سلام،
من با ازدواج زودهنگام موافقم،
افرادی رو دیدم که با ازدواج از این رو به اون رو شدن و فازشون عوض شده ، اخلاقهای خوب پیدا کردن و سر براه شدن.
ولی باید قبول کرد که الان برای ساخت یه زندگی نمیشه به هر کسی تکیه کرد، دختر و پسری که دنبال بازی و خوشگذرونی هستند ، دختری که مدیریت خانواده رو یاد نگرفته و یا پسری که کار نکرده و فقط بیکار میگرده بنظر شما توانایی اداره یک خانواده رو دارن؟
خانواده ها باید با بچه هاشون کار کنن بهشون یاد بدن و به اونها اهمیت بدن
(۲۵/بهمن/۹۳ ۲۰:۰۷)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]ببخشید یه سوال یعنی اگه پسر 12ساله با ماهواره نیاز به همسر پیدا کرد فقط از لحاظی که به گناه نیفته باید براش زن بگیریم؟!
این منطقیه...!!مثه اینه که چاقو رو بدی دست بچه بعد بری چسب زخم بخری که اگه دستش رو برید چسب بزنی!!خب شما ماهواره رو بگیر تا بچه سیر طبیعی زندگیش رو طی کنه؟!
من حرفم اینه با این نگاه مخالفم که فک کنیم واسه ازدواج فقط نیاز ج ن س ی لازمه...بهد از رفع نیاز طرف پشیمون شد شما جواب می دین!!
بعد از چند صباح گفت از پس مسءولیتش برنمیام کی واقعا جواب می ده؟!
من چند روز پیش نامزدی یه آقای بود رفتیم که سنش حدود23-24بود این آقا با دختر خانوم که18ساله بود دو سال دوست بودن شما فکر کنید اینقدر این آقا به بلوغ عقلی رسیده بود که گفته آزمایش برای چی بدیم ما اگه خونمون هم بهم نخوره ازدواج می کنیم چون من بچه نمی خوام...
تازه یه مرد به این سن که به نظرم واقعا زمانه ازدواجشه هنوز مثه دخترا احساساتیه بعد یه پسر نوجون تو سن بلوغ که هر دقیقه یه چیزی می خواد باید همه چیز رو تجربه کنه برن واسه یه عمر زندگیش تصمیم بگیرن
در جواب این حرفتون باید بگم که خیلی از اینایی که قبل ازدواج با هم دوست بودن و از این حرفا میزنن بخاطره اینه که یارو به احتمال زیاد بچه تو شکمش بوده یا فکر کردن بچه دار شدن واسه همینم که گندش در نیاد از ترسشون خودشونو اینقدر عاشق نشون میدن (نمونشو دیدم که میگم و گندش بعد 4-5 سال در میاد پس الان واسه قضاوت روی مورد شما زوده)
(۲۵/بهمن/۹۳ ۲۱:۰۲)مجتبی110 نوشته است: [ -> ]انسان حیوان نیست که به خاطر غریضه جنسی ازدواج کنه!
دختر 20 ساله داره عروسک بازی می کنه! پسر 20 ساله هم متاسفانه تو گیم نت و پشت کامپیوتر در حال گیم بازی کردنه! حالا این دو بخوان بیان زیر یک سقف فقط تبدیل می شه به اجتماع نر و ماده!
پسر هر وقت به بلوغ عقلی رسید و دستش رفت تو جیبش باید ازدواج کنه چه 15 سالش باشه چه 30سالش! نه زود تر نه دیر تر!
دختر هم هر وقت توانایی عقلی مادر شدن رو داشت!
که سن رسیدن دختر و پسر ها الان به این معیار ها بالای 20 سال هست.
ماشالا می بینم تایپیک های ازدواج دوباره داره جون می گیره تو تالار! 
اینجا موضوع بحث پسر و دختریه که اینو میفهمه نه اونیکه شما میگی چون اونیکه شما میگی کل فکرش اینه که امروز خودمو بیشتر لوس کنم که دوست پسر(یا دخترم) ماه دیگه که تولدمه بیشتر تحویم بگیره
(۲۶/بهمن/۹۳ ۰:۵۳)Dido Armstrong نوشته است: [ -> ]عقل تو سن 33 سالگی به بلوغ میرسه! حالا برید 20 سالگی ازدواج کنید آخرشم طلاق بگیرید.
چرا طلاق؟
اگر توی ازدواج توکل به خدا باشه و این نکته مهم رو رعایت کرده باشیم که :
1-هر کاریکه با ناموس مردم کرده باشی با ناموست میکنن (در رابطه با پدرا و برادراست که درباره ازدواج دختر یا خواهرشون نگرانند که بهترین راه حلش توبست تا بخشیده بشه و سر ناموسش نیاد)
2-ازدواجی که میخواد صورت بگیره با گناه شروع نشه (منظور اینکه دختروپسر با هم دوست نباشن یا بدتر از اون قبل ازدواج و محرمیت با هم رابطه .. نداشته باشن چون خود خدا توی قرآن گفته)
پیشنهاد میکنم اونایی که شک دارن و نظری مثل این دوستمون دارن برن سوره نور رو بصورت کامل و فقط معنیشو 5 دقیقه وقت بذارن و بخونن
(۲۶/بهمن/۹۳ ۱۳:۴۶)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]اصن حرفهای شما کاملا درست ولی نمی دونم چرا کسی متوجه حرف من نمی شه
اتفاقا من با برادر خیلی صمیمی هستم اصنم ازش ایراد نمی گیرم چون تو سن پذیرش نیست..ولی دارم می بینم هرروز چقدر تغییر می کنه چقدر نگرشهاش متفاوت می شه دارم می بینم که وقتی عصبانی می شه کنترلش رو از دست می ده دیگه متوجه نیست که داره با کی جرف می زنه یا چی می گه به شدت به شدت وبه شدت تحت تاثیر گروههای دوستانه اشه ..هر روز یه چیز جدید یاد می گیره تا بیاد خوب وبدش رو بفهمه کلی اتفاق می افته می تونم بگم به معنای واقعی کلمه ثبات نداره یه روز عاشقه مداحیه یه روز عاشقه موشیقی پاپه یه روز عاشق رپ البته از این به قول خودش با محتوا ها..یه روز عاشقه یه روز فارغه..یه روز می شه بچه بسیجی یه بچه ه..تمام عشق زندگیش فوتبال وخریدن لباس های کریس رونالدو..خب شما بفرمایید خواهرتون رو می دین به برادر من
اتفاقا بابامم گفته20سالگی زنت می دم ..دادشمم فک می کنه الان خیلی هم خوبه اصن باید بیان ازش یاد بگیرن...
دوستان حرف من اینه زندگی 1سال2سال10سال که نیست یه عمر..آخه پسری که نمی دونه معیار ازدواج چیه هرچی دختر خوشگل ببینه می گه اگه چادریه خوبه من می خوام باید براش زن گرفت...
ومساله مهم تر اینه اصن پسرهای ما کامل مرد یعنی بی همتا بابا دخترامون واقعا بچه ان یه پسر 15ساله باید بره دختر12ساله بگیره دیگه شما بفرمایید تو اطرافتون دختر تو این سن می دونه شوهر یعنی چی ..یعنی اگه از بچگی هم پای ماهواره بزرگ شده باشه می شه یکی مثه اون زنای توی سریالا چیزه دیگه بلد نیست..
قدیم اگه دختر12-13ساله شوهر می کرد مدرسه ای در کار نبود از 6سالگی خونه داری وبچه داری یادش می دادن ..حالام همینه؟ا
اگه قرار کاری بشه باید متناسب شرایط حاضر باشه..نترسین اروپایی ها هرچی از اسلام یاد بگیرن این کارو یاد نمی گیرن ..اصن شرایط آزاد کشورشون اجازه نمی ده..
من فک می کنم اگه دنبال حل کردن مشکلا ازدواج آقایون تو سن20-25سال باشیم حداقل الان بیشتر ضرورت داره هر روقت هم پسرای بالای 20سال ما ازدواج کردن بعله حرف شما متین بریم سراغ پسر16ساله14ساله...مثه این قدیما بچه به دنیا می اومد با بچه به دنیا نیومده خاله اش عقد می کردن
شووخی کردم
اگبته حضرت آدم انسان کامل که بودن
یه قواره بهشت هم زیرپاشون بود مادرشوهرم که نبود..از اون ور خواستگار دیگه ای هم نبود..بلاخره فک نکنم هیچ دختری جواب رد می داد
در جواب حرفاتون باید بگم که این دلیلش عدم آموزش والدینه و اینکه به هر دلیلی سعی در فرار از آموزش این نکات به بچشون دارن. (موقع خدمت من توی یک شهر مرزی بودم. اونجا چون مثل شهر دنبال وایبرو انگیری بیردو دوست پسرو ازین برنامه ها نبودن دخترو 9 سالگی و پسرو 12-13 سالگی عروس و دوماد میکردن و من اونقدر ازین کارشون خوشم اومده بود که برای کسانیکه تعریف رده بودم همش تو گوشم میخوندن نری اونجا زن بگیری. (آخه اونجا پسره اهل کار میبود و چشم نا پاک نبود دختر بهش میدادن حتی اگه شده کل مخارج عقدوعروسی و گرفتن خونه با پدر عروس باشه)
بعله ...
اینطوریاست...
عجب حرفای جالبی میزنید...
فرض میکنیم پسر و دختر توی 20 سالگی به بلوغ عقلی رسیده باشند
فرض میکنیم ازدواجشون بخاطر چیزی بیش از نیاز جنسیه
فرض میکنیم هیچکدومشون همدیگه رو از قبل نمیشناختن و الان هم موفقن
این زوج بیست ساله از کجا میخوان امرار معاش بکنند؟تا چندسال باید دستشون توی جیب باباشون باشه(البته اگه وضع خانواده ها خوب باشه)،وگرنه صبر پیشه کنن و هر مشکلی پیش اومد بگن عیب نداره یخچالو میفروشم خرج فلان چیزو میدم و ...
وجدانا چند نفر توی ایران شرایط بالا رو دارن؟
(۲۴/مرداد/۹۴ ۰:۱۰)amirabdi نوشته است: [ -> ]این زوج بیست ساله از کجا میخوان امرار معاش بکنند؟تا چندسال باید دستشون توی جیب باباشون باشه(البته اگه وضع خانواده ها خوب باشه)،وگرنه صبر پیشه کنن و هر مشکلی پیش اومد بگن عیب نداره یخچالو میفروشم خرج فلان چیزو میدم و ...
وجدانا چند نفر توی ایران شرایط بالا رو دارن؟
اين زوج 20 ساله اگر ازدواج هم نكنند مجبور به تامين نيازهاي ماديشون هستند ! مثلا انسان اگه ازدواج هم نكنه طبيعه كه هم لباس ميپوشه هم غذا ميخوره .... و ازدواج هم باعث نميشه مثلا بيشتر غذا بخوره يا لباس بپوشه تنها يك مساله ميمونه و اون هم بحث مسكن است ! اگر اين زوج بخوان زندگي مستقل شان جدا از منزل پدري داماد باشد تهيه مسكن تنها موردي ميشه كه نياز به دليل ازدواج هست . البته اين نياز هم در اخرين مرحله ي ازدواج حاصل ميشه نه اولين مرحله !(البته اگر ازدواج فقط به خاطر نياز به خود ازدواج باشه وگر بدليل نياز به خودنمايي و ... باشه حرف ديگريست !)
اما ازدواج 2 تا فايده ي بزرگ داره
1. ارامش فكري
2. احساس مسئوليت ! يك ادم متاهل بايد دور خوابيدن تا لنگ ظهر رو خط بكشه ! دور اينكه الان دانشجو هستم ! الان سرباز هستم ! الان درس رو تمام كردم دفترچه فرستادم منتظر هستم ! الان تازه خدمت رو تمام كردم تو استراحت بعد خدمت هستم ! الان كنكور دادم منتظر جواب هستم ! الان تعطيلات نوروزه ! الان تعطيلات تابستانه ! الان تعطيلات ميان ترمه ! الان تعطيلات قبل امتحاناته! رو هم خط بكشه و تو هر شرايطي دنبال كسب و كار هم باشد هر چند نيمه وقت و پاره وقت باشد! نتايج مثبت اين قضيه هم كه كاملا اشكاره
اصلا ، اگر كسي معتقد باشه كه روزي رسان خداست كه ديگه نبايد درگير ترس از روزي باشد
غم روزی مخور بر هم مزن اوراق دفتر را.......... كه قبل از طفل یزدان پر كند پستان مادر را
تازمانیکه دوطرف به بلوغ فکری نرسیده باشن ازدواج اشتباهه..
توهرسنی که میخوادباشه.
سلام،
من با اینکه دو طرف باید به بلوغ فکری برسند کاملا موافقم
اما بحث هی دیگری هم وجود داره ، مثلا اگه ازدواج نکنن امکان داره به گناه کشیده بشن در این حالت ازدواج بهتره یا گناه؟
حالا از طرف دیگه شاید این حس زودگذر باشه و فرد رو درگیر کنه ، بعد از مثلا چندسال از سرش بیوفته حالا تکلیف چیه؟
من که تو این مبحث موندم.

نمیدونم چی درسته و چی نادرست.
(۲۴/مرداد/۹۴ ۱۰:۳۷)smile نوشته است: [ -> ]سلام،
من با اینکه دو طرف باید به بلوغ فکری برسند کاملا موافقم
اما بحث هی دیگری هم وجود داره ، مثلا اگه ازدواج نکنن امکان داره به گناه کشیده بشن در این حالت ازدواج بهتره یا گناه؟
حالا از طرف دیگه شاید این حس زودگذر باشه و فرد رو درگیر کنه ، بعد از مثلا چندسال از سرش بیوفته حالا تکلیف چیه؟
من که تو این مبحث موندم.
نمیدونم چی درسته و چی نادرست.
مشکل خودساخته رو نمیشه کاری کرد.
راه حل اینه که شیوه تربیت عوض بشه تا بچه هامون همزمان با رسیدن به بلوغ جنسی به بلوغ فکری و بلوغ مالی (تقریبی نه صد در صد) برسند.
پ.ن.
1- بلوغ مالی منظور این نیست که صد درصد توان تامین مخارج رو داشته باشند. حداقل توان مدیریت درست مالی و هزینه کردن درست رو بلد باشند. ممکنه چند سال اول خانواده ها تامین مالی اونها رو به عهده بگیرند.
2- با این شیوه تربیتی و آموزشی هرگز به اون مقصود نخواهیم رسید تحول بنیادین در آموزش و پرورش و آموزش عالی نیاز هست.
(۲۴/مرداد/۹۴ ۰:۱۰)amirabdi نوشته است: [ -> ]عجب حرفای جالبی میزنید...
فرض میکنیم پسر و دختر توی 20 سالگی به بلوغ عقلی رسیده باشند
فرض میکنیم ازدواجشون بخاطر چیزی بیش از نیاز جنسیه
فرض میکنیم هیچکدومشون همدیگه رو از قبل نمیشناختن و الان هم موفقن
این زوج بیست ساله از کجا میخوان امرار معاش بکنند؟تا چندسال باید دستشون توی جیب باباشون باشه(البته اگه وضع خانواده ها خوب باشه)،وگرنه صبر پیشه کنن و هر مشکلی پیش اومد بگن عیب نداره یخچالو میفروشم خرج فلان چیزو میدم و ...
وجدانا چند نفر توی ایران شرایط بالا رو دارن؟
همونطور که گفتم تا وقتیکه بچه ها آموزش نبینن نمیشه.
در جواب حرفتون باید بگم که کسیکه به بلوغ عقلی رسیده باشه در جهت رشد و نمو خودش تلاش میکنه و مثلا پسریکه به رشد مورد نظر رسیده باشه الان در کنار درسش کار میکنه و ... که جای باز کردن بحث نیست.
وقتی یه دختر یا پسر بفهمه و یاد بگیره در آینده باید چه مسئولیتی رو به دوش بکشه و خودش رو آماده کنه با مشکلاتی که شما میگی مواجه نمیشه.(خودمو مثال میزنم که نگی فقط حرف میزنه)
به جرات میتونم بگم تنها پسری که توی سن 21 سالگی گوشی هوشمند نداره توی فامیل ما منم. نوکیا مدل 130 دارم
از 2-3 سال پیش دارم روی روابطم با مردم کار میکنم. برخلاف وضعیت مالی و موقعیت خانوادگی و شغلی که الان میتونم پشت یک ماشین 20-30 میلیونی بشینم و برخلاف اصرار پدرم و بستگان که میگن گواهینامتو بگیر با خودم عهد کردم که حداقل 5 سال دیگه برم دنبالش چرا؟ چون میبینم وقتی پشت یه سورن با تیپ من در حال رانندگی هستی چقدر چراغا سبز میشه (بطوریکه یبار داشتم ماشین رو پارک میکردم طرف زل زده بود به من و من تا وقتی بهش اخم نکردم به راهش ادامه نداد)و من برای جلوگیری از این جریان گواهینامه نمیگیرم و در نتیجه رانندگی هم نمیکنم. در نگاه اول خیلیا ممکنه بهم بخندن اما با کمی فکر همه کارمو تایید میکنن. پس خواهشا اینقدر جوونای به سن منو احمق نببین و مارو مورد تمسخر قرار نده.
راستی الان پایه حقوق میگم 700 تومن. اگر شمه اقتصادی اون فرد درست کار کنه و قبلا ازش در خرید خونه یا ... نظر خواهی کرده باشن اون هم الان میتونه از اون 700 تومن به بهترین نحو استفاده کنه. (من میتونم بهترین مارک میوه رو بخرم یا میتونم از یه جای قیمت مناسب که میوه با کیفیت عرضه میکنه استفاده کنم یا میتونم میوه بنجل تهیه کنم!!! این کاملا به خودت بر میگرده که چی از زندگیت میخوای!!! میخوای بگن عجب احمقیه این جوون که معلوم نیست چقدر پول میوه داده یا بگن طرف بی خیاله و هرچی رسید میذاره جلو مهمونش یا بگن عجب پسری ، میوه های خونشون درجه یک نبود ولی معلوم بود 4تا مغازه رفته و واسه ما وقت گذاشته و میوه درست و حسابی هم خریده). من میتونم بجای اینکه نیم ساعت دیرتر راه بیافتم(به عبارتی بیشتر پای کامپیوتر بشینم) و بابت دیر شدنم تاکسی بشینم کمی زودتر راه بیافتم و مسیرمو پیاده برم(که هم به نشاطم کمک میکنه و هم ورزشه و با این طرز فکر دیگه نیازی به پرداخت شهریه های 40-50 تومنی بابت رفتن به کلاس تناسب اندام نداری

) و این عین قناعت میشه که پشت هر صرفه جویی که میکنی کلی تفکر خوابیده نه اینکه طرف بخاطر اینکه هزینشو کم کنه میزنه فاتحه دستگاه گوارشیشو میخونه و بعد میلیونی هزینه کنه تا خوب بشه.(دیدم افرادی رو که سر همین ققناعت به خودشون صدمه زدن یا نفراتی رو که بخاطر چشم و هم چشمی به خاک سیاه نشسته زندگیشون)
اگه کمه بازم بگم
نقل قول:همونطور که گفتم تا وقتیکه بچه ها آموزش نبینن نمیشه.
در جواب حرفتون باید بگم که کسیکه به بلوغ عقلی رسیده باشه در جهت رشد و نمو خودش تلاش میکنه و مثلا پسریکه به رشد مورد نظر رسیده باشه الان در کنار درسش کار میکنه و ... که جای باز کردن بحث نیست.
وقتی یه دختر یا پسر بفهمه و یاد بگیره در آینده باید چه مسئولیتی رو به دوش بکشه و خودش رو آماده کنه با مشکلاتی که شما میگی مواجه نمیشه.(خودمو مثال میزنم که نگی فقط حرف میزنه)
به جرات میتونم بگم تنها پسری که توی سن 21 سالگی گوشی هوشمند نداره توی فامیل ما منم. نوکیا مدل 130 دارم
از 2-3 سال پیش دارم روی روابطم با مردم کار میکنم. برخلاف وضعیت مالی و موقعیت خانوادگی و شغلی که الان میتونم پشت یک ماشین 20-30 میلیونی بشینم و برخلاف اصرار پدرم و بستگان که میگن گواهینامتو بگیر با خودم عهد کردم که حداقل 5 سال دیگه برم دنبالش چرا؟ چون میبینم وقتی پشت یه سورن با تیپ من در حال رانندگی هستی چقدر چراغا سبز میشه (بطوریکه یبار داشتم ماشین رو پارک میکردم طرف زل زده بود به من و من تا وقتی بهش اخم نکردم به راهش ادامه نداد)و من برای جلوگیری از این جریان گواهینامه نمیگیرم و در نتیجه رانندگی هم نمیکنم. در نگاه اول خیلیا ممکنه بهم بخندن اما با کمی فکر همه کارمو تایید میکنن. پس خواهشا اینقدر جوونای به سن منو احمق نببین و مارو مورد تمسخر قرار نده.
راستی الان پایه حقوق میگم 700 تومن. اگر شمه اقتصادی اون فرد درست کار کنه و قبلا ازش در خرید خونه یا ... نظر خواهی کرده باشن اون هم الان میتونه از اون 700 تومن به بهترین نحو استفاده کنه. (من میتونم بهترین مارک میوه رو بخرم یا میتونم از یه جای قیمت مناسب که میوه با کیفیت عرضه میکنه استفاده کنم یا میتونم میوه بنجل تهیه کنم!!! این کاملا به خودت بر میگرده که چی از زندگیت میخوای!!! میخوای بگن عجب احمقیه این جوون که معلوم نیست چقدر پول میوه داده یا بگن طرف بی خیاله و هرچی رسید میذاره جلو مهمونش یا بگن عجب پسری ، میوه های خونشون درجه یک نبود ولی معلوم بود 4تا مغازه رفته و واسه ما وقت گذاشته و میوه درست و حسابی هم خریده). من میتونم بجای اینکه نیم ساعت دیرتر راه بیافتم(به عبارتی بیشتر پای کامپیوتر بشینم) و بابت دیر شدنم تاکسی بشینم کمی زودتر راه بیافتم و مسیرمو پیاده برم(که هم به نشاطم کمک میکنه و هم ورزشه و با این طرز فکر دیگه نیازی به پرداخت شهریه های 40-50 تومنی بابت رفتن به کلاس تناسب اندام نداری
) و این عین قناعت میشه که پشت هر صرفه جویی که میکنی کلی تفکر خوابیده نه اینکه طرف بخاطر اینکه هزینشو کم کنه میزنه فاتحه دستگاه گوارشیشو میخونه و بعد میلیونی هزینه کنه تا خوب بشه.(دیدم افرادی رو که سر همین ققناعت به خودشون صدمه زدن یا نفراتی رو که بخاطر چشم و هم چشمی به خاک سیاه نشسته زندگیشون)
اگه کمه بازم بگم
سلام
گفتم که خب شما به اون بلوغ فکری رسیدی،اما آیا اکثر جوانان مملکت رسیدن؟بنده خودم از ده دوازده سالگی میرفتم سرکار و پول هام رو جمع میکردم به طوری که اوایل دانشگاه زدم توی کار تجارت و ... اما الان سه تا داداش دارم چهار تا خواهر هیچکدومشون هیچ سرمایه ای ندارن برای خودشون همشون شدن پول بگیر من و بابای خانواده،خب به نظر شما همچین جوونایی برن خونه ی بخت میتونن روی پای خودشون وایسن؟
به نظرم جوونا تا وقتی عاقل نشدن نباید بفرستیمشون خونه ی بخت،حالا یکی توی دوره ی دبیرستان میره خونه ی بخت یکی بعد از 30 سالگی
قسمت ما که نشد! حالا که فهمیدیم إن شاء الله بچه های خودمون رو قبل 20 سالگی مزدوج میکنیم
