تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دنباله اثبات پیامبری زردشت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بنام خدا
سلام وتشکر
بهرحال نظر مخالف اعلام شود درقران هم امده است درقانون اساسی هم امده است همه کشک است؟

بنام خدا

دوستان عزیز سلام

بنده در باره زردشت ودین او در بخش اول ازجهت تاریخی اثبات کردم که این دین ریشه درآئین نوح وابراهیم خلیل دارد ومردم ایران باستان موحد بوده اند. در بخش دوم استنادات قرانی روائی وقانون اساسی را آوردم . بنابراین مطلبی که هم اکنون عملا درکشور مورد پذیرش وانجام است هیچ جای تردیدی ندارد معذالک آشنایان به تاریخ ویا اسلام میتوانند آنرا نقد کنند تا منهم به آگاهی بیشتری برسم موفق باشید وشب بخیر.
(۱۹/آبان/۹۵ ۰:۰۰)سعدی نوشته است: [ -> ]آیه و روایاتی که علی آباد گرامی آوردند، از طرف کارشناسان سایتهای پاسخگویی مثل همین askdinیا islamquest هم ذکر شده. پس جا داره روی اونها فکر کنید.

جناب سعدی شما اگه این حرفا قانعتون میکنه برای بنده مهم نیست ، چون شاید براتون این مطالب تازگی داشته باشه و با دوتا اینچنین مطالب به نتیجه برسید اما برای بنده خیر.
گرامی شما معنای این ایه مذکور رو متوجه میشید که چنین میگی؟


إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصاري‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ



مسلّماً کسانی که ایمان آورده اند ، و یهود و صابئان [ ستاره پرستان ] و نصاری و مجوس و مشرکان ، خداوند در میان آنان روز قیامت داوری می کند ( و حق را از باطل جدا می سازد ) خداوند بر هر چیز گواه ( و از همه چیز آگاه ) است.
نیاز به ترجمه نبود ولی برای سهل کردن کلام میارم
اقایی که میگی من کجا جعل و تحریف نکردم یه نگاه به این ایه بنداز و ببین خودت چه معنا ازش گرفتی و با تغییر عبارت چه به خورد خواننده دادی:
برای اینکه درک صحیح داشته باشین هر دین رو با همون رنگ ایه براتون مشخص میکنم
(۱۸/آبان/۹۵ ۲۰:۳۱)aliabad نوشته است: [ -> ]همانگونه که دراین آیه ملاحظه میکنید 5دین پیامبران اولوالعزم در کنارهم آمده اند اسلام یهودیت دین نوح مسیحیت ومجوس که همان دین حنیف ابراهیم است.
شما اینجا رنگ های رو تو ترجمه مشاهده نمیکنی چرا؟Huh الان دین حضرت نوح کجاست تو این ایه؟ بعد چطور استنباط میکنید که انبیاء اولوالعزم رو از این ایه؟ واقعا چیفرض میکنن این جناب علی اباد مخاطب رو؟
گرامی اگه بخوای بگی پیرو ایین حنیف ابراهیمی بودن باید همه انبیای بعد از ابراهیم خلیل الرحمن رو بصورت کل درنظر بگیری که جناب مفسر .
بعدشم شما جناب محقق ، صائبین رو اختمالا نوح نبی در نظر گرفتی ! درحالی که چنین نیست.
واست گفتم انبیاء اولوالعزم کیا بودن اگه بازم بخوای برات میگم ولی شما پیامبر مجوس رو از انبیاء اولوالعزم میدونی .
وقتی این اقا چنین دروغی را نسبت میده دیگه ادامه حرفای این اقا ایا دارای صحت میتونه باشه؟
منکاری به حدیث و روایت ندارم ، تو همین ایه و ترحمه و برداشت چنین کدبی رو مطرح و در تغبیر و تفسیر به رایی که دارن دست به جعل میزنن و خلاف واقعی رو واقع به مخاطب تحویل میدن.
بقه مطالب هم که کپی هست و از طرفی همینقدر که نبی خاتم رو با اسم مثلا فرزندش خطاب میکنه معلومه چقدر اهل تحقیق و علم هستن.
درباره قسمتی که اقای علی اباد نخواستن سر شما رو درد بیارن براتون من میگم و سرتون رو درد میارم
نقل قول:تفاوت مجوس (مغ) با زرتشتی

منظور از مجوس (مغوس= مغ) پیروان آیین مهر یا میترا است که دین اقوام آریایی بوده و قدمت آن به پیش از زرتشت بازمی‌گردد. این نکته متاسفانه توسط کسانی که آشنایی کافی با این دو آیین نداشته اند معمولا مخلوط و مشتبه گردیده است. دکتر هاشم رضی مترجم وندیداد (اوستا) نوشته‌است: «آنچه که دَرَش، گمانی نیست، زرتشت در شرق ایران، - شمال‌شرقی- زاده شد و دین خود را ارایه کرد. جائی که زرتشت دین آورد، دین میترایی مورد ایمان و علاقهٔ مردم بود... میترائیسم یا مهرپرستی نام دین باستانی اقوام آریایی است که بنا بر اندیشه‌های زروانیسم خود هم نور و هم ظلمت را از قوای طبیعت و لازمه هستی می‌دانستند و بروز طبایع ایزد و اهریمن را در انسانها زاده جبر شرایط محیطی دانسته از این رو تلاش برای در ستیز انگاشتن این دو را همواره بسوی صلح سوق می‌دادند. اگر مجوس را تغییر شکل یافته کلمه مغ بدانیم، این کلمه سابقه بسیار طولانی دارد.

در اوستا این کلمه یکبار به صورت موغو
Moghu که همان مغ فارسی است آمده اما کلمات دیگری که از این ریشه‌است مکرراً در خود گاتها به کار رفته‌است از جمله کلمه مگ که در یسنای ۲۹، قطعه ۱۱ و ۱۶ و یسنای ۵۳، قطعه ۵۳ آمده‌است (پورداود). لفظ موغو در یسنای ۶۵ قطعه ۷ در جزو کلمه موغوتبیش Maghu – Tbish به معنی مغ آزار آمده‌است:

آب از آن کسی که از میان ما بداندیش است مباد، آب از آن کسی که از ما بد گفتار است مباد، آب از آن کسی که از ما بدکردار است مباد، نه از آن بد دین، نه از آن دوست آزار، نه از آن مغ آزار، نه از آن هم برزن (همسایه) آزار، نه از آن خانواده آزار… (پورداود، ۲/۹۱). در تورات هم در کتاب ارمیا باب ۳۹، جمله ۳ چنین آمده: و تمام سروران پادشاه بابل داخل شده، در دروازه وسطی نشستند یعنی نرجل شراصر و سمجرنبو وسرسکیم رئیس خواجه‌سرایان و نرجل شراصررئیس مجوسیان و سایر سرداران پادشاه بابل . و در جمله ۱۳ همان باب گوید: 13 پس نبوزردان رئیس جلادان و نبوشزبان رئیس خواجه‌سرایان و نرجل شراصر رئیس مجوسیان و سایر سروران پادشاه بابل فرستادند.
در قاموس کتاب مقدس ذیل کلمه مجوس آمده‌است: ایشان علما و دانشمندان قوم فارس بوده فلسفه و هیئت و علوم ریاضی را که در آن زمان معروف بود تعلیم می‌دادند و با پادشاه به میدان جنگ می‌رفتند و هر چند که علم ایشان بر قواعد صحیحه بنا نشده بود با وجود آن دانیال ایشان را به حکمت و دانشمندی توصیف می‌نماید (دانیال: ۱، ۲۰) و از برای ایشان نزد نبوکد نصر وساطت نمود (دانیال: ۲، ۲۴) و خود رئیس ایشان گردید.

زرتشتیان کنونی خود از این باب که مغان مهرآیین پیش از زرتشت بوده اند و حتی رد پای آنها در کتب مذهبی آنان بخوبی دیده میشود کاملا آگاهند برای نمونه قسمتی از سخنان سرموبد گرتیر به نقل از امرداد بدین شرح است: نسک ها که نبشته مغان و موبدان سدها سال پس از زرتشت ميباشند از نگاه يک زرتشتی اگر در راستای آموزه های اشو زرتشت باشند پذيرفته ميباشند و اگر نباشند حتی اگر در اوستا باشند پذيرفته نميباشند مانند قربانی جانوران که در گاثاها کنار گذاشته شده اند اما در بخش ديگر اوستا دوباره گنجانده شده اند که اگر خوب بنگريد رد پای مغان مهرايين و اناهيتايی را بروشنی ميتوان ديد . جای تعجب است که وقتی خود زرتشتیان مغ را مهرایین و متفاوت از زرتشتی میدانند چرا کلمه مجوس که همان معرب مغ است توسط برخی به زرتشتیان منتسب گردیده.

به عقیده علی اصغر حکمت "آیین مغان که رواج فراوانی در دولت مادها داشت ، گرچه با ظهور زردشت از رونق افتاد ، اما برخی عقاید و سنن آنان به زردشتیان منتقل گشت ، از قبیل احترام به عناصر اربعه آب ، خاک ، باد و به ویژه عنصر آتش . تجلیل مغان از آتش بیش از زردشتیان بوده است . برهمین اساس است که حافظ شیرازی از آتش درون ، به یاد دیر مغان می افتد نه آتشکده زردشت :

از آن به دیر مغانم عزیز می دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

اعتقاد به ثنویت و قدرت و تاثیرگذاری اهریمن ، در آیین مغان بسیار شدیدتر ازعقایدی است که در دین ردشت به چشم می خورد . آفتاب پرستی و جادوگری نیز از ویژگی های آنها بوده است ؛ تا جایی که مغان را به جادوگری می شناختند.

ابهامات تعاریف مجوس در فرهنگ نامه ها

در خصوص اینکه آیا مجوسان تابعان زرتشت هستند یا نه در میان لغت نامه نویسان اختلافات زیادی وجود دارد آناندراج قوم آتش پرست که از تابعان زرتشت اند و در منتخب گوید پرستندگان ماه و آفتاب و آتش (این زرتشتیان نیستند که پرستندگان آفتاب و آتشند). رساله معربات نوشته که مجوس منجگوش یعنی صغیرالاذن. چون واضع دین مجوس مرد خردگوش بود لذا چنین گفتند (خوب اگر چنین کسی دین مجوس را وضع کرده پس با دین زرتشت متفاوت است). ناظم الاطباء گوید: معرب موی گوش و یا سیخگوش که نام کسی بوده که در آیین زردشت بدعتها گذاشته و اکنون پیروان زرتشت را گویند(پس مجوس حداقل قبلا به چیز دیگری اطلاق میشده). در انسان کامل گفته که مجوس گروه آتش پرستان را گویند و در شرح مواقف آورده که مجوس فرقه‌ای از ثنویه‌اند که قائلند به فاعل خیر که او را یزدان خوانند و به فاعل شر که او را اهریمن نامند (به نظر می‌رسد این درک نادرستی از افکار زروانی مغان باشد).

در ملل و نحل گفته‌است که مجوس طایفه‌ای بودند که کتاب آسمانی داشتند مردی آن کتاب را تحریف و تبدیل کرد چون یک شب بگذشت بامدادکتاب اصل را ناپدید یافتند و گویند کتاب به آسمان برده شد و از این رو آنان را اهل کتاب نتوان شناخت اما در شرح مواقف گفته مجوس اهل کتاب باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون). ایشان علما و دانشمندان قوم فارس بوده فلسفه و هیئت و علوم ریاضی و دیگر علوم را که در آن زمان معروف بود تعلیم می‌دادند (از قاموس کتاب مقدس) از ملل و نحل شهرستانی چنین بر می‌آید که زرتشتی و مجوس را جدا دانسته و علمای اوایل اسلام نیز مجوس وزرتشتی را یکی نمی‌دانستند (دهخدا). در دوران هخامنشی مجوسان مغان به یک رسته از روحانیان زرتشتی اطلاق می‌گردید که بدین لحاظ اختلاط واژ مغ با موبد (و طبقه روحانی) و از سوی دیگر یکی انگاری آیین مهر و زرتشتی پدید آمده. اینکه زرتشت پیامبر آیین مهر بوده که آموزه‌هایش در ادوار هخامنشی و بخصوص ساسانی به انحراف کشیده شد، یا اینکه زرتشت دین جدیدی را با آموزه‌های کنونی با خود آورد جای تحقیق دارد. (همچنین ببینید: مغ)
جناب علی اباد کتاب ایین مجوس اسمش چیه؟
زرتشت چطور؟
با اجازتون من از کلام همون علامه مجلسی استفاده میکنم که شما خیلی روش برای اون ذوالفرنین استفاده میکردی. البته کتب دیگم هست ولی دیدم شما این کتاب رو دوست داری ازش نقل میکنم

نقل قول:علامه طباطبائی (رض) در تفسیر این آیه فرموده است:
منظور از" مجوس" قوم معروفى هستند كه به زرتشت گرویده، كتاب مقدسشان" اوستا" نام دارد.طباطبایی، (ترجمه المیزان)، ج‏14، ص: 50

اشکالی که به این نحوه استدلال زرتشتیان عزیز وارد است این است که: اگر شما بخواهید از تفسیر المیزان برای اثبات مطلب خود استفاده كنید، قطعا به نتیجه نخواهید رسید! زیرا علامه طباطبائی (رض) علاوه بر این كه در تفسیر آیه 17 سوره شریفه حج، مجوسیان را زرتشتیان می خواند، اما در جای دیگر احتیاط می‎كند و می‎فرماید:
«روایات هر چند مجوس را اهل كتاب خوانده كه لازمه‎اش آن است كه این ملت نیز برای خود كتابی داشته باشد... لكن قرآن هیچ متعرض وضع مجوس نشده و كتابی برای آنها نام نبرده و كتاب اوستا كه فعلاً در دست مجوسیان است، نامش در قرآن نیامده... و كلمه اهل كتاب هر جا در قرآن ذكر شده مراد از آن یهود و نصاری است كه خود قرآن برای آنان كتابی نام برده كه خدای تعالی برای ایشان نازل كرده است.» طباطبایی، (ترجمه المیزان )، ج 3، ص 481 و 482.

در نتیجه علاوه بر اینکه مرحوم علامه (رحمة الله علیه) زرتشتیان را مجوسی نمی داند، مجوسیان را نیز از گروه اهل کتاب خارج کرده و فقط یهودیان و مسیحیان را اهل کتاب معرفی می کند. با توجه به مطالب فوق اگر زرتشتیان عزیز مبنای اثبات مدعی خود را فرمایش علامه طباطبائی (رض) در تفسیر المیزان قرار دهند علاوه بر این که مجوسی بودنشان اثبات نمی شود، از زمره اهل کتاب هم خارج می شوند.
کاربر گرامی خودت بسنجه داستان چیه.

(۱۹/آبان/۹۵ ۰:۰۳)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر
بهرحال نظر مخالف اعلام شود درقران هم امده است درقانون اساسی هم امده است همه کشک است؟

بنام خدا

دوستان عزیز سلام

بنده در باره زردشت ودین او در بخش اول ازجهت تاریخی اثبات کردم که این دین ریشه درآئین نوح وابراهیم خلیل دارد ومردم ایران باستان موحد بوده اند. در بخش دوم استنادات قرانی روائی وقانون اساسی را آوردم . بنابراین مطلبی که هم اکنون عملا درکشور مورد پذیرش وانجام است هیچ جای تردیدی ندارد معذالک آشنایان به تاریخ ویا اسلام میتوانند آنرا نقد کنند تا منهم به آگاهی بیشتری برسم موفق باشید وشب بخیر.

شما چیزی اثبات نکردی جز یسری اسمون ریسمون بافتن که حتی در نقل تاریخ زندگی این شخصیت به تناقض افتادید.
مردم ایران باستان یا اریاییها؟
استناد قرانی شما که رو هوا رفته فعلا ، بحث روایت هم که دیگه بماند.البته نگاهی که شما داشتی کلا حدیثی رو هم فعلا معلق کرده
ممونه قانون اساسی که بازم مثل همیشه کم که میارید دست به دامان امام راحل و قانون اساسی و ... میشید . هنوز یادم نرفته چطور برای یک فعل حرام پای مجمع تشخیص رو به بجث باز کرده بودید.
هرزمان شما مطالب خودتو سرو سامون دادی و بصورت منظم بحث رو مطرح کردی اونوقت بگو من مقاله ای نوشتم و مطالب صحیح رو نسبت دادم به قران/ جناب علی اباد.
در انتها یک حدیث براتون میگم امیدوارم متوجه کلام بشید و در انتها شما رو به خدای منان میسپارم.
ثم دعا عليه السلام بالهربذ الاكبر فقال له الرضا عليه السلام: اخبرني عن زردهشت الذي تزعم انه نبى ما حجتك على نبوته؟ قال: انه اتى بما لم ياتنا أحد قبله ولم نشهده ولكن الاخبار من اسلافنا وردت علينا بانه احل لنا ما لم يحله غيره فاتبعناه قال: افليس انما اتتكم الاخبار فاتبعتموه؟ قال: بلى قال: فكذلك سائر الامم السالفه اتتهم الاخبار بما اتى به النبيون واتى به موسى وعيسى ومحمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فما عذركم في ترك الاقرار لهم؟ إذ كنتم إنما اقررتم بزردهشت من قبل الاخبار المتواتره بانه جاء بما لم يجئ به غيره فانقطع الهربذ مكانه فقال الرضا عليه السلام: يا قوم ان كان فيكم أحد يخالف الاسلام واراد ان يسئل فليسئل غير محتشم.
کتاب عیون الاخبار الرضا شیخ صدوق ج1 ص110
پس از آن حضرت نزد خود خواند موبد اكبر را كه بزرگ مجوسيان و آتش پرستان بود باو فرمود كه خبر بده مرا از زردشت كه گمان ميكنى پيغمبر تو است چيست دليل تو بر نبوت او عرض كرد كه او معجزه آورد بچيزى كه كسى پيش از او نياورد و ما مشاهده نكرديم و ليكن اخبار از پيشينيان ما از براى ما وارد شده است باين كه او حلال كرده است از براى ما چيزى را كه كسى غير از او
حلال نكرده است پس ما او را متابعت كرديم.
حضرت فرمود چنين است كه چون اخبارى از براى شما آمده است و بشما رسيده است متابعت كرده ايد پيغمبر خود را عرض كرد بلى فرمود ساير امم گذشتگان هم اخبارى به آن ها رسيده است كه پيغمبران چنين و چنان كرده اند موسى و عيسى و محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فلان خبر آوردند پس چيست عذر تو در اين كه اقرار نميكنى به آنها و اقرار كرده بر زردشت از جهت اين كه اخبار متواتره آمده است كه آورد چيزى را كه غير او نياورده پس موبد در مكانى كه بود سخن او منقطع شد و يا اين كه خودش نيز بيرون شتافت از مجلس.
پس از آن حضرت رضا (علیه السلام) فرمود اى قوم اگر در شما كسى باشد كه مخالف اسلام باشد و بخواهد سؤال كند مسألت كند و ليكن غضبناك نشود
اگه بازم از این دست احاذیث خواستید کم نیست.
به احادیثی که میارین اکتقا نکنین
کتاب اجتجاج شیخ طبرسی جلد : 2 صفحه : 91 به بعد
قال: فأخبرني عن المجوس أفبعث الله إليهم نبيا؟ فإني أجد لهم كتبا محكمة ومواعظ بليغة، وأمثالا شافية، يقرون بالثواب والعقاب، ولهم شرايع يعملون بها.
قال عليه السلام: ما من أمة إلا خلا فيها نذير، وقد بعث إليهم نبي بكتاب من عند الله، فأنكروه. وجحدوا كتابه.
قال: ومن هو فإن الناس يزعمون أنه
خالد

بن

سنان
؟

قال عليه السلام: إن
خالدا
كان عربيا بدويا، ما كان نبيا، وإنما ذلك شئ يقوله الناس.

قال: أفزردشت؟
قال: إن زردشت أتاهم بزمزمة، وادعى النبوة، فآمن منهم قوم وجحده قوم، فأخرجوه فأكلته السباع في برية من الأرض.
قال: فأخبرني عن المجوس كانوا أقرب إلى الصواب في دهرهم، أم العرب؟
قال: العرب في الجاهلية، كانت أقرب إلى الدين الحنيفي من المجوس وذلك أن المجوس كفرت بكل الأنبياء، وجحدت كتبهم، وأنكرت براهينهم، ولم تأخذ بشئ من
سننهم
، وآثارهم، وأن كيخسرو ملك المجوس في الدهر الأول قتل ثلاثمائة نبي، وكانت المجوس لا تغتسل من الجنابة، والعرب كانت تغتسل والاغتسال من خالص شرايع الحنيفية، وكانت المجوس لا تختن، وهو من سنن الأنبياء، وأول من فعل ذلك إبراهيم خليل الله، وكانت المجوس لا تغسل موتاها ولا تكفنها، وكانت العرب تفعل ذلك، وكانت المجوس ترمي الموتى في الصحارى والنواويس، والعرب تواريها في قبورها وتلحدها، وكذلك السنة على الرسل، إن أول من حفر له قبر آدم أبو البشر، وألحد له لحد، وكانت المجوس تأتي الأمهات وتنكح البنات والأخوات، وحرمت ذلك العرب، وأنكرت المجوس بيت الله الحرام وسمته بيت الشيطان، والعرب كانت تحجه وتعظمه، وتقول: بيت ربنا، وتقر بالتوراة والإنجيل، وتسأل أهل الكتب وتأخذ، وكانت العرب في كل الأسباب أقرب إلى الدين الحنيفية من المجوس.
قال: فإنهم احتجوا بإتيان الأخوات أنها سنة من آدم.
قال: فما حجتهم في إتيان البنات والأمهات، وقد حرم ذلك آدم، وكذلك نوح وإبراهيم وموسى وعيسى، وسائر الأنبياء، وكل ما جاء عن الله عز وجل.......



از امام پرسيدند كه پيامبر مجوس چه كسي بود، آيا خالد بن سنان بود؟ حضرت فرمود خالد يك نفر عرب بدوي بود، و پيغمبر نبود و اين سخني است كه مردم بي‌اطلاع مي‌گويند. آن مرد گفت آيا پيغمبر مجوس، زرتشت است؟ امام فرمود زرتشت درميان مجوس سر و صدايي راه انداخت و ادعاي پيغمبري كرد، عده‌اي دعوتش را پذيرفتند و عده ديگر او را تكذيب كردند و او از شهر بيرون نمودند و در بيابان طعمه درندگان شد.


در نهایه نظر مفسیرین و مورخین و سیره نویسان براین هم هست که زرتشت و زرتشتیگری از مجوسیگری هست نه اینکه خودش باشه.البته از کلام امامان هم چنین برداشت میشه کرد اما باتوجه به قرائن .


متن رو بخونین حیلی چیزا دستون میاد. پیش از زرتشت مجوسیان بودن . پس همه زرتشتیا مجوسی هستن ولی همه مجوسیان زرتشتی نیستن.
پس با خلط کردن مجوس با زذتشت و ... و جعل واژه ها بجای هم کمی متاملانه برخورد کنید
بنام خدا
دوستان سلام صبح همگی بخیر
منتظر نقد شما هستم واگر کسی مایل بود ازسوی(مهدی سینا)بنمایندگی نقد کند منعی ندارد شما مطالب ایشان را دقیق بخوانید وخودتان اگر به سوال واشکالی رسیدید بپرسید حتما پاسخ میدهم موفق باشید.
(۱۹/آبان/۹۵ ۶:۵۷)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
دوستان سلام صبح همگی بخیر
منتظر نقد شما هستم واگر کسی مایل بود ازسوی(مهدی سینا)بنمایندگی نقد کند منعی ندارد شما مطالب ایشان را دقیق بخوانید وخودتان اگر به سوال واشکالی رسیدید بپرسید حتما پاسخ میدهم موفق باشید.
سلام و وقت بخیر
چون پاسخ ندارید بدید دنبال این هستید که یکی رو پیدا کنیدکه بتونی روش تسلط پیداکنید.
دوستان کسی هست بیاد به داد این جناب علی اباد برسه؟
اقا نقد رو که خودم دارم میزارم ،چرا فرار میکنی؟
اگه جرفی هست بیا و بگو/
تو دادگاه هم میری میگی به وکیل طرف مقابل برو یکی دیگه رو بیار از موکلت دفاع کنه من با این جناب حرف نمیزنم چناب قاضی؟
من وقتی هستم شما چرا دنبال نماینده هستی؟یکی دیگه بیاد مطالب منو بخونه بعد از مطالب من که خودم نوشتم و اینجا زنده ظاهر و اماده و سالم وجود دارم برداشت خودش رو بنویسه و شما هم کمال استفاده روببری؟
هرکی خواست مطالب روبخونه ولی اگه نظر بنده رو کسی خواست بیان کنه بنده اجازه نمیدم برداشت خودش رو بگه .

چرا نمیگی من علی اباد تو برداشتم تو قسمت پیامبران اولوالعزم اشتباه کردم؟
چرا نمیگی من علی اباد تو برداشتم تو برداشتم از اون ایه مبارکه سوره حج خلافگفتم؟
سنگینه ؟
راستی دوستانی که میخوان سوال کنن دقت کنن روی تک تک مفاهیمی که این جناب علی اباد به شما توضیح میدن حیفه نوت برداری نشه.
گرامیان این تاپیک تا رو ز جمعه باز هست ، اگه کسی مطلبی قرار داد که هیچ و بحث رو پی میگیریم و در غیر این صورت این تاپیک هم بسته خواهد شد ، علتشم همون زمان قید میکنم.
بنام خدا
سلام وقت بخیر ادامه مباحثه باشما منوط بهمان شرطی است که اعلام کردم منتها برای اینکه مطالب شما بی جواب نماند فردی دیگر مسوولیت مباحثه را برعهده گیرد .اگر کسی داوطلب نشد میتواند بمعنای رد مطالب شما باشد موفق باشید
(۱۹/آبان/۹۵ ۱۳:۱۵)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وقت بخیر ادامه مباحثه باشما منوط بهمان شرطی است که اعلام کردم منتها برای اینکه مطالب شما بی جواب نماند فردی دیگر مسوولیت مباحثه را برعهده گیرد .اگر کسی داوطلب نشد میتواند بمعنای رد مطالب شما باشد موفق باشید

میبینم که شما فرار از بحث رو قشنگ بلدی .
شرط پوزش خواهی؟ شرط اثبات جعل؟ ببخشید ولی شما همین جا( تاپیک ) و پستهای پیشین رو یه سر بزنین ، خودش گواه هست و اگه میل به ادامه ندارید بگید چرا ترس چرا نگرانی و چرا در رفتن از بحث؟
اگه ظرفیت نقد شدن مطالب رو هم ندارین تو اول هر تاپیکی که میزنی بگین کسی نقد نکنه.
وقتی من هستم کسی نمیاد جای من صحبت کنه البته اختیار با دوستان هست که بیان و پرسشی مطرح کن و اگه پرسشی نیست شاید دلیل بر این هست که مطالب به حدی روشن هست که تکرارش یعنی تکرار حرفایی که زده شد !
بعدش اگه قرار هست با من صحبت نکنی چرا الان چند پست هست داری صحبت میکنی؟
اقا یکی بیاد جای من با این محقق جاعل صحبت کنه ، البته هر حرفی بزنه به من نسبت نده چون من نیستم که ایا هستم؟
من حرفامو و مستنداتم رو گفتم و بازم هست ولی فعلا دست نگهداشتم چون حیفه برای این جناب محقق حرام بشه .
(۱۹/آبان/۹۵ ۶:۵۷)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
دوستان سلام صبح همگی بخیر
منتظر نقد شما هستم واگر کسی مایل بود ازسوی(مهدی سینا)بنمایندگی نقد کند منعی ندارد شما مطالب ایشان را دقیق بخوانید وخودتان اگر به سوال واشکالی رسیدید بپرسید حتما پاسخ میدهم موفق باشید.

من کسی رو وکیل و وصی قرار نمیدم از این خیالت جمع باشه .هرکی خواست حرف خودش رو بزنه اگه مطلبی خواست براش میگم ولی نقل از سمت من و بگه mahdy30naچنین میگه و من از سمت او دارم میگم کذب هست .
بنام خدا
سلام وتشکر
بهرحال مهم نیست هرکس نقد کند درخدمتم .بجز مورد شما که مشروط است
اقای علی اباد
یبارم شده چیزی میگید منبع بیارید لطفا...اومدیم اینجا یه چیزی یاد بگیریم ولی من تا پستهای شمارو میخونم میبینم یه سری دانسته های قبلیتونو شاخو برگ دادین تهش یه نتیجه گیری کردین و والسلام...کسی هم چیزی بهتون میگه میگید برید مطالعه کنید...لطفا منبع بیارید...چه این بحثتون چه بحثای دیگه...برای یکی مثل من نتیجه گیریه شما و بحثای عقلانیتون مهم نیست و برام سند نیست...پس لطفا منبععععع
بنام خدا
سلام وتشکر
بله شما درست می فرمائید مواردی که نیاز به منبع دارد مانند همین بحث منابع امده است وموارد عقلانی منبع درسر شماست
(۱۹/آبان/۹۵ ۱۳:۵۱)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر
بهرحال مهم نیست هرکس نقد کند درخدمتم .بجز مورد شما که مشروط است
چون پاسخی نداری مثلا تحریم کردی بحث رو با من .
وگرنه اگه حرفی داشتی میگفتی.
منم کاری ندارم هرکی خواست نظرش رو بگه ولی دلم میخواد که بدونن دوستان، جدیدا خیلی مطالب تاریخی و دینی عوض شده . مثلا
(۱۶/آبان/۹۵ ۱۹:۱۷)aliabad نوشته است: [ -> ]پیامبر ما فرمودند ولدت فی زمن ملک عادل (انوشیروان عادل)
حدیث جعلی و بی سند
مثلا
(۱۶/آبان/۹۵ ۱۷:۵۳)aliabad نوشته است: [ -> ]دوم اینکه کورش زردشتی نبود زردشت متعلق بدوران اشکانیان است
پس کوروش دینش چی بود معلوم نیس چون خودت تعارض داشت که دینش چی بود و اخر فرض رو بر بی دین بودنش گرفتی و پیش رفتی
مثلا
(۱۸/آبان/۹۵ ۵:۵۹)aliabad نوشته است: [ -> ]درمورد زردشت قبلا نوشتم شخصیتی درابهام است وتاریخ تولد او متفاوت است اما آنچه مورخان زردشتی بدان باورند که ایشان دراواخر دوران هخامنشی واوایل دوران اشکانی بدنیا آمد واو نیز مروج دین حنیف بود.
شخصیتی که تاریخ نویسان کمی دربارش گفتم ولی شما بهت زده و مبهم در ابهام موندی و ...
مثلا
(۱۶/آبان/۹۵ ۱۳:۴۹)aliabad نوشته است: [ -> ] اما متاسفانه درمورد کورش که همه ایرانیان بدو بدهکارند چنین نیست درحالیکه او به تعبیر قران کریم (عبدی صالح) بود وخدماتی شایان داشت
انتساب کلامی خلاف و دروغ بستن به قران و مفسرین .
مثلا
(۱۸/آبان/۹۵ ۰:۱۰)aliabad نوشته است: [ -> ]2-پیش ازورود آریائیها سرزمین ایران بکر وخالی ازسکنه بود ولذا اجداد ما همانها بودند که به این جلگه واردشدند
از شاهکارهایی که هر دانشجوی سال اول تاریخ هم میتونه پاسخی کوبنده به شما بده.نمیگم جچیزی بیشتر تا تحقیق کنی.
(۱۸/آبان/۹۵ ۵:۵۹)aliabad نوشته است: [ -> ] در توفان نوح همه آنان بجز72 نفر نابود شدند وباز زندگی بااین جماعت کم در همین منطقه آرارات آغاز شد مردمان آریائی در همین سرزمین زندگی میکردند وبا آئین نوح نبی بودند تا بدوران ابراهیم خلیل رسید وباآئین حنیف آشنا شدند .
ایا ارارات اثبات شد که حتما کشتی در اونجا پیدا شده اصلت بر کشتی نوح نبی دارد؟خیر چون خلافش هم وجود داره .
فقط نقل قول کنم از سایت http://news.nationalgeographic.com
با اینکه احتمال دادن که کشتی نوح باشه ولی باستانشناسان خلاف شواهدی که دارن اعلام کردن کشتی نوح نیست خودتون تحقیق بیشتر انجام بدید.
شما میگی ارارات و منتسبش میکنی که ارایایی ها از اونجا اومدن و بعد چون با ابراهیم خلیل اشناشدن ایین حنیف اوردن و زرتش از اونهاست یک سیر داستانی که میشه خلافشم اثبات کرد.بگذریم چون شما که من رو قبول نداری باهات بحث و مباحثه کنم پس فعلا همنیرو داشته باشید.

و مطالب دیگه که در طول مباحثات برای خیلیا مشخص شد که جناب علی اباد محقق گرامی چطور از مطالبی که خیلیاش هنوز اثبات نشده از جمله بحث کوه ارارات و کشتی نوح نبی ( چون مستندتی هم موجود هست که این کشتی در جاهای دیگه هم به زمین نشسته و اکتشافاتی صورت گرفته _ شخصا نظر خودم هست که وقتی کلام معصوم رو داریم میتونیم ازش کمک بگیریم البته علم هم سرجای خودش ولی تا زمانی که علم در تعارض با مطالب خودش داره بهتر هست از کلام معصوم کمک ب
یریم برای سنجش این علم ( البته علم قابل احترام اما ... ) _ودر مطلبی دیگه اظهار کردن خالی از سکنه بودن منطقه ای که مهاجرین اریایی به اونجا اومدن در حالی تمدنهایی پیشتر از ورود این قوم مهاجر بدست اومده ( اثار و اشیا و حتی ... Wink خود نشان از بی اطلاعی این محقق داش و بحث عبد صالحی که بیان کردن و رد شد طبق مستنداتی که طبق نظر ابوالکلام و رد شدن کلام این محقق و بحث تاریخ زندگی زرتشت که در ابهام هست ولی این محقق گرامی سعی کردن خیلی مباحث مربوطه رو نادیده بگیرن و به تحلیل های ضد ونقیض خودشون بپردازن .
جناب علی اباد این قسمتی از مطالب جعلی شما بود .البته اینها دیگه بوقلی سوتی های 3 ستاره شما بود.تو بحث حدیث و روایت هم که دستی در استفاده از متون مجهول و مجعول و تفاسیر به رایی که در باره انبیای اولوالعزم مشاهده کردیم که اخرین شاهکارهای شما بود برای همه افراد هویدا میکنه که شما چقدر در بحث تسلط داشته و چرا الان سکوت اختیار کردید و فرار میکنید از ادامه بحث. اگه مطلبی مستند علمی دارید بفرمایید وگرنه بجای اینکه نبوت زرتشت رو اثبات کنید بیشتر باعث عدم محقق بودن خودتون رو ثابت کردید.
دوستان این پست این تاپیک جمعه بسته میشه اگه مطلبی بود بگید.
راستی این هم به پست آیا زردشت پیامبربود؟ انتقال داده میشه .
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع