تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیرامون آیه لا اکراه فی الدین و استفاده های ابزاری از آن
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
[تصویر: Besmella.png]
سلام

حتما تا حالا چندین بار شنیدید که میگویند لا اکراه فی الدین !

چرا به زور می خواهید همه مسلمان باشند ؟!

حالا می خواهیم ببینیم که این آیه قبول دین به اکراه را رد می کند ؟ چه راهی پیشنهاد می کند ؟


HuhHuhHuh



آیه مورد نظر :


لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست
بقره 256

پست اول : قسمت قرمز رنگ

عبارت لااکراه فی الدین

مفسر معروف اسلامى طبرسى در مجمع البيان در شان نزول آيه نقل مى كند:

مردى از اهل مدينه بنام ابو حصين دو پسر داشت برخى از بازرگانانى كه به مدينه كالا وارد مى كردند هنگام برخورد با اين دو پسر آنان را به عقيده و آيين مسيح دعوت كردند، آنان هم سخت تحت تاثير قرار گرفته و به اين كيش وارد شدند و هنگام مراجعت نيز به اتفاق بازرگانان به شام رهسپار گرديدند.
ابو حصين از اين جريان سخت ناراحت شد و به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) اطلاع داد و از حضرت خواست كه آنان را به مذهب خود برگرداند و سوال كرد آيا مى تواند آنان را با اجبار به مذهب خويش باز گرداند؟

آيه فوق نازل گرديد و اين حقيقت را بيان داشت كه : در گرايش به مذهب اجبار و اكراهى نيست .

در تفسير المنار نقل شده كه ابو حصين خواست دو فرزند خود را با اجبار به اسلام باز گرداند، آنان به عنوان شكايت نزد پيغمبر آمدند ابو حصين به پيامبر عرض كرد من چگونه به خود اجازه دهم كه فرزندانم وارد آتش ‍ گردند و من ناظر آن باشم آيه مورد بحث به همين منظور نازل شد.


خوب پس در پذیرش دین اجبار وجود ندارد .

(البته یک مسئله ای هست این هست که جامعه اسلامی یک سری قوانین اجتماعی هم برایش وضع می شود که رعایت آن برای همه افراد حاضر در جامعه ، لازم الاجرا هست مثل حجاب )


یعنی پس اگر بخواهیم کسی رو به زور هدایت کنیم در دین همچین چیزی وجود ندارد .

ولی آیا قرآن کریم به گفتن این جمله بسنده کرده و کلام خود را به پایان برده است !؟!!!!!

خــــــــــــــــــیر !!


در پست بعدی به راهی که به جای اکراه پیشنهاد شده می پردازیم ان شاء الله ...



پ.ن

1 ) این آیه از مظلوم ترین آیات قرآن کریم کریم هست که افراد با استفاده ابزاری از اون ، می خواهند بگویند بهشت رفتن اجباری نیست ! ان شاء الله حق کوچکی از این آیه کریمه رو به جای بیاوریم !



2 ) خیلی دوست دارم از نظرات دوستان گرامی استفاده کنم .
منتها برای جلوگیری از اغتشاش در بحث اجازه بدید کلام رو به پایان برسانم ، بعد منتظر نظرات ارزشمند شما گرامیان هستیم.
البته ان شاء الله Smile
بخش دوم از قسمت اول سخن :


می خوام خیلی دوستانه صحبت کنم برای دوستان جوان .
اگر بلدید که آفرین !
اگرهم الان دارید می شنوید که خوب سعادتی هست برای من Smile

نمی دونم تا حالا شنیدید یا نه !

در دنیای باقی هر کس هر کاری انجام داده پاداش یا جزایش رو می بیند ،
مثلا شخص A در دنیا 5 بار غیبت کرده ، 5 عدد جنازه برادر اش که مرده هست رو می یاورند و A باید آن را بخورد !
حالا چرا ؟
آیا خداوند رحیم نیست ؟ آیا خداوند رحیم نیست ؟
چرا هست !
اما
چون علیرغم توصیه هایی که در قرآن شنیده ، آن فرد از روی علاقه شخصی خودش ، اقدام به غیبت کرده ،

الان هم از روی علاقه می نشیند و شروع می کند به خوردن آن جنازه ها !

خوب پس این مورد تضادی با کرامت و رحیمیت خداوند ندارد !

پس فرد A از روی اکراه شروع به خوردن جنازه نمی کند . از روی علاقه این کار را می کند !Silent

پس بالاخره انتخابی که صورت می گیره ، عواقبی هم دارد !
سلام
به نظر من این آیه میگه آدم هر دینی که بخواد میتونه داشته باشه ولی وقتی وارد اون دین میشه باید تمام احکامشو اجرا کنه نه مثل مسیحی ها و یهودی های اون موقع که اعتقاد به هیچی نداشتن
(۵/بهمن/۹۳ ۱۷:۱۱)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]خوب پس در پذیرش دین اجبار وجود ندارد .

(البته یک مسئله ای هست این هست که جامعه اسلامی یک سری قوانین اجتماعی هم برایش وضع می شود که رعایت آن برای همه افراد حاضر در جامعه ، لازم الاجرا هست مثل حجاب )


سلام.

خب بحث حجاب هم بخشی از دین هست تازه جز اصول دین هم نیست.
پس وقتی در خود دین اجباری نباشد نباید در بحث حجاب هم اجباری باشد.چون حجاب هم بخشی از همان دین است.

(۶/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۲)سرباز منتظر نوشته است: [ -> ]سلام
به نظر من این آیه میگه آدم هر دینی که بخواد میتونه داشته باشه.

خب مسئله همینجاست ....
اکثر انسان ها چه مسلمون چه مسیحی چه یهودی دینشون به شکل موروثی بهشون رسیده و خودشون در انتخاب دینشون نقشی نداشتن.....پس نمیشه بهشون ایراد گرفت و گفت "حالا که دینت رو پذیرفتی پس احکامش رو هم باید تماما درست انجام بدی" چون خودشون انتخاب نکردن....
کوروش کبیر گرامی ممنون میشم ارسال ها را دقیق تر مطالعه بفرمایید.

ایشان فرمودند در پذیرش دین اجباری وجود ندارد.

باید عرض کنم که دین همه دین است. اینگونه نمی شود که بگوییم تا این جای دین را قبول دارم باقی اش را خیر.
من هم ممنون میشم شما ارسال های منو دقیق تر مطالعه کنید.
حرف من واضح و روشن بود....
صحبت من در مورد حق انتخاب هست نه بحث پذیرش.
من هم نگفتم تا فلان جای دین را قبول کنیم بقیه اش رو نه!!!!گفتم وقتی کسی خودش شخصا دینش رو انتخاب نکرده نمیشه ازش توقع داشت تمام و کمال هم اجراش کنه.....
ضمنا اینکه اول بسم الله بیاید اتهام بی دقتی بزنید برای به کرسی نشاندن حرفتون اصلا جالب نیست.
این آیه ناظر بر عقاید شخصی و مسائل و احکام شخصی اسلام میشه، در مسائل اجتماعی قابل استناد نیست. مثلاً کسی بیاد تبلیغ کفر و الحاد بکنه و مردم رو گمراه بکنه با این توجیه که لا اکراه فی الدین.
افراد در خلوت خود آزادند و می تونن هر دینی داشته باشند حتی می تونند ملحد باشند ولی وقتی به سطح جامعه میاد حق تبلیغ اون یا دعوت مردم رو به اون ندارند. کسی حق ایجاد شبه در اعتقادات رو هم نداره، همون کاری که این روزنامه های زنجیره ای می کنند. نباید مسائل تخصصی بین عوام مطرح بشه هر سخن وقتی و هر نکته مقامی دارد.
(۶/بهمن/۹۳ ۱۱:۱۷)کوروش کبیر نوشته است: [ -> ]من هم ممنون میشم شما ارسال های منو دقیق تر مطالعه کنید.
حرف من واضح و روشن بود....
صحبت من در مورد حق انتخاب هست نه بحث پذیرش.
من هم نگفتم تا فلان جای دین را قبول کنیم بقیه اش رو نه!!!!گفتم وقتی کسی خودش شخصا دینش رو انتخاب نکرده نمیشه ازش توقع داشت تمام و کمال هم اجراش کنه.....
ضمنا اینکه اول بسم الله بیاید اتهام بی دقتی بزنید برای به کرسی نشاندن حرفتون اصلا جالب نیست.

خدای نکرده اصلا قصد بنده اتهام بر بی دقتی شما نبوده. اگر اینچنین است از محضرتان عذرخواهی میکنم. Blush

بله این فرمایش شما درسته، زمانی که من نوعی هنوز اسلام را انتخاب نکردم چگونه به موراد آن پایبند باشم؟؟ این سوال شما سوال خوبی است. که البته محمد صداری گرامی تا حدی پاسخ دادند.
(۶/بهمن/۹۳ ۱۱:۲۲)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]
1-این آیه ناظر بر عقاید شخصی و مسائل و احکام شخصی اسلام میشه، در مسائل اجتماعی قابل استناد نیست.
2- نباید مسائل تخصصی بین عوام مطرح بشه هر سخن وقتی و هر نکته مقامی دارد.

1-چرا هست....چون همونطور که گفتم حجاب هم بخشی از دین است .پس وقتی میگوییم در دین اجباری نیست در مسائلی مثل حجاب که تازه جز اصول اصلی دین هم نیست نباید اجباری باشد.
2- هر کس حق دارد در مورد دینش تحقیق و تعقل کند.چه در مورد مسائل تخصصی چه عادی.
حتی اگر هم قرار است در مورد مسائل تخصصی به عالم یا دانشمندی رجوع بشه این حق رو باید به خود شخص بدن که به چه کسی مراجعه کند.

(۶/بهمن/۹۳ ۱۱:۳۷)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]بله این فرمایش شما درسته، زمانی که من نوعی هنوز اسلام را انتخاب نکردم چگونه به موراد آن پایبند باشم؟؟

نه .ببینید من میگم انتخاب شخصی دین با موروثی رسیدن دین به یک شخص با هم فرق دارد و شرایط و نتایج متفاوتی هم مسلما خواهد داشت.....
(۶/بهمن/۹۳ ۱۰:۳۷)کوروش کبیر نوشته است: [ -> ]

خب مسئله همینجاست ....
اکثر انسان ها چه مسلمون چه مسیحی چه یهودی دینشون به شکل موروثی بهشون رسیده و خودشون در انتخاب دینشون نقشی نداشتن.....پس نمیشه بهشون ایراد گرفت و گفت "حالا که دینت رو پذیرفتی پس احکامش رو هم باید تماما درست انجام بدی" چون خودشون انتخاب نکردن....


موروثی بودن دین به این چیزی که من گفتم ربطی نداره من میگم یه شخص سکولار میتونه هر دینی که دوست داره رو انتخاب کنه و خدا پرست بشه در انتخاب کردن دین اکراه نیست اما اگه مسیحی شد باید تماما احکامشو اجرا کنه اگه یهودی شد باید تمام احکامشو اجرا کنه و اگه مسلمون شد هم همینطور ، نه این که بره تو یه دین بعدش فقط اون قسمتی رو که دوست داره قبول داشته باشه و فقط احکامی رو که دوست داره اجرا کنه
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع