۸/آذر/۹۰, ۱۸:۴۴
سلام دوستان گرامیممنونم که دوستان هر کدام یک گوشه بحث را گرفته اند و میکوشند که سریعتر به سرانجام برسد.ابتدا عذر میخوام که نمیتوانم به سرعت شما عزیزان پاسخگوی مبحث باشم اما در حد توانم سعی میکنم پاسخ بدهم.البته توجه کنند که وقتی بنای پاسخ اینجانب تدوین راهبردی یک مبحث است آن هم برای دوستانی که نمیدانی هر کدامشان در چه سطحی هستند کار کمی مشکل میشود.اینجاست که باید مطلب را انقدر ساده کنم که راحت و قابل فهم شود و همین مسئله نیاز به دقت دارد که مبادا به اصل مبحث خیانت شود.ان شاء الله دوستان بر من ببخشند.
و اما ادامه بحث...در ابتدا جزء به جزء مطلب مربوطه را تحلیل میکنیم و در هر قسمت توضیحات لازم را ارایه میکنم.
بی نظمی یا آشوب (Chaos) چیست؟
Chaos در لغت به معنای در هم ریختگی، آشفتگی، بینظمی است و مترادف آن در مکانیک Turbulence یا تلاطم میباشد. این واژه به معنی فقدان هرگونه ساختار یا نظم است و معمولاً در محاورات روزمره آشوب و آشفتگی نشانه بینظمی و سازمان نیافتگی، ناکارایی و در هم ریختگی به نظر آورده میگردد. و جنبه منفی در بر دارد. اما با پیرایش نگرش جدید و روشن شدن ابعاد علمی و نظری آن امروزه دیگر بینظمی و آشوب به مفهوم سازمان نیافتگی و درهم ریختگی تلقی نمیگردد. بلکه بینظمی وجود جنبههای غیر قابل پیشبینی و اتفاقی در پدیدههای پویاست که ویژگی خاص خود را داراست. بینظمی نوعی نظم غائی در بینظمی است.
هیلز در ۱۹۹۰ آشوب را اینگونه تعریف میکند: «بینظمی و آشوب نوعی بینظمی منظم یا نظم در بینظمی است بینظمی از این رو که نتایج آن غیر قابل پیشبینی است و منظم بدان جهت که از نوعی قطعیت برخوردار است». تعریف هیلز از بینظمی مصداق کلمه لاتین آن است یعنی Orderly Disorder در نظم بینظمی است و در بینظمی نوعی نظم وجود دارد که همان تعریف هیلز است. همچنین آدامس (H.Adams) آشفتگی را اینگونه تعریف میکند: از آشفتگی زندگی زائیده میشود در حالیکه از نظم عادت به وجود میآید. بینظمی در مفهوم علمی یک مفهوم ریاضی محسوب میشود که شاید نتوان خیلی دقیق آن را تعریف کرد اما میتوان آن را نوعی اتفاقی بودن همراه با قطعیت دانست. قطعیت آن به خاطر آن است که بینظمی دلایل درونی دارد و به علت اختلالات خارجی رخ نمیدهد، اتفاقی بودن آن به دلیل آن است که رفتار بینظمی، بیقاعده و غیر قابل پیشبینی است.تئوری آشوب یا بینظمی، تئوری میباشد که فکر و ذهن بشر را به خود واداشتهاست. این تئوری در همه جنبههای علمی وارد شده و باعث بحث دانشمندان گردیدهاست. این تئوری که در حیطه علوم مباحث تجربی، ریاضی، رفتاری، مدیریتی، و اجتماعی وارد شدهاست باعث تغییر در نوع دیدگاه بشر به حل مسائل غیر قابل پیشبینی شدهاست.انگاره اصلی و کلیدی تئوری آشوب این است که در هر بینظمی، نظمی نهفتهاست به این معنا که نباید نظم را تنها در یک مقیاس جستجو کرد. پدیدهای که در مقیاس محلی، کاملاً تصادفی و غیر قابل پیشبینی به نظر میرسد چه بسا در مقیاس بزرگتر، کاملاً پایا و قابل پیشبینی باشد.دانشمندان معتقد بودند معلولها به صورت خطی بر آیند علل بدنه اصلی مقالات خاصی هستند اکنون آنها به نقش خلاقانه بینظمی و آشوب تاکید کرده و جهان را مجموعهای از سیستمهایی میدانند که به شیوههای خود سازمانده عمل میکنند و تصادفی هستند این در شرایطی است این سیستمها از نظم به بینظمی و از بینظمی به نظم ختم میشوند. این تئوری پارادوکس گونه نظریه بینظمی است که به آن خواهیم پرداخت.
این بخش مطلب را همه خوانده اید و اگر نخوانده اید دوباره بخوانید.و اما مطلب بنده:
آشــوب در لغت به معناي هرج و مرج و بينظمي است. ريشه لغوي آشوب به كلمه رومي «كائــوس» برمیگردد، كه مفهوم آن متعلق به شاعر روم باستان به نام «اويــد» ميباشد. به نظر او، كائوس، بي نظمی و ماده بيشكل اوليه بود كه داراي فضا و بعد نامحدودي بوده، به طوري كه فرض شده است كه قبل از اين كه جهان منظم، شكل بگيرد، وجود داشته است كه سپس خالق هستي، جهان منظم را از آن ايجاد نمود
.
همانطور که دانستیم باید هر نظریه برای پاسخ به سوالی شکل گرفته باشد.حال سوال اساسی این است که
- سوال مبدا این نظریه چه بوده است؟
-کدام سوال در زندگی بشر موجب شده است که این نظریه شکل بگیرد؟
جواب این سوالها را پیدا کنید.سعی کنید پاسخهایتان این دو شرط را داشته باشد:
اول خودتان را قانع کند و دوم اینکه رویتان بشود از آن دفاع کنید.
مبنای نظریه آشوب ریاضی یا مکانیک و از این دست علوم نیست و امروز و دیروز شکل نگرفته است.این نظریه قدمتی به اندازه انسان دارد.انسان از دیر باز به دنبال کشف حقایق هستی بوده است.یکی از راههای کشف حقایق که انسان بوسیله آن بسیاری از حقایق را میفهمد،دسته بندی،طبقه بندی و همسان سازی است.این یک نظام ادراکی است.یعنی مبتنی بر تکامل ادراک.مثلا انسان میاموزد که هرچه بر درخت میروید میتواند بخورد و میوه ها را میشناسد.حال اگر میوه ای بر درخت باشد و انسان نتواند بخورد میشود استثناء .این استثنائات وقتی به حد معینی رسید آن وقت خودش میشود یک طبقه جدید و به همین خاطر ادراک قبلی را با شرط و شروط همراه میکند.
همه ما کم و بیش با این دست ادراکات سر و کار داشته ایم.
اما نظریه آشوب از همان ابتدا دو بنیان اساسی دارد:
1.تعریف و تقابل نظم و بی نظمی 2.پیش بینی پذیری و یا پیش بینی ناپذیری
دوستان مطلب را تا همین جا داشته باشند و پاسخ به سوالات بدهند.ان شاءالله در اولین فرصت در خدمتتان خواهم بود.
در پناه حق
و اما ادامه بحث...در ابتدا جزء به جزء مطلب مربوطه را تحلیل میکنیم و در هر قسمت توضیحات لازم را ارایه میکنم.
بی نظمی یا آشوب (Chaos) چیست؟
Chaos در لغت به معنای در هم ریختگی، آشفتگی، بینظمی است و مترادف آن در مکانیک Turbulence یا تلاطم میباشد. این واژه به معنی فقدان هرگونه ساختار یا نظم است و معمولاً در محاورات روزمره آشوب و آشفتگی نشانه بینظمی و سازمان نیافتگی، ناکارایی و در هم ریختگی به نظر آورده میگردد. و جنبه منفی در بر دارد. اما با پیرایش نگرش جدید و روشن شدن ابعاد علمی و نظری آن امروزه دیگر بینظمی و آشوب به مفهوم سازمان نیافتگی و درهم ریختگی تلقی نمیگردد. بلکه بینظمی وجود جنبههای غیر قابل پیشبینی و اتفاقی در پدیدههای پویاست که ویژگی خاص خود را داراست. بینظمی نوعی نظم غائی در بینظمی است.
هیلز در ۱۹۹۰ آشوب را اینگونه تعریف میکند: «بینظمی و آشوب نوعی بینظمی منظم یا نظم در بینظمی است بینظمی از این رو که نتایج آن غیر قابل پیشبینی است و منظم بدان جهت که از نوعی قطعیت برخوردار است». تعریف هیلز از بینظمی مصداق کلمه لاتین آن است یعنی Orderly Disorder در نظم بینظمی است و در بینظمی نوعی نظم وجود دارد که همان تعریف هیلز است. همچنین آدامس (H.Adams) آشفتگی را اینگونه تعریف میکند: از آشفتگی زندگی زائیده میشود در حالیکه از نظم عادت به وجود میآید. بینظمی در مفهوم علمی یک مفهوم ریاضی محسوب میشود که شاید نتوان خیلی دقیق آن را تعریف کرد اما میتوان آن را نوعی اتفاقی بودن همراه با قطعیت دانست. قطعیت آن به خاطر آن است که بینظمی دلایل درونی دارد و به علت اختلالات خارجی رخ نمیدهد، اتفاقی بودن آن به دلیل آن است که رفتار بینظمی، بیقاعده و غیر قابل پیشبینی است.تئوری آشوب یا بینظمی، تئوری میباشد که فکر و ذهن بشر را به خود واداشتهاست. این تئوری در همه جنبههای علمی وارد شده و باعث بحث دانشمندان گردیدهاست. این تئوری که در حیطه علوم مباحث تجربی، ریاضی، رفتاری، مدیریتی، و اجتماعی وارد شدهاست باعث تغییر در نوع دیدگاه بشر به حل مسائل غیر قابل پیشبینی شدهاست.انگاره اصلی و کلیدی تئوری آشوب این است که در هر بینظمی، نظمی نهفتهاست به این معنا که نباید نظم را تنها در یک مقیاس جستجو کرد. پدیدهای که در مقیاس محلی، کاملاً تصادفی و غیر قابل پیشبینی به نظر میرسد چه بسا در مقیاس بزرگتر، کاملاً پایا و قابل پیشبینی باشد.دانشمندان معتقد بودند معلولها به صورت خطی بر آیند علل بدنه اصلی مقالات خاصی هستند اکنون آنها به نقش خلاقانه بینظمی و آشوب تاکید کرده و جهان را مجموعهای از سیستمهایی میدانند که به شیوههای خود سازمانده عمل میکنند و تصادفی هستند این در شرایطی است این سیستمها از نظم به بینظمی و از بینظمی به نظم ختم میشوند. این تئوری پارادوکس گونه نظریه بینظمی است که به آن خواهیم پرداخت.
این بخش مطلب را همه خوانده اید و اگر نخوانده اید دوباره بخوانید.و اما مطلب بنده:
آشــوب در لغت به معناي هرج و مرج و بينظمي است. ريشه لغوي آشوب به كلمه رومي «كائــوس» برمیگردد، كه مفهوم آن متعلق به شاعر روم باستان به نام «اويــد» ميباشد. به نظر او، كائوس، بي نظمی و ماده بيشكل اوليه بود كه داراي فضا و بعد نامحدودي بوده، به طوري كه فرض شده است كه قبل از اين كه جهان منظم، شكل بگيرد، وجود داشته است كه سپس خالق هستي، جهان منظم را از آن ايجاد نمود
.
همانطور که دانستیم باید هر نظریه برای پاسخ به سوالی شکل گرفته باشد.حال سوال اساسی این است که
- سوال مبدا این نظریه چه بوده است؟
-کدام سوال در زندگی بشر موجب شده است که این نظریه شکل بگیرد؟
جواب این سوالها را پیدا کنید.سعی کنید پاسخهایتان این دو شرط را داشته باشد:
اول خودتان را قانع کند و دوم اینکه رویتان بشود از آن دفاع کنید.
مبنای نظریه آشوب ریاضی یا مکانیک و از این دست علوم نیست و امروز و دیروز شکل نگرفته است.این نظریه قدمتی به اندازه انسان دارد.انسان از دیر باز به دنبال کشف حقایق هستی بوده است.یکی از راههای کشف حقایق که انسان بوسیله آن بسیاری از حقایق را میفهمد،دسته بندی،طبقه بندی و همسان سازی است.این یک نظام ادراکی است.یعنی مبتنی بر تکامل ادراک.مثلا انسان میاموزد که هرچه بر درخت میروید میتواند بخورد و میوه ها را میشناسد.حال اگر میوه ای بر درخت باشد و انسان نتواند بخورد میشود استثناء .این استثنائات وقتی به حد معینی رسید آن وقت خودش میشود یک طبقه جدید و به همین خاطر ادراک قبلی را با شرط و شروط همراه میکند.
همه ما کم و بیش با این دست ادراکات سر و کار داشته ایم.
اما نظریه آشوب از همان ابتدا دو بنیان اساسی دارد:
1.تعریف و تقابل نظم و بی نظمی 2.پیش بینی پذیری و یا پیش بینی ناپذیری
دوستان مطلب را تا همین جا داشته باشند و پاسخ به سوالات بدهند.ان شاءالله در اولین فرصت در خدمتتان خواهم بود.
در پناه حق
![[تصویر: 7euxtn3y7aotcsrbw0yj.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/7euxtn3y7aotcsrbw0yj.jpg)
![[تصویر: z54rl1m22pqi47kjyau8.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/z54rl1m22pqi47kjyau8.jpg)
![[تصویر: e55w4neiiupbusc699e.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/e55w4neiiupbusc699e.jpg)
![[تصویر: 3o62b6y4356k50kaxfe.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/3o62b6y4356k50kaxfe.jpg)
![[تصویر: igk7xy9zyizq87kdi69.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/igk7xy9zyizq87kdi69.jpg)
![[تصویر: 9p98nj86vvwq5zy04dh4.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/9p98nj86vvwq5zy04dh4.jpg)
![[تصویر: augfobzpcwy1g82sxmqm.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/augfobzpcwy1g82sxmqm.jpg)
![[تصویر: ppdmusry2tgfxlxya9s.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/ppdmusry2tgfxlxya9s.jpg)
![[تصویر: csnb0ll9lgqu0c1iia91.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/csnb0ll9lgqu0c1iia91.jpg)


ببخشید اگر بنده جواب میدم و ممکن هم هست که اشتباه باشد ولی . . .