تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نظریه آشوب...نظریه شیطان
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
سلام دوستان گرامیممنونم که دوستان هر کدام یک گوشه بحث را گرفته اند و میکوشند که سریعتر به سرانجام برسد.ابتدا عذر میخوام که نمیتوانم به سرعت شما عزیزان پاسخگوی مبحث باشم اما در حد توانم سعی میکنم پاسخ بدهم.البته توجه کنند که وقتی بنای پاسخ اینجانب تدوین راهبردی یک مبحث است آن هم برای دوستانی که نمیدانی هر کدامشان در چه سطحی هستند کار کمی مشکل میشود.اینجاست که باید مطلب را انقدر ساده کنم که راحت و قابل فهم شود و همین مسئله نیاز به دقت دارد که مبادا به اصل مبحث خیانت شود.ان شاء الله دوستان بر من ببخشند.
و اما ادامه بحث...در ابتدا جزء به جزء مطلب مربوطه را تحلیل میکنیم و در هر قسمت توضیحات لازم را ارایه میکنم.

بی نظمی یا آشوب (Chaos) چیست؟
Chaos در لغت به معنای در هم ریختگی، آشفتگی، بی‌نظمی است و مترادف آن در مکانیک Turbulence یا تلاطم می‌باشد. این واژه به معنی فقدان هرگونه ساختار یا نظم است و معمولاً در محاورات روزمره آشوب و آشفتگی نشانه بی‌نظمی و سازمان نیافتگی، ناکارایی و در هم ریختگی به نظر آورده می‌گردد. و جنبه منفی در بر دارد. اما با پیرایش نگرش جدید و روشن شدن ابعاد علمی و نظری آن امروزه دیگر بی‌نظمی و آشوب به مفهوم سازمان نیافتگی و درهم ریختگی تلقی نمی‌گردد. بلکه بی‌نظمی وجود جنبه‌های غیر قابل پیش‌بینی و اتفاقی در پدیده‌های پویاست که ویژگی خاص خود را داراست. بی‌نظمی نوعی نظم غائی در بی‌نظمی است.
هیلز در ۱۹۹۰ آشوب را اینگونه تعریف می‌کند: «بی‌نظمی و آشوب نوعی بی‌نظمی منظم یا نظم در بی‌نظمی است بی‌نظمی از این رو که نتایج آن غیر قابل پیش‌بینی است و منظم بدان جهت که از نوعی قطعیت برخوردار است». تعریف هیلز از بی‌نظمی مصداق کلمه لاتین آن است یعنی Orderly Disorder در نظم بی‌نظمی است و در بی‌نظمی نوعی نظم وجود دارد که همان تعریف هیلز است. همچنین آدامس (H.Adams) آشفتگی را اینگونه تعریف می‌کند: از آشفتگی زندگی زائیده می‌شود در حالیکه از نظم عادت به وجود می‌آید. بی‌نظمی در مفهوم علمی یک مفهوم ریاضی محسوب می‌شود که شاید نتوان خیلی دقیق آن را تعریف کرد اما می‌توان آن را نوعی اتفاقی بودن همراه با قطعیت دانست. قطعیت آن به خاطر آن است که بی‌نظمی دلایل درونی دارد و به علت اختلالات خارجی رخ نمی‌دهد، اتفاقی بودن آن به دلیل آن است که رفتار بی‌نظمی، بی‌قاعده و غیر قابل پیش‌بینی است.تئوری آشوب یا بی‌نظمی، تئوری می‌باشد که فکر و ذهن بشر را به خود واداشته‌است. این تئوری در همه جنبه‌های علمی وارد شده و باعث بحث دانشمندان گردیده‌است. این تئوری که در حیطه علوم مباحث تجربی، ریاضی، رفتاری، مدیریتی، و اجتماعی وارد شده‌است باعث تغییر در نوع دیدگاه بشر به حل مسائل غیر قابل پیش‌بینی شده‌است.انگاره اصلی و کلیدی تئوری آشوب این است که در هر بی‌نظمی، نظمی نهفته‌است به این معنا که نباید نظم را تنها در یک مقیاس جستجو کرد. پدیده‌ای که در مقیاس محلی، کاملاً تصادفی و غیر قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد چه بسا در مقیاس بزرگتر، کاملاً پایا و قابل پیش‌بینی باشد.دانشمندان معتقد بودند معلول‌ها به صورت خطی بر آیند علل بدنه اصلی مقالات خاصی هستند اکنون آن‌ها به نقش خلاقانه بی‌نظمی و آشوب تاکید کرده و جهان را مجموعه‌ای از سیستم‌هایی می‌دانند که به شیوه‌های خود سازمانده عمل می‌کنند و تصادفی هستند این در شرایطی است این سیستم‌ها از نظم به بی‌نظمی و از بی‌نظمی به نظم ختم می‌شوند. این تئوری پارادوکس گونه نظریه بی‌نظمی است که به آن خواهیم پرداخت.

این بخش مطلب را همه خوانده اید و اگر نخوانده اید دوباره بخوانید.و اما مطلب بنده:




آشــوب در لغت به معناي هرج و مرج و بينظمي است. ريشه لغوي آشوب به كلمه رومي «كائــوس» برمیگردد، كه مفهوم آن متعلق به شاعر روم باستان به نام «اويــد» ميباشد. به نظر او، كائوس، بي نظمی و ماده بيشكل اوليه بود كه داراي فضا و بعد نامحدودي بوده، به طوري كه فرض شده است كه قبل از اين كه جهان منظم، شكل بگيرد، وجود داشته است كه سپس خالق هستي، جهان منظم را از آن ايجاد نمود


.

همانطور که دانستیم باید هر نظریه برای پاسخ به سوالی شکل گرفته باشد.حال سوال اساسی این است که
- سوال مبدا این نظریه چه بوده است؟
-کدام سوال در زندگی بشر موجب شده است که این نظریه شکل بگیرد؟


جواب این سوالها را پیدا کنید.سعی کنید پاسخهایتان این دو شرط را داشته باشد:
اول خودتان را قانع کند و دوم اینکه رویتان بشود از آن دفاع کنید.


مبنای نظریه آشوب ریاضی یا مکانیک و از این دست علوم نیست و امروز و دیروز شکل نگرفته است.این نظریه قدمتی به اندازه انسان دارد.انسان از دیر باز به دنبال کشف حقایق هستی بوده است.یکی از راههای کشف حقایق که انسان بوسیله آن بسیاری از حقایق را میفهمد،دسته بندی،طبقه بندی و همسان سازی است.این یک نظام ادراکی است.یعنی مبتنی بر تکامل ادراک.مثلا انسان میاموزد که هرچه بر درخت میروید میتواند بخورد و میوه ها را میشناسد.حال اگر میوه ای بر درخت باشد و انسان نتواند بخورد میشود استثناء .این استثنائات وقتی به حد معینی رسید آن وقت خودش میشود یک طبقه جدید و به همین خاطر ادراک قبلی را با شرط و شروط همراه میکند.
همه ما کم و بیش با این دست ادراکات سر و کار داشته ایم.


اما نظریه آشوب از همان ابتدا دو بنیان اساسی دارد:
1.تعریف و تقابل نظم و بی نظمی 2.پیش بینی پذیری و یا پیش بینی ناپذیری


دوستان مطلب را تا همین جا داشته باشند و پاسخ به سوالات بدهند.ان شاءالله در اولین فرصت در خدمتتان خواهم بود.
در پناه حق
ممنون آقای دکتر، به نظرم این توضیح شما برای همه ما به خصوص من لازم بود. من حتماً در مورد دو سوال شما فکر می کنم و نتیجه رو توی همین ارسال 33 ارائه می دم.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آقای دکتر قبل از شروع بحث در مورد آشوب با اجازه می خوام چند تا نکته رو بیان کنم. من به لحاظ علوم انسانی در فقر مطلق به سر می برم به همین دلیل به دو سوال شما فقط از دیدگاه ریاضیات و تحلیل شخصی می تونم پاسخ بدم در نتیجه منتظر جواب باقی دوستان به سوالات شما، همچنین پاسخ نهایی شما به این سوالات هستم. در واقع جواب من دو سوال شما رو پوشش نخواهد داد ولی جوابی در حد بضاعت منه.

من در پاسخ سعی می کنم فقط نتیجه مطالعاتم رو بیارم و از کپی و پیست کردن متنها خودداری می کنم از دوستان هم عاجزانه می خوام همین کار رو بکنند. چون سرچ کردن توی اینترنت کاری نداره. مطالعه و پردازش اطلاعات، سخت و مهمه، که باید انجام بشه و هدف ما بهرهمند کردن دوستان از نتیجه پردازش این اطلاعاته.

پیدایش،
برای پاسخ به این سوال یعنی مبدا پیدایش تئوری آشوب، عزیزان به راحتی کلمه کلیدی (Introduction to Chaos Theory) رو توی گوگل سرچ کنند دنیایی از مقاله ها رو خواهند دید. در تاریخ 1961 شخصی به نام لورنز در دانشگاه MIT برنامه کامپیوتری برای پیش بینی وضع هوا نوشت. به شکل خلاصه این برنامه شامل کدی عددی برای حل معادلات دیفرانسیل مربوط به سیالات چند فازی بود که روش حل عددی مشخص و مربوط به دوران سر آیزاک نیوتون داشت. بنا به طبیعت این معادلات، زمان زیادی برای حل اونها نیازه که امروزه هم ما با وجود پیشرفت امکانات محاسباتی با این مشکل مواجه هستیم.

برای توضیح مختصر بگیم که این کدهای عددی فضا رو مش بندی کرده و لایه به لایه معادلات دیفرانسیل رو برای نودهای هر لایه محاسبه عددی می کنند، بنابراین شما اگر اعداد لایه nام رو داشته باشید حل رو می تونید از لایه nام شروع کنید. (این ساده ترین روشه) جناب لورنز بک روز برای تسریع در حل مسئله حل رو از لایه nام شروع کرد با این تفاوت که برای راحتی شرایط اولیه رو از مرتبه ده هزارم به بعد گرد کرد. پس از حل با تعجب مشاهده کرد که با توجه به معین بودن مسئله و روش حل جواب ها تفاوت ماهوی با جواب های قبل کردند.

در واقع تست نشون داد تفاوت اندک در شرایط اولیه حتی به اندازه ده هزارم نتیجه حل رو به اندازه قابل توجهی تغییر می دهد. این شروع تئوری ریاضیاتیه آشوب بود.

دوستان برای مثال می تونن معادله سیالاتی ساده سازی شده اخیر رو با استفاده از تابع ODE45 نرم افزار MATLAB تست کنند. این معادله مربوط به چرخیدن خامه درون فنجان قهوه است فقط به شدت ساده سازی شده.

dx/dt =-10x + 10y
dy/dt = 28x - y + xz
dz/dt = -8z/3 + xy


دوستان مسئله شو حل کنید گراف هاشو لذت ببرید. باور کنید قسمتی از شهوت علمیتون رو ارضا می کنه.


تعریف،

در تاریخ 1988 ریاضیدانها گرد هم اومدن تا آشوب رو تعریف کنند نتیجه شد جمله اخیر،

Stochastic behavior occurring in a deterministic system

ترجمه، "رفتاری استوکستیک (شانسی یا رندم) که در یک سیستم دترمینیستیک (معین) رخ می دهد."


جواب سوال ها بر اساس منابع مطالعه شده اینجانب،

1- مبدا پیدایش تئوری آشوب ریاضیاتی، حل معادلات دیفرانسیل جزئی (Partial Differential Equations PDE)
2- سوالی وجود نداشت اتفاقی کشف شد. (البته این ادعای سایت ها و مقاله هاییه که تئوری آشوب ریاضیاتی رو تشریح می کنند.)

نتیجه،
من عاشق این تئوریم.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آقای دکتر من تا اینجا به دو سوال شما جواب کلی دادم ولی هنوز تحلیل نکردم. اگر اجازه بدید کمی تعریف ریاضیدانها رو بسط بدم تا بشه بیشتر وارد تحلیل موضوع شد. دوستان از اینجا به بعد تحلیل من رو مطالعه خواهید کرد.

رفتار استوکستیک یعنی رفتار دارای پارامترهای رندم و غیرقابل پیش بینی
سیستم دترمینیستک، سیستم معلوم، سیستمی که معادلات حاکم بر رفتار اون کاملاً مشخصه.


آیا به واقع در یک سیستم دترمینیستیک یا معلوم، امکان حضور پدیده ای استوکستیک وجود دارد؟
آیا به واقع سیستم دترمینیستیک یا معلوم، امکان بروز رفتاری استوکستیک رو از خودش داره؟

جالب نیست؟ این تعریف در وجود خودش دارای تناقضه. یعنی به زبان بی زبانی میگه که ما نمی تونیم آشوب رو تعریف کنیم.


دلیل اول،
بیایید مسئله آشوب رو کنار بذاریم و کمی قبلتر رو بررسی کنیم.

آیا پدیده رندوم وجود داره؟

راست و حسینی به این سوال به شکل ریاضیاتی نمی تونم جواب بدم فقط می تونم بگم اگر مردید یه عدد رندوم تولید کنید. خواهید دید غیر ممکنه، نگید ماشین حساب ما دکمه عدد رندم داره چون اون دکمه بر اساس ساعت، عدد رندوم رو تولید می کنه و بعد نرمالش میکنه. اگر در مقالات روز دنیا بگردید دانشگاههای مطرح دنیا به شدت در باره الگوریتم تولید عدد رندوم کار می کنند. ولی دوستان فراموش نکنید، الگوریتم تولید عدد رندوم، چیزی که الگوریتم داره دیگه رندوم نیست. البته این عددها و الگروریتم ها نیازهای ما رو رفع می کنند ولی در واقع عدد رندوم تولید نمی کنند.

پس جواب سوال، "آیا پدیده رندوم وجود دارد؟"، رو با سوالی دیگه میدم، پدیده رندوم پیش کش آیا فقط یک عدد رندوم میشه تولید کرد؟

به طریق اولی میشه مطرح کرد آشوب پیش کش رندوم رو بچسبید. رندوم رو نتونستید آشوب رو مطرح می کنید؟ شده قضه شاه عباس، ایشون اسب سواری بلد نبود از پشت اسب افتاد. کم نیاورد، داد زد: "این اسب تموم شد بعدی رو بیارید".


دلیل دوم،
من یه جور دیگه به قضیه نگاه می کنم که به نظرم فقط برای ما مسلمونها قابل قبول باشه. ما به وجود قادر مطلق ایمان داریم و اینکه اوس کریم این سیستم رو آفریده. توجه دوستان رو به سوره ملک، دلیل مسلمانی خودم، جلب می کنم.

خداوند یگانه در سوره ملک میگه که
"الذي خلق سبع سماوات طباقا ما ترى في خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل ترى من فطور ". خداوند هفت آسمان رو خلق کرد در خلق رحمن تفاوتی نمیبینید پس برید سراغ عقلتون آیا کمی و کاستی می بینید؟
بعد میگه "ثم ارجع البصر كرتين " سپس دوباره برید سراغ عقل یه بار کافی نیست. می خوام اونهایی رو که میگن عقلی هم شاید داشته باشیم، له کنم .
بعد میگه "ينقلب اليك البصر خاسئا و هو حـسـيـر" عقل بر میگرده به شکلی که همه جوره کم آورده. حالا که له شدید بیاید به من ایمان بیارید. من بهترینم.

این آیه ها بدترین آیه هایی هستند که دیدم. در واقع علنا فحش داده (خدا خوبیش اینه که مودبانه فحش میده). یعنی اینکه نه تنها هیچکاره اید بلکه من بزرگتر از اون چیزی هستم که عقل سایز کرم خاکیتون، درک کنه.

با توجه به این آیه ها، آشوب پیش کش، آیا توی این عالم پدیده رندوم وجود داره؟

ادعای من،

تئوری جدیدی توی فیزیک به عنوان رشته ها مطرح شده، ابعاد رشته ها در مقابل الکترون مثل ابعاد الکترونه در مقابل زمین. حالا من یه ادعا می کنم شما کیف کنید. از اول آفرینش تا آخر اون تمام ارتعاشات این رشته ها، دونه دونه ارتعاشاتشون، حساب شده و از روی نظمه پس کاملاً قابل پیش بینی (البته برای یه منبع علم عظیم). پدیده که سهله، ارتعشات تارهای مرتعش هم رندوم نیست، برید کشک تئوری آشوب رو بسابید.

نتیجه،
از تئوری آشوب متنفرم چون مربوط به احمق هاست.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
من عاشق تئوری آشوب هستم . من از تئوری آشوب بدم میاد.


من دوگزاره متناقض مطرح کردم و هر دو درست. چرا؟


توضیح،
مشکل همینجا بوجود میاد زمانی که سفسته گرها از یک ابزار به عنوان دلیل استفاده می کنند. بذارید کمی توضیح بدم.
آیا F=ma؟ جواب، بله. اگر شما در روی زمین در حال طراحی موشک هستید الی الابد بله.
آیا در نزدیکی یک سیاه چاله که در حال مکیدن جسم، سرعت رو به یک دهم سرعت نور میرسونه و شما مجبور به طراحی سفینه ای برای فرار هستید هم این فرمول درسته؟ جواب، نه. معلومه که غلطه فرمول درست، سرعت نور و توان دوم سرعت نسبت به سرعت نور رو هم در بر داره. زمانی که سرعت یک دهم سرعت نوره دیگه این نسبت کوچیک نیست و نمیشه ازش صرف نظر کرد.

بسته به نیاز و موقعیت فرمول F=ma درست یا نادرست میشه.این کل قضیه است.


در مورد تئوری آشوب کی دعوا بوجود میاد؟ زمانی که ما جایگاهمون رو عوض کنیم. یا به عبارتی زاویه دیدمون رو عوض کنیم. به عنوان یک مهندس که به یک ابزار تحلیلی محاسباتی نیاز داره تا پدیده های اطراف رو تحلیل کنه و از نتایج حاصل استفاده کنه. من عاشق تئوری آشوب هستم. ولی اگر از جایگاه خدایی به مسئله نگاه کنیم. کاملاً غلطه. دقیقاً مثل علم آمار و احتمال، این علم درسته؟ زمانی که داریم یه جامعه رو تحلیل می کنیم، برای منظور مهندسی و با تقریت و خطای مشخص، بله که درسته. آیا این علم برای خدا درسته و کاربرد داره؟ یعنی خدا این دنیا رو با تاس انداختن اداره می کنه؟ فقط یه احمق همچین تفکری داره.

نتیجه نهایی،
به نظر من مشکل زمانی با تئوری آشوب بوجود میاد که یک عده نادان از یک ابزاز، نتیجه گیری کلی می کنند و نتیجه گیری غلطی هم انجام میدن.
مادی گراها میگن این دنیا با احتمالات بوجود اومده. میپرسیم: "چقدره احتمال شکل گیری این دنیاست؟" میگین یک در ده به توان منفیه چند هزار. حالا که تئوری آشوب مطرح شده و میگه با اختلاف میکرونی در شرایط اولیه، جواب معادلات تفاوت ماهوی می کنه من تعجب می کنم چرا با این استدلال احتمال یک در ده به توان منفی چند هزار رو هم مردود نمی دونن با توجه به ادعای خودشون که این دنیا رو سیستمی به شدت پیچیده (highly Complex System) می دونن پس چون ذره ای تفاوت در شرایط اولیه پیدایش می تونست جواب رو به کل عوض کنه، حالا که جواب درست از آب در اومده، یعنی شرایط اولیه با دقت بی نهایت درست بوده و احتمال وجود هر نوع خطایی صفر بوده، در نتیجه غیر از خالق چیز دیگه ای می تونسته این کار رو بکنه؟ هر خطایی احتمالش صفره یعنی خالق در بین بوده.
سلام محمد صدرا جان از نوشته ات لذت بردم من هم در زیر این پست در حد دانشم به سوال آسیر عزیز جواب میدهم.
نقل قول:همانطور که دانستیم باید هر نظریه برای پاسخ به سوالی شکل گرفته باشد.حال سوال اساسی این است که
- سوال مبدا این نظریه چه بوده است؟
-کدام سوال در زندگی بشر موجب شده است که این نظریه شکل بگیرد؟
سوال اصلی و مبدایی که به عقیده من موجب شکل گیری این نظریه شد نگاه بشر به آینده و مقوله پیش بینی بود همانطور که دیدید مهمترین کاربردی که از این نظریه گرفته میشود در مقوله های پیشبینی و حتی تاثیر گذاری بر آینده و آنچه آینده را می سازد هست
بطور مثال در آن آزمایش هواشناسی اگر ما پرندگان را به هر نحوی از محیط جدا میکردیم آب و هوا در آینده دست خوش تغییراتی میشد در واقع این علم به بشر برای درک و مدیریت آینده کمک میکند و به بشر میگوید با کنترل و تشکیل هوشمند بی نظمی های کوچک در یک حرکت فراکتالی توانایی مدیریت و هدایت آینده به سمت دلخواه را دارد
نقل قول:اما نظریه آشوب از همان ابتدا دو بنیان اساسی دارد:
1.تعریف و تقابل نظم و بی نظمی 2.پیش بینی پذیری و یا پیش بینی ناپذیری
1-خب شاید بتوان نظم و بی نظمی را همان طور که در متن شما بود عادت و غافلگیر شدن نامید در واقع هر حرکتی که شما را غافلگیر میکند در واقع نشان دهنده آن است که شما به آن حرکت عادت ندارید و به نظر شما یک بی نظمی رخ داده و البته شاید این اتفاق جزیی از یک نظم بالاتر بوده که شما قادر به دید آن نبوده اید با مثال بهتر توضیح داده میشود.

فردی را در نظر بگیرید که هر روز صبح راس ساعت 7:30 سرویسی به دنبال او می آید و او را به محل کار میبرد حال یک روز صبح سرویس دچار تاخیر میشود و فرد از عادت که هر روز ساعت 7:30 سوار سرویس شود وارد غافلگیری یا همان بی نظمی میشود. حال شاید این غافلگیری فرد بخشی از یک نظم بالاتر باشد که فرد از آن خبر ندارد بطور مثال در آن کشور هر ساله در آن روز ساعتها یک ساعت عقب کشیده میشوند یا شهرداری طبق جداول منظمی که از قبل اعلام کرده در حال ترمیم خیابانها هست و فرد از این مورد اطلاعی ندارد و منتظر رسیدن سرویس در همان ساعت خاص است
نتیجه
نظم و بی نظمی متناسب با سطح و زاویه دید های متفاوت تعریف میشوند یک حرکت ممکن است در زاویه دید و دیگاهی نا منظم جلوه دهد ولی در صورتی که زاویه دید ما معمولا کلی تر شود و به عقب کشیده شود الگوهای منظم پدیدار شوند و ما دیگر آن بی نظمی را بصورت یک نظم ببینیم.

2-نظریه آشوب به این گونه است که قابلیت قطعیت در پیش بینی وجود ندارد و ما تنها میتوانیم ببینیم اگر شرایط اولیه کنونی حفظ شود ما به کدام سو میرویم و نکته بعد اینکه ما و هر کسی با ایجاد بی نظمی توانایی دخالت در نظم غایی را دارد در واقع هر کس بی نظمی بیشتری تولید کند در نظم آینده سهم بیشتری دارد.
سلام دوستان


اول یک تبریک به همه بچه های تالار میگم و یک احسنت به محمد صدرای عزیز.
تبریک من به همه بخاطر داشتن اینچنین همسنگرو دوستی است که دارید.و احسنت به محمد صدرا بخاطر پاسخ کامل و فوق العادش.


دوستان من اهل تقدیر و اهل مجیز گفتن نبوده و نیستم.این رو میشه از نوع پست هام در این مدت در تالار و تعداد تشکر هام از دیگران ببینید.اما واقعا با خوندن پست محمد صدرا لذت بردم.


نمیخوام کسی رو نقد کنم ولی میخوام دعوتتون کنم مثل محمد صدرا باشید.مومن و بچه مسلمون باید اینطوری باشه.زیرک باشه و دقیق.


نقد منصفانه یعنی همین.


محمد صدرا دست مریضاد.احسنت.


تبریک میگم به همه بچه های تالار و به خودم.افتخار میکنم که همسنگر شما هستم.
محمد صدرا جان شما و همه دوستان در این تالار با تلاشهاتون و این تحلیلهای کم نقصتون یه پیام واضح برای دشمن دارید:


پیرو الله و متمسک به ولایت اهل بیت هرگز و هرگز غفلت نمیکنه و اجازه نمیده دشمنش فکر تجاوز به هر شکل رو به ارزشهاش بده.


من این اتفاق رو از برکت وجود آقا ابا عبدالله (علیه السلام) میدونم.این ها و هر چه داریم از برکت اهل بیت (علیه السلام) و عنایتهای پروردگار بلند مرتبه عزیز است.


من از همه دوستان میخوام هر کارتون رو ،هر عملتون رو برای رضای خدا انجام بدید و کم نگذارید.نتیجه کارتون رو به خدا وا بگذارید و توکل کنید به او.


و من یتوکل الله فهو حسبه


دوستان گرامی و بخصوص محمد صدرای عزیز ، شما جز به اسلام عزیز تکیه نکنید که همین میماند و بس.تواضع در گوشت و پوستتون رخنه کنه و بگذارید هر چه بر دانشتون افزوده میشه شما را در مقابل پروردگارتون کوچکتر کنه.این تالار بشه برای شما یک کتاب باز که توش عظمت و قدرت پروردگارتون رو متجلی تر کنید.


عذر میخوام که این پیام خارج بحث رو دادم ولی لازم بود.


همچنان منتظر پاسخ سایر دوستان هستم تا در نهایت جمع بندی کنم و ادامه بحث رو بدم.


کار ما هنوز تموم نشده...


در پناه حق
سلام بر همگی!

ببخشید . . . شاید ابتدا ارسال اینجانب چندان در جهت سوالات شما نباشد، اما برای این که کمی از ماجرای نظریه ی آشوب سر در بیاورم، تحقیقات اینترنتی انجام دادم و دوباره با دقت همه ی پست ها رو خوندم و به نتایج زیر رسیدم و در آخر جواب سوالاتتون رو هم دادم :


_اولین مطلب بر می گرده به تعریف اثر پروانه ای :

همانطور که دوستان گفتن این لفظ رو اولین بار جناب "لورنز" برای حل یک معادله ی دیفرانسیل جزئی که برای تحلیل و پیش بینی شرایط آب و هوایی نوشته بود به کار می بره.

قضیه از این قرار بوده که این آقا میاد معادله ی دیفرانسیل جزئی رو تشکیل میده و بعد هم جوابی که قرار بوده به طور دقیق تا شش رقم اعشار باشه رو کامپیوترش تا چهار رقم اعشار با روش محاسبات عددی حل می کنه! ( به دلیل این که کامپیوترش تا شش رقم رو حساب می کرده ولی نمی تونسته بیشتر از چهار رقم نشون بده! ) و همین گرد کردن و نادیده گرفتن دو رقم اعشار باعث میشه که به طرز عجیبی در شرایط اولیه ی یکسان و با حل چندین و چند باره ی این معادله به جواب های متفاوتی برسه!

و خودش این طور در مقاله اش می نویسه که اثر این گرد کردن آنقدر ناچیز است که در شرایط آب و هوایی واقعی می توان آن را به شدت بال زدن یک پروانه تشبیه کرد و آن را "اثر پروانه ای" می نامد.

بزرگترین نتیجه ای که لورنتس در مقاله اش می گیره اینه که شرایط آب و هوا که اینقدر حساس به تغییرات ریز است را به هیچ عنوان نمی توان پیش بینی کرد.

و از اونجا به بعد این لفظ به طور عام به معنای "تغییر ناچیز" در شرایط اولیه ی یک سیستم آشوب ناک (حساس ) به کار میره و به این معناست که تغییرات کوچک ورودی می تواند اختلاف فاحشی را در خروجی به وجود بیاورد.


_دومین موضوع می رسه به تعریف بی نظمی یا آشوب :

به نظر میاد که بی نظمی کاملا تعریفش به نظم وابسته باشه. به نظر بنده بی نظمی یعنی عدم وجود نظم!

و اما نظم یعنی چی؟

هنگامی که بتوان آرایش کنار هم قرار گرفتن و یا حرکت کردن اشیاء متفاوت با ماهیت های گوناگون رو توصیف کرد حاکی از وجود نظم در بین آنهاست. به عبارت دیگر مجموعه ی منظم حرکتش قابل پیش بینی است.

و بنا بر همین تعریف اگر نتوانیم حرکت های یک شی را پیش بینی کنیم می گوییم بی نظم است و این یعنی شدیدا ماجرای بی نظمی و اشوب به غیر قابل پیش بینی بودن وابسته است.



_اما مطلب بعدی مربوط میشه به علم احتمالات :

شاید دوستان بپرسن که این ماجرا چه ربطی داره به علم احتملات! ولی اینجانب به این نتیجه رسیدم تنها چیزی که میتونه بی نظمی رو تا حدی توضیح بده همون قوانین احتمالاته!

ببینید شما ماجرای معروف پرتاب سکه رو در نظر بگیرید! قطعا همتون با بنده هم عقیده هستید که این قضیه به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست و این یعنی بی نظمی!
اما علم احتمالات البته توصیف نمیکنه و فرمولی برای پیش بینی دقیق به شما نمیده. ولی به جاش کلیه ی حالات ممکن رو رصد می کنه و احتمال وقوع هر کدوم رو به شما میگه.

پس تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که پیش بینی دقیق سرانجام خیلی از پدیده ها در این دنیا امکان پذیر نیست!



_مطلب بعدی اینه که بالاخره حرف حساب نظریه ی آشوب چیه :

نظریه ی آشوب میگه که هر بی نظمی ای در زیربنای خود دارای یک نظم است و بنابراین عمل غیر قابل پیش بینی ای در این دنیا وجود نداره! در یک جمله "می خواد نظم مخفی شده در اطلاعات به ظاهر تصادفی رو کشف کنه!"

و این ها رو با مواردی مثل "خود مانایی" و "جاذبه‌های غریب" بیان می کنه.

که خودمانایی میگه یک نوع شباهت بین اجزای یک مجموع و خود مجموعه وجود داره و جاذبه های غریب میگه با تغییر دیدگاهت نسبت به یک پدیده ی غریب بیا شباهت هاش رو پیدا کن!




دوستان خوب من باورتون نمیشه که اینجانب چند وقت قبل داشتم مستند عجیبی رو در ارتباط با محیط زیست می دیدم که بی نظیر بود.

اما عجیبی اش چی بود؟

این که پلان های گرفته شده در این فیلم از ابتدا تا انتها و بدون استثنا همگی Overhead Long Shot بودن!!!!!!!!!
این نما یه نمای دوره که از بالای سر گرفته میشه. ( معمولا با کمک هلیکوپتر! )

و چرا این باید عجیب باشه؟

_اول که تکرار یک نما رو بنده به شخصه توی هیچ اثری به این اندازه ندیده بودم. اونم این که از اول تا آخر همه اش یک نما به کار رفته باشد.

_دوم این که خود نما هم به شدت نمای کم کاربردی در سینماست.


و لب مطلب این که این مستند با این شیوه می خواست از نگاه مخاطبش آشنازدایی کنه!!!!!


اینجانب چند تا عکس از این مستند ( به اسم HOME ) گرفتم که در ادامه با توضیح برای شما ارائه میدم :

[تصویر: 7euxtn3y7aotcsrbw0yj.jpg]

گله ای از گاوها که همانطور که می بینید از این زاویه به نظر مرتب می رسند!


[تصویر: z54rl1m22pqi47kjyau8.jpg]

یک خیابان مملو از اتومبیل!


[تصویر: e55w4neiiupbusc699e.jpg]

مجموعه ای ویلاهای کنار دریا که باز هم نظم خاصی دارند!


[تصویر: 3o62b6y4356k50kaxfe.jpg]

اتومبیل های موجود در یک پارکینگ خیلی بزرگ!


[تصویر: igk7xy9zyizq87kdi69.jpg]

تعداد بسیار زیادی پرنده بر روی صخره!


[تصویر: 9p98nj86vvwq5zy04dh4.jpg]

الوارهای شناور بر روی آب که از بالا به نظر خیلی مرتب می رسند!


[تصویر: augfobzpcwy1g82sxmqm.jpg]

یک زباله دانی . . . اینجا دیگر اوج به تصویر کشیدن نظم در بی نظمی است!!!!


[تصویر: ppdmusry2tgfxlxya9s.jpg]

یک خیابان خیلی شلوغ . . . که باز هم نظم خاصی به چشم می خورد!


[تصویر: csnb0ll9lgqu0c1iia91.jpg]

یک پیاده رو در چین که بعد از سبز شدن چراغ همه ی آدم ها به طور Random شروع به حرکت می کنند ولی نظم جالبی از بالا به چشم می خورد!


این ها مشت نمونه ی خروار بودن . . . پیشنهاد می کنم این مستند رو حتما ببینید تا متوجه القای این موضوع به مخاطب بشید!

و علاوه بر این مستند فیلم "اثر پروانه ای" مشهور که در ارتباط با سفر زمان هست رو پیشنهاد می کنم و همچنین فیلم معروف "پی" دارنوسفکی! که مخصوصا دومی به شدت فیلم های سنگین و فلسفی ای هستند!



_در آخر به نظرم می رسد تنها ایراد وارد بر این نظریه این است :

اول این که این نظریه در نگاه اول بسیار مساله ی جالب و قابل تاملی به نظر می رسه! و این که داره میگه جهان ما سرتاسر منظم است چیزی است که ما هم به آن واقفیم و اصلا در برهان نظم از آن برای اثبات خدا استفاده می کنیم. ولی در اینجا بعد از این که نشون داده میشه جهان کاملا منظمه، این نظم رو می خواد بیاره و با فرمول های ریاضی تحلیل کنه و نشون بده که این انتظام کاملا هوشمنده و اثری از خدا در در نهادیت برای تدبیر این وقایع دیده نمیشه!
و این که به گمان اینجانب درسته که پدیده های در این دنیا کاملا منظم هستند، اما نه نظمی که قابل پیش بینی برای انسان باشه، بلکه نظمی که فقط خود خدا از قواعدش با خبر است!



و البته این هم جواب دو سوال شما :

1.مبدا این نظریه چه بوده است؟
جواب : تحقیق در ارتباط با پیش بینی کردن سرانجام یک پدیده ی تصادفی

2.کدام سوال در زندگی بشر موجب شده است که این نظریه شکل بگیرد؟
جواب : آیا می توان عاقبت و سرانجام پدیده های تصادفی رو به نحوی پیش بینی کرد؟

ببخشید اگر پر حرفی کردم!

دوستدار شما . . . محمد

در پناه حق
سلام
ببخشید که با این سواد کمم اظهار نظر میکنم.
شاید اسپم باشه اما چند تا سوال پیش اومد. یک نتیجه شخصی که خودم گرفتم.
نتیجه گیری رو ابتدا : همانطور که میدونیم تمام مسائل در دنیا به هم ارتباط دارن همان بحث علت و معلول مسلما آشوب ویا بی نظمی قبل از اینکه یک علت باشه یک معلوله یعنی مثلا فلان بی نظمی دلیلش فلان چیز دیگه است در اینجا یک ارتباط ایجاد میکنی و همین خودش یعنی نظم منظور اینکه اگر ما کاری رو انجام بدیم که یک بی نظمی ایجاد کنه اگر دوباره دقیقا همون کار رو انجام بدیم دوباره همون چیزی که ما بهش گفتیم بی نظمی ایجاد میشه خوب چرا یه جور دیگه نمیشه؟ اگر آشوب ویا رندوم صادق هست.
من به این نتیجه رسیدم از سخنان ارزشمند استاد و دوستان که هر ارتباط یعنی یک نظم
و کلا بی نظمی یک کلمه نسبی است .
و با توجه به نسبی بودن اینجاست که سوالات من مطرح میشه:
همان طور که شاهد هستیم بسیاری از قوانین که ما فکر میکنیم ثابت هستن بادیدی فراتر نسبی هستن بسیاری از همین قوانین فیزیک نیوتونی در زیر اتمسفر زمین صادق اند یا نزدیک به زمین مثلا در مورد همین سیاه چاله ها که محمد صدرا جان عزیز فرمودند بسیاری از نظرات فیزیک نیوتونی رد شده و حرف از فیزیک کوانتومی به میان اومده و همین طور نظریات نسبیت انیشتین(تازگی هاهم که دارن کل نظریه نسبیت رو زیر سوال میبرن مخصوصا در مورد سرعت نور)(در مورد سیاه چاله هم دقیقا یادم نیست حرف از ابعاد منفی و عدم وجود زمان و عدم محض؟)ول کن مهم نیست من با رد شدن فیزیک نیوتونی در دید بالاتر کاردارم.
یعنی ما فیزیک نیوتونی رو به طور کامل رد نکردیم و در زندگی روزمره به قوت خودش باقیه یا به عبارت دیگه به نسب ابعاد و محدودیت حداقل کره زمین این نظرات صادق است.
انوقت این حالت در مورد نظریه آشوب هم وجود خواهد داشت یانه؟ با اینکه میدانم اگر ابعاد و محدودیت های نظریه زیاد کوچک شود عملا نظریه ماهیت خودش رو ازدست میده اما باز هم در این صورت باید ابعاد این نظریه رو شناخت؟ ابعاد این نظریه چگونه است.
امیدوارم سوال دومم بحث رو منحرف نکنه اگر استاد تشخیص دادن منحرف میکنه ذکر بشه که اگر هرزنامه است دیگه توجه بهش نشه:
2- وقتی داشتم پست محمد صدرا را مطالعه میکردم ناگهان ذهنم به طرف نظریه ( از منظر من ناقص یا حتی اشتباه )بیگ بنگ رفت به نظرم صادق بودن نظریه آشوب به نوعی صحه بر عدم وجود خالق به معنای واقعی در نظریه بیگ بنگ میذاره0(با توجه به اینکه در حال حاضر به شدت القا میکنند که نظریه بیگ بنگ درسته).آیا میشه ارتباط داشته باشند استاد آسیر؟
اگر دوستان میبینن من سوالات با دید مخالف مطرح میکنم دلیل بر داشتن نظر مخالف نیست بلکه برای اشراف بیشتر این جوان کم تجربه به این موضوع است. که در صورت مواجهه با نظر مخالف بتوانم جواب گو باشم به عنوان یک جوان مسلمان.
امیدوارم پستم هرز نامه نبوده باشه.
در سایه امن محبوب یکتا همیشه موفق باشید
سلام محمد جان
پست زیبا و خوبی دادی و تقریبا تمام اطلاعات پایه در نظریه بی نظمی را گفتی و من تا بحال چنین تایپیکی در بیداری اندیشه ندیدم که اینقدر خوب و جذاب با کمک اعضا به پیش بره دم شما گرم آقا محمد اما یک نکته من در نوشتار شما متوجه نشدم که یا برداشت شما از این نظریه اشتباه بوده و یا برداشت من که انشالله حل شودHeart
نقل قول:من تا اینجا فقط به این برداشت رسیدم که می گه از کنار هم قرار گرفتن چندین بی نظمی یک مجموعه ی منظم به وجود میاد!

نقل قول:نظریه ی آشوب میگه که هر بی نظمی ای در زیربنای خود دارای یک نظم است و بنابراین عمل غیر قابل پیش بینی ای در این دنیا وجود نداره! در یک جمله "می خواد نظم مخفی شده در اطلاعات به ظاهر تصادفی رو کشف کنه!"
راستش نظر من به جمله اول شما نزدیکتره که هر نظمی در زیربنای خود دارای بینظمی است

ارادت مند شما فرهادCool
(۱۰/آذر/۹۰ ۱۳:۰۸)bi neshani نوشته است: [ -> ]سلام
ببخشید که با این سواد کمم اظهار نظر میکنم.
شاید اسپم باشه اما چند تا سوال پیش اومد. یک نتیجه شخصی که خودم گرفتم.
نتیجه گیری رو ابتدا : همانطور که میدونیم تمام مسائل در دنیا به هم ارتباط دارن همان بحث علت و معلول مسلما آشوب ویا بی نظمی قبل از اینکه یک علت باشه یک معلوله یعنی مثلا فلان بی نظمی دلیلش فلان چیز دیگه است در اینجا یک ارتباط ایجاد میکنی و همین خودش یعنی نظم منظور اینکه اگر ما کاری رو انجام بدیم که یک بی نظمی ایجاد کنه اگر دوباره دقیقا همون کار رو انجام بدیم دوباره همون چیزی که ما بهش گفتیم بی نظمی ایجاد میشه خوب چرا یه جور دیگه نمیشه؟ اگر آشوب ویا رندوم صادق هست.
من به این نتیجه رسیدم از سخنان ارزشمند استاد و دوستان که هر ارتباط یعنی یک نظم
و کلا بی نظمی یک کلمه نسبی است .
و با توجه به نسبی بودن اینجاست که سوالات من مطرح میشه:
همان طور که شاهد هستیم بسیاری از قوانین که ما فکر میکنیم ثابت هستن بادیدی فراتر نسبی هستن بسیاری از همین قوانین فیزیک نیوتونی در زیر اتمسفر زمین صادق اند یا نزدیک به زمین مثلا در مورد همین سیاه چاله ها که محمد صدرا جان عزیز فرمودند بسیاری از نظرات فیزیک نیوتونی رد شده و حرف از فیزیک کوانتومی به میان اومده و همین طور نظریات نسبیت انیشتین(تازگی هاهم که دارن کل نظریه نسبیت رو زیر سوال میبرن مخصوصا در مورد سرعت نور)(در مورد سیاه چاله هم دقیقا یادم نیست حرف از ابعاد منفی و عدم وجود زمان و عدم محض؟)ول کن مهم نیست من با رد شدن فیزیک نیوتونی در دید بالاتر کاردارم.
یعنی ما فیزیک نیوتونی رو به طور کامل رد نکردیم و در زندگی روزمره به قوت خودش باقیه یا به عبارت دیگه به نسب ابعاد و محدودیت حداقل کره زمین این نظرات صادق است.
انوقت این حالت در مورد نظریه آشوب هم وجود خواهد داشت یانه؟ با اینکه میدانم اگر ابعاد و محدودیت های نظریه زیاد کوچک شود عملا نظریه ماهیت خودش رو ازدست میده اما باز هم در این صورت باید ابعاد این نظریه رو شناخت؟ ابعاد این نظریه چگونه است.
امیدوارم سوال دومم بحث رو منحرف نکنه اگر استاد تشخیص دادن منحرف میکنه ذکر بشه که اگر هرزنامه است دیگه توجه بهش نشه:
2- وقتی داشتم پست محمد صدرا را مطالعه میکردم ناگهان ذهنم به طرف نظریه ( از منظر من ناقص یا حتی اشتباه )بیگ بنگ رفت به نظرم صادق بودن نظریه آشوب به نوعی صحه بر عدم وجود خالق به معنای واقعی در نظریه بیگ بنگ میذاره0(با توجه به اینکه در حال حاضر به شدت القا میکنند که نظریه بیگ بنگ درسته).آیا میشه ارتباط داشته باشند استاد آسیر؟
اگر دوستان میبینن من سوالات با دید مخالف مطرح میکنم دلیل بر داشتن نظر مخالف نیست بلکه برای اشراف بیشتر این جوان کم تجربه به این موضوع است. که در صورت مواجهه با نظر مخالف بتوانم جواب گو باشم به عنوان یک جوان مسلمان.
امیدوارم پستم هرز نامه نبوده باشه.
در سایه امن محبوب یکتا همیشه موفق باشید


با سلام و کسب اجازه از دوستان بزرگتر!Blush ببخشید اگر بنده جواب میدم و ممکن هم هست که اشتباه باشد ولی . . .

در ارتباط با موردی که می فرمایید اگر دوباره همون کار رو انجام بدیم، همون نتیجه رو می گیریم اشتباه می فرمایید!

اصل و اساس پدیده های تصادفی بر این است که نتیجه مشخص نیست و ما فقط می توانیم با احتمالات، احتمال وقوع هر

پیشامد رو اندازه بگیریم و اینجا دیگر خبری از یک انتظار یکتا نیست! که مثال بارزش میتونه همون پرتاب سکه باشه!

در ارتباط با مورد دوم هم که می فرمایید گستره ی این نظریه تا کجاست اینطور که ما دیدیم همه چیز رو در بر می گیره!Smile

از مدیریت تا ریاضیات و فیزیک، علوم زیست شناسی، موسیقی و . . .



(۱۰/آذر/۹۰ ۱۴:۰۷)فرهاد نوشته است: [ -> ]سلام محمد جان
پست زیبا و خوبی دادی و تقریبا تمام اطلاعات پایه در نظریه بی نظمی را گفتی و من تا بحال چنین تایپیکی در بیداری اندیشه ندیدم که اینقدر خوب و جذاب با کمک اعضا به پیش بره دم شما گرم آقا محمد اما یک نکته من در نوشتار شما متوجه نشدم که یا برداشت شما از این نظریه اشتباه بوده و یا برداشت من که انشالله حل شود
نقل قول:
من تا اینجا فقط به این برداشت رسیدم که می گه از کنار هم قرار گرفتن چندین بی نظمی یک مجموعه ی منظم به وجود میاد!


نقل قول:
نظریه ی آشوب میگه که هر بی نظمی ای در زیربنای خود دارای یک نظم است و بنابراین عمل غیر قابل پیش بینی ای در این دنیا وجود نداره! در یک جمله "می خواد نظم مخفی شده در اطلاعات به ظاهر تصادفی رو کشف کنه!"

راستش نظر من به جمله اول شما نزدیکتره که هر نظمی در زیربنای خود دارای بینظمی است

ارادت مند شما فرهاد


سلام فرهاد جان . . . البته شما خودت استادی!Blush

حقیقتش از ظهر داشتم به این جمله ای که گفتی فکر می کردم و به این نتیجه رسیدم که هیچ فرقی با هم ندارن!Smile

شما فقط کافیه تقدم و تاخر عمل رو کنار بذاری!

حالت اول :

هنگامی که اول از دید سوم شخص و به عنوان عضو داخلی یک مجموعه داری اون رو رصد می کنی احساس بی نظمی می کنی

ولی حالا وقتی بعدش میری بالا و زاویه دیدت رو بازتر می کنی یه مجموعه ی منسجم و منظم رو می بینی!

حالا پیش خودت چی میگی؟

میگی : هر بی نظمی درش یک نظم نهفته در ابعاد بالاتر وجود دارد!


حالت دوم :

هنگامی که اول داری از بالا نگاه می کنی و احساس نظم می کنی و بعد پایین میای، وارد مجموعه میشی و احساس بی نظمی می کنی!

این دفعه چی میگی با خودت؟

میگی : هر نظمی دارای یک نوع بی نظمی در ابعاد پایین تر است!


و در آخر این که به نظر اینجانب در کل این که منظور نظریه ی آشوب کدام یکی از این گزاره ها باشه مهم نیست!

چون اولا هر دو یک مفهوم رو در بر دارند و دوما این که مهم نتیجه ی نهایی است که این نظریه در صدد رسیدن به آن است!


امیدوارم فکرایی که کردم بهت کمک کرده باشه!Heart

و در آخر هم از همه به خصوص جناب آسیر عذر می خوام اگر پست های اخیر در راستای جهت گیری ایشون نبودند!

یا علی
در واقع نظم به بینظمی و بی نظمی به نظم کشیده میشود یک حرکت چرخشی که مدام در حال تکرار است
نظر شما راجب جمله بالا من چیست؟؟؟!!!
**الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ**

**همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمى‏بينى بازبنگر آيا خلل [و نقصانى] مى‏بينى**


سوره ی ملک . . . آیه ی 3

فرهاد عزیز البته آیات خیلی زیاد دیگه ای هم هست و شما و بقیه ی دوستان از حقیر بیشتر بلدید و همانطور که می بینی،

ما در جهان بینی اسلامی چیزی به اسم بی نظمی، آشفتگی، آشوب، تصادفی، اتفاقی، شانسی، Random و . . . نداریم!

در واقع ما اونجایی که نمی تونیم با منطق ریاضی پیش بینی و توجیه کنیم ( مثل پرتاب سکه! ) اسمش رو میذاریم حکمت خدا!

یعنی اونه که تصمیم میگره چه اتفاقی میافته و ما مکلف به نتیجه نیستیم و از منطقش برای اداره ی جهان هم آگاه نیستیم!

و خارج از این موضوع، اصلا در خود نظریه ی آشوب هم این گزاره صادق نیست!

چرا که اونجا هم داریم میگیم که همه چی در این دنیا دارای نظم به خصوصی است و به نوعی داریم کلا بی نظمی رو نفی می کنیم!

یا علی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع