تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سم پاشی جدید علیه حسن عباسی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
.
?❌ روزهای سختِ «حسنین»


?❌اواخر دهه‌ی هفتاد بود که فایل‌های صوتیِ جلسات سخنرانی حسن عباسی در محافل دانشجویی به دستم رسید.

❌در شرایط خاصِ آن روزگار، که جریان #انقلابی، تحت‌فشار جریان‌های جدید، به‌شدت دچار #تشتت و #انفعال بود، ظهور او، امیدبخش و راهگشا بود.

❌طرح جذاب و شورانگیزِ مباحث بنیادینِ متصل به مسائل جاریِ جامعه، مخاطب را همراه می‌کرد. به‌تدریج، در سراسر کشور، هواداران پرشماری یافت.

❌او، قطعاً یکی از تکیه‌گاه‌های اصلی نیروهای نورسیده‌ی انقلاب در دهه‌ی خاص و سختِ هشتاد بود. اگر آن روز، امثال #حسن_عباسی نبودند، معلوم نبود آن‌همه انرژی متراکم و آن حجم آرمان‌خواهی، در چه مسیری قرار می‌گرفت.

❌او، کمترین خدمتش این بود که این انرژی‌ها را رو به #آرمان نگه داشت و در مسیر انقلاب اسلامی، سامان داد.

❌به تعبیری، در محاصره‌ی تجدیدنظرطلب‌ها، دو «حَسن» علمدارِ بی توقعِ جبهه‌ی فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی بودند:

حسن عباسی و حسن رحیم‌پور.

❌جدی‌ترین و صریح‌ترین منتقدِ جریان #تحجر در سالهای اخیر، حسن رحیم‌پور بوده؛ حسن ازغدی.

❌او، همچنان‌که سالهاست با جریانِ #متجددنمای_غرب‌باور، مواجهه‌ی مستمر و عمیق داشته، هیچ‌گاه از خطر ویرانگری به نام #تحجر غافل نبوده است.

❌در یکی‌دو سال گذشته، مواجهه‌ی رحیم‌پور با متحجران، از سطحِ تبیین‌ِ تئوریک فراتر رفته و به رویارویی صریح و غیرتشریفاتی مبدل شده.

❌ تا روزی که او به بیان کلیاتِ #علمی در این زمینه مشغول بود، کسی کاری به کارش نداشت. اما از روزی که رد جریان متحجر #انقلابی‌نما را گرفت و به تاریکخانه‌ی این موریانه‌ها نور تاباند، فشارها به او را مضاعف کردند.

❌ و حالا بعد از نمازجمعه‌ی تهران، او را از سخنرانی‌های پیش از خطبه‌ی مشهد محروم می‌کنند.

❌ساده‌اندیشی‌ست که چنین تدابیری را #تصادفی یا واکنش‌هایی کور بپنداریم.

❌ او داشت اختاپوسِ تحجرِ لانه‌کرده در کناروگوشه‌ی جمهوری اسلامی را به همه نشان می‌داد؛ و مگر متحجرانی که حالا #قدرتمند و #متنفذ هم شده‌اند، بیکار می‌نشینند که هر چه می‌خواهد بگوید؟؟

❌«حسنینِ» جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی، همچنان در مسیر سخت و صعب، با انواع موانع پیش می‌روند. مباد که فراموششان کنیم.



#حسن_عباسی_را_آزاد_کنید !!

.

?


کلیک کنید
(۱۴/مرداد/۹۵ ۱۵:۱۱)AmirEfrit نوشته است: [ -> ]اینها همش حرفه عزیزمن!! شماها خیلی احساسی صحبت میکنید و طبیعی هم هست ، منطقی در حرفهای شما دیده نمیشه!

اصلا من مگه اون نامه رو تحلیل کردم که شما میگین تحلیل شما! بنده اون نامه رو قرار دادم و گفتم تاییدش هم نمیکنم ردش هم نمیکنم! همین!

مسئله اینه که این اقای عباسی هیچ سابقه ی عملی و واقعی نداره عزیزجان شما حرفهاتون احساسی و غلط هستش.

شما فقط توهم توطئه دارین ، درمورد رضا خان هیچ حرفی برای گفتن ندارین چون تحت تاثیر تبلیغات مسموم هستید.... شما برین درمورد ایشون تحقیق بکنید و کتاب بخونید ببینید چه اشخاص مهمی در خاطراتشون از ایشون چطور یاد کردن و ایشون شخصیت بسیار بزرگی داشتن و اشتباهات بزرگی هم داشتن من منکر نمیشم که ایشون بی سیاست بود.

اما این اقای دکتر شما فقط بلده حرف بزنه ! همین...شما خدمتهای رضا خان رو دید مادی میدونید ؟ خب همه چیز در این دنیا مادی هستش اگر مملکت پول و اقتصاد و صنعت نداشته باشه که دیگه کسی به دین و ایمون و معنویات اهمیتی نمیده!

اصل همه دنیا پول و اقتصاد و صنعت هستش! مردم و جوانان با ایجاد کارخانه میرن سرکار نه حرفهای زیبا و عوام فریبانه ی اقای دکتر شما!
سلام


هیچ سابقه علمی نداره!!!!!!!


عجب!!!


پس تو این 650 جلسه چی گفته!!!!!


شما يه چيزي شنیدی اما روش فکر نکردی
مگه ميشه يه آدم بی سواد بیاد این حرفها رو بزنه یا اون کارها رو بکنه!!


شما در پست قبلی به کارشناس بودن ايشون اعتراف کردی حالا داری يه حرف ديگه میزنی!!! عجب!!!


شما میگی رضا خان خوب بوده بنده ميگم خیر


ادبیاتی که شما داری استفاده می کنی و کلماتی مثل شستشوی مغزی و چیزهایی از این قبیل ادبیات شبکه های ماهواره ای مثل VOA هستش که ما خیلی وقته این ادبیات رو پاسش کردیم


شما با آدم چشم و گوش بسته حرف نمیزنی ما خوب شناخت داریم از این کلاه های گشاد هم سرمون نميره


شخصیت بسیار بزرگ رضا خان!!!!!! اوه اوه


داشتن دید مادی و جهان بینی مادی فرق داره با اهمیت دادن به رفاه جامعه


فرقش رو هم شما نمی دونی و اینو از طرفداری از رضاخان ميشه فهمید

(۱۴/مرداد/۹۵ ۱۴:۱۹)AmirEfrit نوشته است: [ -> ]


منکه نمیگم ایشون بی سواد هستن! ایشون از نوع ادبیات و سخنوریشون مشخصه که سواد بالایی دارن اما خب باز این چیزی رو عوض نمیکنه!



برخی از خدمات ايشون رو هم گفتیم
هو الحکیم مکروا و مکر اللَّه واللَّه خیر الماکرین ?آنگاه که شیطان به صحنه می آید، ?و آنگاه که تمامی قوای کانون قدرت و ثروت به میدان می آید تا صدای خاموش نشدنی "عمار انقلاب" را ساکت کند، ?آنگاه که مغزهای مسموم و چنبره زده در اطاق فکر و عملیات جنگ روانی، حیله هایشان را بر فروبستن دهان "افشاگر نترس انقلاب" متمرکز می کنند، ?و آنگاه که اسوه های اسلام آمریکایی و صاحبان پیشانی های پینه بسته و جاهلانی که همواره بر دل امام وقت خون می کنند، بر مناصبی که مناسبشان نیست تکیه زده و در بزنگاه ها عمله ی اجرای افکار شیاطین می شوند، همه و همه دست به دست هم می دهند تا صدای کسی را که به درستی پرده از خیانت ها و فسادهای آنها برمیدارد را خاموش کنند. ✊ولی ؛ مکروا و مکر اللَّه واللَّه خیر الماکرین ◀️به قول جلال آل احمد که در ماجرای به دار آویختن آیت الله شیخ فضل الله نوری گفته بود:«من نعش آن بزرگوار را بر سرِ دار همچمن پرچمی می دانم که به علامت استیلای غرب زدگی پس از دویست سال بربام مملکت ما افراخته شد و اکنون در لوای این پرچم، ما شبیه به قومی از خود بیگانه ایم»
◀️ما هم بازداشت و برخورد با استاد حسن عباسی را همچون کوس رسوایی و پرچمی برای بدنامیِ جریان استحاله شده و منافق درون نظام می دانیم. ✊مکروا و مکر اللَّه واللَّه خیر الماکرین چه خوب شد که حسن عباسی بازداشت شد! ?اصلاً چه معنا دارد درجاییکه امثال حسین فریدون ها فعال مایشاء هستند و آزادانه دست به هر اقدامی می زنند و کسی هم جرات سوال پرسیدن از او را ندارد، عباسی ها آزاد باشند؛ ?اصلاً چه معنا دارد درجایییکه دزدها و غارتگرهای بیت المال، ذخایر و امانت دار نظام خوانده می شوند، عباسی آزاد باشد؛ ?و چه معنا دارد در جاییکه بانکهایش ربا را تئوریزه می کنند و خون مردم را می مکند، و در جاییکه معاون اول دولت راست گویان! همان بانکها را مظلوم و مجاهد می خواند، علمدار مبارزه با ربا آزاد باشد؟! ?ای بیچارگان و ای استکبار بلیسان!
✊حسن عباسی سالهاست که پلاک شهادت بر گردن دارد و بیدی نیست که با این بادها بلرزد.
شما با این کارتان به مردم فهماندید که چه خبر است و خودتان را رسواتر کردید.به گمانتان کاری کردید که حواس ها از خیانتها و فسادهایتان پرت شود. ?ولی بدانید که ما یادمان نخواهد رفت اینها را: 1⃣ملاقات شما با اسراییلی ها را؛2⃣اقدامات حسین فریدون را؛3⃣خسارات برجام و ساده لوحی هایتان را؛4⃣ناتوانیتان در سرو سامان دادن به اقتصاد و معیشت مردم را؛5⃣حس تفرعن و خوی اشرافیتان را؛6⃣بذل و بخشش هایتان را تحت عنوان فیش های حقوقیِ ظالمانه را؛و خیلی های دیگر... و سخن آخر؛
?ای استاد عزیز و مظلوم ما،
آن بذری را که شما در دلها و فکرهای ما کاشتید و با آبروی خود آبیاری کردید، اکنون به اندازه ای رشد کرده است که می تواند همچون پیچک به دست و پای این خائنین بپیچد و همچون پتکی بر سرشان فرود آید تا نگذارند صدای حق شما در هیاهوهای ذلیلانه ی آنها خاموش شود.

✊فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
تنها کرسی نظریه‌پردازی کشور که در لبیک به توصیه امام جامعه مبنی بر برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی از سال 85 به طور مستمر برگزار شده بود، به علت شکایت ارتش و حفاظت ارتش جمهوری اسلامی موقتاً تعطیل شد.

[تصویر: photo_2016_08_04_17_56_03.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم

این روزا انقد که بحث دعوای ارتش و دکتر حسن عباسی مطرح بود، خود اون حرف دکتر عباسی بر سر زبانها نبود...

ارتشیا واقعا رکب خوردن


من از شاگردای دکتر عباسی نیستم و ممکنه در مسائلی نظرم با ایشون همسو نباشه، اما کسی مثل استاد که برای دفاع از ولایت از خودش مایه بذاره پاک و وارسته زندگی میکنه من تا اونجایی که توان داشته باشم براش مایه میذارم


نکته خیلی مشکوکی از این داستان توجه من رو جلب کرد
میگم که شما هم بهش توجه کنید
اول دو تا رویداد رو باید بگیم:

رویداد اول: چند وقت پیش دکتر عباسی با رو کردن اسنادی مبنی بر مذاکره اقای روحانی در سال ۶۵ با فردی از مقامات اسرائیلی از اقای روحانی خواستند در این مورد و در مورد این اسناد شفاف سازی کنند چون اطلاعاتی که از این اسناد به دست می امد بسیار فجیع بود مبنی بر اینکه حتی علت شکست و لو رفتن عملیات کربلای چهار و شهادت اون همه از عزیزان وطن هم بی ارتباط با این مذاکره نبود
و حتی اطلاعاتی هولناک تر از این مثل فشار به امام برای خاتمه جنگ و...
اقای روحانی بجای شفاف سازی از دکتر عباسی شکایت کردن اما دکتر عباسی در دادگاه با رو کردن اسناد تبرئه شدن


رویداد دوم : برنامه شناسنامه چند وقت پیش مهمان مشهوری داشت به نام سرلشگر محمد حسین باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در انتها مجری برنامه از سردار پرسید: سردار محمد باقری بعد از پذیرش قطعنامه 598 چه حس و حالی داشت؟


پاسخ سردار کمی جای سوال داشت... یعنی مشخص نبود پاسخشون مصلحتی بود یا عقیده خودشون بود
خلاصه یه علامت سوال بزرگ ایجاد کردن
ایشون پذیرش قطعنامه توسط امام رو یک تصمیم کاملا قابل پیش بینی میدونستن و گفتن ما باید صلح می کردیم و ادامه جنگ اصلا عاقلانه نبود... چون ما دیگر توان ادامه جنگ نداشتیم و ادامه جنگ ممکن بود به نفع عراق تمام شود (حرفاشون تو نت هست)

اقای طالب زاده یه بار تو برنامه راز این موضوع سال اخر جنگ رو بررسی کردن که حتی افسر وقت امریکایی تو خلیج که عراق و همه حامیانش دیگه ناامید شده بودن که بتونن با ایران مقابله کنن

اینجا جواب سردار باقری خیلی سوال انگیزه


حالا که سردار باقری از دکتر عباسی شکایت کرده دائم بین ناکامی روحانی از به زاویه راندن دکتر عباسی و این اقدام سردار باقری ارتباطهایی دیده می شه...
و دائم قرائنی میگه پشت این اقدام بر علیه دکتر عباسی تیم آقای روحانی قرار داره...

امیدوارم من اشتباه کنم... این وضعیت اصلا به نفع نظام نیست...
امیدواریم قائله ختم به خیر بشه...

حرفی که دکتر عباسی در اون جلسه در مورد ارتش گفتن نیاز به همچین واکنشی نداشت...
اینکه چرا چنین واکنشی در مقابل استاد انجام دادن خیلی مشکوکه...


مشکوکه آقای روحانی....

مشکوکه...


ما بچه های این انقلابیم... ساده لوح نیستیم...
با اینکه خط کلی فکری بنده و آقای عباسی یکی هست ولی در جزئیات با ایشون خیلی اختلاف نظر دارم. بارها شده حرفاش مشکلات اساسی داشته. مستندات درست نداشته
شاید یکی از دلایلش اینه که حوزه اظهار نظر ایشون ورای 1-2 زمینه است. به خاطر همین قطعا با متخصصان هر حوزه دچار مشکل خواهد شد.

در این زمینه جای حرف و بحث زیاده ولی اینکه فیلم 6 سال پیش علم بشه و باعث دستگیری فردی بشه، فارغ از عقایدش، کار خطرناکیه. انگار داره سیاست مشت آهنین اجرا میشه. این فیلم که افشا نشده. سالها روی اینترنت بوده!!!


نقل قول:حالا که سردار باقری از دکتر عباسی شکایت کرده دائم بین ناکامی روحانی از به زاویه راندن دکتر عباسی و این اقدام سردار باقری ارتباطهایی دیده می شه...
منبع این حرف رو میگید؟
تا این لحظه که من اخبار رو دنبال کردم صرفا حفاظت و فرماندهی کل ارتش از عباسی شکایت کردن!؟
هیچ جا ندیدم که بنویسه حسین باقری یا ستاد کل شکایت کردن!



نقل قول:رویداد دوم : برنامه شناسنامه چند وقت پیش مهمان مشهوری داشت به نام سرلشگر محمد حسین باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در انتها مجری برنامه از سردار پرسید: سردار محمد باقری بعد از پذیرش قطعنامه 598 چه حس و حالی داشت؟
پاسخ سردار کمی جای سوال داشت... یعنی مشخص نبود پاسخشون مصلحتی بود یا عقیده خودشون بود
خلاصه یه علامت سوال بزرگ ایجاد کردن
ایشون پذیرش قطعنامه توسط امام رو یک تصمیم کاملا قابل پیش بینی میدونستن و گفتن ما باید صلح می کردیم و ادامه جنگ اصلا عاقلانه نبود... چون ما دیگر توان ادامه جنگ نداشتیم و ادامه جنگ ممکن بود به نفع عراق تمام شود (حرفاشون تو نت هست)
من برنامه رو ندیدم ولی از حرفها منطق رو برداشت میکنم تا مصلحت اندیشی یا حمایت از یک جریان خاص!
این همیشه جای بحث بوده که اگر به فرض همه چیز هم از لحاظ زیرساختی برای فتح عراق یا حداقل سرنگونی صدام آماده بود، آیا دشمنان اصلی ما اجازه میدادن که چنین اتفاقی بیفته؟
به هر حال این یکی از پیچیده ترین اتفاقاتیه که در تاریخ ایران رخ داده و حکم دادن برای افراد درگیر در اون موقع به همین راحتی ها نیست


*سردار محمد باقری بعد از پذیرش قطعنامه 598 چه حس و حالی داشت؟

باقری: به نظر من قطعنامه 598 در تیر ماه 67 پذیرفته نشد و سابقه آن به 3-2 سال قبل از آن باز می گردد؛ هنگامی که پشتیبانی لازم از رزمنده ها در جبهه صورت نگیرد یا باید نشست و شاهد انهدام کشور بود یا باید برای خاتمه جنگ تصمیم گرفت؛ این قشری نگری است که بگوییم فلان شخص دو خط نامه نوشت و گفت اگر فلان کارها را نکنید نمی‌شود جنگید و حضرت امام (رحمة الله علیه) نیز در پی آن اقدام به پذیرش قطعنامه کردند.این مطلب با عقل سازگار نیست.

از سال 65-64 ضعف های ساختاری، زیر ساختی و اساسی ما در جنگ هویدا بود. قبل هم بود ولی دیگر عراقی ها به جایی رسیدند که به شدت قوی شدند؛ اتفاق فاو افتاد و عراق خطر را به جدیت احساس کردند، همه به حمایت از صدام برخواستند؛ اطلاعات موجود است میزان تسلیحات و کمک هایی که به عراق در سال های 65-64 شد قابل قیاس با گذشته نیست.

عراقی ها با 400 هواپیما و 12 لشگر زمینی جنگ را اغاز کردند، این 400 هواپیما در طول جنگ ساقط شد و 12 لشگر منهدم گشت. من مسئول شمارش این ها بودم. ولیکن در روزی که ما قطعنامه را پذیرفتیم عراق 700 هواپیمای روز دنیا را داشت و دارای 56 لشگر بود. یک میلیون رزمنده داشت. ما با یک ارتش قدرتمند این گونه مواجه بودیم.

در مقابل چنین ارتش قدرتمندی هشت ما در گرو نه بود؛ حضرت امام (رحمة الله علیه) اعلام می کردند جنگ جنگ تا پیروزی، ایا بدنه کشور به این نحو از جنگ پشتیبانی می کردند؟ و آیا جنگ به این نحو ادامه پذیر بود؟ حوادثی که در بهار 67 اتفاق افتاد و بسیاری از سرزمین هایی که در طول جنگ موفق به تصرف آن ها شده بودیم را دشمن باز پس گرفت، از جمله اتفاقاتی بود که برای آن تصمیم گرفته می شد؛ دشمن تا نزدیکی اهواز آمد و باید برای جنگ تصمیم گرفته می شد.

ما برای مقابله با سلاح های پیشرفته شیمیایی عراقی ها حتی ماسک به درد بخور نداشتیم؛ آن ماسک های موجود که در فیلم ها است نیز از بین 15 عامل شیمیایی پاسخگوی 3-2 عامل بود؛ آن ماسک ها به درد گاز اشک آور می خورد؛ وقتی گاز اعصاب می زدند این ماسک ها عمل نمی کرد؛ بچه های ما همانند برگ خزان می ریختند؛ باید برای این اتفاقات تصمیم گیری می شد.

این امر در طول زمان جاری است؛ اگر می خواهیم روزی مجبور به قطعنامه ای نشویم بایست قدرتمند شویم؛ ما در منطقه ایی از جهان زندگی می کنیم و در بین قدرت‌هایی زندگی می کنیم که اگر قوی نباشیم قطعا پایمال خواهیم شد؛ این قوی بودن در طول زمان باید اتفاق بیفتد. یک بعد این امر در دفاع و امنیت است، وحدت ملی، انسجام ملی، پیوستگی مردم و حکومت و... که می دانیم باید در جریان زندگی ملت ایران جاری باشد تا این ملت قدرتمند سرپا باشد و روز به روز بالنده تر گردد.

پذیرش قطعنامه چنین داستانی است؛ نمی توان کسی را متهم ساخت و به عبارت دیگر نمی توان اذعان داشت در مقطع خاص، نامه خاص، شخص خاص، جمله خاص و... سبب پذیرش قطعنامه شد. باید بدنه کشور، بدنه دولت و... از جنگ بهتر از این دفاع و حمایت می کرد تا به آن روز نرسیم، که رسیدیم. آن روز بسیار برای ما تلخ بود؛ بسیاری از رزمندگان آرزوی می کردند زنده نمی مانند و آن روز را نمی دیدند.

حداقل برای سطح راهبردی جنگ روشن بود که تصمیمی غیر از آن نمی شد گرفت و تصمیمی عاقلانه گرفته شد و باید این تصمیم اتخاذ می شد. در آن روز تیر ماه سال 67 اقدامی غیر از آن نمی شد گرفت، باید چاره را قبل از آن می کردیم؛ اکنون هم اگر در پی ملت مقتدر بودن هستیم و به افق چشم انداز باشیم باید تلاش شود و به ابعاد مختلف قدرت ملی دست یابیم و خودمان را حفظ کنیم والا امکان دارد همانند قضیه پذیرش قطعنامه در طول تاریخ اتفاق افتد.
واکنش آقای رائفی‌پور به بازداشت استاد حسن عباسی


بسم الله الرحمن الرحيم


به عنوان یک ارتشی زاده می گویم:


با توجه به شناختی که از جناب عباسی وجود دارد قطعا منظور ایشان ، آنچه برداشت شده نبوده است ، کما اینکه در نامه عذر خواهی ایشان به امیر سرلشگر صالحی نیز بوضوح به آن اشاره شده است.


سوال اساسی اینجاست چرا باید سخنی که 6 سال پیش بیان شده و در طی این سالها که مشمول مرور زمان بوده، در چنین برهه ای رسانه ای گردد؟


کش دادن این ماجرا بازی در زمین دشمن است.


بارها عرض نموده ام در حوزه نظامی و امنیتی یکی از اصلی ترین استراتژی های دشمن در پسا برجام اختلاف افکنی بین ارتش و سپاه است.


پوشش گسترده خبری این ماجرا و حمایت های امروز امثال BBC و VOA یقینا از حب ارتش نیست،از بغض انقلاب است.


ارتشی و سپاهی که هردو بالهای قدرتمند سیمرغ نظام اسلامی هستند که سایه قدرت، عزت و همت مردم مسلمان ایران را بر کرکس های تکفیری و صهیونیست از خلیج عدن تا سوریه انداخته است.


مبادا کاری کنیم که "دشمن شاد" شویم!


دستتان به قبضه شمشیر و چشمتان به دهان فرمانده باشد تا فتح خیمه صفین فقط 10 ضربه شمشیر باقی است.


التماس دعاى فرج
من واقعا تعجب میکنم یک عده ای اینجور گیر یک آدمی مثل عباسی هستند. البته از اون بیشتر تعجب میکنم که این بنده خداها نمیدونن امثال عباسی یک "ابزار تبلیغاتی" در خدمت جناح ها هستن و دیگر هیچ

مثال میخواید:
نزدیک انتخابات 96 هستش.
جناح اصولگرا هیچ کاندیدای محبوبی نداره. مردم از احمدی نژاد و کپی او جلیلی خوششون نمیاد. بقیه اصولگراها هم وحدتی ندارند.

احتمال برد روحانی - در غیاب هیچ حریف قدری- زیاده. (من طرفدار روحانی نیستم به ایشون هم رای ندادم)

لذا اصول گراها برای تخریب روحانی و اصلاح طلب ها میان خودزنی می کنن. یک نفر از جبهه خودشون را ظاهرا قربانی میکنن و به زندان می فرستن و بعد بطور غیررسمی ادعا می کنن که اینکار از ناحیه جناح اصلاح طلب صورت گرفته تا با این کار مردم را نسبت به آزادی بیان در دولت بدبین کنن.
می فرمایین خیر؟
میشه بگین اصولا به نظر شما مسخره و مضحک نمیاد که رئیس مرکز دکترینال نمیدونم چی چی که همیشه برای جناح اصولگرا گریبان می دریده! هیچ کسی نداشته و هیچ وثیقه ای نذاشته و بهانه کمبود وقت و ... آورده و به زندان رفته؟
دقیقا اینها ملت رو چی فرض کردن؟

بعد میگن حرف ایشون نیاز به چنین واکنشی نداشت؟ نه بابا؟ نمیدونین اگر ارتش بیاد در سیاست دخالت کنه به راحتی می تونه کودتای نظامی کنه و دولت رو ساقط کنه؟ یک بچه دبیرستانی هم میدونه که ارتش باید از سیاست و اقتصاد دور بمونه و اگر یک مثلا استاد!! اینو ندونه اونوقت مشکوکه

(۱۳/مرداد/۹۵ ۱۸:۲۴)عدالت نوشته است: [ -> ]
عباسی را هم بخاطر اعتراض به حق و نقد ارتش در برخی امور، بازداشت میکنند در حالیکه برخی سیاسیون همین دولت به صورت غیرمستقیم و گاهی مستقیم کلی بد و بیراه به سپاه و ارتش گفته اند و ایران را از نظر نظامی ضعیف میدانند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فکر میکنید منظور عالیجناب از اینکه ما سرهنگ نیستیم، چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا فکر نکنید که منظورش سپاه است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اگر منظورتون ظریف هستش، گفتن اینکه ارتش ایران ضعیفه با گفتن اینکه ارتش باید در سیاست و اقتصاد دخالت کنه دو مساله متفاوت هست.
مشخصه ارتش ایران در برابر ارتش کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان اول ضعیف تره. این حرف واقعیته
اما اینکه بگن ارتش بیاد در سیاست دخالت کنه و اگر دخالت نکنه بهش فحاشی بشه حرف بی ربطیه و باید به شدت با گوینده اش برخورد بشه چون این شائبه به وجود میاد که داره به ارتش برای یک کودتای نظامی خط میده.
(۱۵/مرداد/۹۵ ۲:۳۹)Nadia نوشته است: [ -> ]من واقعا تعجب میکنم یک عده ای اینجور گیر یک آدمی مثل عباسی هستند. البته از اون بیشتر تعجب میکنم که این بنده خداها نمیدونن امثال عباسی یک "ابزار تبلیغاتی" در خدمت جناح ها هستن و دیگر هیچ

مثال میخواید:
نزدیک انتخابات 96 هستش.
جناح اصولگرا هیچ کاندیدای محبوبی نداره. مردم از احمدی نژاد و کپی او جلیلی خوششون نمیاد. بقیه اصولگراها هم وحدتی ندارند.

احتمال برد روحانی - در غیاب هیچ حریف قدری- زیاده. (من طرفدار روحانی نیستم به ایشون هم رای ندادم)

لذا اصول گراها برای تخریب روحانی و اصلاح طلب ها میان خودزنی می کنن. یک نفر از جبهه خودشون را ظاهرا قربانی میکنن و به زندان می فرستن و بعد بطور غیررسمی ادعا می کنن که اینکار از ناحیه جناح اصلاح طلب صورت گرفته تا با این کار مردم را نسبت به آزادی بیان در دولت بدبین کنن.
می فرمایین خیر؟
میشه بگین اصولا به نظر شما مسخره و مضحک نمیاد که رئیس مرکز دکترینال نمیدونم چی چی که همیشه برای جناح اصولگرا گریبان می دریده! هیچ کسی نداشته و هیچ وثیقه ای نذاشته و بهانه کمبود وقت و ... آورده و به زندان رفته؟
دقیقا اینها ملت رو چی فرض کردن؟

بعد میگن حرف ایشون نیاز به چنین واکنشی نداشت؟ نه بابا؟ نمیدونین اگر ارتش بیاد در سیاست دخالت کنه به راحتی می تونه کودتای نظامی کنه و دولت رو ساقط کنه؟ یک بچه دبیرستانی هم میدونه که ارتش باید از سیاست و اقتصاد دور بمونه و اگر یک مثلا استاد!! اینو ندونه اونوقت مشکوکه


اگر منظورتون ظریف هستش، گفتن اینکه ارتش ایران ضعیفه با گفتن اینکه ارتش باید در سیاست و اقتصاد دخالت کنه دو مساله متفاوت هست.
مشخصه ارتش ایران در برابر ارتش کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان اول ضعیف تره. این حرف واقعیته
اما اینکه بگن ارتش بیاد در سیاست دخالت کنه و اگر دخالت نکنه بهش فحاشی بشه حرف بی ربطیه و باید به شدت با گوینده اش برخورد بشه چون این شائبه به وجود میاد که داره به ارتش برای یک کودتای نظامی خط میده.
سلام


يه سری حرفاتون که اصلا ربطی به بحث این تاپیک نداره پس جوابی هم نداره


فحاشی!! '!!!
هیچ توهینی به ارتش نشده




شما چرا عقل رو کنار میذارید و با بی انصافی قضاوت می کنید!!!


آیا تقطیع یک سخنرانی چند ساعته به یک دقیقه و پخش اون در رسانه های ضدانقلاب بعد از 6 سال طبیعیه!!!


خب معلومه که نه


بحث دکتر حسن عباسی اصلا ارتش نبود بلکه مقصود و منظور چيزه ديگه ای بود


هر آدم بی طرفی این برخورد ارتش با ايشون رو نمی پسنده


ماهم گیر عباسی نیستیم ولی انصاف هم خوب چيزیه
حسن عباسی و بازداشتگاه؟!
لابد بازداشتگاه -4 وزارت کشور. هان؟>!

هر کسی جای این آدم بود به خاطر حرفاش تا الان پنجاه بار توی اوین (البته در اثر سرماخوردگی شدید) مرده بود.این آدم معلومه که پشتش به سپاه گرمه وگرنه کی جرئت میکنه بالا و پایین نظام رو این شکلی بکوبونه.
طرف رسما رئیس جمهور مملکت رو جاسوس معرفی کرده،نتونستن محکومش کنن اون وقت سر چنین ماجرای مسخره ای محکوم شد؟

مشکل این حسن خان اینجاست که در تمام علوم دنیا صاحب نظره به غیر از علم تخصصی مظلوم نمایی.
اومد اَبروی اصلاح طلب ها رو خراب کنه زد چش خودش رو کور کرد.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع