تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نقد اقدس همراه با اسناد
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
بسم الله الرحمن الرحیم
در این مجال و چندین جلسه اینده به بحث نقد کتاب احکام اقدس ( به تصور بهاییان وحی بر جناب حسین علی نوری رهبر بهاییان) میپردازیم.

کتاب اقدس کتاب احکام و در حقیقت کتاب شرایع و قوانین بهاییت میباشد که در جامعه بهایی دارای ارج و مقام خاصی بوده .
برای اطمینان، دوستان به مرجع کتابخانه بهایی مراجعه و نام این کتاب رو در لیست اثارجناب بهالله مشاهده کنند.
تصویر کتابخانه بهایی
البته اثار دیگه ای از این جناب هم هست که فعلا به این کتاب احکامشون میپردازیم.
مشت نموونه خروارهBig Grin
برای نمونه میتوان به اینمورد اشاره کنیم که جناب ولی امر درباره کتاب اقدس چی میگه ( بالاخره هر کسی از دیانت خودش بهتر اگاهی داره ، نداره؟)
پ.ن. ولی امر بهای کسی نیست جز ، شوقی افندی نتیجه جناب بهاالله . خو میدونه چقدر بابابزرگش این کتاب رو با زحمت نوشته دیگهCool
نقل قول: توصيف کتاب اقدس به قلم حضرت وليّ امراللّه ترجمه از (گاد پاسزبای)
اعلان امر مبارک هر چند بديع و محيّرالعقول بود ولی فی الواقع طليعه قوّه خلّاقه شديدتری بود که شارع اين آئين نازنين با نزول کتاب اقدس در نهايت قدرت ظاهر فرمود و آن کتاب مستطاب فی الحقيقه اهمّ اثر قلم اعلی در ايّام اشراق نيّر آفاق محسوب می گردد. کتاب مستطاب اقدس يعنی اعظم مخزن حدود و احکام دوربهائی راميتوان ابهی تجلّی از هويّت جمال قدم ونيز امّ الکتاب اين دور افخم و منشور نظم اعظم شمرد و به آن سفر جليل در کتاب ايقان اشارت رفته و اشعيای نبی به آن بشارت داده و در مکاشفات يوحنّا به اوصاف سماء جديد و ارض جديد و هيکل ربّ و مدينه مقدّسه و عروس و اورشليم جديد النّازل من السّمآء موصوف گشته . شرايع و احکامش لااقل يک هزار سال ثابت ولن يتغيّر ماند و نطاق نظم بديعش جميع عالم را فرا گيرد. پس از ورود حضرت بهاءاللّه به بيت عودی خمّار ديری نگذشت که کتاب مستطاب اقدس نازل گشت ( در حدود سنه ١٨٧٣ ميلادی ) و اين مقارن با ايّامی بود که وجود مبارکش ازدست دشمنان و مدّعيان ايمان به مصائب بی منتهی محاط و گرفتار بود. کتاب اقدس مخزن لآلی ثمينه ظهور آن حضرت است که از لحاظ وضع اصول و مبادی الهيّه و تأسيس مؤسّسات اداری و تعيين وظائف و تفويض اختيارات مختصّه به جانشين شارع امر مبين در بين صحف سماويّه بی مثيل و عديل است زيرا نه در عهد عتيق و نه در ساير کتب مقدّسه سالفه هرگز اوامر و دستورات مدوّنه عيناً به نحوی که نفس شارع بيان فرموده مسطور نيست . ....
صص 23 و 24 کتاب اقدس
این متن رو دوستان لطفا با تامل بر قسمتهایی که رنگی شده بخونین.
پ.ن. اصل این کتاب به زبان عربی میباشد ولی به دستور مقامات بهایی به زبانهای دیگر هم ترجمه شده

حال برسیم به نقد این کتاب که درش ببینیم اصلا چی داره و بعد نکاتی رو بگیم.
در اولین مجال از این سلسه بحث به این موضوع میپردازیم که :
  • قسمت نخست: اولین واجب چیست؟:شناخت من!
مفهوم اولین عبارت کتاب مقدس بهائیان (کتاب اقدس) این است: همه گمراهند جز بهائیان ! بهاءالله در عبارت اول کتاب مدعی است که هرکس مرا نشناسد از اهل ضلالت محسوب می شود حتی اگر همه کارهای خوب جهان بدست او صادر شده باشد!! لذا پیام “اقدس “به همه شش میلیارد انسان روی زمین ،همه نیکوکاران و مخترعان و دانشمندان غیر بهائی این است که شماگمراهید و همه کارهای خوبتان هم باطل است چون مرا نشناخته اید…این عبارت را باید به عنوان معرفی بهائیت به نقل از کتاب اقدس به مجامع بین المللی فرستاد…
  • بهاءالله کتاب اقدس را این چنین آغاز می نماید:
“ان اول ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه و مطلع امره الذی کان مقام نفسه فی عالم الامر و الخلق من فاز به قد فاز بکل الخیروالذی منع من اهل الضلال و لو یاتی بکل الاعمال”
[تصویر: do.php?img=2464]
ترجمه:
نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده شناخت کسی است که محل تابش وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله خود او یعنی خود خداست!
هرکس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم شد یا خود را محروم ساخت از اهل گمراهی است حتی اگرهمه اعمال را هم انجام بدهد.
از جوانان عزیز و دانش پژوهان گرامی می خواهم به این عبارت که نخستین جمله و طلیعه کتاب مقدس بهائیان است دقت نمایند و برداشت های خودشان را از آن بیان نمایند.
بنده برای شروع بحث سعی می کنم مطالب برآمده از این عبارت را فهرست نمایم:
۱- اولین وظیفه هرکس شناخت رسول است.(رسول از سوی چه کسی؟!)
۲- شناخت رسول ،مهمتر از شناخت خود خداست چون اولین واجب شناخت خود خدا نیست بلکه شناخت رسول است!
معلوم نیست وقتی هنوز خود خدا را نشناخته اند چطور رسول او را می توانند بشناسند؟!Huh
۳- رسول ،قائم مقام خدا در عالم خلق و امر است بلکه نفس اوست!
توضیح عالم خلق و امر باشد برای بعد! وقتی خود فرد شناخته شده نیست شناخت قائم مقام او چه معنی دارد؟!Huh
۴- وصول به همه خیرها در گرو شناخت این رسول است !Dodgy
۵- هرکس از این عرفان منع شود گمراه است حتی اگر همه اعمال را انجام دهد!
پس هرکس در دنیا به عرفان رسول دست نیافت از نظر بهاءالله اهل ضلالت و گمراهی است و اگر اعمال خوبی هم انجام دهد به درد نمی خورد و باطل است.
خلاصه سخن بهاءالله در نخستین عبارت کتاب اقدس این است که :
  • امروزه روز اگر کسی بهاءالله را شناخت به همه خیرها دست یافته و اگر نشناخت گمراه و اهل ضلالت است و هیچ کار خیر او هم به درد نمی خورد و یکسره در گمراهی سقوط کرده است.خلاصه قبل از شناخت خدا باید همه جهانیان بهاءالله را بشناسند و گرنه همه باطلند.
  • در یک کلام فقط سه چار ملیون بهائی که بهاء الله را شناخته اندهدایت شده اند و شش میلیارد انسان دیگر روی زمین اهل گمراهی اند حتی اگر همه کارهای خیر در پرونده آنها باشد!!
بنازم انحصار طلبی را که از این بالاتر نمی شود!Wink
همه دنیا گمراهند جز این سه چهار میلیون نفر و همه مطالب و اعمال خوبشان هم باد هواست!
راستی یک پیامبر الهی سراغ دارید که مردم را این چنین به خود _و نه به خدا _فراخوانده باشد؟!Huh
یک آدم انحصار طلب سراغ دارید که به اسم دین ،خود را قائم مقام خدا در عالم خلق و امر معرفی نموده و بگوید به جای هر شناخت دیگر بیائید دنبال من که اگر مرا نشناسید و دنبال من نیائید محکوم به گمراهی و بدبختی هستید؟!Huh
پایام بخش اول
ان شاء الله تو چند جلسه اینده این بحث رو ادامه و تا قبل از سال جدید پایان میدیم
دوستان اگه جایی روشک داشتن Dodgy بگین ، بالاخره این دیانت هم برای خودش یه ااسنتباطایی داره و هینطوری الکی نیست اینهمه ادم دنبال روشونن.
از همه دوستان درخواست دارم نظراتشون رو هم بگن البته هر جا رو اگه نقل قول میکنن ادرس بدن.
بهایی ها به وحدت همه ی ادیان(به طرز احمقانه ای دین بودایی رو از جوهر همون ادیان ابراهیمی می دونن) اعتقاد دارن و جمله ی معروفی از عبدالبها-پسر بهاءالله- هست با این مضمون که بهاییت فقط به معنی عشق و دوست داشتن همه ی دنیاست (سرچ کنید To be a bahai simply means...). خود بهایی ها هم دینشون رو به این عنوان می شناسن و خیلی تبلیغش می کنن. از اولین جمله ی اقدس برمیاد که اصلا این طور نیست! ممنونم از دقتتون.
اصن انقدر غلط غلوط عربی داره این کتاب...اخرشم مجبور میشن بگن قوائد عربی مشکل داره و این کتاب درسته...
امایه چیزو بگم..اونا دوتا حسن دارن که ماباید دقت کنیم و انجام بدیم.یکی اینکه به حرف رهبرشون گوش میدن و دستوراتشو به خوبی انجام میدن.دوم اینکه خوش اخلاقن و سعی درجذب مردم بارفتارشون دارن.چه بهتر که ماهم اینطور باشیمBlush
(۷/اسفند/۹۳ ۲۱:۲۷)saeed6121 نوشته است: [ -> ]اصن انقدر غلط غلوط عربی داره این کتاب...اخرشم مجبور میشن بگن قوائد عربی مشکل داره و این کتاب درسته...
امایه چیزو بگم..اونا دوتا حسن دارن که ماباید دقت کنیم و انجام بدیم.یکی اینکه به حرف رهبرشون گوش میدن و دستوراتشو به خوبی انجام میدن.دوم اینکه خوش اخلاقن و سعی درجذب مردم بارفتارشون دارن.چه بهتر که ماهم اینطور باشیمBlush
سلام
با تشکر از دو همکار گرام که همراه با مباحث مواردی رو گفتن
درباره اخلاق بگم که دین اسلام و همه ادیان الهی به این بحث اشاره داشتن ولی این دیانت کذب از این حربه گل و بلبلی توسط عوامل مختلف مثل تفکرات توحش و ... که ایجاد شده توسط استعمار هست به نفع خودش استفاده میبره
ان شالله در مباحث اینده به این مباحث اخلاق و پیروی از ایین کذب میگیم
بدونین اونا این دوتا حسن رو ندارن بله بعضی از ماها این حسن ها رو بکار نمیبریم ولی اونا میبرن البته سیاستشونه خودشون رو به ....زدنBlush
درباره پیروی هم همینطور
ان شالله این مباحث برای دوستان مفید باشه.
منتظر پیشنهادات و انتقادات شما دوستان هستم.
بسم الله الرجمن الرحیم
آدینه مهدویتون سرشار از عطر نرگس های منتظر
در ادامه این بحث خواهیم پرداخت به :
  • قسمت دوم: ملاک هدایت و ضلالت:من!
میرزا در این فراز نخست از کتاب “اقدس “خود را مشرق وحی ” یعنی محل تابش وحی الهی خوانده است.
[تصویر: do.php?img=2467]
این مقام را هم تا مقام خدائی بالا برده و گفته در حد خالقیت در عالم امر و خلق است.
  • یعنی این مشرق وحی ، همان مقام خدائی و آفرینندگی چه در عالم خلق و چه در عالم امر است!
  • پس مردم با میرزائی روبرو هستند که حامل وحی الهی است بلکه خود نفس الهی است !
  • نتیجه اش این می شود که موافقت با میرزا فوز و رستگاری و مخالفت با او عین ضلالت است.
همه دگر اندیشان محکوم به گمراهی و همه مصدقین میرزا فائز به رستگاری اند!
