تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نقد و بررسی سخنان حاج آقا آقامیری
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
(۱۹/شهریور/۹۶ ۱:۲۳)Hedayat نوشته است: [ -> ]
شهید آیة اللّه دستغیب رضوان اللّه تعالى علیه در كتاب استعاذه اش

سلام هدایت
متن کتاب استعاذه در وب موجود هست و داستانی که نقل قول کردی در کتاب ظاهرا نیست . شغل حضرت نوح (علیه السلام) هم با توجه به روایات نجاری بوده است .
(۱۹/شهریور/۹۶ ۱:۲۳)Hedayat نوشته است: [ -> ]مرد ناشناس دیگر طاقت نمی آورد. با گریه ای شدید می گوید: ((یا نوح! من جبرئیل فرستاده مخصوص خدا هستم. خدا می گوید: ای نوح! تو بر شکستن کوزه های گلی دست سازت صبر نداری! پس چگونه دلت آمد بنده های مرا .نفرین کنی......
شهید آیة اللّه دستغیب رضوان اللّه تعالى علیه در كتاب استعاذه اش

این داستان در صفحه 139 کتاب «استعاذه» شهید دستغیب آمده است:

http://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookV...8466/1/139

البته ظاهرا منبع اصلی این داستان کتاب «جامع النورین» است:

اسم حضرت نوح پیامبر عبدالغفار یا سکن بوده است. بعد از طوفان و بالا آمدن آب و غرق شدن خلایق، جبرئیل ملک مقرب نزدش آمد و گفت: چندی پیش شغل تو نجاری بوده است حالا کوزه بساز.!
او کوزه زیادی ساخت، جبرئیل گفت: خدا می فرماید: کوزه ها را بشکن، او هم چند عدد از کوزه ها را بر زمین زد و شکست. بعضیها را آهسته و بعضی را با اکراه شکست، جبرئیل دید او دیگر نمی شکند.
گفت: چرا نمی شکنی؟ فرمود: دلم راضی نمی شود، من زحمت کشیده ام اینها را ساخته ام.
جبرئیل گفت: ای نوح مگر این کوزه ها هیچ کدام جان دارند، پدر و مادر دارند و ...؟!
آب و گلش از خداست، همین قدر تو زحمتش را کشیده ای و ساختی، چطور راضی به شکستن آنها نمی شوی، چگونه راضی شدی خلقی که خالق آنها خدا بود، و جان و پدر و مادر و... داشتند را نفرین کردی و همه را به هلاکت رساندی؛ از اینجا او گریه بسیار کرد و لقبش نوح شد. (جامع النورین صفحه 122)

http://www.ghadeer.org/Book/1093/160778
http://www.ghadeer.org/Book/2624/394438
(۲۴/اسفند/۹۳ ۲۰:۱۳)1fabeg نوشته است: [ -> ]اصلا نگران نباشید، همه انسانها به بهشت می روند/آقامیری :عذاب قیامت تهمتی ناروا به خداوند است! تبلیغ دین، بیش از هر چیز نیازمند فهم صحیح دین است. اگر تبلیغ بر اساس برداشتهای خطا و یا التقاطی از دین بنا نهاده شود؛ نه تنها موجب رشد دین نخواهد شد بلکه بیشترین ضربه را به دین وارد خواهد کرد.
حالا فرض کنیم خداوند بنده شو بخشید آیا خطائی کرده؟ اگر شما بدهکار خودتو ببخشی خطا کردی؟
(۲۶/شهریور/۹۶ ۱۸:۲۲)mbanki نوشته است: [ -> ]حالا فرض کنیم خداوند بنده شو بخشید آیا خطائی کرده؟ اگر شما بدهکار خودتو ببخشی خطا کردی؟

بخشیدن یا نبخشیدن دست خودش هست و کسی جلوی اونو نمیتونه بگیره گرامی ، اما دقت کنین که مفهوم رو چطور زیبا خلط و درهم شده جلوه میدن که شما چنین برداشتی میکنی . سعدی کجایی که با تمیز مغلطه و منطق کمک کنی به دوستان .
ما یه وعده داریم یه وعید . وعده قطعی هست و خللی درش راه نداره اما وعید قابل تغییر هست
بسم الله الرحمن الرحیم
بَلىَ‏ مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيَتُهُ فَأُوْلَئكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ سوره مابارکه بقره ایه 81

معصوم میفرماد که :
... والاسلام غير الايمان وكل مؤمن مسلم، وليس كل مسلم مؤمن، ولا يسرق السارق حين يسرق وهو مؤمن، ولا يزنى الزاني حين يزني وهو مؤمن، وأصحاب الحدود مسلمون لا مؤمنون ولا كافرون، فإن الله تبارك وتعالى لا يدخل النار مؤمنا وقد وعده الجنة، ولا يخرج من النار كافرا وقد أوعده النار
والخلود

فيها
، ويغفر ما دون ذلك لمن يشاء، وأصحاب الحدود فساق لا مؤمنون ولا كافرون ولا يخلدون في النار، ويخرجون منها يوما، والشفاعة جائزة لهم وللمستضعفين إذا ارتضى الله عزو جل دينهم.
خصال ص 608-609

قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعينَ سوره مبارکه الأعراف ایه 18


ادم با این کلام یاد این می افته که بابا حالا شیمر رو هم خدا میبخشه ابن ملجمم همینطور و حتی بقیه رو . شماها چرا اینقدر ناراحتین Big Grin
خوب اینم بخونین
1. کافران (آل عمران116)
2. مشرکان (نحل29)
3. منافقان (مجادله17)
4. مرتدان (آل عمران86-88)
5. تکذيب کنندگان آيات الهي (اعراف36)
6. دشمنان خدا و پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (توبه63)
7. ظالمان و ستمگران (شوري45)
8. اشقياء (هود106-107)
9. آنها که غرق در گناهند (بقره81)
10. قاتل مومن (نساء 93)
11. رباخواران (بقره 275)
12. سبک اعمالان (مومنون102-103)
13. گنهکاران به طور عام (جن23)
اینها تکلیفشون مشخصه و وعده خدا بر اینها واقع میشه حالا میمونه اینکه بگیم مثلا برخی اصلا نعوذ بالله مومن نبودن که این مشکل داره

این هم تقدیم به شما برای وعده خدا در کلام معصوم
لَا يُخَلِّدُ اللَّهُ فِي النَّارِ إِلَّا أَهْلَ الْكُفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ أَهْلَ الضَّلَالِ وَ الشِّرْك ... بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث جلد : 8 صفحه : 351

حالا اینم بخونین
تنافي خلود با عدل الهي
مهمترين و اصلي­ترين اشکالي که در مورد مساله خلود شده اين است که بايد ميان جرم و کيفر تناسب وجود داشته باشد و کيفر متناسب با جرم و گناه تعيين شود، در اين صورت چگونه عذاب ابدي قابل توجيه است با اينکه زمان جرم و گناه محدود بوده است؟ انساني که حداکثر صد سال در کفر و عناد زندگي کرده چگونه مي­توان او را در برابر يکصد سال گناه، عذاي بي­نهايت کرد؟ آيا اين کاري غير عادلانه نيست؟

پاسخ
منشا اين اشکال توجه نکردن به اين نکته است که نوع مجازات در آخرت با نوع مجازات در دنيا متفاوت است و پاسخ اشکال بي­تناسبي جرم و جنايت، بستگي به فهم اين تفاوت دارد. مجازات سه گونه است:
1. مجازات قراردادي (تنبيه و عبرت)
2. مجازاتي که با گناه، رابطه تکويني و طبيعي دارد. (مکافات دنيوي)
3. مجازاتي که تجسم خود جرم است و چيزي جدا از آن نيست. (عذاب اخروي)
نوع اول مجازات همان کيفرها و مقررات جزائي است که در جوامع بشري به وسيله مقننين الهي و غير الهي وضع مي­گردند. فائده اين مجازات يکي جلوگيري از تکرار جرم بوسيله خود مجرم و ديگري تشفي و تسلي خاطر ستمديده است در مواردي که از نوع جنايت و تجاوز به ديگران باشد.در چنين مجازاتهايي قطعا بايد تناسب جرم و جنايت در نظر گرفته شود.
ولي بايد توجه داشت که اين گونه مجازاتها در جهان آخرت معقول نيست، زيرا نه آخرت جاي عمل است تا عقوبت کردن انسان به اين منظور باشد که دوباره مرتکب کردار زشت نشود و نه جاي تشفي و تسلي خاطر.


نوع دوم مجازات، کيفر­هايي هستند که رابطه علي و معلولي با جرم دارند، يعني معلول جرم و نتيجه طبيعي آن هستند. اين کيفرها را «مکافات عمل» يا «اثر وضعي گناه» مي­گويند. مثلا شرابخواري موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائين و ناراحتيهاي کبدي مي­شود. يا تخلف از قوانين راهنمايي و رانندگي گاه موجب تصادفاتي مي­شود که سبب زمين­گير شدن انسان براي يک عمر مي­شود.اين­گونه مکافات­ها نتيجه و لازمه خود عمل و جرم است و کيفر قانوني و قراردادي نيست تا گفته شود که بايد تناسب جرم و مجازات در آن رعايت شود.

در نوع سوم مجازات که مخصوص مجازات اخروي است رابطه جرم و مجازات، نه قرارداري است و نه از نوع رابطه تکويني، بلکه يک رابطه قويتري است که در آن بين جرم و مجازات، رابطه «عينيت» و «اتحاد» حکمفرماست. يعني کيفر و مجازات در آخرت تجسم خود عمل است. عذاب اخروي صورت واقعي اعمال بد است که در آنجا خود را نشان داده و به صورت عذاب تمثل پيدا مي­کند. قرآن کريم در اين زمينه مي­فرمايد: «و بدا لهم سيئات ما عملوا» (جاثيه33) «اعمال بدشان در برابر آنان آشکار مي­شود.»[مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، تهرا/ف انتشارات صدرا، چاپ دهم، 1380، ج1، ص225-235 ]
ولي باز جاي اين سئوال است که چرا عملي محدود در دنيا، به صورت عذابي نامحدود تجسم مي­يابد؟
در جواب اين سئوال، چنانچه قبلا گفته شد هر عمل زشت، عذاب هميشگي بدنبال ندارد، وقتي انسان يک عمل ناروا را به صورت مداوم انجام دهد و انجام اين عمل براي او عادت گردد در اين صورت اثر بد آن در نفس و جان انسان رسوخ کرده و طبيعت ثانوي او مي­گردد و حقيقت جديدي را براي او شکل مي­دهد و باعث مي­شود فطرت انسان مستور و مدفون بماند و به حکم قاعده معروف «ذاتي الشيء لايختلف و لا يتخلف»؛ «چيزي که ذاتي و حقيقت چيزي به شما آيد، هرگز دستخش تغيير قرار نگرفته و تخلف پذير نيست.»اين حقيقت جديد آثار دائمي در پي داشته و در نتيجه مايه عقوبت و عذاب ابدي مي­گردد.حکيم سبزواري به اين مطلب اشاره کرده و مي­گويد:«تصير الكيفية الظلمانية جوهرية و العرضية السيئة ذاتية مثل مركب القوى فإن الفطرة الإنسانية ذاتية لا تزول و الفطرة الثانية أيضا ذاتية إذ صارت ملكة جوهرية إذ العادة طبيعة ثانوية»[
الحکمه المتعاليه في الاسفار العقليه الاربعه، همان، ج9، پاورقي ص 374] «کيفيت ظلماني گناه، صورت جوهري مي­يابد و آلودگي عرضي آن ذاتي مي­گردد؛ زيرا فطرت اوليه انسان، ذاتي او است و زوال­پذير نيست و فطرت ثانوي نيز، هرگاه به صورت ملکه جوهري مبدل شود، جنبه ذاتي به خود مي­گيرد زيرا عادت، طبيعت ثانوي انسان به شمار مي­رود.»
بجز مواردی که در بالا ذکر شد سایر جهنمیان پس از پاکسازی در جهنم به بهشت میروند ان شالله .

در انتها این رو همیشه جلو چشمتون بزارین که :
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً
93 نسا

وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فیها وَ لَهُ عَذابٌ مُهینٌ
14 نسا
حالا بگید که خدا میبخشه یا اینکه میتونه ببخشه و اگه بخشید مشکلی نداره .
ایا کلام خدای تبارک و تعالی بازیچه هست ؟
ما که امید داریم ببخشه و هیچ گلگی نداریم اما خلف وعده هرگز Big Grin
دقت در مفردات کلام خدا و معصوم کمک میکنه برای فهم البته توان فهم هم خودش باید بده .

سلام دوست عزیز ممنون منو تشویق کردی بگردم تو مطالب باز بهم برخوردیم خوشحالم . در این مساله شما هم قبول کردی که خدا میتونه ببخشه چرا که خلف وعده نیست وعیده
(ما یه وعده داریم یه وعید . وعده قطعی هست و خللی درش راه نداره اما وعید قابل تغییر هست)
بنابراین مشکلی دربخشش خدا نیست پس همه ایات مستند وعیده نه وعده
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم


وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ
﴿سوره سجده - آيه ۱3﴾

و اگر می خواستیم، هدایت هرکسی را [از روی اجبار] به او عطا می کردیم، [اما همه را آزاد و مختار آفریدیم تا راه هدایت یا گمراهی را خود انتخاب کنند] ولی فرمان من بر عذاب لازم و حتم شده است که بی تردید دوزخ را از همه جنّیان و آدمیان [که آیات من را تکذیب کردند] پر خواهم کرد.


حق القول يعني قضاي حتمي!

علامه طباطبايي در تفسير الميزان در خصوص اين آيه مي‌فرمايد:

یعنى اگر مى خواستیم به هر کس چه مؤمن و چه کافر هدایتش را ارزانى بداریم، مى دادیم
منظور این است که کافران را نیز مانند مؤمنین هدایت مى‌کنیم، تا به اختیار و اراده خود داراى هدایت شوند، همانطور که مؤ‌منین با اختیار و اراده خود داراى هدایت شدند، چون اگر پاى جبر در میان آید تکلیف در دنیا و جزاء در آخرت به کلى باطل مى شود

((و لکن حق القول منى لاملان جهنم من الجنه و الناس اجمعین)) -
یعنى لیکن اینطور نخواستیم، چون در این میان قضائى است که از سابق از ناحیه من رانده شده، قضائى حتمى، و آن این است که جهنم را از جن و انس پر کنم
و این قضاى حتمى سابق، همان است که بعد از امتناع ابلیس از سجده بر آدم و سوگندش که گفت:
((فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین))
[شيطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى برم؛ مگر بندگان مخلَص خود را (سوره ص - آيه۸۲)

((فرموده: ((فالحق و الحق اقول لاملان جهنم منک و ممن تبعک منهم اجمعین))

هرآينه جهنم را از تو و از هر كس از آنان كه تو را پيروى كند از همگي‏شان خواهم انباشت (سوره ص - آيه 85)

و لازمه این قضاء این است که به خاطر ظلمشان و فسقشان و خروجشان از لباس عبودیت هدایتشان نکند،
همچنان که باز خودش فرموده:
((ان الله لا یهدى القوم الظالمین))

و نیز فرموده : ((و الله لا یهدى القوم الفاسقین)) و نیز آیاتى دیگر از اين دست.



الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أعظَمُ الذُّنوبِ عِندَ اللّه ِ سبحانَهُ ذَنبٌ صَغُرَ عِندَ صاحِبِهِ .
امام على عليه السلام : بزرگترين گناه نزد خداى سبحان ، گناهى است كه در نظر گنهكار خُرد آيد .


عنه عليه السلام : أشَدُّ الذُّنوبِ عِندَ اللّه ِ سبحانَهُ ذَنبٌ استَهانَ بهِ راكِبُهُ .حديث
امام على عليه السلام : بدترين گناه در نظر خداى سبحان گناهى است كه گنهكار ، آن را ناچيز انگارد .

عنه عليه السلام : أشَدُّ الذُّنوبِ ما استَخَفَّ بهِ صاحِبُهُ .حديث
امام على عليه السلام : بدترين گناه آن است كه گنهكار آن را سبك شمارد.



فرازي از دعاي كميل در همين خصوص!!

فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِيكَ‏
لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَ سَلاَماً

پس من به يقين قاطع مى‏‌دانم كه اگر تو بر منكران خداييت، حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان هميشگى عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودى
محققاً تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مى‏‌كردى

وَ مَا كَانَ (كَانَتْ) لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لاَ مُقَاماً (مَقَاماً)
لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ‏ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ‏

و هيچكس را در آتش جاى و منزل نمى‏‌دادى
و ليكن تو اى خدا نامهاى مباركت مقدس است و قسم ياد كرده‏‌اى كه دوزخ را از جميع كافران جن و انس پر گردانى و مخلد سازى معاندان را در آن عذاب.


وَ أَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً أَ فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ يَسْتَوُونَ‏
و تو را ستايش بى‏‌حد سزاست كه با وجود آنكه خويش را ثنا گفتى و به همه انعام نمودى در كتاب خود فرمودى آيا (در آخرت) اهل ايمان با فاسقان يكسانند هرگز يكسان نيستند

در اين باب بسيار مي‌توان سخن گفت
منتها آنچه حق است بديهي است و براي كسي كه جوينده واقعي حق باشد ابهامي وجود نخواهد داشت، مگر براي كسي كه ...
و اگر در خانه كسي باشد يك حرف بس است
همانطور که دوستمان مطرح کردند این ایات وروایات همه وعیده نه وعده اگر فرقشو نمیدونید از ایشون بپرسید .خداوند میتونه همه رو ببخشه بکسی هم ربطی نداره خدای خودمون رو مانند یهودیها کت بسته نکنیم
اگر امام علی میتونست ابن ملجم رو ببخشه اگر پیامبر قاتل عمویش رو بخشید اگر حسین ع شمررو ببخشه حقشه ومیتونه .آیا خدای اینان نمیتونه؟
من شخصاً‌ از طرف اميرالمؤمنين عذر خواهي مي‌كنم كه فرمودند:

من به يقين قاطع مى‏‌دانم كه اگر تو بر منكران خداييت، حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان هميشگى عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودى محققاً تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مى‏‌كردى و هيچكس را در آتش جاى و منزل نمى‏‌دادى
و ليكن تو اى خدا نامهاى مباركت مقدس است و قسم ياد كرده‏‌اى كه
دوزخ را از جميع كافران جن و انس پر گردانى و مخلد سازى معاندان را در آن عذاب.


از طرف خدا هم از شما عذر خواهي مي‌كنم كه فرموده:
أَ فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ يَسْتَوُونَ‏
آيا (در آخرت) اهل ايمان با فاسقان يكسانند هرگز يكسان نيستند



پ.ن:
سخني هم از حضرت مسيح عليه السلام:
من بیماران را مداوا کردم و به اذن خدا ایشان را شفا دادم . کور مادر زاد و شخص برص دار به اذن خدا بهبودی دادم و مردگان را زنده کردم ولی شخص احمق را نتوانستم اصلاح و درمان کنم

به آن حضرت گفتند : احمق کیست فرمود شخص خود پسند و خود رای کسی که هر فضیلت و بر تری را برای خود می بیند نه برای دیگران و همه جا حق را به خود می دهد نه دیگران این است احمقی که بهبودی و مداوایش ممکن نیست .
دوست عزیز قسم خداوند بردادن عذاب هم وعیده وخلف اون ایرادی نداره برای درک مطلب بهتر است خدارو بهتر بشناسیم نه کلام اورا .ضمنا یکی ازآثار جهنم آگاهی دادنه اگر کسی آگاه شد دیگر مگر مریضیم اورا آزار دهیم اون دنیا زندون این دنیا نیست اونجا زندان بان خود خداست
(۲۷/شهریور/۹۶ ۱۶:۴۳)mbanki نوشته است: [ -> ]همانطور که دوستمان مطرح کردند این ایات وروایات همه وعیده نه وعده اگر فرقشو نمیدونید از ایشون بپرسید .خداوند میتونه همه رو ببخشه بکسی هم ربطی نداره خدای خودمون رو مانند یهودیها کت بسته نکنیم
اگر امام علی میتونست ابن ملجم رو ببخشه اگر پیامبر قاتل عمویش رو بخشید اگر حسین ع شمررو ببخشه حقشه ومیتونه .آیا خدای اینان نمیتونه؟
وعيد با حق القول (يعني حكم قطعي و قضاي حتمي) تفاوت دارد.


يك سخن پاياني

اگر بحث در خصوص گناه و معصيت و بخشش گناه به شكلي مطرح شود كه ترس از عقوبت و عدالت خداوند بريزد اين قطعاً انحراف است

اصلاً بايد از خدا ترسيد!
بالاترين مقامات براي خائفان و خاشعان در نزد خدا بيان شده

اميرالمؤنين از ترس و خوف خداوند غش مي‌كردند

چرا؟

بدترين كاري كه يك به اصطلاح عالم ممكن است انجام دهد اين است كه به شكلي با مخاطب سخن گويد كه گناه در نظرش كوچك بشود

وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ﴿۴﴾
و آنگاه كه گورها زير و زبر شوند (۴)

عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ ﴿۵﴾
هر نفسى آنچه را پيش فرستاده و بازپس گذاشته بداند (۵)


يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ﴿۶﴾
اى انسان چه چيز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته (۶)


با دو بال تنها مي‌توان پرواز كرد نه با يك بال
هم بال خوف
هم بال رجا

در حديثي از حضرت صادق(عليه السلام) مي خوانيم:

«ينبغي للمؤمن ان يخاف الله خوفا كانه يشرف علي النار و يرجوه رجاءا كانه من اهل الجنه؛
[b]سزاوار است بنده مؤمن آن چنان از خدا بترسد كه گويي در كنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است و آن چنان به او اميدوار باشد كه گويي اهل بهشت است»





جناب لقمان حكيم در وصيتي به فرزندش چنين مي گويد:
«چنان از خدا بترس كه اگر اعمال نيك جن و انس را هم انجام داده باشي باز تو را عذاب مي كند
و چنان به او اميدوار باش كه اگر گناه جن و انس را مرتكب شده باشي تو را مورد رحمت قرار مي دهد»


حال كسي كه به خدا اميدوار است و مي‌گويد مي بخشد
اگر اين اميدش از ايمان باشد نشانه‌اي دارد
به قول ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي در كتاب شريف المراقبات مي‌فرمايد:
اگر واقعاً حسن ظن تو به خداست كه مي‌گويد خدا مي‌بخشد
پس چرا در مورد رزاقيت به خدا چنين اميدوار نيستي و اندكي از اسباب ظاهري رزق و روزي كه متزلزل شود مضطرب مي شوي؟!!!


در پايان هم توجه شما را به اين حديث قوق العاده ارزشمند توجه مي‌كنم:

رسول خدا فرمودند:‌ زماني فرا مي رسد كه
اگر مردم در انجام فرامين الهي كوتاهي كنند
مي گويند إن الله غفور رحيم
(همانا خداوند آمرزنده و مهربان است)
و اگر كار حرامي مي كنند مي گويند
إن الله لا يغفر ان شرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء… (خداوند شرك را نمي آمرزد اما از ساير گناهان براي هر كه بخواهد مي گذرد.)

كافي : 2، 91 ح 12





آنچه مسلم، قطعي و يقيني است
قضاي حتمي خداست
منكر حقانيت اميرالمؤمنين را در بهشت جايي نيست و در دركات دوزخ جايگاهش است!


راستي

من از طرف امام زمان عذر خواهي مي‌كنم كه قصد انتقام از خليفه اول و دوم را دارند و آنها را نمي‌بخشند

من از طرف امام زمان عذر خواهي مي‌كنم كه ...

(۲۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۰۳)mbanki نوشته است: [ -> ]دوست عزیز قسم خداوند بردادن عذاب هم وعیده وخلف اون ایرادی نداره برای درک مطلب بهتر است خدارو بهتر بشناسیم نه کلام اورا .ضمنا یکی ازآثار جهنم آگاهی دادنه اگر کسی آگاه شد دیگر مگر مریضیم اورا آزار دهیم اون دنیا زندون این دنیا نیست اونجا زندان بان خود خداست

(۲۷/شهریور/۹۶ ۱۷:۰۳)mbanki نوشته است: [ -> ]دوست عزیز
مولتي يوزر گرامي!!! من دوست عزيز شما نيستم

سخني هم از حضرت مسيح عليه السلام:
من بیماران را مداوا کردم و به اذن خدا ایشان را شفا دادم . کور مادر زاد و شخص برص دار به اذن خدا بهبودی دادم و مردگان را زنده کردم ولی شخص احمق را نتوانستم اصلاح و درمان کنم

به آن حضرت گفتند : احمق کیست فرمود شخص خود پسند و خود رای کسی که هر فضیلت و بر تری را برای خود می بیند نه برای دیگران و همه جا حق را به خود می دهد نه دیگران این است احمقی که بهبودی و مداوایش ممکن نیست .
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع