نقل قول:مگه همه مباحثي كه جابر مطرح كرده از امام صادق هست!
نه ... حداقل میشه با اطمینان گفت که اون قسمتی از نظریات جابر ابن حیان که امروزه نادرستیش ثابت شده، نمی تونه وحیانی باشه.
این رو عرض کردم که بدونیم از رابطه دانشمندانی مثل جابر با ائمه (علیه السلام) ، نمیشه وحیانی بودن علوم قدیم رو نتیجه گرفت.
نقل قول:نه تنها فلزات هر چيزي در طبيعت داراي طبع است
این رو میشه از طیق روش علمی آزمایش کرد و اگر اثبات بشه، کلی میشه روش حرف زد.
(۵/دی/۹۵ ۱۱:۵۹)سعدی نوشته است: [ -> ]این رو عرض کردم که بدونیم از رابطه دانشمندانی مثل جابر با ائمه (علیه السلام) ، نمیشه وحیانی بودن علوم قدیم رو نتیجه گرفت.
به قول خودت مغلطه چرا ميكني
مگه من گفتم علوم قديم كه سرشار از خرافات بوده وحيانيه
چرا براي توجيه به جاي يه لحظه فكر كردن به اين همه مطلبي كه براي شما نوشتم جواب تو در ديوار ميدي كه زير بار نري؟
من خيلي ساده و مشخص گفتم مباني طب مدرن (يعني طبايع چهارگانه و يك سري اصول ديگه ريشه در تعاليم وحياني انبيا و ائمه داره!)
من هي ميام بيخيال بحث با جنابعالي بشم
يه حرف پرت و پلا از صحبت من ميكشي بيرون مجبورم ميكني وقتم رو دوباره بگذارم به جواب دادن كه بقيه فكر نكنن كه مغلطه شما بيجواب هست!
سلام
همان طور که اشاره فرمودید، علوم قدیم پر از خرافات اند. حالا یا این خرافات از یک علم بشری ناقص ریشه گرفته یا از یک علم وحیانی تحریف شده. فرقی نمی کنه، در هر صورت باید راهی برای بررسی صحت مطالب وجود داشته باشه. یکی از این راههای هم شیوه ایه که تحت عنوان "روش علمی" ازش نام برده میشه.
پس حتی اگر علوم قدیم ریشه وحیانی هم داشته باشند، احتمال تحریف شدنشون وجود داره و به همین دلیل باز هم باید صحتشون بررسی بشه.
نرود ميخ آهني در سنگ
شما اصلاً نوشتههاي من رو ميخوني!؟
من اينهمه روي مباني و ريشه و نتيجهاش صحبت كردم
اينا همه كشك؟!
اينهمه در مورد اشكالات مباني به اصطلاح روش علمي طب مدرن و اشكالات به اصطلاح علوم ديگه بحث كردم!
خيلي باحالي
خوش باش
(۵/دی/۹۵ ۱۵:۴۵)سعدی نوشته است: [ -> ]برای بررسی صحت مطالب وجود داشته باشه. یکی از این راههای هم شیوه ایه که تحت عنوان "روش علمی" ازش نام برده میشه.
كي گفته اين روش علميه
كي گفته اين روش صحت سنج هست!
خيلي باحالي!
خودشون خودشون رو نقض مي كنن با چيزهايي كه صحت سنجيشون رو با همون به اصطلاح روش علمي تأييد كرده بودن!
خيلي باحاليد شما
لابد فكر مي كنيد خيلي هم منطقي هستيد..

اصلاً شما درست ميگيد
هر چي شما ميگي
خوش باش برادر
من هم كه وقتم را از سر راه نياوردم
)
فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۸۳ - غافر﴾
هنگامي كه رسولان آنها با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند، از آن مقدار
علمى كه داشتند، دلخوش و شادمان بودند و [تبعات] آنچه ريشخندش مىكردند آنان را فرو گرفت(83)
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (41-روم)
ظاهر شده است فساد در خشکی و دریا
با آن چیزی مردم کسب کرده اند تا بچشانيم نتیجه برخی اعمالشان را باشد که بازگردند (41)
من هم با آقای 313 موافقم.
انشالله که با بازگشتن به دوران غارنشینی به حیات طیبه برسیم.
اگر آقای 313 موافق باشن یه کمپین هم راه بندازیم که دولت هر چه سریعتر آب و برق و گاز رو هم قطع کنه که زودتر به هدفمون برسیم.
اگر بعد از اينهمه صحبت و برهان به خصوص اين قسمت عرايض بنده
(۵/دی/۹۵ ۱۰:۴۵)III I III نوشته است: [ -> ]حال موضع ما چه بايد باشد!
چون اين علم مدرن الان عامل سلطه بر مؤمنين است مانند سحر شده! كه بايد عدهاي بروند ياد بگيرند براي خنثي كردن اثرش!
بر اين اساس لازم است عدهاي بروند تا در مرز علم مدرن براي خنثي كردن تأثيرش كار كنند!
از سوي ديگر بايد همانگونه كه رهبر انقلاب فرمودند روي علوم انساني كار كرد!
علوم تجربي و رياضي همانگونه كه بيان شده ريشه در علوم انساني دارند و از اون متأثر هست!
يك هر دستگاه فلسفي با خود يك دستگاه فيزيكي و تجربي دارد و هر دستگاه منطقي با خود يك دستگاه رياضي دارد!
اگر دستگاه فلسفي و منطقي متناسب با مباني وحي توليد شود به تبع دستگاه تجربي و فيزيكي و رياضي متناسب هم توليد ميشود!
علوم انساني بايد با مباني وحي ايماني شود!
بشر مدرني كه انسان را نميشناسد غلط زيادي كرده و براي همه چيزش نسخه داده!
روانشناسي داده
مدريت داده
اقتصاد داده و
جامعه شناسي داده
متد تربيت داده
بر پرروي و با وجود جهل مركبش متد داده
بايد در جهارچوب و موازين وحي علوم انساني اسلامي شود تا به تبع جامعه پردزاي بر مبناي دين شود
در كنار اين بايد سراب بودن و لجن بودن نتايج اين تمدن مدرن كه به گواه خود ويكيپديا مردم عالم دارند ازش خسته ميشوند تبيين شود!
اين بيزاري و آن كار قبلي إن شاء الله مقدمه اي ميشود براي آنچه بايد بشود!
برداشت شما از سخنانم اين است:
(۶/دی/۹۵ ۱۲:۰۵)truthfinder نوشته است: [ -> ]انشالله که با بازگشتن به دوران غارنشینی به حیات طیبه برسیم.
اگر آقای 313 موافق باشن یه کمپین هم راه بندازیم که دولت هر چه سریعتر آب و برق و گاز رو هم قطع کنه که زودتر به هدفمون برسیم.
تنها جواب من به شما اين است:

آزمایشات تجربی حتی می تونند در علوم انسانی هم کاربرد داشته باشند. به طور مثال، قرآن روشی تجربی را برای اثبات ناتوانی خدایان دروغین مطرح ساخته است:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41884.html
بنابراین برخی مسائل عقیدتی رو هم میشه از طریق همین روش علمی سنجید.
من در مورد مباني بحث كردم من اطلاعات بسيار زيادي در مورد خيلي بيش از اين مثالهايي كه در ارسال بالا ذكر شده دارم
اما در خصوص اين اظهار نظر
(۷/دی/۹۵ ۱۱:۱۵)سعدی نوشته است: [ -> ]آزمایشات تجربی حتی می تونند در علوم انسانی هم کاربرد داشته باشند....
بنابراین برخی مسائل عقیدتی رو هم میشه از طریق همین روش علمی سنجید.
من خيلي ساده و مبرهن گفتم:
(۵/دی/۹۵ ۱۶:۲۲)III I III نوشته است: [ -> ]كي گفته اين روش صحت سنج هست!
خودشون چيزهايي كه با اين روش به اصطلاح علمي صحتش رو تأييد ميكنن چند وقت بعد صحتش رو نقض ميكنن
ضمن اينكه بحث اصلي من خيلي مبنايي تر از اين هست منتها قصه طرف بحث چيز ديگري است...
به قدر كفايت هم نوشتم براي ساير دوستان
حالا با توجه به قصه لگد و اينكه براي من وقتم ارزش داره
وقتم را بيش از اين تلف نخواهم كرد...
علم حتی می تونه به فهم بهتر منابع وحیانی هم کمک کنه. به طور مثال در احادیث معتبر بیان شده است که زمین بر روی پشت ماهی است و ماهی نیز بر روی شاخ گاوی راهوار قرار گرفته است. امروزه با کمک علم می توانیم به معنای واقعی این حدیث پی ببریم: با تطبیق به این نتیجه می رسیم که منظور از ماهی مواد مذاب زیر زمین است و شاخ گاو به جاذبه زمین اشاره دارد.
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/tr21594
ايشان ممكن هست دوباره يه مثال ديگه بيارن كه علم اين آيه و روايت را اين چنين تأييد كرد يا رد كرد و يا توضيح داد بنابر اين علم مدرن براي فهم بهتر دين چنين و چنان است
منتها بنده پاسخ لازم را در ارسال قبلي داده ام
(۷/دی/۹۵ ۱۱:۳۰)III I III نوشته است: [ -> ]من در مورد مباني بحث كردم من اطلاعات بسيار زيادي در مورد خيلي بيش از اين مثالهايي كه در ارسال بالا ذكر شده دارم
ضمن اينكه بحث اصلي من خيلي مبنايي تر از اين هست منتها قصه طرف بحث چيز ديگري است...
به قدر كفايت هم نوشتم براي ساير دوستان
فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِيرٌ مَا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا
﴿۴۲-فاطر﴾
اسْتِكْبَارًا فِي الْأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ
﴿۴۳-فاطر﴾
آن گاه که بیم دهندهای براي آنها آمد، جز نفرت چيزي بر ايشان افزوده نشد.
این نفرت به سبب گردن کشی و تکبّر آنان در زمین و نیرنگ زشتشان بود؛