۱۶/بهمن/۹۳, ۱۲:۳۷
ازادی بیان و حقوق بشر
سلام بر شما عزیزان.خوبین؟سلامتین؟خدارو شکر.راستش دیدم بعضیا خیلی خواهان حقوق بشرن.گفتم یکم براتون از ازادی بیان و حقوق بشر زیبای غرب بنویسم .روحتون شادشه.
1.حقوق بشر
پيتر آير’ مدير موسسه آير اينترنشنال به خبرنگار ايرنا گفت: دولت آمريكا نه تنها در داخل آن كشور بلكه در خارج از آمريكا نيز حقوق بشر را نقض را مي كند.
موارد نقض حقوق بشر آمريكا در رسانه ها انعكاس كمي دارند. براي مثال در زمان وقوع توفان كاترينا در سال 2005، حقوق اوليه شهروندان آمريكايي به شدت نقض شد. در يك نمونه از آن، تنها يك راه فرار از توفان براي قربانيان كاترينا وجود داشت و آن گذشتن از پلي بود كه به اشغال سربازان ارتش آمريكا در آمده بود…در نهايت تعداد زيادي از مردم به دليل ارجحيت سربازان براي استفاده از پل نتوانستند از آن عبور كنند و در نتيجه كشته شدند.’
آير گفت: نمونه ديگر نقض حقوق بشر در نحوه برخورد پليس آمريكا با مردم آن كشور است. استفاده افراطي از اسلحه الكتريكي شوك دهنده (تيزر) توسط پليس آمريكا در حال افزايش است به طوريكه طي 10 سال گذشته حدود 400 نفر بر اثر استفاده پليس آمريكا از اين سلاح ها كشته شده اند.
پروفسور “فرانتس گماینر-پرانتسل” مسئول هماهنگی گفتگوی ادیان اتریش در گفتگو با مهر مسئله حقوق بشر را موضوعی چند وجهی دانست که از زوایای بسیار قابل بررسی است.
به اعتقاد این استاد دانشگاه زالسبورگ اتریش وظیفه سازمان ملل متوجه ساختن اذهان عمومی جهان به این مسئله است که موضوع حقوق بشر همواره اصلی ترین موضوع چالش برانگیز در زندگی بشری است و انسانها در تمام نقاط جهان، بدون توجه به قومیت، ملیت، دین، سن و جنسیت حق بهره مندی از حقوق اولیه بشری از جمله حق زندگی،مالکیت، مشارکت در نظام اجرایی و آزادی بیان را دارند و هیچ کس نمی تواند این حق را از آنان سلب کند.
وماهم میبینیم که درکشورهایی که ادعای زندگی راحت باهر دینی رو دارند مسلمانان چقدر مورد عطوفت اونا قرار میگیرن.
به گفته دکتر پرانتسل گزارشهای منتشر شده از جنایات آمریکاییها در زندان گوانتانامو موجب تشکیل گروههای مدافع حقوق بشر بیشماری در سراسر اروپا شده و این گروهها حرکتهای اعتراضی زیادی را نیز ترتیب داده اند، شبیه این اقدام در زمان جنگ ویتنام نیز در سراسر جهان روی داده وطی آن گروههایی از تمام کشورهای جهان دراعتراض به مداخله آمریکا در جنگ ویتنام بسیج شده اند، با این حال این حرکتها نتوانسته کاری از پیش ببرد. تفاوت موضوع درغرب اینجا است که در این کشورها می توان اعتراض کرد اما اینکه آیا این اعتراض منجر به نتیجه شده و چیزی را تغییر می دهد، جای تردید دارد.
2.ازادی بیان:
در جهان جدید مهمترین ابزار ظهور ازادی بیان رسانهها هستند و کسانی که برای رسانه ها محدودیت ایجاد میکنند در واقع مخالفان آزادی بیان و در واقع مخالفان مهمترین حق بشر یعنی اندیشه ورزی و آزاد اندیشی هستند .
برای کالبد شکافی این مخالفت و مبارزه در اشکال نوین آن که شاخص ترین آن تحریم و ایجاد محدودیتهای همه جانبه برای برخی شبکههای بین المللی مانند شبکه پرس تیوی و العالم است.
سه دوره کلاسیک مخالفت با آزادی بیان در غرب:
- دوره اول مربوط به دوره حاکمیت کلیسای مسیحی است دوران تفتیش عقاید و انگیزیسیون که ریشه مخالفت با ازادی بیان درواقع برخی باورهای خرافی و انحرافی تحت پوشش باورهای مسیحی بود. دورانی که هیچ کس حق اندیشیدن و بیان اندیشهها را نداشت مگر آنکه در چارچوب نگاه تنگ و محدود ارباب کلیسا باشد . این دایره آنچنان تنگ بود که حتی مومنان به آیین مسیحیت از مراجعه به متن اناجیل (روایت های موجود از انجیل) نیز منع شده بودند و صرفا مجاز بودند حکم دین مسیحیت را از کشیشها و کاردینالها و پاپ دریافت کنند و لاغیر. مشخص است در چنین فضایی هر گونه اندیشه ورزی و قلم زنی و اظهار نظر خارج از چارچوبهای خرافی موجود پاسخش درفش و تیر و تیغ خواهد بود. چنانکه غرب تاریخ سیاهی در این حوزه دارد و چه بسیار خونهایی که در درون تمدن غرب برای دگر اندیشی ریخته شد. مشهورترین آنها جوردانو برونو (۱۶۰۰- ۱۵۴۸) میباشد که توسط کلیسا و با موافقت پاپ کلمنت هشتم شمع آجین و سوازنده شد
۲- دوره دوم مربوط به سرکوب شدید آزادی بیان توسط سلاطین و شاهان اروپایی است. در این دوره از مخالفت با آزادی بیان همراه با ریشههای اعتقادی خرافی و انحرافی شاهد بروز علل قدرت خواهانه و سیاسی نیز هستیم. چهرههای برجسته این دوره نیکلای دوم در روسیه( ۱۹۱۸-۱۸۶۸) چارلز اول و دوم در انگلستان در قرن هفدهم ؛ لویی چهارهم و پانزدهم در فرانسه هستند. اینان نه از منظر اعتقاد و باور بلکه از سر نگرانی از تهدید و تحدید تاج و تخت شان با آزادی قلم و بیان و اندیشه مخالف بودند و در این راه تاریخ شرمگینانهای را پیش روی جهان قرار دادند.
۳- دوره سوم مربوط به ظهور ایدئولوژیهای نازیسم و فاشیسم و فالانژیسم در قرن بیستم است . در این دوره مخالفت با آزادیها از جمله ازادی بیان هم جنبه اعتقادی و ایدئولؤیک یافت و هم وجه سیاسی و قدرت طلبانه. و این ترکیب شوم آن چیزی را رقم زد که ازآنها بعنوان دوجنگ ویرانگر جهانی نام میبریم و بالغ بر ۵۰ میلیون انسان قربانی آن شدند و پیامدهای شوم آن کره زمین را در برگرفت.
اما روی سخن این نوشتار ظهور دوران جدیدی از مخالفت با ازادی بیان است که می توان آن را دوره چهارم مخالفت با آزادی بیان در غرب دانست.
. تصمیماتی مانند تحریم شبکههای تلویزیونی ایران که صدا و تصویر متفاوتی از جهان ارایه میدهند از این زاویه قابل تحلیل است هرچند رسانه های غربی سعی میکنند این رفتار را به گونه دیگری توجیه کنند.
گرفتید چی شد؟این همه شبکه دارن به چندتاشبکه ماهواره ایمون گیر دادند.حالاازاین بگذریم دراین ازادی بیان شما نمیتونی راجب هولوکاست صحبت کنی.جالبه.شمانمیتونی در مجلس امریکا از اسراییل انتقاد کنی.80درصد سرمایه های این کشور افتاده دست عزیزان یهودی .بیچاره مردمشون میریزن خیابون میگن ما99درصدیم اما نمیدونن اون 1درصد کیان.
واما شاهکارهاشون:
*** در جولای 2001، امریکا تحت رهبری جورج بوش از قرارداد سال 1972 منع تولید و استفاده از سلاحهای بیولوژیکی و شیمیایی که به امضاء 144 کشور جهان رسیده بود، خارج شد. در همین زمان امریکا بدون ارائه هیچگونه سند و مدرکی کشورهای عراق، ایران، کره شمالی، لیبی، سودان و سوریه را به نقض همین کنوانسیون متهم کرد
*** در آوریل 2001، نماینده امریکا در کمیته حقوق بشر سازمان ملل انتخاب نشد. به همین دلیل امریکا از پرداخت حق عضویت باقی مانده قبلی خود به سازمان ملل که بالغ بر 244 میلیون دلار بود، سرباز زد.
*** در دسامبر 2001، همچنین کابینه بوش خواهان استثناء نمودن محاکمه رهبران سیاسی و پرسنل ارتش امریکا از دادگاه بین المللی جنایات جنگی شد. این قرارداد در جولای سال 1998 در (رم)، با قبول 120 کشور جهان بوجود آمد. (امریکا امروز دیگر عضو دادگاه بین المللی علیه بشریت نیست).
** در سال 2001 شورای عمومی سازمان ملل متحد طرحی را تصویب کرد که به تحریم امریکا علیه کوبا پایان داده شود. این طرح با 167 رای موافق و 3 رای مخالف (امریکا، اسراییل و جزایر مارشال) به تصویب رسید. کابینه بوش آنرا نادیده گرفت و هیچگاه به اجرا نگذاشت و با این اقدام گام دیگری را در جهت بی اعتبار نمودن سازمان ملل برداشت.
*** در سال 1993، سازمان سیا، واحدی در درون خود بوجود آورد که وظیفه اش دخالت در انتخابات کشورهای دیگر است. در این واحد از جناح "باز" های آمریکا اسامی مهمی مانند: "پل ولفوویتز" (معاون وزیر دفاع) و "مارک گروسمان" (معاون وزیر خارجه) به چشم می خورد. این واحد که با نام" انتخابگران" معروف شدند مداخلات بسیاری را در انتخابات دیگر کشورهای جهان خصوصاً کشورهای جهان سوم انجام داده و می دهند.
*** در 17 فوریه 1993 سازمان سیا با خرابکاری در هواپیمای ژنرال "اشرف بیتلیس" فرمانده کل ژاندارمری ترکیه، وی را که آشکارا مخالفت خود را با طرح ایجاد دولت کرد دست نشانده آمریکا در عراق اعلام کرده بود به قتل رساند.
*** در سپتامبر 1993 امریکا با فشار زیاد بر عرفات وی را مجبور به امضای قرارداد صلح با اسرائیل مجبور کرد.
*** از سال 1994، امریکا با دخالت در فعالیت های هسته ای کره شمالی، حضور سیاسی ـ نظامی خود را در شبه جزیره کره تثبیت کرد.
*** در جولای 1994، امریکا با فشار سیاسی اردن را مجبور کرد با اسرائیل قرارداد صلح امضاء کند.
*** در سال 1963، ایالات متحده، اندونزی و فیلیپین را تهدید به حمله نظامی نمود و به ارتش آماده باش داد.
*** در سال 1964، امریکا با حمله مجدد به پاناما این کشور را اشغال کرد.
*** در آگوست 1964، ایالات متحده به ویتنام شمالی حمله کرد و آنجا را اشغال نمود.
*** در سال 1965، امریکا با مداخله در اندونزی، در این کشور کودتا کرد.
*** حین جنگهای اعراب و اسرائیل، در سالهای 1967 تا 1973، امریکا کمک های فراوان نظامی و مالی به اسرائیل کرد.
*** در سال 1967، امریکا مداخله سیاسی در امور یونان، به روی کار آمدن سرهنگان در این کشور کمک شایانی نمود.
من از خیلی موارد میزنم و رندوم انتخاب میکنم مطالبو.
در هر صورت حمله به عراق و افغانستان و کمک های مالی به گروهک های تروریستی و جنگ های جهانی که بیش از70 میلیون کشته دست بشر داده و صدهامورد دیگه نمونه هایی از حقوق بشر و ازادی بیان هست.
ازادی که برای محجبه ها جریمه میذارن.ازادی که مردمشون بویی از اصن بااعتقادات اسلام اشنانیستن.فرد اسپانیایی میگفت من فکر میکردنم اسلام اسم شرکت نفتیه.
روحتون شادشد؟
.
. والذین کفرو اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات
کسانی که کفر ورزیدند و سرپرستشان طاغوت شد خداانهارااز روشنایی به سمت تاریکی خارج میکند
سلام بر شما عزیزان.خوبین؟سلامتین؟خدارو شکر.راستش دیدم بعضیا خیلی خواهان حقوق بشرن.گفتم یکم براتون از ازادی بیان و حقوق بشر زیبای غرب بنویسم .روحتون شادشه.
1.حقوق بشر
پيتر آير’ مدير موسسه آير اينترنشنال به خبرنگار ايرنا گفت: دولت آمريكا نه تنها در داخل آن كشور بلكه در خارج از آمريكا نيز حقوق بشر را نقض را مي كند.
موارد نقض حقوق بشر آمريكا در رسانه ها انعكاس كمي دارند. براي مثال در زمان وقوع توفان كاترينا در سال 2005، حقوق اوليه شهروندان آمريكايي به شدت نقض شد. در يك نمونه از آن، تنها يك راه فرار از توفان براي قربانيان كاترينا وجود داشت و آن گذشتن از پلي بود كه به اشغال سربازان ارتش آمريكا در آمده بود…در نهايت تعداد زيادي از مردم به دليل ارجحيت سربازان براي استفاده از پل نتوانستند از آن عبور كنند و در نتيجه كشته شدند.’
آير گفت: نمونه ديگر نقض حقوق بشر در نحوه برخورد پليس آمريكا با مردم آن كشور است. استفاده افراطي از اسلحه الكتريكي شوك دهنده (تيزر) توسط پليس آمريكا در حال افزايش است به طوريكه طي 10 سال گذشته حدود 400 نفر بر اثر استفاده پليس آمريكا از اين سلاح ها كشته شده اند.
پروفسور “فرانتس گماینر-پرانتسل” مسئول هماهنگی گفتگوی ادیان اتریش در گفتگو با مهر مسئله حقوق بشر را موضوعی چند وجهی دانست که از زوایای بسیار قابل بررسی است.
به اعتقاد این استاد دانشگاه زالسبورگ اتریش وظیفه سازمان ملل متوجه ساختن اذهان عمومی جهان به این مسئله است که موضوع حقوق بشر همواره اصلی ترین موضوع چالش برانگیز در زندگی بشری است و انسانها در تمام نقاط جهان، بدون توجه به قومیت، ملیت، دین، سن و جنسیت حق بهره مندی از حقوق اولیه بشری از جمله حق زندگی،مالکیت، مشارکت در نظام اجرایی و آزادی بیان را دارند و هیچ کس نمی تواند این حق را از آنان سلب کند.
وماهم میبینیم که درکشورهایی که ادعای زندگی راحت باهر دینی رو دارند مسلمانان چقدر مورد عطوفت اونا قرار میگیرن.
به گفته دکتر پرانتسل گزارشهای منتشر شده از جنایات آمریکاییها در زندان گوانتانامو موجب تشکیل گروههای مدافع حقوق بشر بیشماری در سراسر اروپا شده و این گروهها حرکتهای اعتراضی زیادی را نیز ترتیب داده اند، شبیه این اقدام در زمان جنگ ویتنام نیز در سراسر جهان روی داده وطی آن گروههایی از تمام کشورهای جهان دراعتراض به مداخله آمریکا در جنگ ویتنام بسیج شده اند، با این حال این حرکتها نتوانسته کاری از پیش ببرد. تفاوت موضوع درغرب اینجا است که در این کشورها می توان اعتراض کرد اما اینکه آیا این اعتراض منجر به نتیجه شده و چیزی را تغییر می دهد، جای تردید دارد.
2.ازادی بیان:
در جهان جدید مهمترین ابزار ظهور ازادی بیان رسانهها هستند و کسانی که برای رسانه ها محدودیت ایجاد میکنند در واقع مخالفان آزادی بیان و در واقع مخالفان مهمترین حق بشر یعنی اندیشه ورزی و آزاد اندیشی هستند .
برای کالبد شکافی این مخالفت و مبارزه در اشکال نوین آن که شاخص ترین آن تحریم و ایجاد محدودیتهای همه جانبه برای برخی شبکههای بین المللی مانند شبکه پرس تیوی و العالم است.
سه دوره کلاسیک مخالفت با آزادی بیان در غرب:
- دوره اول مربوط به دوره حاکمیت کلیسای مسیحی است دوران تفتیش عقاید و انگیزیسیون که ریشه مخالفت با ازادی بیان درواقع برخی باورهای خرافی و انحرافی تحت پوشش باورهای مسیحی بود. دورانی که هیچ کس حق اندیشیدن و بیان اندیشهها را نداشت مگر آنکه در چارچوب نگاه تنگ و محدود ارباب کلیسا باشد . این دایره آنچنان تنگ بود که حتی مومنان به آیین مسیحیت از مراجعه به متن اناجیل (روایت های موجود از انجیل) نیز منع شده بودند و صرفا مجاز بودند حکم دین مسیحیت را از کشیشها و کاردینالها و پاپ دریافت کنند و لاغیر. مشخص است در چنین فضایی هر گونه اندیشه ورزی و قلم زنی و اظهار نظر خارج از چارچوبهای خرافی موجود پاسخش درفش و تیر و تیغ خواهد بود. چنانکه غرب تاریخ سیاهی در این حوزه دارد و چه بسیار خونهایی که در درون تمدن غرب برای دگر اندیشی ریخته شد. مشهورترین آنها جوردانو برونو (۱۶۰۰- ۱۵۴۸) میباشد که توسط کلیسا و با موافقت پاپ کلمنت هشتم شمع آجین و سوازنده شد
۲- دوره دوم مربوط به سرکوب شدید آزادی بیان توسط سلاطین و شاهان اروپایی است. در این دوره از مخالفت با آزادی بیان همراه با ریشههای اعتقادی خرافی و انحرافی شاهد بروز علل قدرت خواهانه و سیاسی نیز هستیم. چهرههای برجسته این دوره نیکلای دوم در روسیه( ۱۹۱۸-۱۸۶۸) چارلز اول و دوم در انگلستان در قرن هفدهم ؛ لویی چهارهم و پانزدهم در فرانسه هستند. اینان نه از منظر اعتقاد و باور بلکه از سر نگرانی از تهدید و تحدید تاج و تخت شان با آزادی قلم و بیان و اندیشه مخالف بودند و در این راه تاریخ شرمگینانهای را پیش روی جهان قرار دادند.
۳- دوره سوم مربوط به ظهور ایدئولوژیهای نازیسم و فاشیسم و فالانژیسم در قرن بیستم است . در این دوره مخالفت با آزادیها از جمله ازادی بیان هم جنبه اعتقادی و ایدئولؤیک یافت و هم وجه سیاسی و قدرت طلبانه. و این ترکیب شوم آن چیزی را رقم زد که ازآنها بعنوان دوجنگ ویرانگر جهانی نام میبریم و بالغ بر ۵۰ میلیون انسان قربانی آن شدند و پیامدهای شوم آن کره زمین را در برگرفت.
اما روی سخن این نوشتار ظهور دوران جدیدی از مخالفت با ازادی بیان است که می توان آن را دوره چهارم مخالفت با آزادی بیان در غرب دانست.
. تصمیماتی مانند تحریم شبکههای تلویزیونی ایران که صدا و تصویر متفاوتی از جهان ارایه میدهند از این زاویه قابل تحلیل است هرچند رسانه های غربی سعی میکنند این رفتار را به گونه دیگری توجیه کنند.
گرفتید چی شد؟این همه شبکه دارن به چندتاشبکه ماهواره ایمون گیر دادند.حالاازاین بگذریم دراین ازادی بیان شما نمیتونی راجب هولوکاست صحبت کنی.جالبه.شمانمیتونی در مجلس امریکا از اسراییل انتقاد کنی.80درصد سرمایه های این کشور افتاده دست عزیزان یهودی .بیچاره مردمشون میریزن خیابون میگن ما99درصدیم اما نمیدونن اون 1درصد کیان.
واما شاهکارهاشون:
*** در جولای 2001، امریکا تحت رهبری جورج بوش از قرارداد سال 1972 منع تولید و استفاده از سلاحهای بیولوژیکی و شیمیایی که به امضاء 144 کشور جهان رسیده بود، خارج شد. در همین زمان امریکا بدون ارائه هیچگونه سند و مدرکی کشورهای عراق، ایران، کره شمالی، لیبی، سودان و سوریه را به نقض همین کنوانسیون متهم کرد
*** در آوریل 2001، نماینده امریکا در کمیته حقوق بشر سازمان ملل انتخاب نشد. به همین دلیل امریکا از پرداخت حق عضویت باقی مانده قبلی خود به سازمان ملل که بالغ بر 244 میلیون دلار بود، سرباز زد.
*** در دسامبر 2001، همچنین کابینه بوش خواهان استثناء نمودن محاکمه رهبران سیاسی و پرسنل ارتش امریکا از دادگاه بین المللی جنایات جنگی شد. این قرارداد در جولای سال 1998 در (رم)، با قبول 120 کشور جهان بوجود آمد. (امریکا امروز دیگر عضو دادگاه بین المللی علیه بشریت نیست).
** در سال 2001 شورای عمومی سازمان ملل متحد طرحی را تصویب کرد که به تحریم امریکا علیه کوبا پایان داده شود. این طرح با 167 رای موافق و 3 رای مخالف (امریکا، اسراییل و جزایر مارشال) به تصویب رسید. کابینه بوش آنرا نادیده گرفت و هیچگاه به اجرا نگذاشت و با این اقدام گام دیگری را در جهت بی اعتبار نمودن سازمان ملل برداشت.
*** در سال 1993، سازمان سیا، واحدی در درون خود بوجود آورد که وظیفه اش دخالت در انتخابات کشورهای دیگر است. در این واحد از جناح "باز" های آمریکا اسامی مهمی مانند: "پل ولفوویتز" (معاون وزیر دفاع) و "مارک گروسمان" (معاون وزیر خارجه) به چشم می خورد. این واحد که با نام" انتخابگران" معروف شدند مداخلات بسیاری را در انتخابات دیگر کشورهای جهان خصوصاً کشورهای جهان سوم انجام داده و می دهند.
*** در 17 فوریه 1993 سازمان سیا با خرابکاری در هواپیمای ژنرال "اشرف بیتلیس" فرمانده کل ژاندارمری ترکیه، وی را که آشکارا مخالفت خود را با طرح ایجاد دولت کرد دست نشانده آمریکا در عراق اعلام کرده بود به قتل رساند.
*** در سپتامبر 1993 امریکا با فشار زیاد بر عرفات وی را مجبور به امضای قرارداد صلح با اسرائیل مجبور کرد.
*** از سال 1994، امریکا با دخالت در فعالیت های هسته ای کره شمالی، حضور سیاسی ـ نظامی خود را در شبه جزیره کره تثبیت کرد.
*** در جولای 1994، امریکا با فشار سیاسی اردن را مجبور کرد با اسرائیل قرارداد صلح امضاء کند.
*** در سال 1963، ایالات متحده، اندونزی و فیلیپین را تهدید به حمله نظامی نمود و به ارتش آماده باش داد.
*** در سال 1964، امریکا با حمله مجدد به پاناما این کشور را اشغال کرد.
*** در آگوست 1964، ایالات متحده به ویتنام شمالی حمله کرد و آنجا را اشغال نمود.
*** در سال 1965، امریکا با مداخله در اندونزی، در این کشور کودتا کرد.
*** حین جنگهای اعراب و اسرائیل، در سالهای 1967 تا 1973، امریکا کمک های فراوان نظامی و مالی به اسرائیل کرد.
*** در سال 1967، امریکا مداخله سیاسی در امور یونان، به روی کار آمدن سرهنگان در این کشور کمک شایانی نمود.
من از خیلی موارد میزنم و رندوم انتخاب میکنم مطالبو.
در هر صورت حمله به عراق و افغانستان و کمک های مالی به گروهک های تروریستی و جنگ های جهانی که بیش از70 میلیون کشته دست بشر داده و صدهامورد دیگه نمونه هایی از حقوق بشر و ازادی بیان هست.
ازادی که برای محجبه ها جریمه میذارن.ازادی که مردمشون بویی از اصن بااعتقادات اسلام اشنانیستن.فرد اسپانیایی میگفت من فکر میکردنم اسلام اسم شرکت نفتیه.
روحتون شادشد؟
.
. والذین کفرو اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات
کسانی که کفر ورزیدند و سرپرستشان طاغوت شد خداانهارااز روشنایی به سمت تاریکی خارج میکند
(جواب سلام واجبه.)

فیلمایی که تو ایران دوبله شده صحنه های اخلاقیش سانسور شده رو برداشتن صحنه های حذف شده رو اضافه کردن پخش می کنن..اصن عاشق ایرانن..ای خدا این عشق به ایران رو از آمریکایی ها انگلیسی ها نگیر