بسم الله الرحمن الرحیم
(۳/آبان/۹۴ ۱۳:۴۱)مصباح نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
دقیقا به نکته ی خوبی اشاره کردید : همون نیت خدایی داشتن توی کارها
ما اگه بیایم این نیته رو توی همه ی کارهای روزانه مون، جاری و ساری کنیم، این عمل برامون ملکه می شه و توی نمازمون واقعا واقعا اون نمود و نیت خدایی هم جریان پیدا می کنه
من اگه تو کارهای دیگم نیت خدایی نباشه، سرنماز هم تکبیرة الاحرام بگم و خدا رو از همه چیز بزرگتر بدونم، واقعا به این نیت خدایی رسیدن صرف توی فقط نماز، سخته که برسم
کارهای روزمره ام رو می تونم یه تمرین کنم برای رسیدن به اون نیت اصلیه سر نماز، تا به اون معراج و مشاهده برسم
نه فقط توی کارهای خیر، بلکه این تمرین رو با مباحات هم می تونم انجام بدم
یعنی با آب خوردن یا غذا خوردن یا ...
ببینید ما تو خوش بینانه ترین حالت، بیشتر از 50 درصد حالات روزمره مون حیوانی می گذره. یعنی حتی نیت انسانی هم نداره (دیگه چه برسه به نیت خدایی داشتن====> البته خودم رو می گم)
مثلا وقتی تشنه می شیم و یا گرسنه، آب و غذا رو به نیت رفع این نیاز می خوریم. اینجا همون حیوانی عمل کردنه
چون حیوانات هم همینطور رفتار می کنن
ولی من از همین کار مباح می تونم یه بهره هایی ببرم که از نماز شب بعضی ها هم عمقش بیشتر شه
مثلا :
نیت می کنم که چون این جسم دست من امانته، چون وسیله ی سیر و عروج روح منه، پس من موظفم که بهش رسیدگی کنم
پس حالا که گرسنه شدم، حق بدن من اینه که بهش غذا بدم
یعنی اینکه جسممون رو هم برای خدا می دونیم. پس خودمون رو مسئولش می دونیم
یا مثلا برای سلام کردن هامون
یا لبخند زدن هامون
یا ...
وقتی این عمل و این رفتار برامون ملکه شه، اون موقعست که سر نماز هم همین حالت سراغمون میاد و اثر خودش رو می ذاره
در تکمیل این حرفام، و اینکه این نیته دقیقا چیه :
اینکه ما فقط زبانی بگیم این کار رو می کنم به خاطر خدا، این غذا رو می خورم به خاطر مسئولیتم در برابر خدا و ... کفایت می کنه؟
برای اینکه بفهمیم این نیته واقعا چیه که ما رو به اون مشاهدات برسونه به این مثال توجه کنید :
مادری که بچش به سفر پر خطری رفته
(مثلا قسمت شد و مدافع حرم شدیم
=====> آرزو که بر جوانان عیب نیست
) و قرار بوده خبر بده
ولی حالا دو سه روزه هیچ خبری از بچش نداره و اون بچه هم تماسی نگرفته.
این مادر از نگرانیش یه لحظه از یاد بچش بیکار نمی شه.
هر تلفنی که زنگ می خوره منتظر خبره . هر شخصی که میاد منتظره خبری داشته باشه.
اینجا این مادر به ذهنش فشار نمی یاره که به بچش فکر کنه.
بلکه طوریه که نمی تونه دائم به فکر بچش نباشه...
این یعنی دائم به یاد بچه غرق بودن.
حالا آدمی که می خواد لحظه لحظه زندگیش رو با نیت الهی و به یاد خدا بگذرونه همچین حالی داره
هرچیزی که براش پیش میاد ربطی داره با خداخواهیش
گرسنش شد یاد مسئولیتش نسبت به بدن می افته
خوابش بیاد، باز یاد مسئولیتش نسبت به بدن می افته
داره میره سر کار یاد کسب حلال می افته
یعنی مثل یه نگهبان، کشیک خودمونو میکشیم
اون وقته که شب که میشه نتیجه اون ظهورات رو مشاهده میکنیم
نتیجش رو تو نمازمون مشاهده می کنیم
این کار باید برامون دغدغه بشه.
مشکل من نوعی و امثال من اینه که فکر رو تنبل بار آوردیم
برا خودم که بیشتر مواقع تعطیله
حالا بعضی وقتا به واسطه ی یه تلنگر مکانی، زمانی چیزی یه گرد و خاکی ازش می گیریم.
خیلی فکر رو تنبل بار آوردیم.
برا عمل صالح منتظر فرصتیم. و این یعنی کج فهمی...
نفس کشیدن ما میتونه عمل صالح باشه.. و اگه با نفس کشیدن حالمون بهتر نمیشه باید تو خودمون شک کنیم چون که فرمودن :
جزاء، نفس عمله. یعنی خدا سریع الحسابه
اصلا جزاء عمل، زمانی نیست که بگیم یه روزی خدا بهمون پاداش میده... نه ... خدا سریع الحسابه...
همون عملی که داریم انجام میدیم یه باطنی داره که نیتش هست.
اون نیت همزمان با عملمون تو جریانه و همون نیته، جزای عملمونه
دیگه منتظر زمان نباشیم... اون نیته داره ما رو میسازه
حالا می فهمم چرا اعمال به ظاهر صالح حالمون رو خوب نمیکنه مثلا نماز رو اول وقت می خونیم ولی...
جزاء نفس عمله. حالا چرا جزاء عمل رو حس نمی کنیم؟
باید بریم ببینیم کجای کارمون میلنگه من مدعی...
همین حالا قیامته... خودمونو دریابیم.
قیامت زمانی هم درسته، اما اصل قیامت رو دریابیم
نفس آدم آن به آن تو عمل غرقه...
آن به آن تو نیات غرقه... آن به آن در حال قیامه...
قیامت نفسمون رو دریابیم... آن به آن تو قیامتیم...
آن به آن یوم الحشره (ببینیم با چی محشوریم تو ظاهر و باطنمون)
آن به آن یوم تبلی السرائره(این یعنی قیام نفس)
آن به آن یوم الحسرته (تمام آن های که آمد و به حکمت وجودیشون پی نبردیم و از دستشون دادیم و فکر می کردیم که عبثند)
اگه رو اینا کار کنیم، نمازمون رو با یوم الحسرة دیگه درک نمی کنیم، بلکه به اون مشاهده اصلیه می رسیم
به اون معراجه می رسیم
اون وقت وقتی آخر نماز که دیگه به شهود رسیدیم و تشهد و شهادت هم دادیم برای این شهوده، وقتی سلام دادیم به اون مشاهداتمون، اون وقته که جواب سلاممون رو درک می کنیم. حسش می کنیم
تو قلبمون می شنویمش
اینم یه راه عملی برای رسیدن به اون نمازی که می شه معراج مومن و محل مشاهده ی حقایق ملکوتی
ان شاءالله که همگی به این طهارته برسیم تا بفهمیم واقعا این نماز چی هست و با ما چیکار می کنه
ان شاءالله