۲۰/مهر/۹۵, ۱۶:۱۳
(۲۰/مهر/۹۵ ۱۴:۲۹)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام
آیات الهی روایات اجماع وعقل حجت های امور فقهی اند وتنها حجت موجود دراعتقادات عقل است مثلا اگر از شما بپرسند که رستاخیز را اثبات کنید آیا درست است به آیه قرآن یا روایت یا اجماع ویا نظر یک بزرگ استناد کنید؟ تنها اثبات عقلی است که درست ومقبول اهلبیت است
با عرض سلام و اخترام حدمت گرامیان.
عزیزم شما عقلتون چطور میتونه رستاخیز و معاد رو فهم کنه تو خودش توضیح بده؟عزیزم یچیزایی شنیدین ولی ...
اهل بیت گرامی ، مستند به چه اموری با مردم حجت رو تموم میکردن؟
گرامی از نبی مکرم میپرسن :
وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً
و از تو درباره «روح» سؤال مىکنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است؛ و جز اندکى از دانش، به شما داده نشده است!»
عزیز دلم رسول خاتم و نبی امم ، چرا پاسخشون رو نداد؟ ایا نبی خاتم نمیتونستند با همین حکمی که شما میگی عقل پاسخ این سائلین رو بدن؟
عقل تا حدی که مشرف به چیزی باشه حجیت داره ، این که دیکه حجم عقل این رو میپذیره . ایا این حرف غلطه؟
شما عقل رو رها کردی تو مباحث و هرچی گفت و رسید قبول میکنی؟ نمیگم عقل جایگاه کمی داره ، اما محدود هست .
درجایی که شما میخوای صحبت کنی و در اون اشراف نداری نیاز به چیزی داری که اشرافیت به اون داشته باشه .
مثلا شما پله اول هستی و دید کمی داری به اطراف خودت ، ایا قدم بر پله دوم میزاری یا اینکه همونجا میمونی و میگی همین عقل برای من کفایت میکنه؟
بزارین از یک تمثیل براتون بگم شاید جایگاه عقل رو که بای شما از اون حجتهایی هست که میخواین ازش کمک بگیرین اشناتر بشین.
پیل اندر خانه تاریک بود عرضه را آورده بودندش هنود
از برای دیدنش مردم بسی اندر آن ظلمت همی شد هر کسی
دیدنش با چشم چون ممکن نبود اندر آن تاریکیاش کف میبسود
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودان است این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید آن برو چون بادبیزن شد پدید
از برای دیدنش مردم بسی اندر آن ظلمت همی شد هر کسی
دیدنش با چشم چون ممکن نبود اندر آن تاریکیاش کف میبسود
آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودان است این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید آن برو چون بادبیزن شد پدید
آن یکی بر پشت او بنهاد دست گفت خود این پیل چون تختی بدست
همچنین هر یک به جزوی که رسید فهم آن میکرد هرجا میشنید
از نظر که، گفتشان شد مختلف آن یکی دالش لقب داد این الف
در کف هریک اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی
چشم حس همچون کف دستاست و بس نیست کف را بر همه او دسترس
چشم دریا دیگرست و کف دگر کف بهل وز دیده دریا نگر
جنبش کفها ز دریا روز و شب کف همی بینی و دریا نی عجب
ما چو کشتیها به هم برمیزنیم تیره چشمیم و در آب روشنیم
ای تو در کشتی تن رفته به خواب آب را دیدی نگر در آب آب
همچنین هر یک به جزوی که رسید فهم آن میکرد هرجا میشنید
از نظر که، گفتشان شد مختلف آن یکی دالش لقب داد این الف
در کف هریک اگر شمعی بدی اختلاف از گفتشان بیرون شدی
چشم حس همچون کف دستاست و بس نیست کف را بر همه او دسترس
چشم دریا دیگرست و کف دگر کف بهل وز دیده دریا نگر
جنبش کفها ز دریا روز و شب کف همی بینی و دریا نی عجب
ما چو کشتیها به هم برمیزنیم تیره چشمیم و در آب روشنیم
ای تو در کشتی تن رفته به خواب آب را دیدی نگر در آب آب
(دفتر سوم از کتاب مثنوی مولوی- 1259)
در 18 ذی الحجه مردم با حضرت امیر بیعت کردن ، اگه تو روز شهادت نبی خاتم رفتن و نقض عهد کردن داستانی دیگه پشت پرده بود . و اینها هم ربطی به برداشت شما نداره که بعدا بگی اختلاف و ... .
در اصل مردم تو غدیر نه تنها با امیر المومنین بیعت کردن بلکه با 12 تور خدا بیعت کردن
احتمالا خطبه غدیر رو مطالعه فرمودین جناب علی اباد
شما تو این خطبه چه چیزهایی مشاهده میکنین؟
نمونه خدمت شما عرضمیکنم شاید عقل شما بپذیرد و شاید هم ...
پیش از تذکر چند نکته خدمت شما عرض کنم ، به قران که معتقد هستیم امت اسلامی ، تو این قران که سراسرش نور و هدایت هست یه ایه داریم که رسما میگه: وافوا بالعقود
چرا اینو مرجع قرار دادم؟ تا بدونین بعضی نکتی رو که امت تو روز 18 ذی الحجه بیعت کردن. اصلا بیعت چطوریاس؟ شما که حقوق خوندین باید بهتر بدونین اینرو که بیعت از كلمه بیع و در لغت به معنی هم عهد و هم عقد شدن ، خو هم عهد بر چی شدن؟ بر اینکه علی علیه السلام رو به اون امتی که باهاشون بودن تفهیم کنن که ای امت من ای جمع مردم ای کسانی که دنبال رو من هستین ای کسانی که میخواین رستگار بشین بدونین که دارین بیعت میکنین با کسی که :
در ادامه پیامبر چه میفرمان؟
خوب ادامش چی میشه؟
ادامه رو بازم یه قسمت میکم و شما و سایر دوستان رو دعوت میکنم یکبار خودتون بخونین متن رو
وقتی نبی خدا میگن علی ع وصی من هست یعنی چی. نقش وصی پیامبر چیه؟ حالا مردم که بخوان و نخوان وصی پیامبر رو باید قبول کنن و هرکی منکر بشه تکلیفش پیشتر تو خطبه معلوم شد.
ببینین مطالب به قدری مفهوم هست که نیاز به اورقی براش نیست ، امیدوارم با عقل بیایید جلو ، البته عقلی که در ابتدا تکلیفش مشخص شد ، نه عقلی که اجازه داره تو جایگاهی که اشراف نداره حرف یزنه.
(۲۰/مهر/۹۵ ۶:۳۲)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام صبح همگی بخیر
در مساله پیشنهاد تعیین روزی برای وحدت شیعه وسنی بنام امامت وخلافت سوالاتی مطرح گردید که جای آن فضای مستقلی می طلبید .لذا این پست ایجادشد تا دوستان اگر مایلند سوالات خودرا دراین جا مطرح کنند تا انشاءالله برآگاهی هایمان افزوده شود .برای آغاز کاربخشی ازسوال مهم فرشته عذاب را به اینجا منتقل نموده وپاسخ خودرا مینویسم.
کدوم شیعه ای حق امام علی (علیه السلام) برای خلافت رو مشروط به بیعت مردم امام نشناس میکنه که شما کردید ؟
بنده معتقدم که حق خلافت جدای از ایفای آنست واین دوازهم جدا هستند برای اینکه حقی ایفا شود شروطی لازم است ازجمله بیعت مردم وتا بیعت صورت نپذیرد حق خلافت روی کاغذ میباشد ولذا در عمل مشاهده میکنیم که همه پیامبران وامامان بجز مواردی محدود نتوانسته اند حق خودرا بگیرند .ضمن اینکه اساسا خلافت حق نیست وتکلیف است وتکلیف زمانی مطرح است که مکلف دارای اختیار باشد .
در 18 ذی الحجه مردم با حضرت امیر بیعت کردن ، اگه تو روز شهادت نبی خاتم رفتن و نقض عهد کردن داستانی دیگه پشت پرده بود . و اینها هم ربطی به برداشت شما نداره که بعدا بگی اختلاف و ... .
در اصل مردم تو غدیر نه تنها با امیر المومنین بیعت کردن بلکه با 12 تور خدا بیعت کردن
احتمالا خطبه غدیر رو مطالعه فرمودین جناب علی اباد
شما تو این خطبه چه چیزهایی مشاهده میکنین؟
نمونه خدمت شما عرضمیکنم شاید عقل شما بپذیرد و شاید هم ...
پیش از تذکر چند نکته خدمت شما عرض کنم ، به قران که معتقد هستیم امت اسلامی ، تو این قران که سراسرش نور و هدایت هست یه ایه داریم که رسما میگه: وافوا بالعقود
چرا اینو مرجع قرار دادم؟ تا بدونین بعضی نکتی رو که امت تو روز 18 ذی الحجه بیعت کردن. اصلا بیعت چطوریاس؟ شما که حقوق خوندین باید بهتر بدونین اینرو که بیعت از كلمه بیع و در لغت به معنی هم عهد و هم عقد شدن ، خو هم عهد بر چی شدن؟ بر اینکه علی علیه السلام رو به اون امتی که باهاشون بودن تفهیم کنن که ای امت من ای جمع مردم ای کسانی که دنبال رو من هستین ای کسانی که میخواین رستگار بشین بدونین که دارین بیعت میکنین با کسی که :
نقل قول:هان مردمان! در تبلیغ آن چه خداوند بر من نازل فرموده، كوتاهى نكرده ام و اكنون سبب نزول آیه را بیان مى كنم: همانا جبرئیل از سوى سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - سه مرتبه بر من فرود آمد و فرمانى آورد كه در این مكان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهى اعلام كنم كه علىّ بن ابى طالب، برادر و وصىّ و جانشین من در میان امّت و امام پس از من است.این رو که هر انسان با عقل سطح متوسط هم باشه مراد پیامبر رو میفهمه
در ادامه پیامبر چه میفرمان؟
نقل قول:همو كه جایگاه اش نسبت به من، به سان هارون نسبت به موسى است؛ مگر این كه پیامبرى پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول او صاحب اختیار شماست و خداوند تبارك و تعالى آیه اى بر من نازل فرموده كه: همانا تنها ولى و سرپرست و صاحب اختیار شما، خداوند و پیامبرش و مؤمنانى اند كه نماز به پا مى دارند و در ركوع زكات مى پردازند. (مائده / ۵۵) و قطعاً علىّ بن ابى طالب، نماز به پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پیوسته خداخواه است.چی شد الان؟ هارون نبی چه جایگاهی داشت؟ وصی موسی کلیم الله بود ، جانشینش بود ، نماینده حضرت بود در زمان نبود نبی خدا در امتش . ایا پیامبر خدا از روی تعارف این صحبتها رو میکنه؟ نه بلکه مفردات عبارات هرکدوم برای خودش باری داره که عقل رو به تامل وا میداره عزیزم.
خوب ادامش چی میشه؟
نقل قول:هان مردمان! براى آخرین بار در این اجتماع به پا ایستاده، (با شما سخن مى گویم.) سخنم را شنیده، پیروى كنید و فرمان پروردگارتان را گردن گذارید كه خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و سرپرست و معبود شماست و سپس سرپرست شما، فرستاده و پیامبر اوست كه اكنون با شما سخن مى گوید و پس از من به فرمان او، على ولى و امام شماست.عزیزم دقت کردی که تو غدیر چه پیمانی گرفته و توضیحات ستاره داری برای امت گفته شد؟ تا کسی نگه پیامبر اینو که نگفته بود دیگه باقی نمونه
سپس امامت، در فرزندان من از نسل على خواهد بود تا برپایى رستاخیز كه خدا و رسول او را دیدار كنید. روا نیست مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند و ناروا نباشد مگر آن چه آنان ناروا دانند و خداوند عزّوجلّ هم روا و هم ناروا را به من شناسانده و من آموخته هایم را از كتاب خدا و حلال و حرام او را در اختیار على گذاشته ام.
هان مردمان! او را برتر دانید؛ هیچ دانشى نیست مگر این كه خداوند در جان من نبشته و من تمامى آن را در جان على، امام پرهیزكاران، ضبط كرده ام و دانشى نبوده مگر آن كه به على آموخته ام. او پیشواى روشنگر است كه خداوند در سوره ى یاسین از او گفت وگو كرده: و علم هر چیز را در امام مبین برشمردیم. (یس / ١٢)
هان مردمان! او را فراموش نكنید و از امامتش برنتابید و از سرپرستى اش نگریزید؛ چرا كه شما را به درستى و راستى خوانده و خود نیز بدان عمل مى كند. او باطل را نابود كرده و شما را از آن بازدارد و هرگز نكوهشِ نكوهش گران او را از كار خدا بازندارد.
ادامه رو بازم یه قسمت میکم و شما و سایر دوستان رو دعوت میکنم یکبار خودتون بخونین متن رو
نقل قول: دورِ دور باد، از مهر خداوند و خشمِ خشم باد، بر آن كه این گفته ام را نپذیرد و با من سازگار نباشد.فرازی مهم که شما روش کمی بصورت اختصاصی تدبر کن
هر آن كس كه من سرپرست اویم، این على سرپرست اوست و او على، فرزند ابى طالب، برادر و وصىّ من است؛ ولایت و سرپرستى او حكمى از سوى خداست كه بر من فروفرستاده است.
نقل قول:هان مردمان! شمار شما بیش از آن است كه در یك زمان با یك دست، با من بیعت كنید؛عزیز دلم اگه عقل رو حجت کردی و بقیه حجتها رو هم اگه خواستی استفاده کن تا این دو عبارت رو درک کنی و بعدش معنایی که خواستی رو نتیجه بگیر.
از این روى خداوند عزّوجلّ دستور فرموده كه از شما اقرار زبانى گیرم و پیمان سرپرستى على امیرالمؤمنین را محكم كنم و نیز بر امامان پس از او كه از نسل من و اویند؛ چرا كه گفتم: فرزندانم از نسل اویند.
پس همگان بگویید: البتّه كه سخنان تو را شنیده، پیروى مى كنیم و از آن خشنود و بر آن گردن گذاریم و بر آن چه از سوى پروردگارمان و پروردگار تو در امامت اماممان على امیرالمؤمنین و دیگر امامان - از صلب او - به ما ابلاغ كردى، با تو پیمان مى بندیم؛ پیمانى با دل و با جان و با زبان و دستانمان.
با این پیمان زنده ایم و با آن خواهیم مرد و با این اعتقاد برانگیخته مى شویم و هرگز آن را دگرگون نكرده، شكّ و انكار نخواهیم داشت و هرگز از عهد خود برنگشته، پیمان نشكنیم.
(اى رسول خدا!) ما را به فرمان خدا پند دادى درباره ى على امیرمؤمنان و امامان پس از او، فرزندانت از نسل او، حسن و حسین و پیشوایان پس از آن دو كه خداوند برپایشان كرده. اینك براى آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد، از دل ها و جان ها و زبان ها و درون ها و از دستانمان. هر كس توانست با دست، وگرنه با زبان بیعت نمود.دیگر پیمان نخواهیم شكست و خداوند دگرگونى از ما نبیند و از این پس فرمان تو را به نزدیك و دور از فرزندان و خویشان خواهیم رساند و خداوند را بر آن گواه گیریم و او بر گواهى كافى است و تو نیز بر ما گواه باش.
هان مردمان! اكنون چه مى گویید؟
البتّه خداوند هر صدایى را مى شنود و بر اسرار دل ها آگاه است.
هر آن كس كه هدایت پذیرد، به خیر خویش پذیرفته و آن كه گمراه شد، به زیان خود رفته.(زمر / ۴١) و آن كس كه بیعت كند، حتماً با خداوند پیمان بسته كه دست خدا بالاى دست آن هاست.(فتح / ١٠)
يا علي أنت بمنزلة الكعبة " منبع بدم باید لیست بلند بالایی بدم"
پیامبر اکرم فرمود: یا علی! تو به منزله کعبهای که همه باید به سویت بیایند ولی تو به سوی کسی نمیرویاین عبارت کم تو منابع اهل سنت نیومده گرامی ، جایگاه کعبه چی هست؟
جایگاه امام ، امامی که خودش خلیفه رسول الله و وصی او و سرپرست و مولای امت هست بعد از نبی خاتم .
حالا شما بگو که بیعت کردن و سر باز زدن و این سر باز زدن از بیعت و نقض عهدی که ابتدا صورت گرفته چه میشه.
یه مثال حقوقی بزنم براتون .
من ملکی رو با سند رسمی به شخصی میفروشم و بعد همون ملک رو با سند عادی به شخص دیگری ، تکلیف چیه؟ بیعت دوم که فروش ملک هست با سند عادی چه ارزشی داره؟
فقط یچی بگم البته میدونم شهیدش میکنی بحث رو ولی شما که حقوق خوندی باید خوب توضیح بدی اینو که نقش وصی و وصیت و موصی و ... چی هست. پیامبر اکرم فرمود: یا علی! تو به منزله کعبهای که همه باید به سویت بیایند ولی تو به سوی کسی نمیرویاین عبارت کم تو منابع اهل سنت نیومده گرامی ، جایگاه کعبه چی هست؟
جایگاه امام ، امامی که خودش خلیفه رسول الله و وصی او و سرپرست و مولای امت هست بعد از نبی خاتم .
حالا شما بگو که بیعت کردن و سر باز زدن و این سر باز زدن از بیعت و نقض عهدی که ابتدا صورت گرفته چه میشه.
یه مثال حقوقی بزنم براتون .
من ملکی رو با سند رسمی به شخصی میفروشم و بعد همون ملک رو با سند عادی به شخص دیگری ، تکلیف چیه؟ بیعت دوم که فروش ملک هست با سند عادی چه ارزشی داره؟
وقتی نبی خدا میگن علی ع وصی من هست یعنی چی. نقش وصی پیامبر چیه؟ حالا مردم که بخوان و نخوان وصی پیامبر رو باید قبول کنن و هرکی منکر بشه تکلیفش پیشتر تو خطبه معلوم شد.
ببینین مطالب به قدری مفهوم هست که نیاز به اورقی براش نیست ، امیدوارم با عقل بیایید جلو ، البته عقلی که در ابتدا تکلیفش مشخص شد ، نه عقلی که اجازه داره تو جایگاهی که اشراف نداره حرف یزنه.
شما واقعا تحصیلات حقوق دارین؟ جز به جز بریم من پایه هستم ولی شما بااین قوه ادراک فعلا هنوز قدم اول رو هم برنداشتین و بلکه عقب رفتین که . داری تعیین تکلیف میکین بجای خدا . 
پس اینجا حرفتون رد میشه که با اکثریت خلافت حاصل میشه