  • مسلمان و مسیحی و کلیمی و زرتشتی از ادیان الهی که به او باور مند نیستند اهل ضلالتند!
هر دگر اندیش صالح و نیک عمل و مردم خواه و دانشمند و مخترع و …رفتارش غیر مرضی و عبث و غیر قابل قبول است مگر آنکه بهائی شود و به میرزا عرفان پیدا کند که بلافاصله و فی الفور از فائزین می گردد!
  • دانشجوی ما شنیده بود در بهائیت سخن از وحدت عالم انسانی است حالا در مقدس ترین کتاب بهائیان عبارتی را می خواند که مفهومش این است که چند میلیارد انسان روی زمین جز چند میلیون بهائی همه اهل ضلالت محسوبند.
پس همه آدمیان بر خلاف ادعای بهاییان ( که در کتاب گلزار تعاليم بهائى در صفحه 257 نقل میکنه از کتاب امر و خلق که )همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار ،برگ های یک شاخسار نیستند مگر می شود فوز و ضلالت در یک شاخه با هم وحدت داشته باشند ؟!
  • کسانی که اگر همه کارهای خیر جهان در پرونده آنان باشد باز گمراه محسوب می شوند چگونه با فائزین(باورمندان به میرزا) برابر شمرده می شوند؟
خود میرزا کور و بینا را مساوی نمی داند ،فائز و گمراه را یکی نمی شمرد آنوقت چطور از وحدت عالم ( این وحدت عالم انسانی یکی از تعالیم 12 کانه بهاییت هستش که خیلی بهش مینازن ، با این حرف از کتاب اقدس میشه ازشون پرسید چطور میشه جناب بهالله یادشمیره تو اقدس چی گفته و بعد تو
مجموعه آثار مبارکه
چی )
[/b] سخن می گوید؟!
عجبا حل این مسئله غامض را از عقول صافیه بپرسند تا جوابی گیرند و از تیغ تناقض فاحش برهند!
  • یا از شعار وحدت عالم انسانی بگذرند یا از اقدس دست بکشند.
  • یا از همه اندیشمندان جهان که غیر بهائی اند بخاطر تهمت ضلالت به آنها عذر خواه شوند یا این جمله را از کتاب مقدس خود پاک نمایند.
  • یا بهاءالله را از مشرق وحی بودن پائین آورند یا اقدس را نوشته یک انحصار طلب پر مدعا شمرند که به گزاف خود را نفس الهی در عالم امر و خلق نامیده است…
  • یا همه شعارهای قشنگ بهائی را در آینه این عبارات عوض کنند یا خود را مربوط به دوران جدید نشمرند که همه کس جز خود را گمراه دانند و اعمال خوب آنها را هباء منثور گویند…
انتخاب با خود آنهاست…
پایام بخش دوم
ان شاء الله تو چند جلسه اینده این بحث رو ادامه و تا قبل از سال جدید پایان میدیم
دوستان اگه جایی روشک داشتن [تصویر: dodgy.png] بگین ، بالاخره این دیانت هم برای خودش یه اسنتباطایی داره و هینطوری الکی نیست اینهمه ادم دنبال روشونن.
از همه دوستان درخواست دارم نظراتشون رو هم بگن البته هر جا رو اگه نقل قول میکنن ادرس بدن.
اینطور که من می دونم نسل جدیدشونم می دونن بهالله چقدر حرفهای مفت زده الان بیشتر رساله های شوقی رو استفاده می کنن وکاری هم به توبه نامه بهالله ندارن اصن به روی خودشون نمیارن...
من دوست دارم اینجا درباره این فرقه ضاله بحث بشه
که از ریشه باطل هستن وهر دوره خودشون قوانینشون رو کامل نقض کردن
از طرفی تو همین تالار یه عده از دوستان که فک کنم هیچ شناختی از این فرقه ندارن در خیلی موارد به سیاست های کشور در واقع مسلمانی ما اعتراض کردن که چرا این فرقه رو در تبلیغ آزاد نمی زاریمConfused
خوبه که اینجا روشن بشه اینا چه آفت هایی برای بشریت به ارمغان آوردن
نقل قول:
اینطور که من می دونم نسل جدیدشونم می دونن بهالله چقدر حرفهای مفت زده الان بیشتر رساله های شوقی رو استفاده می کنن وکاری هم به توبه نامه بهالله ندارن اصن به روی خودشون نمیارن...

فکر کنم منظورتون توبه‌نامه‌ی باب بوده. که البته خب این‌طور توجیهشون می‌کنن که تحت فشار بوده و بعضی اصلاً جعلی می‌دونندش. در ضمن این‌طور نیست که حرف‌های بهاءالله رو مفت بدونند. حالا کتاب اقدس رو که وحی الهی می‌دونند، ولی مثلاً درمورد کتاب ایقان توی سایت Goodreads:


نقل قول:What can I say? This book was one of the first I read before I became a Baha'i.

نقل قول:Beautiful. Everything that comes from the pen of Baha'u'llah is beautiful.

نقل قول:Read it my friends! Unity and oneness of God and the Messengers is the most great of beauties and the healing balm. Enjoy.

نقل قول:Some really powerful and moving stuff here. Great food for thought and the soul.

!!!

در ضمن یه سوال داشتم! شما روی این بخش اقدس دست گذاشتید و خرده می‌گیرید که هرکسی غیر از بهاییان و بقیه نیکوکارها و دانش‌مندها رو تو چاه ضلالت می‌دونه. پس نظر شما اینه که یک شخص عالم یا نیکوکار، ولو به اسلام اعتقاد نداشته باشه، گم‌راه و نادان و جاهل خطاب کردنش اشتباهه. درسته؟ ولی من خیلی از مسلمونا رو می‌بینم که همین‌طوره و اتفاقاً خیلی‌ها اسلام رو این‌طور می‌شناسن. نمی‌دونم به این تاپیک ربطی داره یا نه، ولی آیه یا حدیثی در رد این تفکر هست؟
نه خیلی از بهایی ها همین الان اصلا کتاب اقدس رو ندیدن فقط جزوه های شوقی بدستشون رسیده اصن اجازه چاپ کتاب اقدس رو ندارن...شما فک کن تو مین ایران طرف هم قران در اختیارش باشه هم کتاب اقدس کدوم رو انتخاب می کنه...
جایی که باب گفت شما همه گوسفندان من هستین
(۸/اسفند/۹۳ ۱۷:۳۴)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]نه خیلی از بهایی ها همین الان اصلا کتاب اقدس رو ندیدن فقط جزوه های شوقی بدستشون رسیده اصن اجازه چاپ کتاب اقدس رو ندارن...شما فک کن تو مین ایران طرف هم قران در اختیارش باشه هم کتاب اقدس کدوم رو انتخاب می کنه...
جایی که باب گفت شما همه گوسفندان من هستین


نه دیگه این‌طوری هم نیست که کتاب اقدس چاپ نشه و این‌ها. می‌بینید که رو سایت منابع بهایی هم هست ولی جالبش اینه که همه‌ش با توضیحات شوقی همراهه و تفسیرای بی ربطش! حالا متأسفانه من حوصله‌ی گشتن و رفرنس دادن ندارم و احتمالاً بحث توی همین تاپیک بهش می‌رسه که افندی از کجا به کجا می‌رسه!
+خودشون هم به خودشون می‌گن اغنام الله :دی
اونی که هست اصلش نیست اصله اصلش تو بیت العدله ..اینا همه تیکه تیکه اس...
واقعه اصلش اجازه چاپ نداره
هر 5سال اعضای بیت العدل جزوات رو رفرش می کنن
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع