۳/اردیبهشت/۹۵, ۱۹:۲۲
(۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۴۰)chiaueam نوشته است: [ -> ]سلام آقا عمار
همه ما عقلمون به نوعی ناکامله و اطلاعاتمون ناقص. اینجاست که سقراط (درود بر او باد) می فرماید: "هر کس که می داند که نمی داند، از همه داناتر است".
اما آیا در این زمینه باید به عقل اعتماد کنیم یا شرع؟ عقل به دلایلی که فرمودید ناقص است. در زمینه شرع هم احادیث جعلی، تقطیع شده و برداشت نادرست از احادیث را داریم. حتی نظر فقیهان هم در طول زمان در مورد نحوه مشارکت زنان تغییر کرده است.
فرض کنید نظر فقیهان در ظاهر با برخی احادیث یا با سیره پیامبر در تضاد به نظر برسد. در آن صورت چکار باید کرد؟ آیا بایستی با گفتن عبارتی مثل "من با عقل خودم نمی توانم احادیث و سیره پیامبر را بفهمم" از مسئله رد بشیم یا بریم دنبال فهمیدنش؟
به نظرم ما باید موضوع رو بفهمیم. باید بفهمیم که چطور حدیث مذکور با سیره پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همخوانی داره.
سلام
جناب chiaueam ( امیدوارم از جناب ناراحت نشین )
ببینین تشخیص اینکه عقل چی میگه و غیر چی میگن و سقراط و .... چی میگن سر جای خودش ولی باید ببینی جایی که جای ابزاری به اسم عقل هست هست پس بقیه دیگه باید سکوت کنن. و همین طور جایی که جای ابزاری دیگه هست هم همینطور . شما برا باز کردن در بطری اب از اچار و انبر استفاده نمیکنی که میکنی؟
پس جایی که تو حیطه عقل هست حدیث هم یقین کن حدیث خلاف نمیگه و اگه خلاف دیدی بدون یچیزی نادرسته .پس در مرجله اول نمیگیم عقل چون ممکنه خطا کنه پس کتار .( بعدشم شما عقل رو چی میدونی گرامی؟ ) عقل نظری ... ؟
یا عقلی که تو حدیث معروف جنود عقل و جهل بیان شده؟
اما تو مسیر کلامی که گفتین احادیث جعل و تقطیع شده ، کسی که میخواد از احادیثاستفاده کنه صرف نگاه کردن به یه حدیث غلط هستش و کسی هم که میخواد استفاده کنه باید اشنا باشه با قران ، ثقلین چیز خوبیه که همش بهش تذکر داده بشه چون بدون همدیگه یعنی بی بال پر زدن.
خوب این هم در نظر بگیرین که برخی مباحث با عقل 2x2 = 4نمیش فهمید و جای تغقل هم نیست چون قابل درک نیست . مثلا شما دارای بالاترین غقل ( هرچند عاقلترین عقلا باشین ) باشی درباره روح و قیامت و ... نمیتونی بگی ، میتونی ؟

خو سعی کردم جای عقل رو تا حدودی بگم .
(۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۵:۵۴)عمار94 نوشته است: [ -> ]رسیدن به ندانم گرایی به مفهوم اینکه (نمیتوان مفهوم درست ) را فهمید پایین ترین مرحله ی جهالت است .
بنده حدود 10 سال پیش نظریاتی در مورد رفتارهای اجتماعی و اختلاط زن و مرد داشتم .
با بررسی بهتر این موضوع و قرار گرفتن در محیط های مختلف و فرهنگ های مختلف
(حداقل تجربه ی حضور در دو مدل دانشگاه یکی مختلط و دیگری تک جنسیتی _ حضور و رفت آمد در محیط های کاری بسیار متفاوت به اقتضای شغل و ....) به یک نتیجه رسیدم که اختلاط زن و مرد باعث کشیده شدن احساسات و رفتارهای خانوادگی به محیط کاری و اجتماعی میگردد .و اولین نتیجه ی اختلاط از بین رفتن موجودیت خانواده است . البته اگر قرار است در جایی خانواده نادیده گرفته شود یا برای خانواده یک بازتعریف ارائه گردد ، این اختلاط شاید چندان غیر منطقی نباشد .اما برای جامعه ای که خانواده را مهمترین رکن اجتماع میداند بهتر است این اختلاط در سطح (به هنگام ضرورت ) باقی بماند .
طبیعتا اگر کسی اختلاط را ضرری به حال خانواده نمیداند میتواند دلیلش را بگوید !
موضوع زیاد پیچیده نیست (اختلاط زن و مرد عقلانی است یا غیر عقلانی ؟)

(۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۳۴)chiaueam نوشته است: [ -> ]1- یک خانم می تواند ریاست یک کاروان تجاری را بر عهده بگیرد و مردها هم می توانند تحت فرمان او کار کنند.میشه بگید که از روی چی مبحثی اینو میگین؟
(۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۳۴)chiaueam نوشته است: [ -> ]2- یک مرد باید تا حد امکان اجازه ندهد همسرش فردی غیر از خودش را بشناسد.هنوز که هنوزه متوجه اون فراز نشدین و ا زمانی که موضوع حل نشذه لطفا جلوتر نرید .
(۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۳۴)chiaueam نوشته است: [ -> ]با توجه به اینکه ما معتقد به ملازمه عقل و شرعیم، پس یا هر دو گزاره باید با عقل همخوانی داشته باشند (و در نتیجه دو گزاره با هم در تضاد نیستند)، یا اینکه حداقل یکی از گزاره ها با شرع در تضاد است. نظر شما در مورد این موضوع چیست؟خوب میگم جلوتر نریم حق دارم ر احکام قیاس نداریم اینو یجا داشته باشین تا بعدامیگم چرا.
خوب یه نکته هم بگم شاید براتون جا بیوفته بحث در باره این موضوع که
(۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۳۴)chiaueam نوشته است: [ -> ]2- یک مرد باید تا حد امکان اجازه ندهد همسرش فردی غیر از خودش را بشناسد.قبلش بگم لطف کنین خود عبارت رو نقل کنید تا موجب تغییر شکل پیدا نکنه .
و اكفف عليهن من ابصارهن بحجابك اياهن، فان شدة الحجاب ابقى عليهن، و ليس خروجهن باشد من ادخالك عليهن من لايوثق به عليهن و ان استطعت ان لا يعرفن غيرك فافعل
اين يك توصيه اخلاقى است. علماى اسلام اين جمله را به شكل يك توصيه اخلاقى تلقى كردهاند. اگر ما بوديم و چنين تعبيراتى، بدون شك آنچه استنباط مىشد بيش از توصيه اخلاقى بود، بلكه بيش از لزوم ستر وجه و كفين بود، آنچه استنباط مىشد همان است كه ما از آن به حبس زن در خانه تعبير كردهايم. ولى علت اينكه فقها به مضمون چنين جملهها فتوا ندادهاند ادله قطعى ديگر از آيات و روايات و سيره معصومين بر خلاف مفاد ظاهر اين تعبيرات است و به اصطلاح ظاهر اين جملهها «معرض عنه» اصحاب است. لهذا اين جمله ها حمل به توصيه اخلاقى شده است و ارزش اخلاقى دارد نه فقهى.
آنچه فقها از امثال اين جملهها استنباط كردهاند اين است كه اين گونه جملهها ارشاد به حقيقتى روحى و روانى در روابط دو جنس است و شك نيست كه حقيقتى را بيان مىكند. رابطه زن و مرد اجنبى سختخطرناك است، گلى است كه پيلان بر آن مىلغزند.
آنچه اسلام لااقل به صورت يك امر اخلاقى توصيه مىكند اين است كه تا حد ممكن اجتماع مدنى غير مختلط باشد- نتیجه بحث شما میخواد این بشه که چون حضرت خدیجه تجارت خونه داشتن و مال التجاره پس این نشون میده زن تو کار و ... باید نقش داشته باشه؟
ومن وصيّته (عليه السلام) للحسن بن علي (عليه السلام)،كتبها إليه بـ "حاضرين" عند انصرافه من صفّين
حالا اگه من بگم این قسمت از جعلیات هست شما چه میکنید ؟ شما که میخوای از این کلام استفاده کنی باید ثابت کنی کلام قطعی هست .
بار اثبات بر دوش شماست .مباحثی بازم باقی مونده ولی فعلا شما ببینم کجا رو قبول و یا رد میکنی که ادامه بدیم.
