(۱۵/بهمن/۹۳ ۱۱:۰۳)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]به نظر من ایشون از من و شما خوشبخت تر خواهد شد. اتفاقاً براش بهتره. اکثر گزارش ها رو که می خوندم دلیل بدبختی اینها رو از دید یه آدم مصرف زده تهرانی (تهران به عنوان نماد مصرف) تحلیل کرده بود (چرا تلوزیون ندارند؟ چرا خونه ندارن؟ چرا ماشین ندارند؟) نگفته بود که بابا اینها معیارهای شمای گزارش گره که با این دنیا کور شدید.
کسی نپرسید خدا داره یا نه؟ که خدا بزرگترین حامی بشر و روزی رسان عالمه.
کسی نپرسیده بود با وجود فقر آیا دل خوش داره یا نه که دل خوش یعنی زندگی نه لولیدن تو شلوغی های بی خود متروی تهران فقط برای چندتا برگه اسکناس که آخرش تلویزیون خونه بشه ال ای دی.
از دنیای خیالی بیا بیرون...
شما اگر مصاحبه رو بخونید متوجه میشید همچین هم راضی نیست...ایشون پول ندارن وگرنه همه وسیله ها رو میخرید
ما در دوران صدر اسلام زندگی نمیکنیم که نیازی به تلویزیون و باقی ابزار نداشته باشیم،هر دوره ی از تاریخ بشریت نیاز به یکسری
وسایل خودش رو داره و نیازهای انسان تغییر میکنه،الان در عصر ارتباطات هستیم و تلویزیون،موبایل،اینترنت،کامپیوتر و....جز وسایل ضروری زندگی در این دوره هست،از کی تا حالا تلویزیون شده نماد تجمل؟نکنه شما انتظار داری مردم نون و شیر بخورن(شیر و نونم که گرون شده

)
شبا هم نمک بخورن!!
این بدبخت اگر بخواد الان املت و ابگوشت هم درست کنه(که به غذای کارگری معروف) بازم تهش پول کم میاره!
الانم که خودش نمیتونه خرجی رو بده!
در ضمن شما اصن نوشته منو کامل خوندی؟این پسر هنوز 13 سالشه!!! متوجه ی؟ 13 سال؟! هنوز به بلوغ عقلی نرسیده نه قانونی و نه شرعی! حق رای نداره،حق رانندگی نداره!
چطور میخواد یه بچه رو تربیت کنه! آخه بچه سیزده ساله باید کارگری کنه؟!!
متاسفم برای همچین تفکراتی،اما کلا دقت کردم شما علیه من جبهه گرفتید در هر جا که من هر نظری بدم سریع حرف منو نقل قول میکنید و نظر کاملا مخالف میدید

حتی وقتی میدونید حرفم حق و درسته! این میشه لج بازی
(۱۵/بهمن/۹۳ ۱۱:۱۵)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]دوستان من داداشم 12 سالشه زن که هیچی عروسکم نمی تونیم بدیم دستش هنوزم شبا وقتی فیلم ترسناک می بینه تو خواب کلی جیغ وداد می کنه ...هنوزم اتاق و وسایلش رو مامانم مرتب می کنه هیچ وقتم نمی تونه خودش وسایلش رو پیدا کنه ..هردفه میره تا سر کوچه یه چیزی بخره ما میمریم و زنده می شیم از بس که سر به هواست...هنوزم تنها عشقش بازی فیفا س...
این پسره به نظرم یه استثناس ...یعنی تو همون فضای روستایی که جبرا بچه ها زود تر بزرگ می شن....وگرنه حتی به سن تکلیف هم نرسیده
باز دختره خیلی طبیعی تره ولی پسره !!!!!!!
حرف شما در مورد جوون های امروز درسته اما بخش دومش رو قبول ندارم.
جونن های امروز بچه باقی می مونن. ایشون به موقع بالغ شده.
پسر تو پانزده شانزده سالگی بالغ میشه. حداکثر هم تا هفده هجده سال باید توان اداره منزل رو داشته باشه. اما الان تو جامعه ما به لطف ماهواره تو ده سال بالغ میشن تو سی سالگی تازه بزرگ میشن (اون هم اگر بشن) تازه می تونن یه خانواده رو اداره کنن (اداره کردن علاوه بر توان مالی توان عاطفی و عقلی هم هست.)
جوون های امروز جسمشون ده سالگی بالغ میشه عقلشون سی سالگی. (بیست و پنج تا سی سال)
من اصلا بحثم درباره ی ایشون (پدر 13 ساله) نیست ، در کل میخوام بگم
البته جنبه های مختلفی داره این موضوع
ولی شاید اساسی ترین نگرانی (یا حالا هر چیز دیگه ای ) در مورد اینطور ازدواج ها اینه که آینده اینطور بچه ها چی میشه ؟! در حالت عادی و الا که خدا بزرگ تر اونیه که ما بتونیم تصور کنیم
چون اگه بخوایم واقع بین باشیم پدر اینجور بچه ها خودشون چیزی یاد نگرفتن که بخوان به بچه هاشون یاد بدن !!
حداقل به نظرم ، واسه ی بچه دار شدن یه مقدار زوده و الا راجع به ازدواج تو سن پایین نظرم مثبته (همون 18-19 سال البته)
فقط میتونم بگم خدا به زندگیشون برکت بده
ببینید یخورده رک بگم بلوغ جسمانی که مهم نیست بعله الان دختر 7 ساله چیزایی رو می دونه که 10سال پیش دخترا موقع ازدواج می فهمیدن ...حالا این مجوز میشه ما دختر 7 ساله رو شوهر بدیم؟
نع ..به قول دوستان این اقای پدر اصن خودش بچگی کرده که حالا داره پدری می کنه اینطور که پیداس از درس و مدرسه هم خبری نیست ...
بعد واقعا توقع زیادیه که از یه پسر تو این سن بخوای کار کنه خرج زن وبچه اش رو بده تخصصی که نداره پس فقط باید کارگری کنه ...خب چه اینده ای داره ...اخه ازدواج که صرف زن گرفتن وبچه دار شدن نیست ..یه بعدی هم داره!!!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان نظرات جالبی رو ارائه دادن
این پسر ازخیلی جهات شاید باپسر ای هم سن وسالش که چه عرض کنم حتی با خیلی ازافرادی که درآستانه ازدواج هستن متفاوته هم چنین همسر این آقا
چرا که به هرحال هدف وموضع خودشون رومشخص کردن وهدفشون ازدواج ودرنهایت تجربه پدر ومادر شدن بوده حالا از روی هر چی بود ازروی فکر یا مورد دیگه ای........
مثلا دراقوام نزدیک ما بودند درهمین سن دختر 14 سال وپسر هم 15 سال باهم آشنا شدن وخانواده ها درجریان قرارگرفتند و دختر وپس بایکدیگر نامزد شدند وتااینکه پس رفت سربازی واومد والان باهم ازدواج کردن کردن ویه دختره 1 ماهه دارن که خیلی ماهه خداروشکر
خداروشکر فوق العاده زندگی خوبی دارن وتمام تلاش وعشقشون رو گذاشتن به پای همدیگه وفرزندشون وشاید بیشتر ازقبل نسبت به هم محبت دارن ومسئولیت پذیر تر شدن
البته خیلی به واسطه پدرومادر حمایت شدن وخانواده دراین موارد استثنا خیلی مهمه حضورش
کاش واقعا یه مصاحبه صوتی ازاین زوج قرار داده میشد که سوالاتی ازایشون ازقبیا
هدف ازازدواج وصاحب فرزند شدن دراین سن چی بوده؟
آیاازشرایط فعلی راضی هستن؟
آیاازجهت مالی واقتصادی دچار مشکل نیستن؟
آیااز پس هزینه ها ومخارج برمیان؟؟؟
ان شالله همه ی زوج های جوان خوش بخت بشن همه ی مجردین این تالار هم خوشبخت بشن وبه زودی هرآنچه راکه به خیر وصلاحشونه براشون اتفاق بیفته وماهم شاهد ازدواج برادران وخواهران تالار باشیم...........
به هرحال ما درزمان حال داریم زندگی میکنیم وامیدوارم آینده این زوج به خوبی باشه وموفقیت رو درآغوش بکشن وبه ثمررسیدن فرزند عزیزشون روببینن..............
یکم به زندگی خوشبین تربشیم
سختی درهرسن وشرایطی هست
مهم اینه که بدونیم یکی هست که خیلی هوامونو داره.....................خدا 
برای همگی آرزوی خوشبختی دارم +خودم
صلوات
والا من الان درآستانه 30 سالگی هستم و تا حدودی به یاری خدا وخانواده وهمت تلاش خودم اسباب ازدواجم فراهمه
ولی از یه موردی که میترسم همدم وهمراه وشریک زندگیه که واقعا درتمامی موارد ولحظاتم باوجود موقعیت کاریم واقعا درحقم لطف ومحبت کنه وباشرایطم کناربیاد
اون وقت این برادر گرامی خیلی اهل ریسک بوده
ماهم امیدواریم خوشبخت بشن وازدواج وزندگی عاقلانه داشته باشن
بسم الله الرّحمن الرّحیم
إن شاءالله خدا کمکتان کند
به جای ترس، امر ازدواجتان را به خدای ارحم الراحمین تفویض کنید (فراتر از توکّل) تا إن شاءالله هم کفوتان را نصیبتان کند؛ آنگاه اهل ریسک هم میشوید.
خوشبخت و عاقبت به خیر باشید.
سلام با تشکر از دوستان
ناظرین محترم بخش خانواده مخصوصا
زینب خانوم که از همکارانایه این مباحث بودن درخواست دارم همفکری بدن. این یه نمونه هست که تا حدی دوستان و خودم یه تاملی در این امر داشته باشیم.
درارتباط با اون پست که گفتم:
(۱۵/بهمن/۹۳ ۲:۳۵)mahdy30na نوشته است: [ -> ]نمیخوایم خدای نکردی این جوان رو زیر سوال ببریم اینم یادم رفت اول بگم
خواستم بگم نمیخوام این بنده خدا زیر سوال بره منظورم
بهزاد گرامی بود.
فک می کنم متاسفانه زینب خانوم از تالار رفتن

شما دقیقا می خواین به چه نتیجه ای برسین؟؟!
ببینین دوستان رو که تو چنین میان میگن مشکلات اقتصادی و ... ولی اینجا با نکاهی دیکه برخورد کردن تا جایی کهخوندم و متوجه شدم
از طرفی بحث سن و سال مطرح شد ولی بازم نظرات و حرفایی که دوستان زدن جای تامل داره که نشون میده بحث خانواده تشکیل دادن رو با شرایطی همچون مواردی که میگن محدود به خونه داشتن و زندگی انچنیانی نمیدون. خوب تا اینجاش کمی روحیه بع اد میده ولی یه سوال من دارم چرا بچه های که تو سن کم با توجه به پیشرف تکنولوژی و ... زود بالغ میشن ولی درکی ازبلوغ ندارن تا سنی ازشون میگذره ، چرا خانواده های این نسل رو به سمتی هدایت نمیکنن که مثلا طرف با هر شرایطی بتونه تو خونه خودش حداقل مسئولیت پذیر باشه .
ببینین این بحث ممکنه کمی منحرف بشه ولی اینکه این جوان حالا به هر نحوی تشکیل خانواده داده میدونه باید برای بقای اون کاری انجام بده ولی کسی که میگه من که پسرم و برای من دیر نیست ازدواج حالا خوشیامو بکنم و ملکی و کاریو ... خوب پدر من کی میخوای بچه خوب تربیت کنی؟همکاری میگفت که سن پدر و فرزند ( تو این بحث ) کمه خو اگه فاصله زیاد بشه که میگن زیاده و نمیتونه درک کنه. درست؟با همه این مباحث میشه در عین اینکه طرف رشد جسمی و بلوغ ( در موارد مورد بحث و نیاز ) رو کمک و هدایت کنیم تا نسلی مفید باشن. البته بعضی خانواده ها زحمت کشیدن و این کارارو کردن.
دوستان گرامی چقدر تو خونه خودتون - اونایی که متاهل هستن اون روی دیوار رو ببنین ااا گنجیشکه رو - همراه خانواده هستین و بری از روی شونشون برمیدارین؟ اگه نه چرا واقعا؟ نمیخوام بگم که سربارین نه ولی با اینحال اگه همراه هستین میش روی خودتون به عنوان یک ستون خیمه حساب کرد؟ خواهران و برادران لطفا پاسخ بدن لطفا.
پ.ن. ببخشین دیگه تو حس امتحان هستم نشد متن رو خوب بنویسم.