۱۳/خرداد/۹۴, ۱۳:۱۵
به گزارش لرستان خبر، خبری به دستمان رسید که در هنگام آزمون استخدامی یکی از ادارات دولتی در لرستان خانمهای باحجاب چادر رو اجبار به درآوردن چادر کردند.
برای مشخص شدن این موضوع با یکی از خانمهایی که آنجا بود و اجبار به درآوردن چادر شده بود تماس گرفتیم که صحبتهای وی در زیر میآید.
چند روز قبل برای انجام آزمون استخدامی یکی از نهادهای دولتی در استان لرستان وارد محل آزمون شدم، کمی دیر رسیدم و تذکرات معمول اول آزمون را نشنیدم.
سریع به سمت صندلیام رفتم تا وقت را از دست ندهم، هنوز درست و حسابی سر جایم ننشسته بودم که یکی از ناظران جلسه به طرفم آمد و گفت: «خانم مگه نشنیدی، چادرت رو دارآر و بنداز روی دسته صندلی»!
گیج شده بودم منظورش چه بود؟ در یک فضای عمومی که بازرسین و شرکتکنندگان آقا در محل حاضر بودند چادرم را درآورم؟ به چه بهانهای؟ به بهانه اینکه چادرم تقلبی را پنهان کرده باشد؟
چه بهانه زشت و چه تدبیر زشتتری، هیچ راه دیگری برای رسوا کردن متقلب نبود؟ حتما باید برای کشف ضد ارزشها، ارزش یک بانوی متعهد را از سرش برداشت؟
نمی شد یک اتاق تفتیش بدنی مهیا کرد و یکی از ناظران خانم را متصدی جستجوی تقلبها کرد؟
با خودم گفتم، استخدام به چه بهانهای؟ من مستخدمه با خودم گفتم حضرت زهراییم و «چادر» لباس خدمتم.
تصمیم خودم را گرفتم و گفتم چادرم را در نمیآورم، حالا هر تصمیمی که میخواهید بگیرید؛ ناظر که جدیتم را دید کوتاه آمد، اما دلم را غصه گرفت، نگاهی به دور و برم انداختم، متاسفانه خیلی از دوستانم مقاومتی نکرده بودند و چادر را به صندلی حواله کرده بودند؛ دلم گرفت، در زمانی که حجاب شیرزنان لرستانی «گُلونی» نماد بدحجابی میشود، رنگ باختن و دست و پاگیر شدن مایه وقار زن ایرانی اسلامی هم چیز بعیدی نیست.
http://www.lorestankhabar.com/بخش-ف...رستان
واکنش شدید تشکلهای دانشجویی دانشگاه لرستان
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از خرم آباد، بیانیه مشترک بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان که در اعتراض به وادار کردن داوطلبان زن آزمون استخدامی در یک از دستگاههای دولتی لرستان به حضور بدون چادر در سر جلسه آزمون صادر شده به شرح زیر است:
به کجا چنین خرامان؟
سلام لرستانی ها...
تا حالا از گلونی چیزی شنیده اید؟ توهین های مدیر کل ارشاد استان را چطور؟ ماجرای خوانندگی و نوازندگی زنان در میتینگ های سیاسی و جشن های دولتی و ماجرای آن دختر کوچولوی شش ساله را... آیا شنیده اید؟
این پیامی است به هر غیور مرد و شیر زن لر...
متاسفانه چند ماهی است کارگزاران بی خرد دولت تدبیر؛ چاک دهان را گشوده اند و افسار سفاهت را رها ساخته اند و با تمام قوا به جنگ دین تاخته اند.
چند ماهی، به رسم "موعظه ی حسنه" سکوت کردیم و بر طبق سیره بزرگان بشارت دادیم و انذار نمودیم.
نو به نو دیدیم دسته گل های بی خردی را که به آب می دهند و در نهایت پشت میز مسئولیتی که مست شان کرده، خرامان می نشینند و لبخند "ژوکوند" تحویل مان می دهند.
یک روز دهان می گشایند و به وزنه های تدین و معرفت کشور می تازند و روز دیگر به حجاب، عفت و حیای زنان لر. کوس بی آبرویی لرستان را به صدا در آورده اند و این صدا حتی به مجلس هم رسید و کار به تذکر کشید.
در میتینگ های سیاسی فتنه گران، هر چه خواستند گفتند و زنان را برای خوانندگی و نوازندگی دعوت کردند؛ اما وقتی کار به مردانگی رسید و وقت رسیدگی به کودکی شد که به خاطر سهل انگاری مجبور است عمری را بنشیند و نظاره گر بازی کردن هم سن و سالانش باشد؛ شانه هایشان را بالا انداختند و از پذیرش آن خودداری کردند.
و امروز حماقتی تازه و دسته گلی تازه؛
حجابی را که دیکتاتوری همچون رضاشاه نتوانست به آن تعرض کند را متعرضش شدند و چادر از سر زنان و دختران کشیدند به بهانه استخدام در یک نهاد دولتی...
اکنون با سفیهانی که نه از محاربه با خدا می ترسند و نه هشدارها را می شنوند چه باید کرد و چه باید گفت؟
آهای...
"به کجا چنین خرامان؟"
"کبک" هم این چنین تظاهر به جهل و حماقت نمی کند.
آهای نادان؛ بیدار شو...
جایگاهت در آتش است بیدار شو...
بیدار شو، که اگر بیدار نشوی با خروش بی آبرویی بیدارت می کنند.
آری، کسی که خواب است را می توان بیدار کرد؛ اما سفیهی که خود را به خواب زده است، هرگز بیدار نمی شود...
کمر بر بسته اید به زدودن غیرت؟ یا منتظر آشوب و اغتشاش هستید؟
سنگی را پرتاب کرده اید که بر سر خودتان خواهد خورد؛ مطمئن باشید.
غیور مردان لر برخیزید...
والسلام علی من اتبع الهدی
http://snn.ir/detail/News/416348/164
برای مشخص شدن این موضوع با یکی از خانمهایی که آنجا بود و اجبار به درآوردن چادر شده بود تماس گرفتیم که صحبتهای وی در زیر میآید.
چند روز قبل برای انجام آزمون استخدامی یکی از نهادهای دولتی در استان لرستان وارد محل آزمون شدم، کمی دیر رسیدم و تذکرات معمول اول آزمون را نشنیدم.
سریع به سمت صندلیام رفتم تا وقت را از دست ندهم، هنوز درست و حسابی سر جایم ننشسته بودم که یکی از ناظران جلسه به طرفم آمد و گفت: «خانم مگه نشنیدی، چادرت رو دارآر و بنداز روی دسته صندلی»!
گیج شده بودم منظورش چه بود؟ در یک فضای عمومی که بازرسین و شرکتکنندگان آقا در محل حاضر بودند چادرم را درآورم؟ به چه بهانهای؟ به بهانه اینکه چادرم تقلبی را پنهان کرده باشد؟
چه بهانه زشت و چه تدبیر زشتتری، هیچ راه دیگری برای رسوا کردن متقلب نبود؟ حتما باید برای کشف ضد ارزشها، ارزش یک بانوی متعهد را از سرش برداشت؟
نمی شد یک اتاق تفتیش بدنی مهیا کرد و یکی از ناظران خانم را متصدی جستجوی تقلبها کرد؟
با خودم گفتم، استخدام به چه بهانهای؟ من مستخدمه با خودم گفتم حضرت زهراییم و «چادر» لباس خدمتم.
تصمیم خودم را گرفتم و گفتم چادرم را در نمیآورم، حالا هر تصمیمی که میخواهید بگیرید؛ ناظر که جدیتم را دید کوتاه آمد، اما دلم را غصه گرفت، نگاهی به دور و برم انداختم، متاسفانه خیلی از دوستانم مقاومتی نکرده بودند و چادر را به صندلی حواله کرده بودند؛ دلم گرفت، در زمانی که حجاب شیرزنان لرستانی «گُلونی» نماد بدحجابی میشود، رنگ باختن و دست و پاگیر شدن مایه وقار زن ایرانی اسلامی هم چیز بعیدی نیست.
http://www.lorestankhabar.com/بخش-ف...رستان
واکنش شدید تشکلهای دانشجویی دانشگاه لرستان
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از خرم آباد، بیانیه مشترک بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان که در اعتراض به وادار کردن داوطلبان زن آزمون استخدامی در یک از دستگاههای دولتی لرستان به حضور بدون چادر در سر جلسه آزمون صادر شده به شرح زیر است:
به کجا چنین خرامان؟
سلام لرستانی ها...
تا حالا از گلونی چیزی شنیده اید؟ توهین های مدیر کل ارشاد استان را چطور؟ ماجرای خوانندگی و نوازندگی زنان در میتینگ های سیاسی و جشن های دولتی و ماجرای آن دختر کوچولوی شش ساله را... آیا شنیده اید؟
این پیامی است به هر غیور مرد و شیر زن لر...
متاسفانه چند ماهی است کارگزاران بی خرد دولت تدبیر؛ چاک دهان را گشوده اند و افسار سفاهت را رها ساخته اند و با تمام قوا به جنگ دین تاخته اند.
چند ماهی، به رسم "موعظه ی حسنه" سکوت کردیم و بر طبق سیره بزرگان بشارت دادیم و انذار نمودیم.
نو به نو دیدیم دسته گل های بی خردی را که به آب می دهند و در نهایت پشت میز مسئولیتی که مست شان کرده، خرامان می نشینند و لبخند "ژوکوند" تحویل مان می دهند.
یک روز دهان می گشایند و به وزنه های تدین و معرفت کشور می تازند و روز دیگر به حجاب، عفت و حیای زنان لر. کوس بی آبرویی لرستان را به صدا در آورده اند و این صدا حتی به مجلس هم رسید و کار به تذکر کشید.
در میتینگ های سیاسی فتنه گران، هر چه خواستند گفتند و زنان را برای خوانندگی و نوازندگی دعوت کردند؛ اما وقتی کار به مردانگی رسید و وقت رسیدگی به کودکی شد که به خاطر سهل انگاری مجبور است عمری را بنشیند و نظاره گر بازی کردن هم سن و سالانش باشد؛ شانه هایشان را بالا انداختند و از پذیرش آن خودداری کردند.
و امروز حماقتی تازه و دسته گلی تازه؛
حجابی را که دیکتاتوری همچون رضاشاه نتوانست به آن تعرض کند را متعرضش شدند و چادر از سر زنان و دختران کشیدند به بهانه استخدام در یک نهاد دولتی...
اکنون با سفیهانی که نه از محاربه با خدا می ترسند و نه هشدارها را می شنوند چه باید کرد و چه باید گفت؟
آهای...
"به کجا چنین خرامان؟"
"کبک" هم این چنین تظاهر به جهل و حماقت نمی کند.
آهای نادان؛ بیدار شو...
جایگاهت در آتش است بیدار شو...
بیدار شو، که اگر بیدار نشوی با خروش بی آبرویی بیدارت می کنند.
آری، کسی که خواب است را می توان بیدار کرد؛ اما سفیهی که خود را به خواب زده است، هرگز بیدار نمی شود...
کمر بر بسته اید به زدودن غیرت؟ یا منتظر آشوب و اغتشاش هستید؟
سنگی را پرتاب کرده اید که بر سر خودتان خواهد خورد؛ مطمئن باشید.
غیور مردان لر برخیزید...
والسلام علی من اتبع الهدی
http://snn.ir/detail/News/416348/164