(۲۱/مهر/۹۵ ۱۳:۵۴)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر
مگر مجبورید که تحمل میکنید اگر قادر نیستید بگذارید وبگذرید


گذشتن که شما رشد کردید دیگه گرامی،
جناب علی اباد ، شما مطالبتون تو این مدت که گفتین با اعتقاداتی که ازش دم میزنین خیلی متفاوت هست ، کاری به این ندارم که شیعه هستین و یا .... ، چون برخی غقاید شما حتی با مبانی اسلامی هم فرق داره ، البته شما ازادی و مختار که چی برداشت کنی ،
تو پستهاتون چندین بار از زیرمطالب در رفتین، اگه بحث غدیر بود که گفتین مردم بیعت کردن بر ... اگه میگیم بحث خلافت و وصایت و ... بود ، اون مثال حقوقی رو عرض کردم براتون ، بازم سکوت اختیار کردین ، اگه گفتم که اجماع رو تعریف کنین بازم سکوت ، گفتم اگه اجماع باشه ، پس چطور خلیفه ثانی و ثالث به روج اجماع انتخاب نشد ، بازم سکوت اختیار کردین ، مگه خلفای ثلاث خلیفه نبودن؟ اگه بودن چطور خلیفه شدن ؟
بعد اینکه جناب علی اباد شما همش میگی خلافت رو باید همراه با انتخاب مردم باشه ( همون بحث اجماع ) این چطور میشه ؟
بزارین یکم از کلام امیر المومنین بگیم شاید جناب علی اباد متوجه مفاهیم بشن
امام علی ایا در طول تاریخ 25 ساله غصب خلافت از ایشون سکوت کرد و هیچگاه سخن نگفت؟ اگه شما میگید امام حق خودش رو واگذار کرد ، پس چرا امام چنین سخنانی رو مطرح میکردن تو این دوران؟
ببنینم چیا بوده اسن سخنان
ترجمه ها به قدری روشن و اشکار هست که کمی با متون اشنا باشی نیازی به ترجمه اوری نیست ، اما خدا نکنه که کسی بخواد ترجمه دلخواهش رو بیاره که دیگه ...
أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلانٌ وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَي يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لا يَرْقَي إِلَيَّ الطَّيْرُ. خطبه شقشقیه
لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِي وَ وَ اللَّهِ لاَءُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَيَّ خَاصَّةً الْتِمَاساً لِأَجْرِ ذَلِكَ وَ فَضْلِهِ وَ زُهْداً فِيمَا تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَ زِبْرِجِهِ. ( خطبه ای که امام هنگام بيعت شورا با عثمان مطرح کردن)
از طرف دیگه به گواه تایخ مواردی وجود داره که کسی شک نداشت به اینکه خلیفه بعد از رسول خدا علی بن ابیطالب هست ، چطور؟
زبیر رو که میشناسین؟ ببن زبیر تو این موضوع چی میکه برای نمونه البته از زبیر میگم
وقال الزبير : لا أغمد سيفا حتى يبايع علي
قبلش رو بخون که قبل این عبارت چی میکن :
لما توفي رسول الله - صلى الله عليه وسلم - اجتمع الأنصار في سقيفة بني ساعدة ليبايعوا
سعد بن عبادة ، فبلغ ذلك أبا بكر ، فأتاهم ومعه عمر
وأبو عبيدة بن الجراح ، فقال : ما هذا ؟
فقالوا : منا أمير ، ومنكم أمير . فقال أبو بكر : منا الأمراء ، ومنكم الوزراء . ثم قال أبو بكر : قد رضيت لكم أحد هذين الرجلين عمر وأبي عبيدة أمين هذه الأمة . فقال عمر : أيكم يطيب نفسا أن يخلف قدمين قدمهما النبي - صلى الله عليه وسلم - ؟ فبايعه عمر وبايعه الناس .
فقالت الأنصار أو بعض الأنصار : لا نبايع إلا عليا . قال :
وتخلف علي ، وبنو هاشم ، والزبير ، وطلحة - عن البيعة .
اینو کسی میاد میگه که شیعه نیست عزیزم
یعنی کسی شک نداشت به اینکه بخواد کسی غیر از امیر المومنین خلیفه بشه ، چرا؟ چون بیعت گرفته شده بود به بعد از نبی علی علیه السلام تماما جایگاه خلافت و ولایت و امیر بودن بر امت بعد از نبی. حالا شما باز بگو نه این بیعت باید از بعد رحلت باشه . یه مثال حقوقی بزنم؟ البته قبلی رو هنوز پاسخ ندادین فکر کنم زیر سوالات کم نتونین راست کنین برای همین فعلا پرسش مطرح نمیکنم اما برای دوستان میگم اگه خواستن کمی ذهنشون رو درگیر کنن.
دوستان ، جناب علی اباد تو مباحث خودشون یک نکته ای رو تذکر دادن و من رو به یک وافعه برگردوند که تو تاریخ تکرار شده و اون اینکه اگه قرار بود امام خلیفه بر امت باشه باید با امام بیعت میکردن بعد از شهادت رسول خدا حال اینکه تو تاریخ مواردی بیشمار وجود داره که بحث خلافت رو به این اشکال گفتن که ای علی جان ایکاش زودتر میگفتی تا با ابوبکر بیعت نمیکردیم ، علی جان یادم رفت که با نبی در غدیر بر خلافت و امامت تو بیعت کردیم ، علی جان ما حافظه ضعیفی داریم و یادمان نمی اید که بر تو بر خلافتت بیعت کرده باشیم ، علی جان علی جان و علی جان هایی که برای فرار از اشتباه خود میگفتن.
نمونش رو ببینید و این عبارت پاسخی به پرسش تکراری جناب علی اباد هم هست که میگن تو مدینه باید دوباره بیعت مشد ،
کلام امیر المومنین برای این چنین افرادی حجت نیست که
وخرج علي كرم الله وجهه يحمل فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم على دابة ليلا في مجالس الأنصار تسألهم النصرة ، فكانوا يقولون : يا بنت رسول الله ، قد مضت بيعتنا لهذا الرجل ولو أن زوجك وابن عمك سبق إلينا قبل أبي بكر ما عدلنا به ، فيقول علي كرم الله وجهه أفكنت أدع رسول الله صلى الله عليه وسلم في بيته لم أدفنه ، وأخرج أنازع الناس سلطانه ؟ فقالت فاطمة : ما صنع أبو الحسن إلا ما كان ينبغي له ، ولقد صنعوا ما لله حسيبهم وطالبهم .
الامامة والسياسة بتحقيق الزيني، ج 1، ص 19.
علي ( عليه السلام ) در حالي كه فاطمه را شبانه بر مركبي سوار كرده بود ،
نزد انصار ميرفت و از آنان درخواست همراهي و كمك ميكرد . انصار در پاسخ ميگفتند : اي دختر رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) ما با اين مرد ( ابوبكر) بيعت كردهايم و
اگر پسر عمو و شوهرت پيش از او نزد ما ميآمد ، با او بيعت ميكرديم . علي ( عليه السلام ) فرمود :
آيا ميتوانستم بدن نازنين رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) را رها كنم و آن را دفن ننمايم ، آنگاه براي به دست آوردن خلافت و جانشينياش با مردم دعوا كنم ؟ 
جناب علی اباد ، ببین با این مطالب بالا و همینطور مطالب که انصار و مهاجرین و اونهایی که پیامبر بودن شک نداشتن بجز امیر المومنین کسی خلیفه نیست و بعد که بیعت نامشروع ( همون فروش ملک با سند عادی در حالی که با سند رسمی انتقال پیدا کرده بود ) صورت میگیره حضرت سکوت نمیکنن ، اگه خلافت براشون ارزش نداشت به اون معنایی که شما میخوای بفهمونی پس چرا میرفتن و مناشده میکردن و حتی تو شورای 6 نفره هم حضرت میفرماد من احق هستم .
یعنی برای تک تک عقاید شما که در اینجا شما به نوشتار ختم کردید به قدری مستندات هست که شما حتی پاسخی براش نداری. جز جاده خاکی زدن.
اصلا همه اینها هم نادیده بگیریم برخی عبارت خطبه غدیر رو که چه اهل سنت و چه شیعه قبول دارن و متحد هستن رو چطور میخواییم توجیه کنیم؟
تو نقل قول میزنم که قابل درک باشه براتون
نقل قول:نتیجه بیعت : اگر چه با وجود نص، نیازى به بیعت غدیر نبود، و مردم مثل سایر موارد منصوص اسلام، باید
خلافت
را هم مى پذیرفتند، ولى این بیعت عمومى به عنوان یك حق قانونى و اجتماعى نیز مطرح بود كه در مقابل كار عمال سقیفه قرار مى گرفت. یعنى وقتى مى گفتند: در سقیفه ما با بیعت مردم
خلافت
ابوبكر را درست كردیم، در مقابلشان گفته مى شد: بیعت غدیر قبل از آن و با حضور جمیعتى بیشتر و با حضور شخص پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و به ضمیمه ى نص الهى بوده است.
اصلا یکم از غدیر بریم بیرون ، نبی خاتم درباره بعد خودشون چی گفتن؟
نمیدونم شما دوستان حدیث خلفاء اثنی عشر رو خوندین یا نه؟ بحث قشنگیه اگه کسی مطالعه کنه چون پاسخ هایی رو میگیره که میفهمه داستان از کجا بوده مسلم تو کتاب صحیح خود و حاکم تو کتاب مسترک و ... اینو میارن که :
لايزال الاسلام عزيزا
الي اثني عشر خليفة، كلهم من قريش
خو این متن یکی از متون هست ( در برخی عبارات کم و زیاد داره )
خود این حدیث جای کار و تدبر داره که میدونم از حوصله جناب علی اباد خارج هست چرا؟ چون این موضوع به ایشون خوش نمیاد ، نه به ایشون بلکه به هم اندیشانی که این سبکی فکر کنن.
خومعنای ظاهری عبارت چیه؟اساتید ادبیات عرب کجان؟
اسلام پا برجا خواهد بود تا وقتي كه
12 تن خليفه باشند.
جناب علی اباد 12 تا رو شما بشمار ببینیم چطور میشموردی این 12 خلیفه رو .
البته پیش از شما بزرگانی شمار کردن ولی وا موندن تواین خلفای بعد نبی
ص
بزارین نمونه بیارم شاید کمک کرد براتون.
عبدالله بن عمر رو میشناسین؟ ازش درباره خلفای بعد نبی پرسیدن و او چنین شمرد این خلفا رو
1ـ ابوبكر
2 ـ عمر
3 ـ عثمان
4 ـ معاويه
5 ـ يزيد
6 ـ سفاح
7 ـ منصور
8 ـ جابر
9 ـ امين
10 ـ سلام
11 ـ مهدي
12 ـ اميرالعصب
کتاب تاريخ الخلفاء، صفحه 210.
یه نکته تقدیم کنم خدمت شما ، تو متن حدیث میفرمان چی؟ اسلام پا برجا خواهد بود تا وقتي كه
12 تن خليفه باشند. یعنی اسلام از خلیفه اول تا اخر که 12 تا هستند پا برجا میمونه ، شما چطور میخوای 12 تا خلیفه رو بشماری ؟ حداقل یه راهنمایی اخرین خلیفه رو امام عصر میتونی بدونی و اگه غیر این بدونی باید بگم تو مهدویت هم مشکل داری همونطور که تو امامت و خلافت بلافصل امیر المومنین اشکال داری.
حالا 11 تای دیگه رو بشمار. اگه نشماری به اعتقادت به کلام نبی رو هم شک میکنم.
اگه کسی کتاب صحیح مسلم داشت و یا تو
سایت یه سرچ بزنه این عبارت
اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةً
ببینین چه تعداد میاد، خو منتظرم که خلافت رو که 12 خلیفه قرار هست حفظ کنن بر بشموری.
در انتها یک کلام تقدیم میکنم و نتیجه به وجدان بیدار و خوابیده شما
فوالله! ما زلت مدفوعا عن حقي مستأثرا علي منذ قبض الله نبيه صلي الله عليه و سلم حتي يؤم الناس هذا.
خطبه ششم نهج البلغه
به خدا سوگند! مرا همواره از حقم محروم كردند، از روزي كه پيامبر از دنيا رفت، حق مرا ضايع و پايمال كردند.
جناب علی اباد ، خلافت حقی بود که برای امیر المومنین و اون حق غصب شد از طریق نامشروع ، حالا شما اسمون ریسمون بباف که حق و بیعت و .... ، حق غصب شد از امیر المونین بعد از اینکه در غدیر بیعتی صورت گرفت و نتیجه نقض عهد کردن با خدا هم شد 25 سال دور بودن از رحمت خدا و عذابهایی که بر امت نازل شد.
منتظرم درست حسابی ایناها رو رد کنی ، وگرنه باید بخاطر مطالب خلاف واقع از کاربرات پوزش بخوای.