر این همه ملاک و معیار بودم من

-------------------------------------
نقل قول:سفید پوست [تصویر: happy.png]، قد بلند و لاغر [تصویر: blush.png]، موها بور یا بلوند [تصویر: dodgy.png]، چشما رنگی ترجیحا آبی [تصویر: confused.png]،کم جمعیت . با سواد و سطح خانوادگی بالا[تصویر: angry.png][تصویر: angry.png][تصویر: angry.png]
توهین نشه
ولی همچین افرادی تا وقتی که این شکل طرز فکر دارن نباید بهشون کسی رو معرفی کرد
به این ها باید دو عدد DVD بازی Sims رو بدین تا برن باهاش یه دختر سفید پوست، قد بلند و ... بسازن و باهاش زندگی کنن
حالا جدای شرایط که شرایط کثیفی هستن
این آقا بر فرض ازدواج کرد.
اونوقت اگه یه سفید پوست تر، قد بلند تر، مانکن تر و .... به چشماش خورد آب دهنش مثل سگ می چکه(دقیقا به معنا واقعی کلمه بگم که ســـــــــــــــــگ...)
واسطه باید دقت کنه
الآن همچین فردی دنبال واسطه نیست
فکر می کنه رفته بنگاه معاملات زناشویی
یاد اون جوک می افتم که مرده رفته پیش دکتر، می گه آقای دکتر ما بچه دار نمی شیم. دکتر می گه چند روزه ازدواج کردی؟ مرده می گه 15 روز
دکتره می گه مرتیکه! مگه زودپز خریدی؟
اصلا مگه زن کالاست که براش آپشن سفیدی پوست و ... تعیین کنیم؟
بچه ها!
قدیمیا یه ضرب المثل دارن راستکیه:
پیشونی! منو کجا میشونی؟
یعنی تا قسمت چی باشه.
چه بسیارن آدمایی که مو بور و چشم آبی میخوان و تا چشمشون به یه سبزه چشم و ابرو مشکی میخوره، دل و دین میبازن.
این چیزا اصلاً به واسطه چه مربوط؟
به نظر من واسطه مثلاً باید ببینه یه پسر نمازخون و لیسانس تو فامیلمون داریم، این دختر چادریه رو بهش معرفی کنم.
همین...
بقیه اش با خود خانواده هاست.
همین کارا رو میکنین کسی جرات نمیکنه واسطه شه دیگه...
Wink
واسطه فقط وساطت میکنه برای آشنایی.
همین...
شناخت عمقی لازم نداره.
شناخت عمقی برعهده خانواده هاست.
یه شناخت سطحی کافیه.
منم با زینب خانوم موافقم
واسه چی فکر می کنین واسطه باید سیر تا پیاز دخترو پسر رو بدونه بعد معرفی کنه؟؟؟؟؟بعد خود دخترو پسر و خانواده ها به جای خواستگاری یه راست برن محضر دیگهBig Grin
منم واقعا نمی فهمم چرا ما همه رو یکی می کنیم یه بار گفتم از مامان من تو مترو صرف حجاب و رفتارش واسه دختری که اونجا نبود خواستگاری کردن تازه تمام راهم بامامانم راجع به خانواده وشرایطشون حرف زدن تازه مامانم برای اینکه مطمئن تر بشه گفت راستی دخترم اصلا شبیه من نیست به پدرش رفته بازم خانومه گفنه مهم نیست مهم اینه که از خانواده خیلی خوبیه....
بعدم السا جان من هنوز موردی نداشتم که بهم زل بزنن بعدم بیان سراغمBig Grinیدفعه یه خانومه بهم گفت تو انقدر قشنگ چادر سر کردی روت رو گرفتی با اینکه کلی خرید دسته ادم حظ می کنه تازه سرت هم بالا نمیاره یه ساعته من صدات می کنم متوجه نمی شیBlushپس بازم قیافه مهم نبود..
من هنوزم می گم تا خود دختر و پسر همدیگه رو محک نزنن هیچ کس نمی تونه تضمین بده یا حتی شمارو قانع کنه...من برات مثال زدم دیگه بابا کل فامیل روی خوبی و هوش و استعداد این پسر قسم می خوردن ...اما من یه دخترتو این سن و سال با دو تا سوال فهمیدم هیچ بار علمی و هوشی درکار نیست مهم تر از همه اینه که کسی باورش نشد...
یعنی هنوزم نزدیکان واطرافیان اگر بخوان واسه اون پسر برن خواستگاری همون حرفایی رو به دختره می گن که به من گفتن
نقل قول:خواهشاً هم اصل ماجرا رو بگیرین و به فرعیات گیر ندین.

چشم Smile Heart


خب از شماره گرفتن توی اماکن عمومی ک بگذریم،
درباره واسطه ی چیزی بگمBlush

من هر وقت میخوام دو نفر رو ب هم معرفی کنم، هم زمان ک ب چهره هاشون و سطح خانواده هاشون و این چیزها فکر می کنم، ب طرفم میگم ک این کسی ک میخوام بهت معرفی کنم، سطح فکرش اینطوریه ...
ی چیز بدیهیه دیگه Smile
شما توی دوستاتون حتما دیدین کسانی رو ک سن عقلیشون با سن شناسنامه ای شون برابره، ی سری ها پایین تره، ی سری ها هم بالاتره
اینا رو در نظر میگیرم و بعدش معرفی می کنم، چون اگه توی این زمینه ها همکفو نباشن، جواب بعله ای شنیده نمیشه (حالا چ پسر، چ دختر)

اما الان ک فکر می کنم، میبینم ک خب همیشه نمیشه این کار رو کرد، ب قول زینب خانوم، همون ک نماز خون باشه و مومن، کافیه برای اینکه بشه بهش اطمینان کرد واسه معرفی کردن

اما ی چیزیو موقع واسطه شدن در نظر بگیریم :
دختر نمیخواد با تعداد خواستگارهاش رکورد بزنه
پسر هم ک بدیهیه زیاد خوشش نمیاد اینطرف و اونطرف بره خواستگاری
پس بهتره تناسب ها، هر چ بیشتر ب وسیله واسطه عزیز بررسی بشه <-- البته تا حدی ک بتونه، شاید من اشتباه می کردم ک این کار رو تعمیم دادم ب همه واسطه ها

واسطه باید سر زبون دار باشه
واسطه باید بدونه وقتی داره حرف میزنه، چطوری حرف بزنه ک هم خدا رو حفظ کنه، هم خرما
واسطه باید منطقی باشه
واسطه باید آدم شناس باشه و بدونه داره کی رو ب کی معرفی می کنه

واسطه نباید دهن بین باشه ...
واسطه نباید مستعد این باشه ک وقتی حرفی رو میشنوه، زود بهش بربخوره


(شاید بگین چ سختگیرانه، اما ی وقت هست تو ی دوست خوب داری، ی نفر رو هم میشناسی ک مطمئنی اینا خیلی ب هم میان، ب هم معرفیشون کن، اما اگه آدمی هستی ک کلا دستت تو کار خیره، اینا رو بهتره داشته باشی ...)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع